دسته‌ها
بررسی و نقد ها خانواده شریعتی دیگران از شریعتی می گویند شریعتی و تاثیرش در دنیا شریعتی و دانشجویان شریعتی و روشنفکری

شریعتی آغازگرِ بیداری

شریعتی هنوز در بسیاری از ابعاد یک روشنفکر یا متفکرِ مشهور اما «ناشناخته» مانده است که «نیاندیشیده‌مانده»های او بیش از نظریاتِ تاکنون رواج‌یافته و تصاویرِ رایج از او، نیازمندِ بررسی اند. بخشی از این مهجور ماندنِ سیمایِ چندبُعدیِ شریعتی در سه سپهرِ «کویریات (خودآگاهی)، اسلامیات (خداآگاهی) و اجتماعیات (خلق‌آگاهی)»، به در حاشیه قرار گرفتنِ پویندگان این مسیر و پروژه در دورانِ پس از انقلاب برمی‌گردد.

nf00001811-1

احسان شریعتی : از ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ۳۷مین یادروزِ هجرتِ شریعتی، معلمِ انقلابِ مردم، امسال تا چهلمین سالگرد او سه سال فرصت داریم که به برنامه‌ریزی برای برپاییِ یک سمینار بزرگِ بین‌المللی بپردازیم؛ نشستی پیرامونِ «شناختِ شریعتی، بمثابهٔ یک اندیشه و یک راه‌کار»؛ و در جهتِ جمع‌بست و نتیجه‌گیری از تمامیِ ارزیابی‌های علمی-انتقادی و عملی-راهبردی تا کنون.
شریعتی هنوز در بسیاری از ابعاد یک روشنفکر یا متفکرِ مشهور اما «ناشناخته» مانده است که «نیاندیشیده‌مانده»های او بیش از نظریاتِ تاکنون رواج‌یافته و تصاویرِ رایج از او، نیازمندِ بررسی اند. بخشی از این مهجور ماندنِ سیمایِ چندبُعدیِ شریعتی در سه سپهرِ «کویریات (خودآگاهی)، اسلامیات (خداآگاهی) و اجتماعیات (خلق‌آگاهی)»، به در حاشیه قرار گرفتنِ پویندگان این مسیر و پروژه در دورانِ پس از انقلاب برمی‌گردد. با تغییرِ «دوران» در ایران و جهان، صورت‌بندی و سرنمون‌های معرفتی (اپیستمه-پارادایم) دورانِ گذشته نیز در عصرِ «پسا-و-پایان»ها (پسامتافیزیک، پساصنعتی، پسامدرن، و..، پایانِ ایدئولوژی‌، پایان تاریخ، پایان انسان، و…)، تغییر کرد و از سوی نسل‌های امروز نیاز به طرحِ اندیشه‌ای نو و «گفتمانی» تازه احساس شد. عصرِ شریعتی دورانِ انقلاب‌ها، ایدئولوژی‌ها، و در رأس همه سوسیالیسمِ مارکسیستی، و تبیینِ تفهّمیِ علومِ انسانی، با سیطرهٔ جامعه‌شناسی-سوسیولوژی-، بود. در زمانِ شریعتی، او در عرصهٔ دینی درگیرِ مبارزهٔ اعتقادی با «سنت‌گرایی» یا همان اسلام-و-تشیعِ صفوی بود. پس از شریعتی در ایران و جهانِ اسلام، نوعی «بنیادگرایی» (یا «اصول‌«گرایی) با شاخصه‌هائی متفاوت با سنت‌گرایی صرف رشد یافت. این دو تغییرِ مُدل-یا- الگو (شیفتِ پارادایمی)، ضرورتِ به-روز-سازیِ گفتمانِ «بازگشت به (کدام) خویش؟» شریعتی را با شرایطِ جدید و در موقعیتی متفاوت به‌لحاظِ بافتار نشان می‌داد. «نوشریعتی‌ها» اما هنوز نتوانسته‌اند به این ضرورت و نیاز پاسخی در خور بدهند؛ و در برابر حملاتِ رقبای فکری، بیشتر به دفاعِ از میراث و مواضعِ پیشینِ معلم پرداخته‌اند تا طرح صورتِ مسئله‌های تازه و خودویژه. در نتیجه، همواره در میدانی دویده‌اند که دیگران برای آن‌ها باز می‌کرده‌اند.

طراحی گفتمانِ نوین، متناسب با مقتضیاتِ دورانِ کنونی، می‌بایست به‌صورتِ همزمان، در دو سطحِ ملی-محلی و منطقه‌ای-بین‌المللی، به دو پرسش پاسخ گوید:
۱٫ چگونه می‌توان-و-می‌بایست از موقعیتِ انحطاطِی چند قرنی تمدن-و-فرهنگِ ملی-و-دینی بیرون رفت؟ (از سنتِ قرونِ وسطایی به عصر نو و «پسامدرن»)؛
۲٫ در وضعیتِ «پساها-و-پایان‌ها»، یا به عبارتی دیگر عصرِ «پیچیدگی»، عدمِ قطعیت، نسبیّت، و ..، شناسایی «دیگری»ها، دگراندیشی، دگربودگی، و ..، چگونه می‌توان-و-می‌بایست با پدیدهٔ «بی‌ایمانی» به فراروایات، آرمان‌ها، ارزش‌ها، مقدسات، و ..، مواجه شد و مواجهه کرد؟ پس از «فرارِ خدایان» (هولدرلین) کدامین خدای در راهِ فرا رسیدن در آینده است؟
پاسخِ به این دو پرسش به‌گونه‌ای همزمان اند و ساختاری درهم تنیده دارند. زیرا در جهانِ سرجمع و کوچک‌شدهٔ امروزِ ما، هر مسئله‌ و هر ناحیه نمی‌تواند قابلِ طرح و تافته‌ای جدابافته و بی ربط با کلیتِ مسائل در سایرِ نواحیِ عالم باشد. معضل در همین پیوستگیِ دوگانهٔ دو ساحتِ محلّی-بومی و ساحتِ جهان-روا (یا جهان‌شمولِ) پاسخ است.
در یک کلام، مسئلهٔ اصلی و امروزینِ ما، نه «گذار از سنت به تجدد»، از روستانشینی به شهرنشینی، بل‌که گذار از روستا-انگاریِ تدافعی-واکنشی به «جهان-شهری» است متکثر، چندصدایی، شبکه‌وار و..، در جستجوی نظمی دیگر و آزادی-و-عدالتی بهتر، و الگو یا مُدل توسعه‌ای متعالی‌تر.

در این راستا، دوستداران و پویندگانِ راه «نوزایی» فرهنگِ ملی (رنسانس) و «بازپیرایی» فرهنگِ دینی (رفرماسیون)، می‌شایست و می‌بایست با عزیمت از واپسین طرحِ شریعتی، مبتنی بر تثلیثِ «آزادی، برابری، و عرفان» (خودآگاهی معنوی فردی و همبستگی-اُخوت یا برادری- جمعی) «آغازی نو و دیگر» را سرلوحه و در دستورِ کارِ خود قرار می‌دادند. زمینهٔ انجامِ این وظیفهٔ مهم امروزه بیش از پیش مساعد شده است. شکست‌های نظری گرایشاتِ سنت‌گرا-اصول‌انگار از سویی، و نوگراییِ نقّادِ رادیکال-سکولاریستی از دیگر سو، سراب بودنِ چشمه‌آب‌های موعود را در عمل و در تجربهٔ تاریخی سدهٔ گذشتهٔ میهنِ ما به آزمایش و نمایش گذاردند. و امروز، نسلِ جوان و دانشجو، نگرانِ راه‌یابیِ وجودی و اخلاقی و..، در جهانی نامتناهی، متنوع ، پویا و متلاطم، در جستجویِ چشم‌اندازی نویدبخش، امیدآفرین، بن‌بست‌شکن، و ..، اما مسئول و متعادل، معقول و منطقی است.

بزرگداشتِ حقیقی یاد و آرمانِ آموزگارانِ گذشته، بازاندیشیِ میراثِ فکری و معنویِ ایشان و ازسرگیریِ دوبارهٔ طرح و راه‌کار آنها است، و به‌روزسازی راستینِ آن میراث، با روحیهٔ ابتکار و روشِ اجتهاد، تنها توسط شاگردانی ممکن و میسر است که آموزش و وفاداری را با گشودگی و نوآوری جمع آورده باشند.

منبع:نشریه دانشجویی «خرداد» تبریز

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و تاثیرش در دنیا ضد شریعتی - نقد شریعتی طرحی از یک زندگی

نظر دکتر متینی درباره شریعتی

دوران ریاست دکتر جلال متینی برای علی با یک سلسله تنشها همراه بود که در اصل ریشه در غرض ورزیها و کارشکنیهای مسئولان دانشکده و نیز بوروکراسی حاکم بر نظام آموزشی داشت که علی به شدت از آن بیزار بود . دکتر متینی هنوز پس از 23 سال که از شهادت علی می گذرد ، همچنان از سر کینه و عداوت در رادیوهای بیگانه به اظهارات مغرضانه بر ضد علی می پردازد ، هر چند که نمی تواند از ذکر سجایای اخلاقی علی خودداری کند :
… به طور کلی مردی آرام و متواضع می نمود . هر گاه در کارش مشکلی پیش می آمد و آن را با وی در میان می نهادم سخنان مرا به دقت گوش می کرد و جواب کوتاهی می داد ، نه از روی اعتراض . بدین جهت اوایل می پنداشتم که روش خود تجدید نظر خواهد کرد ولی پس از مدتی این نکته برایم روشن شد که او یا نمی خواهد یا نمی تواند شیوه کار خود را تغییر بدهد . در یک مورد نیز همراه تنی چند از استاد یارانی که درجه دکتری دانشگاهی داشتند وارد مبارزه جدی با دانشگاه و دانشکده شده و آن هنگامی بود که هیئت ممیز دانشگاه با تصویب آیین نامه ای ارتقای دارندگان دکتری دانشگاهی را به مقام دانشیاری موکول به اخذ مدرک علمی معتبری کرد1 .


ناگفته نگذارم که روابط من و دکتر شریعتی متقابلا محترمانه بود2 ، به همین سبب بود که وی چند جلد از کتابهایش را نیز از راه لطف به من هدیه کرد .
یکی از آنها نقد و ادب تالیف دکتر مندور است که وی به فارسی ترجمه کرده و در همان صفحه اول کتاب این عبارت را برایم نوشته است : ( به کتابخانه حضرت استاد متینی تقدیم می کنم با این امید که از نظرهای صائبشان در این راه که خود سالک توانا و رهشناس و صاحب نظر آنند برخوردار گردم . ارادتمند علی شریعتی 2/2/47 ) و دیگری نسخه ای از چاپ اول کتاب اسلام شناسی است که در تاریخ 11/10/47 از اداره کل فرهنگ و هنر خراسان اجازه نشر یافته است . این کتاب نیز با این عبارت محبت آمیز به نویسنده این سطور اهدا گردیده است : ( به حضرت استاد دکتر متینی ریاست محترم دانشکده ادبیات تقدیم می شود . علی شریعتی )

1. دکتر متینی مجله ایران شناسی سال پنجم شماره چهارم زمستان 72 کالیفرنیا . به نقل از شریعتی در دانشگاه مشهد ص 94.
2. صحت و صداقت گفتار آقای جلال متینی را می توان به سندی که در صفحات 352 و 353 کتاب شریعتی به روایت اسناد ساواک جلد اول مرکز اسناد انقلاب اسلامی آمده دریافت .

مشکل دکتر شریعتی با دانشکده یکی دو تا نبود . چون تعداد معلمان رشته تاریخ مثل دیگر رشته ها معدود بود ، هر استاد یاری 10 تا 12 ساعت در هفته به ارائه دروس مختلفی می پرداخت این بود که دکتر شریعتی بر طبق ( برنامه تفصیلی ) تدریس نمی کرد و این شکایت بارها و بارها تکرار می شد .
دانشجویان هم که طالب سخنان دکتر شریعتی درباره مسائل خاص بودند نه اجرای ( برنامه تفصیلی ) به ادامه این کار کمک می کردند . یک نمونه روشن از شیوه تدریس وی و عدم اجرای برنامه تفصیلی دروس همین کتاب اسلام شناسی اوست . وی در این کتاب می نویسد : (( موضوع درس ما در سال تحصیلی 46-1345 ( تاریخ ایران از اسلام تا غزنویان است ، و برای این کار باید ابتدا اسلام را شناخت )) . و آن گاه بی توجه به موضوع درس که ( تاریخ ایران ) در مدت چهار قرن اول اسلامی است برای دانشجویان از اول سال تا آخر سال فقط درباره این مباحث به شرح سخن گفته است : تاریخ اسلام به چه کار می آید ، اسلام چیست ؟ پایه های اساسی اسلام اولیه ، محمد کیست ؟ سیره محمد ، شناخت محمد ، سیمای محمد ، همین و …1
… گرچه مقررات خدمت ( تمام وقت ) ( چهل ساعت حضور در دانشکده در هر هفته ) را مطلقا رعایت نمی کرد و در تدریس مواد مختلف نیز آنچه خود مصلحت می دانست می گفت مانند تدریس ( اسلام شناسی ) به جای ( تاریخ ایران از اسلام تا غزنویان ) که به آن اشاره کرده ام . او برای ارتقا به دانشیاری هم رسما تقاضایی به گروه آموزشی تاریخ یا دانشکده تسلیم نکرد ، زیرا می دانست که حائز شرایط نیست . ولی البته برای تغییر آییین نامه هیات ممیزه در این مورد سخت در تکاپو بود2 .

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و تاثیرش در دنیا شریعتی و روشنفکری ضد شریعتی - نقد شریعتی طرحی از یک زندگی

شریعتی و مخالفان او

علی همانند بسیاری از افراد آزاداندیش به خاطر نوآفرینی در عرصه فکر و اندیشه ، آماج انتقادات ، اعترضات ، تهمتها و دشنامهای این و آن قرار گرفت . بجز نظام حکومتی وقت که به شکلهای مختلف برای او دردسر درست می کرد ، روحانیت سنتی و به ویژه بخشهای بی سواد و قشری آن ، بیشترین مخالفتها را با علی و آرای او می کرد که با جوسازی ، شایعه پراکنی ، افتراهای دروغ ، بیانیه نویسی و صدور فتوا و طرد و لعن و … همراه بود . مخالفتها از سوی روحانیت سنتی ، علی الظاهر پوشش مذهبی داشت و دفاع از کیان اسلامی و حریم ولایت را از اهداف خود می دانست . اما نوع مخالفتها و تحریکاتی که بر ضد ارشاد و علی می شد کمتر به دلایل فکری بود و بیشتر جنبه شخصی داشت و اغراض سیاسی خاصی را دنبال می کرد .


رژیم پهلوی علی را محرک جوانان بر ضد خود می دانست و استراتژی او راپرورش ((عارفان مجاهد)) ارزیابی می کرد . مارکسیستها اندیشه او را ارتجاعی و مخدوش کننده مبارزه طبقاتی و روحانیت سنتی اندیشه های رهایی بخش او را مخالف وضع سنتی موجود و منافع صنفی خود می دانست و علی در این میان (( خروس بی محلی )) که به جرم آوازهای صبحگاهی ، باید او را سر برید .
مخالفت روحانیت سنتی با شریعتی ، در پی چاپ و انتشار مقالات او در جلد اول کتاب محمد خاتم پیامبران آغاز شد . بیشتر مخالفتها به مقاله از هجرت تا وفات پیامبر به ویژه بخش برگزاری نماز جماعت به امامت ابوبکر بنا به منابع تاریخی سیره ابن هشام و تاریخ طبری – منابع مورد استناد شریعتی – به دلیل بیماری برگزاری آن را به ابوبکر وانهاده بود . استناد بر این واقعه از کتابهای فوق از دیدگاه روحانیت سنتی نادرست می نمود و به مثابه صحه گذاری بر ابوبکر و تایید مشروعیت وی بود .
مخالفت روحانیت سنتی بعدها و به موازات سخنرانیها و فعالیتهای علی در ارشاد رفته رفته ابعاد و جنبه های دیگری به خود می گرفت . غیر از مقالات مندرج در کتاب محمد خاتم پیامبران که همراه با بخشی دیگر از مطالب و درسهای علی تحت عنوان اسلام شناسی که در دانشکده مشهد تدریس و به صورت کتابی به همین نام منتشر شد ، برخی مواضع و دیدگاههای علی درباره مسائل و موضوعات مذهبی به ویژه نقدهای او بر اندیشه و اعمال آن بخشی از روحانیت که وی آنها را طرفداران تشیع صفوی می نامید و در سخنرانیهای پدر ، مادر ما متهمیم ، تشیع علوی و تشیع صفوی1 و … بازتاب یافته بود ، موجبات خشم و اعتراض برخی روحانیون و محافل سنتی بر ضد علی و آرای او شد .
مخالفان علی نیز با مستمسک قرار دادن آن مواردی که با ذائقه ، منافع و چارچوبهای جزمی آن سازگاری نداشت ، تلاش می کردند با نوشتن ردیه ها ، سخنرانی بر سر منابر یا تحریک برخی مراجع بر ضد علی و ارشاد ، او را بی اعتبار سازند .

1. از دید شیخ قاسم اسلامی تمایز میان (( تشیع علوی و تشیع صفوی )) نخستین خیانت به عالم تشیع محسوب می شد . به نوشته ی انصاری قمی با این سخنرانی دیگر تردیدی نماند که شریعتی نه تنها می خواهد تشیع را ریشه کن سازد بلکه این تعالیم در حال رواج یافتن در جامعه است ، ر . ک رهنما صص 384 و 385

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

دسته‌ها
بررسی و نقد ها خاطرات شریعتی و تاثیرش در دنیا شریعتی و حسینیه ارشاد طرحی از یک زندگی

علل اصرار موسسین حسینیه ارشاد در بقای شریعتی

موسسین ارشاد که نمی خواستند علی را از دست بدهند به فکر راه حلهایی بودند که مشکلات پیش آمده فرا روی ارشاد را حل کنند و بنا به گفته های آقای میانچی :

علل اصرار موسسین حسینیه ارشاد در ابقای دکتر شریعتی و ادامه برنامه های وی یکی احترام به خواست جوانان و دانشجویان مشتاق در شرکت کلاس ها و جلسات سخنرانی دکتر شریعتی بود و مورد مهم دیگر جلوگیری از انتساب ناروای عناوین گناه آلود و اتهام آمیزی از قبیل عدم صلاحیت اعتقادی ، انحراف از غقاید اسلامی و مذاهب امامیه و تجاهر به فسق بود که صریحا در فصول و بندهای مختلف ضوابط مورد تصویب قرار گرفته و به هنگام پیاده نمودن انها محققا گریبانگیر شخص دکتر شریعتی می گردید 1 . اما از سوی دیگر مرحوم مطهری و حلقه او در انتظار آن بودند تا به محض پایان دوره ی کاری هیئت مدیره و قت برنامه های خود را از طریق یک هیئت مدیره ی جدید متحقق سازد2 . و بنا به گفته رهنما مطهری از دی ماه 1349رفته رفته ازحضورخود در ارشاد کاست ومنتظر فرصتی ماند تا برگ برنده ی خود را رو کند . در فاصله ی اوایل آذر تا اوایل اسفند 1349 برنامه های عادی ارشاد به خاطر مشکلات درونی دچار وقفه و اختلال شده بود . مطهری با وجود کاستن از سخنرانی ها خود طی زمستان 1349 نمی خواست میدان را به نفع ” غیر خودی ها ” ترک کند . اکثر سخنرانان ارشاد در این دوره از اعضای محفل وی بودند3 .   

اکنون که بین کادر مدیریتی ( غیر روحانیون ) و کادر تبلیغاتی ( روحانیون حلقه مطهری ) ارشاد بر سر علی و افکار او قطب بندی روشن و شفافی به وجود آمده بود و هر قطب به علل و انگیزه ها و دلایلی به حضور یا عدم حضور او تاکید داشت می باید راه حلی جست و سرانجام با گذشت چند روزی از این ماجرا با وساطت مصلحین خیراندیش و مداخله عده ای از همان هیئت بیست نفری که مصدق ضوابط مفصل پیشنهادی استاد مطهری را تصدیق می کردند سرانجام با جلب نظر استاد موافقت کردند که حسینیه در دو بخش تبلیغ و تحقیق راه اندازی شود که بخش تبلیغ آن در اختیار دکتر شریعتی باشد مشروط بر این که جنجال آفرینی نشود .

 

 

1. ویژنامه ارشاد شماره 16 ص 74

2. رهنما ص 366

3. همان

اعلامیه و آگهی تبلیغاتی در جراید درج و چاپ نگردد و بخش تحقیقاتی آن نیز در اختیار استاد مطهری قرار داده شود و با تعیین و انتخاب و استخدام عده ای از محققین و آشنایان و تحت نظر مستقیم استاد به کار تحقیقاتی علمی بپردازند و آثار تحقیقاتی آن نیز سریعا منتشر گردد .

بعد از توافق و تفکیک حوزه های تبلیغی و تحقیقی هر گروه به سرپرستی شهید مطهری و علی به تهیه و تدارک مقدمات کار مشغول می شوند و علی که برای کلاسهای تاریخ ادیان و اسلام شناسی وی قریب به 4500 نفر دانشجو ثبت نامه کرده بودند وظیفه خطیری را در تحقق یک طرح نسبتا جامع بر دوش می کشید .

آغاز فعالیتهای مجدد علی مصادف با ایام محرم بود . بخش تبلیغاتی ارشاد به سرپرستی علی متن اعلامیه ای1 را درباره ضرورتها و چگونگی تشکیل کلاسهای تاریخ ادیان و اسلام شناسی تهیه کرده و می باید آن را برای آگاهی مستمعان و دانشجویان قرائت کند . که بنا به اظهارات آقای میانچی این متن در آغازین لحظات جلسه سخنرانی عاشورا و قبل از رسیدن وقت و لحظه سخنرانی خوانده می شود و با توجه به آن که از طرف مرحوم مطهری فقط چاپ آگهی و اعلان در جراید و راه اندازی سر و صدا درباره برنامه های شریعتی منع گردیده بود ، لیکن به جهت نامعلوم استاد مطهری که در کنار بهشتی در مبلمان سالن ورودی حسینیه نشسته بودند به محض شنیدن متن اعلامیه دست نویس تشکیل کلاسهای دکتر شریعتی بسیار عصبانی و آشفته خاطر شدند و به صورت اعتراض حسینیه را ترک کردند2 .   

بنا به اظهارات آقای میانچی که از نزدیک دست اندر کار مسائل و مشکلات ارشاد بوده اند : متن اعلامیه قرائت شده به خصوص قبل از چاپ و آگهی در جراید آن هم در برنامه مقدماتی عاشورای سال 1349 هیچ گونه انگیزه یا عوامل تحریک کننده ای که مایه دلگیری و عصبانیت استاد باشد دربرنداشته و حتی مطالبی نیز که مغایر با فصول مختلف ” ضوابط مصوبه ” باشد از قبیل ” انحراف عقیدتی از عقاید اسلامی و مذهب امامیه یا فقدان صلاحیت اعتقادی و مهم تر از همه تجاهر به فسق ” در آن وجود نداشته است که موجب تکدر خاطر استاد شده باشد ، معهذا نمی دانم خدای سرنوشت ساز چه تقدیری را در آن برهه از زمان برای حسینیه ارشاد در تدبیر داشته است که یاران همراه و همرزم در آن موقعیت حساس حسینیه را ترک کردند و پایگاه خود را به مسجد الجواد منتقل نمودند3 .

و بنا به گفته رهنما : برخوردهای شخصی و سلیقه ای در ارشاد که موجب کشمکش های مکرر شده بود عاقبت با رفتن مطهری به پایان رسید . آن چه که در اصل یک اختلاف سلیقه میان مطهری و میانچی بود در ادامه به نزاع میان دو قرائت مختلف از اسلام تبدیل شد که هر یک مخاطبان خاص خود را داشت4 .

 

 

 

1. برای آگاهی از متن اعلامیه کلاسهای درس علی ن . ک به ویژه نامه ارشاد خاطرات آقای میانچی شماره 16 صص 83-85

2. همان ص 83

3. همان ص 85

4. رهنما ص 370

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

 

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و تاثیرش در دنیا شریعتی و شهید بهشتی شریعتی و مصباح یزدی طرحی از یک زندگی

تاثیر اندیشه های شریعتی بر حوزه های علمیه

بروز جناح بندی در مدرسه حقانی را باید ناشی از نفوذ اندیشه شریعتی حتی در محافل سنتی دانست . علی که از همه سو آماج حملات و افتراها و دشمنیها قرار گرفته بود به خاطر طرح مسائل جدی و نو در عرصه دینی و دردمندی و اخلاص در بیان نیازهای نسل و عصر ، کم کم هوادارانی1 در گوشه و کنار محافل سنتی و حوزه های دینی ایران پیدا می کرد و به یکی از سوژه های اصلی در منازعات مذهبی بین موافقان و مخالفان خود تبدیل شده بود و اکنون بعد از قطب بندی در حسینیه ارشاد و تعمیق یافتن شکاف بین روحانیون و غیر روحانیون ، هیئت مدیره و هیئت مشورتی ، مکلا و معمم ، نوبت به مدرسه حقانی و دیگر مدارس و محافل سنتی و مذهبی رسیده بود . این شکاف در درسه حقانی در دو چهره روحانی جلوه گر شده بود : دکتر بهشتی و مصباح یزدی (( روابط آقای مصباح و مرحوم بهشتی که طی سالهای 37 به بعد در قم و بعدها تا رفتن شهید بهشتی به آلمان و بازگشت ایشان در سال 1349 بسیار صمیمی بود به تدریج در این وقت تیره گردید . شهید بهشتی مدافع مشروط اندیشه های شریعتی و آقای مصباح مخالف مطلق بود . در این زمینه نقد و ایرادهایی نیز میان آنان رد و بدل شد . بخشی از انتقادات آقای مصباح نسبت به شریعتی در بحث خاتمیت بود ))2 .

مرحوم بهشتی درباره حسینیه ارشاد و نقش شریعتی در طرح مسائل نوین و بازتاب آن در مدرسه حقانی می نویسد : پیرامون دکتر و کار او و افکار او و کتاب های او و سخنرانی های او و حسینیه ارشاد جنجالی بود ، خوب ، این جنجال بر سر ما هم می ریخت . مدام از ما می پرسیدند درباره دکتر چه نظری داری ؟ درباره کتاب های او چه می گویی ؟ من هم معمولا با صراحت بیان می کردم که دکتر یک قریحه سرشار سازنده و آموزنده است ، خطا و اشتباه و لغزش در کار او هست و نمی تواند نباشد . اما هیچ کس حق ندارد به خاطر این اشتباه ها و لغزش ها ، ارزش های عالی و سازنده او را نادیده بگیرد چه رسد به اینکه به او حمله کند3 .

مکرر گفته بودم آن چیزی که قطعا از اسلام منحرف است روشی است که این آقایان در برخورد با دکتر در پیش گرفته اند . این قطعا ضد اسلام است . این قطعا با آن چیزی که قرآن به ما یاد می دهد که ” فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدا هم الله و اولئک هم اولوالالباب “4 ناسازگار است5 .

1. درباره میزان تاثیر گذاری شریعتی بر طلبه ها و پیدا شدن افرادی به هواداری از وی آقای سید محمد مهدی جعفری می گوید : یک روز در دانشکده الهیات به نزد مرحوم مطهری رفته بودم که آقای سید هادی خسرو شاهی هم آمد . سر صحبت باز شد و آقای خسرو شاهی گفت : آقای مصباح رفته منبر و علیه دکتر شریعتی صحبت کرده طلبه ها گفته اند : به دکتر شریعتی چه کار دارید ؟ آقای مطهری خندید و گفت : بله طلبه ها درست می گویند دکتر شریعتی اشتباه دارد اما نه چیزی که آقای مصباح متوجه شود . شریعتی ان گونه که من شناختم ص 73

 

2. جریانها و جنبشهای مذهبی سیاسی ایران صص 166 و 167

3. دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر (( شدن )) دکتر سید محمد حسین بهشتی انتشارات بقعه چاپ اول 1378 ص 22

4. سوره زمر آیه 17

5. همان ص 22

 

اتخاذ این مواضع از سوی مرحوم بهشتی ، حاکی از تاثیرات شگرف شریعتی بر اذهان و اندیشه های محافل سنتی – مذهبی است1 . به یاد بیاورید که مرحوم دکتر بهشتی جزو حلقه و یاران استاد مطهری در حسینیه ارشاد بود و همراه با مرحوم مطهری در هنگام قرائت متن اعلامیه کلاسهای شریعتی حسینیه را ترک کرد . اما اکنون در سالهای 53 به بعد مرحوم بهشتی با تعدیل مواضع خود نسبت به علی و افکارش از مواضع مطهری دور شده و به رویارویی با مصباح یزدی بر سر افکار شریعتی می نشیند . شاید دلیل اصلی این تغییر نگرش نسبت به شخص علی و افکار او ، فقر فرهنگی حلقه مطهری نسبت به علی و هوادارانش باشد که در پاسخ به نیازهای نسل تشنه و آرمانخواه و داشتن تلقی درست از شرایط اجتماعی – سیاسی می توانستند با طرح مسائل نو و بدیع جوانان را به اسلام و ایمان و تعهد و مسئولیت و ایثار و اخلاق و مبارزه و … بخوانند .

جذب 4 الی 5 هزار دانشجو در کلاسهای علی و ایجاد شور و التهاب ایمانی – انقلابی در بین جوانان و دانشجویان ، حساس شدن محافل سنتی – حوزوی به اندیشه های نو و ابتکاری علی آزاد کردن نیروها جهت مبارزه با رژیم شاهنشاهی پهلوی ، بسته شدن حسینیه ارشاد و … همگی می توانست برای افرادی که دستی در کار دارند نشانه هایی ملموس و شناخته شده از اصالت ، انگیزه و پایداری و اهداف دست اندرکاران آن باشد . و همین تاثیرات شریعتی بر روی افراد بود که مرحوم دکتر بهشتی می گفت : دکتر شریعتی از استعدادها و قریحه های سرشار ، پرارزش و پرخروش زمان ماست .اجازه دهید نگویم “بود” چون او زنده است 2.

همین تغییر نگرش مرحوم دکتر بهشتی نسبت به علی بود که مرحوم مطهری آن را نمی پسندید و به گفته بهشتی : گاهی هم کار ایشان ( مطهری ) با من به اینجا می رسید که می گفت تو    ( نسبت به افکار شریعتی ) آسان گیری می کنی چرا در معیارهای مکتبی سختگیر نیستی ؟ 3

و وقتی دکتر بهشتی در معرض سوالات و انتقادات درباره شریعتی قرار می گیرد می گوید : مواضع من در برابر دکتر شریعتی و کارهای او موضع بهره برداری صحیح است نه لگدکوب کردن نه لجن مال کردن و نه ستایش کردن و بالا بردن بلکه حسن استفاده از سرمایه ای در خدمت هدفی 4

 

1. دکتر عبدالکریم سروش درباره نقش تاثیر گذاری شریعتی بر حوزه های دینی می گوید : مهمترین کاری که مرحوم شریعتی کرد این بود که حوزه های دینی و علمی ما را به اندیشیدن نسبت به سوالات جدید متوجه و بلکه مکلف کرد سوالاتی که تا قبل از او نسبت به انها حساسیت نشان نمی دادند . کتاب نوگرایی دینی ( گفتگوی حسن یوسفی اشکوری با دکتر سروش ) از انتشارات قصیده چاپ دوم سال 1378 ص 111

2. همان ص 15

3. همان ص 30

4. همان ص 64

 

بروز جناح بندی در مدرسه حقانی را باید ناشی از نفوذ اندیشه شریعتی حتی در محافل سنتی دانست . علی که از همه سو آماج حملات و افتراها و دشمنیها قرار گرفته بود به خاطر طرح مسائل جدی و نو در عرصه دینی و دردمندی و اخلاص در بیان نیازهای نسل و عصر ، کم کم هوادارانی1 در گوشه و کنار محافل سنتی و حوزه های دینی ایران پیدا می کرد و به یکی از سوژه های اصلی در منازعات مذهبی بین موافقان و مخالفان خود تبدیل شده بود و اکنون بعد از قطب بندی در حسینیه ارشاد و تعمیق یافتن شکاف بین روحانیون و غیر روحانیون ، هیئت مدیره و هیئت مشورتی ، مکلا و معمم ، نوبت به مدرسه حقانی و دیگر مدارس و محافل سنتی و مذهبی رسیده بود . این شکاف در درسه حقانی در دو چهره روحانی جلوه گر شده بود : دکتر بهشتی و مصباح یزدی (( روابط آقای مصباح و مرحوم بهشتی که طی سالهای 37 به بعد در قم و بعدها تا رفتن شهید بهشتی به آلمان و بازگشت ایشان در سال 1349 بسیار صمیمی بود به تدریج در این وقت تیره گردید . شهید بهشتی مدافع مشروط اندیشه های شریعتی و آقای مصباح مخالف مطلق بود . در این زمینه نقد و ایرادهایی نیز میان آنان رد و بدل شد . بخشی از انتقادات آقای مصباح نسبت به شریعتی در بحث خاتمیت بود ))2 .

مرحوم بهشتی درباره حسینیه ارشاد و نقش شریعتی در طرح مسائل نوین و بازتاب آن در مدرسه حقانی می نویسد : پیرامون دکتر و کار او و افکار او و کتاب های او و سخنرانی های او و حسینیه ارشاد جنجالی بود ، خوب ، این جنجال بر سر ما هم می ریخت . مدام از ما می پرسیدند درباره دکتر چه نظری داری ؟ درباره کتاب های او چه می گویی ؟ من هم معمولا با صراحت بیان می کردم که دکتر یک قریحه سرشار سازنده و آموزنده است ، خطا و اشتباه و لغزش در کار او هست و نمی تواند نباشد . اما هیچ کس حق ندارد به خاطر این اشتباه ها و لغزش ها ، ارزش های عالی و سازنده او را نادیده بگیرد چه رسد به اینکه به او حمله کند3 .

مکرر گفته بودم آن چیزی که قطعا از اسلام منحرف است روشی است که این آقایان در برخورد با دکتر در پیش گرفته اند . این قطعا ضد اسلام است . این قطعا با آن چیزی که قرآن به ما یاد می دهد که ” فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدا هم الله و اولئک هم اولوالالباب “4 ناسازگار است5 .

 

  


1. درباره میزان تاثیر گذاری شریعتی بر طلبه ها و پیدا شدن افرادی به هواداری از وی آقای سید محمد مهدی جعفری می گوید : یک روز در دانشکده الهیات به نزد مرحوم مطهری رفته بودم که آقای سید هادی خسرو شاهی هم آمد . سر صحبت باز شد و آقای خسرو شاهی گفت : آقای مصباح رفته منبر و علیه دکتر شریعتی صحبت کرده طلبه ها گفته اند : به دکتر شریعتی چه کار دارید ؟ آقای مطهری خندید و گفت : بله طلبه ها درست می گویند دکتر شریعتی اشتباه دارد اما نه چیزی که آقای مصباح متوجه شود . شریعتی ان گونه که من شناختم ص 73

2. جریانها و جنبشهای مذهبی سیاسی ایران صص 166 و 167

3. دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر (( شدن )) دکتر سید محمد حسین بهشتی انتشارات بقعه چاپ اول 1378 ص 22

4. سوره زمر آیه 17

5. همان ص 22


اتخاذ این مواضع از سوی مرحوم بهشتی ، حاکی از تاثیرات شگرف شریعتی بر اذهان و اندیشه های محافل سنتی – مذهبی است1 . به یاد بیاورید که مرحوم دکتر بهشتی جزو حلقه و یاران استاد مطهری در حسینیه ارشاد بود و همراه با مرحوم مطهری در هنگام قرائت متن اعلامیه کلاسهای شریعتی حسینیه را ترک کرد . اما اکنون در سالهای 53 به بعد مرحوم بهشتی با تعدیل مواضع خود نسبت به علی و افکارش از مواضع مطهری دور شده و به رویارویی با مصباح یزدی بر سر افکار شریعتی می نشیند . شاید دلیل اصلی این تغییر نگرش نسبت به شخص علی و افکار او ، فقر فرهنگی حلقه مطهری نسبت به علی و هوادارانش باشد که در پاسخ به نیازهای نسل تشنه و آرمانخواه و داشتن تلقی درست از شرایط اجتماعی – سیاسی می توانستند با طرح مسائل نو و بدیع جوانان را به اسلام و ایمان و تعهد و مسئولیت و ایثار و اخلاق و مبارزه و … بخوانند .

جذب 4 الی 5 هزار دانشجو در کلاسهای علی و ایجاد شور و التهاب ایمانی – انقلابی در بین جوانان و دانشجویان ، حساس شدن محافل سنتی – حوزوی به اندیشه های نو و ابتکاری علی آزاد کردن نیروها جهت مبارزه با رژیم شاهنشاهی پهلوی ، بسته شدن حسینیه ارشاد و … همگی می توانست برای افرادی که دستی در کار دارند نشانه هایی ملموس و شناخته شده از اصالت ، انگیزه و پایداری و اهداف دست اندرکاران آن باشد . و همین تاثیرات شریعتی بر روی افراد بود که مرحوم دکتر بهشتی می گفت : دکتر شریعتی از استعدادها و قریحه های سرشار ، پرارزش و پرخروش زمان ماست .اجازه دهید نگویم “بود” چون او زنده است 2.

همین تغییر نگرش مرحوم دکتر بهشتی نسبت به علی بود که مرحوم مطهری آن را نمی پسندید و به گفته بهشتی : گاهی هم کار ایشان ( مطهری ) با من به اینجا می رسید که می گفت تو    ( نسبت به افکار شریعتی ) آسان گیری می کنی چرا در معیارهای مکتبی سختگیر نیستی ؟ 3

و وقتی دکتر بهشتی در معرض سوالات و انتقادات درباره شریعتی قرار می گیرد می گوید : مواضع من در برابر دکتر شریعتی و کارهای او موضع بهره برداری صحیح است نه لگدکوب کردن نه لجن مال کردن و نه ستایش کردن و بالا بردن بلکه حسن استفاده از سرمایه ای در خدمت هدفی 4

 

 

 

  


1. دکتر عبدالکریم سروش درباره نقش تاثیر گذاری شریعتی بر حوزه های دینی می گوید : مهمترین کاری که مرحوم شریعتی کرد این بود که حوزه های دینی و علمی ما را به اندیشیدن نسبت به سوالات جدید متوجه و بلکه مکلف کرد سوالاتی که تا قبل از او نسبت به انها حساسیت نشان نمی دادند . کتاب نوگرایی دینی ( گفتگوی حسن یوسفی اشکوری با دکتر سروش ) از انتشارات قصیده چاپ دوم سال 1378 ص 111

2. همان ص 15

3. همان ص 30

4. همان ص 64

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و تاثیرش در دنیا شریعتی و روشنفکری شریعتی و شهید بهشتی طرحی از یک زندگی

دکتر بهشتی گفته بود : شریعتی سفره بود و باقی مخلفات

 اما جناح دیگر به رهبری دکتر بهشتی برداشت دیگری از علی و افکار او داشت . دکتر بهشتی به خارج ( آلمان ) سفر کرده بود و از نزدیک موقعیت دانشجویان مذهبی را که در فقر شدید فرهنگی و ایدئولوژیکی به سر می برند مشاهده کرده بود . به گفته خودش : (( در مونیخ ( بچه های مذهبی ) جرات نمی کردند از ترس کنفدراسیونی ها جلسه اسلامی بگذارند ))2 .

در چنین جو و فضایی بود که افکار علی از تریبون دانشکده ها و حسینیه ارشاد به قاره های اروپا و امریکا دامن کشید و موجب هویت بخشی به طیف وسیعی از نیروهای مذهبی در کنفدراسیون و دیگر محافل دانشجویی شد ، امری که دکتر بهشتی هم بر صحت و درستی آن تاکید داشت و در جلسه ای ضمن صحبت از وضعیت نیروهای مذهبی در خارج کشور به نقش و تاثیر عمده شریعتی در جذب نسل جوان به اسلام در داخل و خارج اشاره می کند :

تمام اینها تاثیرات در جنبش دانشجویی خارج از کشور فراموش شده . و بعد هم نقش عجیب و خلاق و فراگیر مرحوم دکتر شریعتی در این انقلاب و در جذب نسل جوان و اندیشه جوان به اسلام که اصلا از آن یادی نشده و تاثیری که تک تک سخنرانی ها و جزوه های مرحوم دکتر شریعتی در طول این مدت در امریکا و اروپا داشته است . تا قبل از رفتن امام به پاریس بیشتر نوشته ها و سخنرانی ها و نوارهای دکتر غذا و خوراک آنان بود . او مثل سفره بود و بقیه مثل مخلفات سفره . 3  

 

 

 

1. شریعتی درباره این اتهام می نویسد : پارسال رفتم در یک کنگره بین المللی اسلامی در مکه سخنرانی کنم . متن سخنرانیم را دادم رد کردند و گفتند این ” شیعه غالی ” است و شیعه غالی یعنی شیعه افراطی شیعه ای که درباره علی مبالغه می کند . وقتی خبر دادند که به اتهام شیعه غالی بودن و علی پرست بودن در عربستان سعودی مرا از شرکت در کنگره اسلامی ممنوع کرده اند خدا را شکر کردم که مرا به راهی رانده که : ” در ایران متهم به تسنن هستم و در عربستان متهم به تشیع ! ” و به هر حال اگر راه من درست هم نباشد لااقل به حقیقت نزدیک است از راه کسانی که عادت دارند هم از توبره بخورند و هم از آخور راهی است که می دانم اگر تا اخر عمر تلاش کنم و زندگیم را فدایش کنم نه به عنوان ” بت روشنفکران ” در ان جناح چیزی می شوم و چیزی به دست می آورم و نه به عنوان یک چهره مقدس مذهبی در اینجا . هر دو را از دست می دهم و امیدوارم در این از دست دادنها چیزی به دست بیاورم چیزی که می خواهم م . آ 22 ص 70 

2. اولین رئیس جمهور ( پنج گفتگو درباره اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران دی ماه 1358 ) به کوشش محمد جواد مظفر از انتشارات کویر سال 1378 چاپ اول ص 130

3. همان

 

دکرت بهشتی در اواخر سال 56 به امریکا می رود و چند ماه در این کشور به سر می برد . سپس به اروپا رفته و در مرداد ماه سال 1357 به ایران برمی گردد . وی در جلسه ای در انجمن اسلامی پزشکان در منزل آقای دکتر نوفر تشکیل شده بود گزارشی از سفر خود ارائه می دهد و جمع بندی خود را از وضعیت نیروهای عمده و تاثیرگذار به این صورت بیان می کند :

آن چه که من در خارج دیدم و آن چه که الان در ایران جریان دارد ( رخدادهای خیزش انقلابی مردم در سالهای 56 و 57 ) این را بر روی سه پایه استوار می بینم ، رهبری امام خمینی ، ایدئولوژی دکتر شریعتی و اقدامات مسلحانه ی مجاهدین1 .

مصطفی تاج زاده هم که در آن سال ها در امریکا تحصیل می کرد درباره نقش مهم و تاثیرگذار شریعتی بر محافل خارج از کشور می گوید :

از صد کتابی که ما در امریکا تجدید چاپ می کردیم ، نود تای آن کتابهای دکتر شریعتی بود . من آمار دقیق را به یاد ندارم ولی از کتابهایی که روی میز دانشگاه می گذاشتیم جز کتابهای مرحوم شریعتی ، پرتوی از قرآن مرحوم طالقانی و چند کتاب از بازرگان کتاب دیگری وجود نداشت . در مجموع فضای فکری بچه های جوان در اختیار شریعتی بود2 .

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)