دسته‌ها
مرگ شریعتی

ما و اقبال، به مناسب 29خرداد – دانشگاه آزاد اسلامی تحقیقات اهواز

نوشتار حاضر مي کوشد تا يکي از آثار متأخر او را معرفي کند. کتاب « ما و اقبال » يکي از آثار مهم و قابل تأمل دکتر شريعتي است که در آن با معرفي اقبال، متني را که چنين انديشمنداني را پرورش داده است، معرفي مي شود. در مقدمه همين کتاب آمده است که: « اقبال عنوان يک فصل است و با شناختن وي و سيد جمال وارد متني مي شويم که عنوانش اين شخصيت ها هستند، متنش خود ما، انديشة ما، مشکلات و راه حل هاي ماست. »

کتاب حاضر حاوي دو دفتر است، دفتر اول سخنراني وي در جلسة بزرگداشت اقبال لاهوري است، که از طرف حسينية ارشاد در ارديبهشت ماه 1349 برگزار شد و دفتر دوم نوشتار او در باب اقبال است. هر دو متن (گفتار اول و نوشتار دوم) با عنوان ما و اقبال آمده است که مجموعاً در پي شناخت شخصيت اقبال و انديشه هاي اوست با اين تفاوت که در نوشتار دوم، بيشتر درسهايي که از اقبال می گيريم مطرح شده است.

دسته‌ها
سخنان کوتاه هبوط

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی …

در هراس دم می زنم

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی

کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم

دردم ، درد “بی کسی” است

دکتر علی شریعتی

دسته‌ها
ضد شریعتی - نقد شریعتی

دکتر شریعتی، شهید بهشتی و آقای مصباح

در دهه ی پنجاه شمسی مسأله ی دکتر شریعتی، یکی از مسائل داغ حوزه های علمیه بود. یکی از این کانون ها مدرسه ی حقانی قم بود که هم شهید آیت الله بهشتی و هم آقای مصباح در آن جا تدریس می کردند. آقای مصباح از مخالفان تند و بی پروای دکتر شریعتی بود. مسئولان مدرسه ی حقانی برای جلوگیری از اختلاف بیشتر، از استادان مدرسه خواسته بودند تا سر کلاس درباره ی کسی صحبت نکنند. آقای مصباح که این مطلب را نپذیرفته بود، از مدرسه ی حقانی جدا شد. گفتنی است که شهید بهشتی، شریعتی را نه به لحاظ علمی، بلکه به دلیل خوش قریحگی و کسی که در جست و جو برای شناخت بهتر است و جوانان را به اسلام و تشیع علاقه مند کرده، می پذیرفت. ایشان در پاسخ آقای مصباح از جمله اشاره می کند که سه تصور درباره ی دکتر هست: یکی این که او مجتهد جامع الشرایط عالم است. دوم این که فردی مغرض و فاسد العقیده است. سوم آن که “کاوشگر و جست و جوگری بی آرام” است که “اسلام را در حد کتاب هایی که در دهه های اخیر درباره ی زمینه های گوناگون اسلامی و شیعی نوشته شده، می داند.” وی تأکید می کند که: بنده دکتر شریعتی را در این چهره می بینم؛ و اضافه می کنم که در این بازشناسی خامی های فراوان دارد و کار تحقیقی و مستندش از کار قریحه ای و ذوقی اش بسیار کمتر است. من می دانم که او در این برداشت های سلیقه ای و ذوقی که می تواند با خطاها و اشتباهات و انحرافات همراه باشد، ضررها هم زده و یا می زند. اما در کنار این ضرر زدن ها، سودها و جاذبه هایی برای عده ی زیادی از افراد به سوی اسلام و تشیع داشته و دارد. آیا از این ضرر و سود، کدام بیشتر است.

آقای مصباح در قم به سخنرانی های خود بر ضد دکتر شریعتی ادامه داده و این برنامه تا سال ۵۶ – گویا تا چهلم حاج آقا مصطفی – ادامه داشت. در آن زمان، بین طلاب انقلابی طرفدار شریعتی و ایشان، نزاع فکری و مباحثه ی فراوان صورت گرفت. آقای مصباح به طور مداوم به نقد آثار شریعتی، قلمداران و علی تهرانی می پرداخت.

امروز گوشه ای از تاریخ را از کتاب جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران روزنوشت کردم.

دسته‌ها
اسلام شناسی

راه مذهب

انسان یک « انتخاب » است ، «نبرد و تلاش و شناخت » است یک «شدن» همیشگی است ، یک « هجرت بی انتها » است ، هجرت در خویش ؛ از لجن تا خدا (هجرت انفسی).

و راهی که از لجن تا خدا کشیده شده است «مذهب» نام دارد .

در اینجا روشن است که مذهب یعنی راه . مذهب هدف نیست، راه است و وسیله است . تمام بدبختی ئی که در جامعه های مذهبی دیده می شود به این علت است که مذهب تغییر روح و جهت داده و در نتیجه نقشی که دارد ، عوض شده است و این بدان علت است که « مذهب را هدف کرده اند» . شما جاده را هدف کنید ؛ گل کاری و آسفالت و آذین کنید ، صد ها سال ، نسل به نسل روی این جاده کار کنید، جاده پرست بشوید ، معتقد به جاده بشوید، آن را دوست بدارید، بدان عشق بورزید، تا چشمتان به آن افتاد یا اسمش به گوشتان خورد از شور به گریه افتید ، با هر که چپ به آن نگاه کرد بجنگید ، تمام وقت و پولتان را صرف تزیین و تعمیر و صاف و صوف کردن آن کنید ، یک لحظه آن را برای رسیدن به کار زندگیتان ترک نکنید ، همیشه بر روی آن قدم بزنید و کیف کنید و از آن گفت گو کنید و خاکش را به چشمتان بمالید و دوای دردتان بسازید و … چه خواهید شد ؟ گمراه.

آری . همین راه راست و درست و حقیقی شما را از هدف باز می دارد ، شما را به جایی نمی رساند ، در راه گم شدن از گمراه شدن بدتر است.

اسلام شناسی