دسته‌ها
بررسی و نقد ها خاطرات شریعتی و جامعه شناسی شریعتی و فرهنگ طرحی از یک زندگی

شریعتی و الگوی فرهنگی حاکم بر جامعه ایران

علی به دنبال دریافت مدرک دکترا در سال 1343 سرانجام با تاملات بسیار راه تحول و دگرگونی جامعه ایران را فرهنگی ارزیابی کرد و بعد از 5 سال زندگی و تحصیل در فرانسه به ایران بازگشت .
علی با مطالعات و تجربه های بسیار و نیز براساس شناختی که از عقب ماندگی اجتماعی و فرهنگی جامعه خود در مقایسه با کشورهای پیشرفته و صنعتی داشت تلاش کرد با طرح سوالات و معضله های جدی جامعه و مردمش راهی برای رهایی مردم از این عقب ماندگی پیدا کند .

1. کنفدراسیون ص 182
2. رهنما ص 168
3. تصویری ناتمام از زندگی دکتر شریعتی ص 33
4. رهنما صص 168 و 169

او که تاریخ اروپا و تحولاتی را که به دنبال رفرم مذهبی و رنسانس به وجود آمده بود به خوبی می شناخت بنا بر تاملات خود به چگونگی سیر تحول جوامع اروپایی از قرون وسطی مذهبی به رنسانس و تجدید حیات علمی ، مذهبی ، فرهنگی و …. علاقه مند شد و در نهایت بنا بر نظریه ای که ماکس وبر درباره نقش پروتستانیسم مسیحی در رشد بورژوازی ارائه داده بود شریعتی هم با دید جامعه شناختی ، الگوی غالب فرهنگی حاکم بر ایران را مذهبی تشخیص داد و در قیاس با تحولات تاریخی – اجتماعی اروپا ، جامعه ایران را از حیث زمان اجتماعی و نه زمان تقویمی در منتهی الایه قرون وسطی ارزیابی کرد و با سخنرانیها و روشنگریهای خود تلاش کرد با تاسی از روش مصلحانی همچون لوتر1 و کالون2 ، راه اصلاح جامعه را از بستر اصلاح بینش دینی آماده نماید . این بود که بعد از بازگشت از اروپا به ایران همه تلاش و جد و جهد خود را در این جهت به کار انداخت و کار فرهنگی خود را شروع کرد :
شریعتی می گفت بعد از این که درسم تمام شد حدود یک سال فکر و مطالعه کردم که چکار بکنم ، شرایط ایران چگونه است و مناسب ترین حرکت سیاسی چه می تواند باشد . می گفت من امکاناتی داشتم می توانستم در اروپا بمانم و در همان جا در قالب اپوزیسیون سیاسی فعالیت کنم . می توانستم فرضا در یکی از کشورهای همسایه یک ایستگاه رادیویی بگیرم و از این طریق کار بکنم ، و یا می توانستم یک تشکیلات زیرزمینی راه بیندازم .
امکاناتی را که بود همه را بررسی کردم و سرانجام به این نتیجه رسیدم که به ایران بیایم و از داخل به کار فرهنگی بپردازم . چهار راه مشخصا ذکر کرد که برایش مطرح بود و از بین چهار راه ، راه چهارم را انتخاب کرد یعنی همان کاری که انجام داد3 .

1. Luther
2. Calvin
3. از خاطرات محمود عمرانی ، میعاد با علی ص 222

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و تاثیرش در دنیا شریعتی و جامعه شناسی شریعتی و روشنفکری طرحی از یک زندگی

نفوذ اندیشه های شریعتی در کشورهای اسلامی

رمز موفقیت شریعتی را در کشورهای اسلامی باید در تاکید و توجه ویژه وی به نقش مذهب در زندگی مردم دانست که مهم ترین رکن تاثیرگذار در زندگی و سلوک مردمان مسلمان است . به حدی که به رغم گرایشات شیعی در اندیشه های شریعتی برخی کشورهای منطقه شمال آفریقا توجه خاصی به اندیشه های وی دارند :

نفوذ اندیشه های شریعتی در کشورهای عربی قاره افریقا به ویژه تونس و مصر مشهود است و گروه های رادیکال اسلامی1 جدید از جمله گروه ” الجهاد ” در مصر و گروه ” جنبش گرایش اسلامی ” ( حرکت النجاه الاسلامی ) به رهبری راشد الغنوشی در تونس توجه خاصی به اندیشه های او دارند . کتاب شهادت اثر شریعتی به ویژه با استقبال زیادی از سوی این گروه ها مواجه شده است2 .

مصر نیز از جمله کشورهای عربی مسلمان است که اشاعه آثار و اندیشه های شریعتی در آن بسیار چشمگیر بوده است .

دکتر ابراهیم دسوقی شتا3 استاد دانشگاه قاهره درباره انتشار کتابهای شریعتی در مصر می گوید :

شریعتی شاید یکی از مهمترین متفکران اسلامی معاصر است . او کسی است که از زبان شما حرف می زند به طوری که احساس می کنید درست همان را می گوید که شما می خواهید بگویید . او متفکری بزرگ است که جنبش اسلامی را در جامعیت خود احساس کرده است . طرز برداشت او از اسلام و طرح عظمت و توانایی اسلام و این که این دین مبین می تواند تمامی احتیاجات آدمی را در زمینه های شخصی و اجتماعی و طی ادوار مختلف زندگی برآورده کند و همچنین اسلوب و سبک شیرین نگارش او از جمله عواملی است که آثار و شخصیت شریعتی را جذاب کرده است .  

من مثنوی مولانا و چند کتاب دیگر را از فارسی به عربی ترجمه کرده ام . ولی با ترجمه کتابهای دکتر شریعتی (( تولدی دیگر )) یافتم و مشهور شدم . زیرا بازگشت به خویشتن دکتر شریعتی در تیراژ صد هزار نسخه در مصر به فروش رفت ! تاثیر کتابهای دکتر شریعتی در من با گفتن و نوشتن قابل توصیف نیست .

وقتی در سال 1365 هفت کتاب از دکتر شریعتی را منتشر نمودم یکی از دخترانم در دبیرستان مشغول تحصیل بود . معلم دخترم را شناخت و به او پیغام داد : ما چشم به راه ترجمه کتابهای دیگری از شریعتی هستیم4 .

افریقا نیز از جمله مناطقی است که اندیشه ها و آرمانهای دکتر علی شریعتی نفوذ و تاثیر قابل توجهی در میان مسلمانان و اقلیتهای اسلامی کشورهای مختلف آن داشته است :5  

 1. دکتر ابراهیم دسوقی شتا درباره تاثیر شریعتی در چپ اسلامی مصر می نویسد : در جنبش چپ اسلامی که خود را پیشرو و طلایه دار جریان چپ اسلامی می داند در نشریات خود مقالات چندی پیرامون اندیشه های شریعتی به رشته تحریر درآورده است . افکار حسن حنفی نظریه پرداز چپ اسلامی در بعضی از مسایل به اندیشه های شریعتی نزدیک است و گروهی بر این عقیده اند که در این زمینه از آثار این اندیشمند شیعی ایرانی تاثیر گرفته است . عظمت تاثیر شریعتی ص 7 به نقل از شریعتی در جهان ص 206

2. شریعتی در جهان صص 296 و 297

3. نامبرده یکی از اعضای جنبش چپ اسلامی ( الیسار الاسلامی ) و از مترجمان آثار شریعتی در مصر است .

4. نامه فرهنگ شماره 5 و 6 پاییز و زمستان 1370

5. شریعتی در جهان ص 296

 

ورود کتابهای ترجمه شده دکتر شریعتی به افریقا او را در نظر مسلمانان قاره سیاه به یکی از چهره های بزرگ نهضت بیدارگری اسلام تبدیل نموده است . نشریات و گاهنامه های اسلامی در افریقا نقش مهمی در شناساندن شریعتی داشته و در بسیاری موارد اقدام به نشر اندیشه ها و آرمانهای او کرده اند . علاوه بر این شریعتی نقش موثر و بسزایی در گرایشات افراد به اسلام داشته است1 . فی المثل (( کامار بمباسا کامبیا ) دبیر کل جنبش آزادی بخش گامبیا ( حرکه التحریر کامبیا ) خود تحت نفوذ اندیشه های شریعتی به اسلام گرایش پیدا کرد2 .

در پاکستان هم بنا به گفته دکتر حسین رزمجو3 که سالها در آن کشور بوده اند (( موسسه ای تاسیس شده به نام (( موسسه اقبال – شریعتی )) . این موسسه کارهای بسیار با ارزشی درباره شریعتی انجام داده که حتی در ایران نیز کمتر انجام شده و این میزان نفوذ و اثر شریعتی را در پاکستان نشان می دهد )) .

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

دسته‌ها
اسلام شناسی بررسی و نقد ها شریعتی و جامعه شناسی شریعتی و روشنفکری طرحی از یک زندگی

شریعتی و روشنفکران

 علی شریعتی اندیشمندی بود که روشنفکران عصر او تلاش می کردند نادیده اش بگیرند و اگر هم درباره شخصیت و افکارش اظهار لحیه ای می فرمودند به قضاوت کلی درباره او و اندیشه اش بسنده می کردند. اگر آن روشنفکر چپ گرا بود با ارائه تحلیل صرف طبقاتی پایگاه طبقاتی او را فی الفور تعیین می کرد و مثلا با زدن برچسب بورژوا یا خرده بورژا به وی خیال خود را آسوده می ساخت برخی دیگر شریعتی و اندیشه هایش را در خدمت مناسبات ماقبل سرمایه داری می دانستند و بر این باور بودند که وی از سکوی سنت در برابر مدرنیزاسیون و مدرنیته ، به واکنش ضدی برخاسته است و از این منظر نگاه او را به غرب و مدرنیته ، ارتجاعی و غرب ستیزانه ارزیابی می کردند . فی المثل یکی از همین افراد1 منتسب به جریان چپ در جلسات پرسش و پاسخ شبهای (( شعر گوته )) وقتی از او درباره شریعتی و اندیشه اش سوال می کنند می گوید : (( رو سیاهم که چیزی از شریعتی نخوانده ام برای این که فکر نمی کردم اندیشه ها و مطالبی که او طرح می کند ربطی به مسائل جامعه داشته باشد ))2 و در جای دیگر می گوید : (( شریعتی با قوانین تکامل جامعه آشنایی نداشته و … ))

برخی از این روشنفکران حسینیه ارشاد را پایگاهی می دانستند که رژیم پهلوی به کمک مذهبی ها برپا کرده تا علیه مارکسیسم و اندیشه های مترقی فعالیت کنند و بالطبع به نقش شریعتی در حسینیه ارشاد از همین زاویه نگاه می کردند . اما برخی دیگر که عمیق تر به قضایا می نگریستند بعدها بر تشخیص درست شریعتی و استفاده از نهادهای مذهبی و به ویژه حسینیه ارشاد به خاطر اثرگذاری بر روند تحولات اجتماعی – سیاسی اشاره کرده اند4 .    

کلی گویی و شعار پراکنی و حکمهای مطلق سیاه و سفید برای این و ان صادر کردن ، خصلت شماری از روشنفکران بود که با دودوتا چهارتای سرانگشتی حساب همه مسائل را می رسیدند و حق هر کس را کف دستش می گذاردند . آقای فریدون آدمیت از این دست روشنفکران است . وی در میزگرد کتاب جمعه در برابر نظر خسرو شاکری که به تشخیص درست دکتر شریعتی در استفاده از نهادهای مذهبی تاکید داشت می گوید :

روشنفکری که از موضع عقلی در جهت تغییر برای ترقی حرکت نکند او را ما روشنفکر نمی گوییم . ممکن است مرد باسوادی باشد یا ممکن است عالم درجه اولی باشد ممکن است نویسنده و نمایشنامه نویس هم باشد و میلیون ها نسخه از کتابش هم به فروش برسد اما روشنفکر نیست . نمونه ای که در اینجا یکی از دوستان ( خسرو شاکری ) ضمن صحبت نام برد ( یعنی شریعتی ) به نظر من از همین مقوله است یعنی نمونه یکی از تاریک اندیش ترین آدم هایی که در این مملکت پیدا شدند5

1. باقر مومنی

2. دود اهل قلم . مصاحبه با باقر مومنی ص 65 بی جا بی تا

3. همان ص 57

4. ن . ک به اظهارات آقای خسرو شاکری در میزگرد کتاب جمعه شماره 6 سال 58 ص 32

5. کتاب جمعه شماره 6 ص 33

 

اما انها که از خرد مطلق گر عصر روشنگری چند گام جلوتر نهاده اند و دست کم به قابلیتهای میراث دیرینه و کهن سنت ( البته نه پذیرش بی چون و چرا و انفعالی آن ) اذعان دارند به نقش شریعتی در بازخوانی سنت و جذب برخی ارزشهای مدرنیته واقف اند :به نظر من شریعتی یکی از اولین کسانی بود که با داشتن زمینه مذهبی و با حفظ این زمینه مقداری از معارف روشنفکران را هم کسب کردند یعنی در واقع می شود اسم شریعتی و امثال او را روشنفکر متدین گذاشت . این پدیده روشنفکر متدین در جوامع دیگر به هیچ وجه تازگی ندارد . ولی در ایران غالب روشنفکران فکر کردند که روشنفکر باید لزوما غیر متدین باشد . بنابراین امثال شریعتی درست در درون همان شکافی که عرض کردم قرار می گیرند1.

احسان طبری از تئوریسین های حزب توده ایران در مورد نقش شریعتی در حسینیه ارشاد گفته است :

در بحبوحه قدرت استبداد شاه مخلوع این اندیشمند جوان در حسینیه ارشاد با دادن تعبیری انسان گرایانه و مردم گرایانه از قرآن و اسلام آن را حربه ای برای مبارزه بر ضد قدرت سیطره مند زمان بدل کرد و در این راه دچار عذابهای مهیب تا حد شهادت شد . نکته مهم در تلاش معنوی دکتر علی شریعتی آن است که وی کوشید تا مذهب را به پل رابط مابین اقلیتی که خواستار تحول اجتماعی بود و اکثریتی که از دین تنها مراسم عبادی آن را می فهمید بدل کند و بدین سان به گفته خود او کوشید تا (( جزیره روشنفکران )) را به (( ساحل مردم )) متصل سازد . نکته مهم دیگر در این تلاش معنوی این بود که وی مابین مفهوم خدا ( الله ) و انسانیت ( ناس ) در قرآن هماهنگی شگرفی می دید و این دو مفهوم را از هم جدا نمی دانست چیزی که عمق انسان گرایی او را نشان می دهد . اثر مهم و بزرگ شادروان دکتر علی شریعتی موسوم به حج در واقع حماسه دلاویز انسانیت است که با اندیشه ای ژرف کاو و زبانی شاعرانه نوشته شده2 .

نورالدین کیانوری دبیرکل حزب توده ایران درباره نقش و اهمیت کار شریعتی گفته است :

ما شریعتی را هم به عنوان مبارزی پرشور و هم به عنوان دانشمندی صاحب نظر ارج می نهیم . در عرصه مبارزه سیاسی آنچه به ویژه روشن بینی اوست که لحظه ای سمت اصلی ضدامپریالیستی مبارزه را رها نکرد و هرگز به فکر سیاست بازی و سازش نیفتاد و به گفته خویش “حسین وار” تا پایان رزمید. شریعتی جامعه بشری را نهادی ثابت که یک بار برای همیشه ساخته شده باشد نمی داند . برای او جامعه در حال تغییر و تکامل است و این تغییر بر خلاف تصور خرافه پرستان در جهت تشدید مداوم ظلم و ستم نیست بلکه با کمک انسان آگاه در جهت تکامل پیش می رود . در نظر شریعتی انسان آگاه به هدفها و وظایفش در مرکز تحول اجتماعی قرار دارد و اوست که باید سرنوشت خود را به دست گیرد و بسازد . شریعتی نبرد طبقاتی را در صورت کلی خود می پذیرد و می گوید : جنگ بین فقیر و غنی است و نه شیعه و سنی و نه علی و عثمان . شریعتی در این جنگ با تمام وجود خود در جانب فقرا و علیه اغنیاست تا جایی که لومومبای مسیحی ، گاندی گاو پرست و سارتر ماده پرست را فقط به عنوان این که طرفدار آزادی و دشمن استثمار و استعمارند و می خواهند در این دنیا برای مردم بهشت درست کنند از شاه عباس و شاه سلطان حسین علوی موسوی به شیعه شبیه تر می داند .

 1. مصاحبه رادیو بی بی سی . با نجف دریا بندری از کتاب انقلاب ایران به روایت بی بی سی زیر نظر عبدالرضا هوشنگ مهدوی انتشارت طرح نو سال 1372 چاپ اول ص 179

2. برخی مسائل حاد انقلاب ایران از انتشارات حزب توده ایران سال 1358 صص 56 و 57

برای او گاندی صد بار شیعه تر است تا ” آیت اله بهبهانی ” .

شریعتی به ویژه به تمدن اسلامی ایران توجه دارد ولی نه اسلامی که ” به صورت یک موجود منجمد و متحجر درآمده و مسخ شده است ” . نه اسلامی که در ” سنتهای منجمد و خرافه پوچ ” خلاصه می شود بلکه ” اسلام انقلابی ” و ” عدالتخواه ” اسلامی که ” یک رستاخیز به معنی سازنده و تغییر دهنده ” است. تغییری که ” سیر طبیعی و قطعی حرکت تاریخ و جبر زمان ” به سود آن است 1 .

 کیانوری با نگاهی انتقادی به چند ویژگی دیگر در آثار و اندیشه های شریعتی اشاره می کند :

تصوری که شریعتی از سوسیالیسم دارد با سوسیالیسم علمی منطبق نیست . سوسیالیسم او بیشتر عرصه توزیع را دربرمی گیرد و نه عرصه تولید مناسبات اجتماعی را . شریعتی مردم گراست او انسان را در زمین جانشین خدا و همانند خدا می داند و مفهوم خدا و انسانیت را در مسائل اجتماعی در قرآن هماهنگ و همانند می یابد . شریعتی با مارکسیسم میانه خوبی ندارد او همواره به این آموزش و به سوسیالیسم واقعا موجود با دیده انتقادی می نگرد2 .

شاهرخ مسکوب از منتقدان و مفسران مشهور جامعه ادبی ما درباره میزبان بی اطلاعی و بی علاقگی خود به مثابه یک روشنفکر ایرانی نسبت به مواضع و فعالیتهای مذهبی ( روحانیون و غیر روحانیون و از جمله شریعتی ) می گوید : من مطلقا بی خبر بودم از آنچه که در بین روحانیون می گذشت . از تمام فعالیتهای فکری و سیاسی مذهبی که در ایران می شد . و اگر هم گاه و بی گاه چیزی می شنیدم برایم جالب نبود سعی می کردم خودم را کنار بکشم . خب آن بی خبری که می گویم در آل احمد از جهتی بود و در شریعتی هم از جهتی ، برای این که شریعتی یک نوع مارکسیسم دست دوم و سوم و مبتذل را مخلوط کرده بود با یک نوع ایدئولوژی مذهبی اسلامی و از تویش یک ملقمه ای درآورد که نتایجش را داریم  می بینیم3 .   

به زعم آقای مسکوب اندیشه های شریعتی مسبب اصلی روی کار آمدن نظام سیاسی کنونی در ایران است . میزان غفلت و بی اطلاعی روشنفکران از شرایط عینی جامعه و شکافهای آن تا حدی بود که حتی افرادی مانند مسکوب نیز که نگاهی فرهنگی و نه سیاسی صرف به رویدادهای جامعه ایران داشتند از نقش و اثرگذاری شریعتی در ایجاد تحولات و دگرگونیهای اجتماعی – سیاسی عصر شریعتی غافل بودند: از یک سوی قرار داشتن در بی خبری مطلق نسبت به فعالیتهای مذهبی ها ( روحانیون و غیر روحانیون ) و از سوی دیگر متهم کردن شریعتی به روی کار آوردن یک رژیم مذهبی !

در عصر شریعتی روشنفکرانی هم بودند که در پناه (( شبه مدرنیسم )) رژیم پهلوی و انجمن شاهنشاهی فلسفه می خواستند به بهانه حفظ سنت دینی و حکمی ، سنت نظام شاهنشاهی تداوم یابد و تشیع صفوی و سلطنتی در ظل عنایات و توجهات و اشراقات محمدرضا شاه پهلوی شیعه اثنی عشری همچنان برقرار و مستدام بماند :  

 1و2. روزنامه کیهان شماره 10997 پنجشنبه 25 اردیبهشت 1359

3. کارنامه ناتمام ( درباره سیاست و فرهنگ ) علی بنو عزیزی در گفتگو با شاهرخ مسکوب انتشارات نیلوفر سال 1378 چاپ اول ص 153

در اوج تبلیغات علیه شریعتی و حسینیه ارشاد یکی از متفکرین شناخته شده اسلامی ( سید حسین نصر ) که چهره ای بین المللی دارد و در دوران حکومت استبدادی سلطنتی با دستگاه فرح نزدیک بود و در انجمن فلسفه هم اسم و رسم و سمت داشت و به مناسبتی در یک گردهمایی بین المللی ادیان الهی در شهر هوستن تکزاس حضور پیدا کرده بود در بحث با راقم این سطور در حالی که مصر بود که تنها دلسوز واقعی برای شیعه اثنی عشری شخص محمدرضا پهلوی است شریعتی را یک مارکسیست ملعون !! معرفی می کرد !! 1

دکتر نصر که تا سال 1349 با حسینیه ارشاد همکاری می کرد با آمدن شریعتی به حسینیه و گسترده شدن فعالیتها و سخنرانی های او از ارشاد کناره گرفت :

اوج جدایی نصر و شریعتی در حدود سال 1349 / 1970 اتفاق افتاد و آن هنگامی بود که نصر پس از شنیدن یک سخنرانی شریعتی که در آن (( امام حسین )) با (( چه گوارا )) مقایسه شده بود از حسینیه ارشاد استعفا داد و آیت اله مطهری2 نیز به دنبال او چنین کرد … نصر همچنین این نکته را ذکر می کند که علامه طباطبایی از او خواست شریعتی را تشویق کند که مدتی از سیاست دست بردارد و به قم بیاید تا نزد خود ایشان فلسفه بخواند ( نصر 1368 ) !!

احسان نراقی3 یکی دیگر از روشنفکران ناصح رژیم شاهنشاهی پهلوی که به زعم خود راه اصلاح از بالا را به شیوه نصیحت درمانی در مواجهه با نظام محمدرضا شاهی انتخاب کرده بود با روش گاهی به نعل زدن و گاهی به میخ هر از چندی به میدان آمده و به انکار برخی از وجوه حیات فکری و اندیشگی شریعتی دست می زند :

من قبل گفتم او ( شریعتی ) دروس جامعه شناسی را نخوانده بود که شاگرد گورویچ باشد . اگر شاگرد او بود که باید یک اثری از گورویچ در نوشته هایش دیده می شد . اصلا زبان گورویچ برای او قابل فهم نبود او آنقدر به زبان فرانسه تسلط نداشت که بفهمد گورویچ چه می گوید …

  1. ابراهیم یزدی شخصیت و اندیشه دکتر علی شریعتی ص 143

2. احسان نراقی درباره دوستی و رفاقت مطهری با دکتر نصر می نویسد : مطهری یک ملای متفکر بود. وقتی از دانشگاه بازنشستگی اش را گرفتم در انجمن فلسفه که فرح ایجاد کرده بود و رئیس آن سید حسین نصر بود تدریس می کرد . در خشت خام ( گفتگو با احسان نراقی ) سید ابراهیم نبوی ص 89

3. استاد محمدتقی شریعتی پدر دکتر درباره تهدید شریعتی توسط حسین زاده شکنجه گر ساواک جهت ترغیب و همکاری با احسان نراقی می گوید : چون او 18 ماه در سلول انفرادی کمیته بود اما من از زندان قصر و بین بچه ها بودم بعد از آنکه ایشان را آزاد کردند یکسره مراقبشان بودند و هر روز معاون سازمان امنیت به منزل ایشان می آمد و یا چند نفر آنجا حاضر می شدند و یا ایشان را به سازمان امنیت احضار می کردند . یادم می آید که یکی از اصرارهایی که آن زمان داشتند و مکرر همین حسین زاده به صورت تهدید و گاهی به صورت نهیب به دکتر می گفت این بود که : بیا با این احسان نراقی همکاری کن هر موسسه ای که می خواهی و یا هر جایی که می پسندی یک کار علمی شروع کن ما با تو کاری نداریم ولی دکتر به هیچ قیمتی قبول نکرد و زیر بار نرفت . شریعتی در آیینه خاطرات ص 345 به نقل از کیهان فرهنگی سال 1363 شماره 11 و باز بنا به گفته سیدمحمدمهدی جعفری : احسان نراقی در زندان با دکتر تماس می گیرد که تو بیا فقط درس مارکسیسم بده در تلویزیون باز دکتر نمی پذیرد . شریعتی آن گونه که من شناختم ص 33  

… مثلا نمونه می آورد که آقای گورویچ این جور و ان جور می گوید و مثلا روحانیون این طور نیستند . تمام استفاده اش اثبات برتری فرنگی به این طرفی ها و جهل و انحرافشان است و از این جهت عمل جالبی بود . ابتکاری بود و ما هم در این وضع صاحب یک ” مارکس وطنی ” شدیم که از سس مذهب استفاده کرد و رژیم را بدین معنا سرنگون کرد در عین حال روحانیت رسمی را هم زیر سوال برد . چون سیل انبوه جوانان به سوی مذهب فقط کار شریعتی بود الان هم باید با صدای رسا گفت:آقایان روحانیون ! شما از این انقلاب بهره بردید . سهم اصلی متعلق به شریعتی است … باید گفت شریعتی به شما خدمت کرده شما را به حکومت رسانده شما حق ندارید به او اتقاد بکنید مردم از شما و از خود شریعتی سوال می کنند . اما بهره اش را شما بردید1 .  

رضا براهنی نویسنده ، شاعر و منتقد کشورمان نقش مهم و تاثیرگذار شریعتی را در سست کردن بنای سلطنت رژیم پهلوی این گونه توضیح می دهد :

شریعتی هرگاه از مذهب قدم بالاتر می گذارد و به تاریخ و اقتصاد و طبقات تاریخی می رسد بسیار مبهم می شود ولی وقتی از جن زدگی یا (( از خود بیگانگی )) صحبت می کند که بالاخره یک نوع از آن مربوط به بی ریشگی مذهبی هم می شود . براستی خوب حرف می زند . ولی او ریشه های مادی جن زدگی فرهنگی را مطرح نمی کند و به همین دلیل مدام به دنبال فلسفه مذهبی است . اشاراتش به فانون ، سارتر ، و امه سه زر اشاراتی هستند که ریشه های مادی مقولات از آنها گرفته شده و فقط مونتاژی از روبناها مانده . هیجان صدایش و آن پی در پی و مسلسل گفتن اصطلاحات و تعابیر مذهبی و انسانی و فلسفه مذهبی اسلامی در جوانان مذهبی اثری عمیق داشت . روبنای مذهبی که او از ان صحبت می کرد بدل به آئین جدیدی از شهادت شد و خیل عظیمی از جوانان این مملکت این پرچم شهادت را به دوش گرفتند و راه افتادند تا زیربنای سلطنت را دگرگون کنند2 .

بودند و هستند روشنفکران و اهل دردی که با فاصله گیری از نظام قدرت ، به درک و فهم عمیق تری نسبت به واقعیات و مسائل نائل می شوند و نقش افرادی مانند شریعتی را در اندیشه ورزی و تاثیرگذاری بر جامعه و اذهان باور دارند . زنده یاد محمد جعفر پوینده یکی از آنهاست . وی در مورد شریعتی می گوید :

اندیشه گر بزرگ هم چند تا بیشتر نداریم و اتفاقا یکی از سرآمدهای شان شریعتی است . من تاکید دارم که اگر شریعتی درست بررسی شود به نظر من نقاط کور و گرهی تاریخ معاصر ما کشف خواهد شد3 .

… تاثیر دکتر شریعتی در میان جوانان مذهبی و غیر مذهبی بی سابقه بود و به گفته دکتر احسان نراقی4 در خلا فرهنگی حاکم دکتر شریعتی به بسیاری از جوانان هویت داد :

 1. در خشت خام صص 132 و 133

2. در انقلاب ایران چه شده است و چه خواهد شد ص 223

3. مجله اندیشه جامعه شماره 2 ص 33

4. در کتاب انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی . عبدالرضا هوشنگ مهدوی صص 179 و 180

 

خوب خیلی مهیج بود دیگر ، برای آن که آن نسل جوانی که رژیم بی هدف بارشان می آورد اینها در شریعتی یک هدفی می دیدند . یعنی یک راهی به آنها نشان می داد و یک دلگرمی به انها می داد . ولی برداشت او از امور دینی و از اسلام یک برداشت خاصی بود که همه جا مورد تایید همه به اصطلاح اسلام شناسان و روحانیون نیست.حتی عده ای او را مثلا بدعت گذاری می دانند که انتقاداتی به او دارند.

از آن جنبه بگذریم جنبه اجتماعی او خیلی قوی بود و موثر .

آقای علی اکبر اکبری هم یکی از روشنفکران عصر شریعتی بود که سریع ترین اما سطحی ترین واکنش را نسبت به اندیشه ها و آرای شریعتی از خود نشان داد . وی ابتدا در جنگ فصل های سبز1 و بعدها در کتاب بررسی چند مساله اجتماعی2 به نقد و ارزیابی اندیشه های دکتر از دیدگاه جامعه شناختی پرداخت که نمونه ای از نقدهای شتابزده و سطحی یکی از روشنفکران وطنی با گرایش چپ بود . وی در این کتاب دیدگاه های شریعتی را درباره ماشینیسم و سرمایه داری انحرافی و غیر علمی ارزیابی می کند . در ادامه نمونه هایی از نقدهای آقای اکبری بر مبحث ماشینیسم و سرمایه داری ارائه می شود :

 

نقد علی اکبر اکبری بر ماشینیسم و سرمایه داری 3

 آقای شریعتی درباره (( ماشینیسم )) در بخش اول کتاب اسلام شناسی این طور می نویسد : در فیلم عصر صنعت چارلی چاپلین این دشمن هوشیار و آگاه آن دو غول وحشی آن کارگر بیچاره را ندیدند که چگونه در لابه لای دنده های بی رحم و انسان کش چرخهای ماشین گیر کرد جان کند و له شد ؟ او سمبل این قرن بود و مظهر بردگی هزاران بار خشن تر و زشت تر از گذشته در این عصر . حمله به سرمایه داری در ایران از طرف استعمار طبق یک برنامه حساب شده به منظور انحراف افکار روشنفکران و مردم از مدت ها قبل انجام شده و همچنان ادامه دارد .

به جرات می گویم روشنفکرانی که درباره مصائب و مشکلات و خاطرات ماشینیسم مقاله و مطلب می نویسند و در ادبیات و هنر داد سخن می دهند و آثار هنری و کتابها و مقالات غربی را در این باره ترجمه می کنند اکثریت همین ماشینهای گازوئیلی را به جای صنایع بزرگ و غول آسا گرفته اند4 و اصرار دارند در مقدمه این ترجمه ها و در مقالات جداگانه با فراهم کردن زمینه های خیالی و واهی خواننده را در شرایط عینی و واقعی کتاب هر طور شده قرار دهند و این نوع مسائل و حرفها را به خورو او بدهند …  

1. کتاب فصلهای سبز زیر نظر هرمز ریاحی . بی جا بی تا

2. این کتاب از طرف نشر سپهر در سال 1349 چاپ و منتشر شده است .

3. از جنگ فصلهای سبز . بی جا بی تا صص 62 تا 68 . توجه : مطالبی که در حاشیه سمت چپ این صفحه و صفحات بعد به صورت کج چین نوشته شده تعریضات شریعتی به نقد آقای علی اکبر اکبری درباره ماشینیسم و سرمایه داری است . لازم به ذکر است که فقط مطالبی از این صفحات آورده شده که شریعتی در حاشیه کتاب راجع به آن مطالب پاسخ یا توضیحی داده است .

4. این ها که حرفهای خود شریعتی است ! ص 63

 

به طور کلی این روشنفکران اغلب کتابها و مقالاتی ترجمه می کنند و حرفهایی را مطرح می نمایند که خودشان هم از آن سر درنمی آورند و توجیه و تفسیرهایی از انها می کنند که به جای حل مسئله ان را بیشتر پیچیده تر و اسرارآمیزتر می نمایند و بعد هم می گویند که اهمیت بعضی از نویسندگان و هنرمندان غربی و کتاب هاشان در همین است که ادم های خیلی خیلی هنرمند و مفسران بزرگ و درجه اول هم در ادراک و شناخت آن درمانند .

آقای شریعتی هم مثل سایرین1 تحت تاثیر همین تبلیغات و افکار انحرافی قرار گرفته و از ماشینیسم به عنوان ( ارباب کور و کر و خشن و منجمد و غول وحشی ) یاد می کنند . آقای شریعتی با تایید و تبلیغ افکار انحرافی از جریانات انحرافی پیروی کرده به دنبال آن راه می افتد . ایشان با تبلیغ و نشر این گونه افکار انحرافی و غلط ذهن جوان را بیش از پیش منحرف می نماید …

… در این صورت آقای شریعتی شما می دانید که در ایران هنوز صنعت و ماشین به ان معنی اروپا خبری نیست2 پس چرا مردم را از غول وحشی ماشینیسم دچار دلهره و ترس می کنید ؟ چرا جامعه متمدن را یکپارچه وحشی و جنایتکار و تمدن امروز را یکپارچه فاسد و منحط معرفی می کنید .  

جواب همه این چراها در نوشته های خود شما وجود دارد3 برای آن که شما گذشته را دوست دارید . شما گذشته گرا هستید با صنعت و رشد تکنیک در ایران مخالفید با علوم میانه ای ندارید ، تمدن جدید را منحط می دانید و انسان متمدن امروزی را فاسد و جانی لقب می دهید …

بیماریهای روانی ، فقر ، بیکاری ، استثمار ، استعمار ، فساد ، جنایت ، آدم کشی ، جاسوسی و هزاران مشکلات و مصائب و مفاسد دیگر هیچ کدام ناشی از ماشینیسم نمی باشد4 . تمام آنها مولود سیستم سرمایه داری و رژیم های منحط و ارتجاعی است .

آنها می خواهند نظر مردم را از سیستم و رژیم سرمایه داری که مالک ماشین و اداره کننده و صاحب اختیار آن است منحرف نماید . آیا ما باید با پذیرش و ترویج این نظریات غلط و انحرافی به آنها کمک کنیم ؟5

آیا ما به جای روشن کردن اذهان و نشان دادن دشمن حقیقی و سبب اصلی با تایید آنها باید مردم را گمراه نماییم ؟ …

1. شریعتی روشنفکر غربی است یا مرتجع مذهبی ؟ همان

2. راجع به تمدن جدید نه ایران . همان ص 64

3. کدام نوشته ها ؟ همان ص 64

4. باز منکر سرمایه داری شدی ! همان

5. عجب … !!! به سرمایه داری هم که نباید حمله کرد پس چه کار کنم ؟ همان ص 65

 

آقای شریعتی ضمن معرفی جامعه سرمایه داری به عنوان یک نظام وحشی و مهیب این طور            می نویسد1: آن کارگر بیچاره را ندیدید که چگونه در لابه لای دنده های بی رحم و انسان کش چرخ های ماشین گیر کرد و جان کند له شد ؟ او سمبل انسانیت این قرن بود و مظهر بردگی هزاران بار خشن تر و زشت تر از گذشته در این عصر .

آقای شریعتی در اینجا هم ضمن دفاع از گذشته و تایید نظام های اجتماعی کهنه جامعه سرمایه داری را یک امر کلی2 گرفته و به شدت به آن حمله می کند و با بدترین فحش ها آن را توصیف می نماید .

8. با رشد تکنولوژی و علوم انسان بر طبیعت پیروز شده است .

9. با شناخت پدیده های اجتماعی انسان در جهت رهبری و اداره و تسلط بر جامعه به موقعیت های بسیار مهم و شایانی رسیده است3 .

13. طبقات محکوم و مخالف امکانات بیشتری برای بهتر کردن و تغییر دادن زندگی و کسب قدرت به دست آورده اند . من اگر بخواهم امتیازات و کارهای شگرفی که سرمایه داری انجام داده است منظم کنم و حق مطلب را ادا نمایم4 لازم است کتابی جداگانه نوشته شود . کافی است شما آقای شریعتی یک نگاه سطحی به دور و بر خودتان از دانشکده تا خانه بیندازید تا ببینید که آنچه دارید تمام محصول سرمایه داری است .

ساختمان دانشکده و شوفاژ و برق آن و کاغذ و چاپ و وجود دانشکده و تحصیلات شما و زبان خارجی شما و آشنایی شما با شخصیت های غربی و کتابهای آنها همه محصول سرمایه داری می باشد5 .

من در اینجا سرمایه داری را کلی در نظر گرفته ام در حالی که سرمایه داری قبل از رسیدن به قدرت و بعد از گرفتن حکومت تا رسیدن به امپریالیسم به علت رشد نیروهای تولیدی و اقتصادیات و بسط آزادیهای اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و گسترش علوم و فرهنگ و دانش بشری و مخالفت با زندگی کهنه و میراث گذشته و مبارزه با نیروهای عقب مانده و مرتجع از هر لحاظ انقلابی و مترقی است6 .

 1. کجا می نویسد ؟ راجع به کجا ؟ همان ص 66

2. تو خودت هم که کلی گرفته ای ! همان ص 66

3. پس سوسیالیست های کشورهای شرقی خائن تر از شریعتی اند ؟ همان ص 67

4. چشم اونانیس روشن . همان

5. خدا سایه اش را بر سرت مستدام بدارد . همان

6. بورژوازی است نه سرمایه داری . اصطلاحات را هم که بلد نیستی . همان

 

خط سیر حکومت سرمایه داری به کدام سمت است و سرمایه داری ایران چگونه سرمایه داری است1 . آیا باید سرمایه داری را در ایران تایید و کمک نمود یا برعکس باید با آن مخالفت و مبارزه کرد . خودم را می گویم2 من در شرایط موجود با صنعتی شدن ایران و استقرار و تحکیم صنایع سنگین و رشد سرمایه داری به ویژه سرمایه داری ملی کاملا موافقم و آن را گامی به جلو و در جهت ترقی و پیشرفت و پیروزی می بینم . با توجه به جنبه های مترقی و امتیازات و پیشرفت های مهم و اساسی سرمایه داری نسبت به جوامعه گذشته و آزادی های مختلفی که طبقه کارگر در زمینه های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی کسب می کند بهتر پی می بریم که نظر آقای شریعتی مبتنی بر اینکه کارگری که در لابه لای دنده های بی رحم و انسان کش چرخ های ماشین گیر کرد جان کند و له شد3 سمبل انسانیت این قرن بود و مظهر بردگی هزاران بار خشن تر و زشت تر از گذشته در این عصر تا چه حدی بی اساس و مغرضانه و عاری از حقیقت است .

 علی اکبر اکبری

 1. استعمار نو ! همان ص 68

2. خودت ؟ تو که ای ؟ همان

3. فیلم چارلی در ایران تهیه نشده است . همان

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

دسته‌ها
شریعتی و جامعه شناسی شریعتی و روشنفکری شریعتی و مطهری طرحی از یک زندگی

چالش بین دکتر یدالله سحابی ،مطهری و بازرگان

نابه هنگام بودن این اطلاعیه اثر بسیار بدی بر اذهان دانشجویان و جوانان گذاشته بود . من بعد از بازگشت به ایران اطلاعیه را دیدم . گفته می شد که آقای مهندس بازرگان از این اتفاق به شدت متاثر شده بودند ایشان پس از چندی توسط فرزند محترمشان آقای مهندس عبدالعلی بازرگان از استاد محمدتقی شریعتی و من دعوت به عمل آوردند که به منزل ایشان برویم . آن شب ما به اتفاق آقای مهندس عبدالعلی به خانه آقای مهندس مهدی بازرگان رفتیم و تا ساعت 12 شب ایشان به شرح و توضیح چگونگی نوشتن آن اطلاعیه و پخش آن پرداختند . و کمال تاسف و اندوه خود را از انجام چنین عملی ابراز داشتند .

آقای مهندس مهدی بازرگان آن شب فرمودند : من علی را بیشتر از بسیاری از همرزمانم قبول دارم و در این اطلاعیه هم قصد نقد اندیشه های اسلامی وی را نداشته ام . هنگامی که به اتفاق آقای مطهری مشغول نگارش این مطلب بودیم صحبت از اشتباهات اصولی و فراوان نبود این کلمات بعدا و بدون اطلاع بنده در متن اضافه شده است . پس از چاپ این اطلاعیه تین چند از آقایان دلسوز و آشنا به مسائل روز2 به عنوان اعتراض ابتدا اطلاعیه را به دفتر کار آقای دکتر یداله حسابی و سایر دوستان می برند . آن موقع من در دفتر کارم نبودم . آقای دکتر یداله حسابی به محض این که آن اطلاعیه را مطالعه می کنند بی درنگ با من تلفنی تماس گرفتند و سوال کردند آیا این حقیقت دارد ؟ شما چنین مطلبی را نوشته و تایید می کنید امضای خودتان است ؟ من در جواب گفتم بلی ، نگرانی شما از چیست ؟ پرسیدند آیا خودتان اطلاعیه را پس ازانتشار خوانده اید ؟گفتم نه! پرسیدند پس این تعبیر اشتباهات اصولی و فراوان یعنی چه؟  

 

1. همان صص 74-76

2. بر طبق خاطرات آقای سید محمد مهدی جعفری افراد مزبور عبارت بودند از آقایان دکتر حبیب اله پیمان ، میرحسین موسوی ، دکتر فریدون سحابی ، محمد بسته نگار و خود آقای جعفری . ن . ک به شریعتی آن گونه که من شناختم ص 75

 

و من که در جریان اضافه شدن این کلمات در اطلاعیه مشترکی که با آقای استاد مطهری نوشته شده بود نبودم اظهار بی اطلاعی کردم و تصریح کردم حتما خود آقای مطهری این کلمات را پس از نوشته شدن متن اصلی اضافه کرده اند1 .

آقای دکتر یداله سحابی با تاسف و غمی که در صدایشان پیدا بود گفتند شما بهتر است مجددا مطالبی بر رد نامه اول از قول خودتان بنویسید و منتشر کنید . چون پخش این اطلاعیه موجب رنجش خاطر دانشجویان داخل و خارج از کشور می شود و این مطالب نظر آنان را نسبت به شما تغییر می دهد و بی اعتماد می گردند . طبق پیش بینی مرحوم دکتر یداله سحابی ، دانشجویان مسلمان کالیفرنیا با نوشتن نامه ای به مهندس بازرگان ضمن ابراز نارضایتی از نوشتن این اطلاعیه ، به استاد مطهری هم به شدت حمله کرده بودند :

بنا بر توصیه های دکتر یداله سحابی قرار بر این می شود که مهندس بازرگان اطلاعیه جدیدی در زدودن برخی ابهامات بر رد اطلاعیه اول بنویسد و آن را منتشر کند . متن اطلاعیه دوم آقای مهندس مهدی بازرگان به این شرح است :

 

 

اطلاعیه جدید مهندس بازرگان در رفع سوء تفاهمات اطلاعیه اول

تهران – به تاریخ دوم بهمن 1356

توضیحی برای دوستان عزیز و برای آشنایان و طرفداران مرحوم دکتر علی شریعتی

مشروحه ای به تاریخ 23/9/56 به امضای مشترک جناب آقای مرتضی مطهری و اینجانب به دست اشخاص رسیده است که با تعجب و تاسف تمام مشاهده شد برخلاف آنچه منظور نظر بوده است تا وسیله خیری برای رهایی از سردرگمی و بازگشت وحدت و الفت میان مسلمانان گردد که البته موجب رضای خدای متعال خواهد بود برداشت های نادرست از آن مشروحه خود موضوع جنجال و اتلاف وقت طبقات مختلف و موجب انصراف آنها در مسائل اساسی و حیاتی و وسیله بهره برداری افراد و دستگاه های مغرض گردیده است .

دو دسته مخالف و موافق با آن که دو نظر و دو نتیجه گیری متضاد داشته اند ولی از جهت عدم توجه به متن و منطوق آن نوشته و در اثر سوء تعبیر یا سوء تفاهم راه مشترکی را پیش گرفته اند .

برای جلوگیری از هر گونه سوء استفاده ، رفع هر گونه سوء تفاهم و محو آثار نامطلوب لازم شد بدین وسیله به ادای توضیحات مختصری بپردازم :

دسته اول یعنی کسانی که نویسنده خدمتگزار آزادی و اسلام و تشیع را بی ولایت و بی دین اعلام می نمودند و لقب اعدی عدو … اسلام به او می دادند حق نداشتند مانند کسی که در کلمه طیبه جز الا الله را برداشته و به لااله می چسبد شهادت ما را که مرحوم شریعتی در هیچ یک از مسائل اصولی اسلام از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت گرایش غیر اسلامی نداشته است ندیده بگیرند و به بهانه ی اشاره ای که به اشتباهات فراوان او شده بود اثبات حق به جانبی خود را بنمایند و با وجود تصریحی که به احترام به شخصیت و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام کرده بودیم ما را تایید کننده اتهامات ظالمانه گذشته خود معرفی بنمایند .  

1. ن . ک به توضیحات ساواک در کتاب استاد شهید به روایت اسناد صص 292 و 293

در طرف مقابل ، شیفتگان فکر و قلم شریعتی و تشنگان انقلاب و حق طلبی را می بینیم . که در نوشته های آن مرحوم ، شعله های سوزان عشق و جرعه های گوارای هدایت یافته ، سرمست از ارادت و احیانا اسیر تعصب گردیده اند و در مطالعه ی آن مشروحه بی نصیب از بی دقتی و بی لطفی نشده اند .

افرادی از این دسته علاوه بر آن که توجه به شهادت های تطهیر و تجلیل ما ننموده بودند . چون توقع نداشته اند که در چهره نگاری محبوب معشوقشان کوچکترین خط ناموزون ببینند ، ستایشی را که از کوشش زیاد او در فرا گرفتن معارف اسلامی و از انصاف و حقیقت جویی او در اعتراف و علاقه به رفع اشتباهات به عمل آمده بود یک نوع توهین تلقی کرده اند . سخت تر از همه آن که جمله ی در مسایل اسلامی – حتی مسائل اصولی – دچار اشتباهات فراوان گردیده است به اندوه و خشمشان انداخته است .

حتی آنجا که دلیل عدم فرصت و محل کافی برای مطالعه بیشتر در معارف اسلامی را تحصیلات عالیه و فرهنگ غربی او ذکر کرده بودیم ، بهره مندی از فرهنگ غربی را به معنای غرب زدگی گرفته اند . در حالی که فرا گرفتن تحصیلات عالیه و فرهنگ غربی برای هر ایرانی مسلمان اروپا و امریکا رفته عیب که نیست وظیفه و امتیاز نیز هست . افتخار امثال دکتر شریعتی کوشش در این راه و ارمغان آوردن دیدگاههای جدید و طرز تفکر تازه برای دریافت بهتر و بررسی وسیع تر معارف بی پایان و حقایق ناشناخته اسلام است .

اگر انتساب تحصیلات عالیه و فرهنگ غربی مرحوم شریعتی ایرادگیری به او تلقی شده باشد باید اعتراف کنیم که خود نگارنده نیز در غالب گفته ها و نوشته هایم مرتکب همین گناه در مواجهه ی اکتشافات و نظریات جدید با آیات و احکام و به کار بردن شیوه های علمی با استفاده از تحصیلات عالیه ی ناچیز و فرهنگ غربی ضعیف شده ام ضمن آن که همیشه اعتراف به اطلاعات ناقص در معارف و متون اسلامی و احتیاج به استمداد از اساتید فن و علمای صاحب نظر داشته ام .

دچار اشتباه دانستن مگر نفی کلی خدمات و رد نظریات و مکتب کسی را می نماید ؟ غرض از مسائل اصولی و اساسی نیز که در آنجا ذکر شده و وعده بحث و نشر آن را داده ایم اصول دین و ضروریات مذهب نبود که قبلا تصریح به عدم گرایش های انحرافی در آن زمینه به عمل آمده بود .

چرا این مطلب می باید وحشت و یاس در جوانان دلبند ما ایجاد کرده باشد ؟ مگر خارج از وحی الهی و غیر از چهارده معصوم هیچ بشری اگر چه همتراز با بزرگ ترین متفکرین جهان چون سقراط و ارسطو و دکارت و نیوتن یا صدرالمتالهین باشد می تواند مصون از خطا و اشتباه تصور شود یا سزاوار هست کسی را چنین بپنداریم ؟

در نزد انسان اشتباه کردن لازمه ی کار کردن است و اشتباه داشتن شریعتی لازمه ی پرکاری و تراوش های فکری فراوان او است .

آیا شرط اصلاح افکار و عقاید و تکامل اجتماعات متحرک بی غرضی و انتقاد نیست ؟

انچه خطرناک و خلاف راه حق و صواب است شخص پرستی – چه مثبت و چه منفی آن – و تعصب و جمود فکری است و انچه به سود جامعه و مورد نیاز مردم پوینده حق و حقیقت است ، آزاداندیشی و سعه ی صدر است .

اگر من که تحسین کننده نبوغ و مدافع حسن نیت و تاثیر عمیق افکار شریعتی عزیز بودم حق نداشته باشم با روح علمی اسلامی و استمداد از آرای پاک علاقه مندان نکته سنجی در اندیشه های ارزنده و اصلاح جویی در یادگارهای بابرکتش بنمایم و حداقل راه تفکر و تحقیق و تصحیح را باز نمایم پس چه کسی چنین وظیفه ی دوستی و اجتماعی و خدایی را باید ایفا نماید ؟

اگر در اجتماع خود تمرین نماییم که هیچ گاه شخصیت ها را ملاک تشخیص حق و باطل قرار نداده به دستور پیشوای بزرگان اشخاص را بر حق عرضه کنیم هم کمتر گرفتار ملالت و دشمنی و تفرقه خواهیم شد و هم افراد شایسته مان پاک تر و عزیزتر خواهند شد .

در این دوران بحرانی تاریخ مملکت از درگاه ذوالجلال اصلاح و اعتای ملت و هدایت و توفیق نسل مسلمان مجاهد را مسئلت می نمایم .

البته این نامه را آقای مهندس بازرگان نوشتند و منتشر کردند . لیکن به گفته دست اندرکاران تاثیر چندانی در زدودن ذهنیت دوستداران شریعتی نسبت به نویسندگان اطلاعیه نداشت . به یاد می اورم که در بازگشت از منزل آقای مهندس بازرگان استاد شریعتی خطاب به آقای عبدالعلی بازرگان اظهار تاسف فراوان می کردند از نوشتن این اطلاعیه و می گفتند که چطور آقای مهندس بازرگان که جز حسن نیت نظر دیگری نسبت به علی نداشت چرا پای چنین متنی را امضا کردند . نوشتن اطلاعیه دوم مهندس بازرگان همانند اطلاعیه اول در سازمان امنیت رژیم پهلوی هم انعکاس خود را داشت1 .

مرحوم مطهری در ادامه مخالفتها و انتقاداتش بر دکتر شریعتی و افکار وی روز به روز مواضع تندتری اتخاذ می کرد و این چیزی نبود جز اشاعه گسترده افکار بدیع و انقلابی دکتر شریعتی در سطح جامعه در پاسخ به نیازهای نسل تشنه و آرمان خواه . مرحوم مطهری به خوبی می دید که اندیشه ها و آرای دکتر مورد پذیرش نسل جوان واقع شده و دیگر استقبال چندانی از برداشتهای سنتی از اسلام نمی شود2 .

 

 

1. استاد شهید به روایت اسناد صص 294-300  

2. در مورد عدم استقبال از اندیشه های سنتی به ویژه افکار مرحوم مطهری در سالهای 55 و 56 آقای سیدمحمدمهدی جعفری خاطره ای به شرح زیر نقل می کنند : در سال 55 جلسه ای بود در منزل دکتر نوفر . همان روزهایی بود که مقاله دکتر شریعتی در کیهان چاپ می شد . انجمن اسلامی پزشکان برنامه اش این بود که در هر هفته چهار جلسه پشت سر هم در یک جا تشکیل می داد و یک نفر سخنران در این شبها درباره یک موضوع واحد سخنرانی می کرد . آن روزها آقای رضا اصفهانی در مورد اصول استنباط احکام توسط مجتهد بحث می کرد . جلسه اول یا دوم بود که آقای اصفهانی سخت به روش مجتهدین حمله کرد و گفت : این چه استنباط احکامی است که امروز مسئله ی زمین را نادیده می گیرند . اگر کسی زمینی را متری یک تومان خریده باشد و متری صد تومان بفروشد می گویند که مشروع است و حق خودش است . آقای علی بابایی در ضمن صحبت های آقای اصفهانی حرف های ایشان را تایید کرد . اتفاقا در آن جمع ایشان تنها کسی بود که دستش در تجارت و خرید و فروش هم بود اما انسان وارسته ای بود که کار تجاری اش را نیز براساس عقیده اش انجام می داد . صحبتهای آقای اصفهانی که تمام شد طبق معمول بحث شروع شد . مهندس معین فر اولین کسی بود که به سخنان آقای اصفهانی اعتراض کرد و گفت : این حرفهای آقای اصفهانی بازار گرم کنی است و حقیقت ندارد . دیگران هم له و علیه محتوای سخنرانی سخنانی گفتند . نوبت به شهید مطهری رسید . ایشان عادت داشت همیشه آخرین نفر باشد که بحث می کند در واقع نظرات همه را به نحوی جمع بندی می کرد . آقای مطهری هم انتقاد تندی به سخنان آقای اصفهانی کرد و گفت : همان طور که آقای مهندس معین فر گفتند این حرف ها برای بازارگرم کنی است . چطور پای صحبت من عده کمی آمده بودند ؟ ایشان این صحبت ها را می کند تا جمعیت جمع بکند . آن روز حدود شصت نفر در مجلس بودند . مثل این که در سخنرانی آقای مطهری حدود بیست نفر بیشتر نبوده اند . دلگیری اصلی ایشان هم در همین موضوع بود و نشان می داد که او به تعداد جمعیت در سخنرانیهایش توجه دارد . شریعتی آن گونه که من شناختم ص 71

  
این است که به جای ریشه یابی معضلات و کنکاش پیرامون مسائل اساسی جامعه و نیازهای نسل تشنه و جوان به دنبال برجسته کردن ضعفهای این و آن و تحریک افراد ذی نفوذ در محافل روحانی بر ضد دکتر شریعتی بود که به قول محمدمهدی جعفری در مورد آن نامه نیز باید عرض کنم که مطالب راجع به دکتر شریعتی که مرحوم مطهری به امام خمینی نوشته اند حاکی از یک عصبانیت است . مسئله شخصی و شاید نسنجیده بود .

مرحوم مطهری در این نامه درباره شریعتی داوری هایی کرده که حقیقتا منصفانه نیست و حتی با دیگر آثار خود ایشان نیز تناقض دارد )) .

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

دسته‌ها
شریعتی و جامعه شناسی طرحی از یک زندگی مقالات

هنر و رسالت مردمی شریعتی

علی که در این سالهای میانی و پایانی تحصیلات دانشجویی ، شور و نشاط تازه ای به خود گرفته بود ، با تلاشی خستگی ناپذیر هر شماره نشریه ایران آزاد را با با دو یا سه مقاله از خودش درباره موضوعات مختلف و بخصوص مسائل داخلی ایران منتشر می کرد .

https://shariati.nimeharf.com/wp-content/uploads/2011/03/m8fzx22.jpg

1. استشهاد علی بر جمله مصدق ناظر بر تلقی ویژه مصدق از جناح بندی درون حزب توده است بدین مضمون که در سالهای بعد از شهریور 20 روسیه شوروی به کمک حزب توده و به خصوص جناحی از آن معروف به جناح کامبخش – کیانوری گرفتن امتیاز نفت شمال ایران را برای روسها در قبال انگلیسی ها دنبال می کرد و در سالهای 30 تا 32 که نهضت ملی شدن نفت به رهبری مصدق در جریان بود ، حزب توده و این جناح با مخدوش کردن تضادها و درک غلط از ماهیت طبقاتی مصدق و جبهه ملی با مواضع انحرافی خود ، آب به آسیاب دشمن اصلی نهضت ملی ایران یعنی انگلیسی ها می ریخت وازآن زمان به جناح نفتی – انگلیسی معروف شد که مصدق هم در دادگاه بدان اشاره کرده است .

فعال شدن جنبش ایران بعد از یک فترت 7 ساله از کودتای 28 مرداد ، رشد جنبشهای آزادیبخش و پیروزی و استقلال کشورهایی مانند الجزایر و کوبا ، مشی و مواضع مستقل کشورهای غیر متعهدی مانند هند و مصر و غنا ، بیش از پیش موجب سرزندگی و شادابی روحیه علی در پرداختن به مسائل کلان و حاد اجتماعی – سیاسی در وجه داخلی و خارجی شده بود و او که اکنون در پاریس و در متن اخبار تحولات جهانی و نیز در ارتباط تنگانگ با جنبش دانشجویی قرار گرفته بود دیگر نمی توانست به خود بیندیشد و به احساسات و عواطف روحی و فردی خویش پاسخ دهد . او با احساس مسئولیت در قبال مردم و نیز قربانی کردن نیازهای فردی خویش در برابر ضرورتهای زمان ( به قول خودش عصر و نسل ) در نامه ای خطاب به نعمت میرزازاده ( م . آزرم ) شاعر و دوست قدیمی اش به تاریخ اول مه 1341 ، روحیات خویش را چنین توضیح داده است : (( من متاسفم درباره شعر و شاعری دیگر نمی توانم اظهار لحیه ای کنم چون چند سالی است دیگر از زیبایی ها لذت نمی برم و دردهای ادبی و شاعرانه را احساس نمی کنم و ورزش می کنم تا از یک اهل حال حساس به صورت یک آدم خشک متفکر درآیم ( البته متفکر به معنی لغوی و محدود آن ) ، زیرا من دیگر آدم خودم نیستم چند سالی است اینجا نان مردم را می خورم ، نمی توانم درد خودم را بکشم ، بنابراین به شعر نمی اندیشم .

می اندیشم که وقتی به ایران برگردم ، از کجا آغاز کنم ؟1 ))

علی ضمن سالهای تحصیل در خارج از کشور و فعالیت در عرصه سیاسی ، همواره تلاش می کرد به نحوی بین دنیای درون و بیرون وحدت ایجاد نماید و بین هنر و شعر متفنن با هنر و شعر متعهد تمایز بگذارد . او با ترجمه مقاله شعر چیست ؟ سارتر ، رویکرد متعهدانه ای به ادبیات و هنر داشت :

(( اگر شاعری به جای معاشرت با شعرای دیگر ، رفت و آمد به محافل شعری و ادبی و رفت و برگشت فاصله میان منوچهری و نیما بتواند با مردم جامعه خودش انس بگیرد ، به قهوه خانه ها ، تکیه ها ، مجلس های روضه خوانی ، سر گذرها ، توی کارخانه ها و سر خرمن ها برود و با زبان احساس و دردهای آنها آشنا شود اصلاح می شود ، احساسی تازه می گیرد و شعرش آن وقت دیگر یک اثر منفی نیست ، بلکه یک عامل و نیروی مثبت معنوی و اجتماعی می شود2 )) .

در مطلب فوق ، علی جدایی شاعر از واقعیت را یک بیماری می داند و ارتباط صمیمانه با آن را یگانه راه اصلاح شاعر .

علی با نقد رفتارهای شاعران بریده از مردم زیبایی را از محدوده نمودهای محسوس و ظاهری خارج می سازد و ردپای آن را در گستره نهضتها و انقلابها ، ایثارها و گذشتها و … می بیند : (( شک نیست که در نهضت ها ، انقلاب ها ، در آزادی ، عدالت ، مردم ، انتقام ، ایمان ، عشق به دیگران ، انسانیت ، جهاد و فداکاری لااقل همان اندازه زیبایی و طراوت هست که در عشق و یاس و ناز و هجران و رقیب و کمان ابر و سایر اعضای طرف مقابل ! ))3

1. م.آ.34.ص67 و م.آ.اص 86 .

2. م.آ34 ص 67

3. م.آ.1 ص 68

این رویکرد زیبا شناختی ، متاثر از تجارب نظری و عملی است که علی در حیات اجتماعی و سیاسی خود در ایران و اروپا کسب کرده بود ، تجربه ای که بعدها با ورود به ایران و آغاز فعالیتهای فکری – فرهنگی اش اندیشه سیاسی را عالیترین وجه اندیشه اجتماعی قلمداد کرد .1

او با همین گرایش متعهدانه ، در هر سر مقاله ای که در نشریه ایران آزاد می نوشت به رژیم شاه حمله می کرد و تمامی رویدادها و تحولات داخلی ایران را به بوته نقد و تحلیل می گذاشت ، او از افزایش بودجه نظامی رژیم کودتا و کسر شدن بودجه فرهنگ و بهداشت به ضرر مردم و … سخن می گفت و عامل اصلی و مسبب این تیره روزیها و سیاستهای بی رویه و غلط را ، شخص شاه و دربار کثیف کودتاچی می دانست.2

(( کیست که امروز نداند مسئول این همه تباهی و تیره روزی کیست . کیست که امروز نداند چگونه سرمایه عظیم ملی ما یعنی درآمد سرشار نفت به دست چه نامردانی در اختیار استعمارگران غربی گذارده شده و در عوض شانه های ملت ایران در زیر بار قرض های کمرشکن خارجی خرد گشته است . کیست که امروز نداند چه دستی ملت ما را در قید و بند قراردادهای نظامی و تعهدات ضدملی قرار داده است . و بالاخره کیست که امروز نداند چه کسی حکومت استبدادی و مطلقه را بر سرزمین ما حکمفرما ساخته و به دنبال کودتای ننگین بیست و هشتم مرداد علیه حکومت ملی پیشوای ملت دکتر محمد مصدق صورت گرفت پا به روی قانون اساسی ایران و حکومت مشروطه نهاده است . آری کیست که نداند مسبب همه این تیره روزیها و عقب ماندگی ها همه این خیانت ها و دزدی ها همه این فساد و تباهی ها هیئت حاکمه کثیف و جنایتکار ایران و در صدر آن شخص شاه است . ))3

 

منابع :

کتاب : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

دسته‌ها
اسلام شناسی بررسی و نقد ها شريعتی و دموکراسی شریعتی و جامعه شناسی شریعتی و روشنفکری شریعتی و مارکسیسم مقالات

شریعتی و قرائت های نوین

همواره تا پیش از ظهور شریعتی ، عنان تمامی قرائت ها و تفاسیر مختلف ، تماما محدود به سیطره ی فقها بود و شرایط به گونه ای رقم می خورد که سایر متفکران و عالمان غیر فقیه ممالک اسلامی عموما در این حوزه دخول نمی کردند.

گرچه تا پیش از شریعتی بزرگ مردانی نظیر سید جمال و به تبع او اقبال لاهوری و محمد عبده ، بازگشت دوباره به قرآن را ، بنیان نهادند ولی آنچه میوه ی این نهال مبارک و بزرگ بود بیشتر در حوزه ی علوم فیزیکی و ریاضی به ثمر نشست. کشف های جدید و غیر منتظره از درون آیات قرآن و همسان سازی بعضی از آیات طبیعی قرآن با کشفیات جدید بشر نظیر جاذبه ی زمین و همینطور کشفیات جدید و متحیر کننده ای نظیر زوجیت تمامی موجودات زنده ی عالم ، همه و همه نقشی بی نظیر را در توجه دوباره ی متفکران و دانشمندان مسلمان و حتی غیر مسلمان ، به قرآن کریم را ایفا کرد. ولی همچنان قرآن همچون گنجینه ای ،سرشار از مفاهیم عمیق و متحیر کننده احساس می شد که بسیاری از وجهه هایش تا بحال بی توجه مانده بود.

هرچه بیشتر می گذشت فشار علوم و ایدولوژی های مدرن بشر ، مخصوصا مارکسیسم که خطرش بیش از سایرین احساس می شد متفکران اسلامی را به تکاپوی مضاعف انداخت و نیاز به قرائت های نوین و تازه و مطابق قرن جدید از مبانی اعتقادی اسلام بشدت احساس می شد. دیگر کسی خریدار حرفهای غیر منطقی نبود و جو غالب متافیزیک را از صحنه دور می کرد.

همزمان با شریعتی ، مهندس بازرگان به یک سری از تحقیقات ریاضی در قرآن دست زد که نتایج بسیار جالب و قابل توجهی از آن را به همگان نشان می داد ولی این تنها اثباتی بود بر غیر انسانی بودن قرآن و اعجاز آن و هنوز پاسخی منطقی و قرائتی درخور از مبانی اسلام و علی الخصوص قرآن ، در مقابل سیل ویران کننده ی مارکسیسم داده نشده بود.

تا اینکه دکتر شریعتی دست به اقداماتی جسورانه زد و قرائت هایی تازه از بعضی آیات قرآن و همینطور احادیث به نمایش گذاشت. اینکه این برداشت ها چقدر به حقیقت نزدیک بوده و یا بنا بر مصالح آن روزهای اسلام نوعی مصادره به مطلوب از جانب شریعتی صورت گرفته است ، جای بحثی عمیق دارد ولی آنچه واضح است اینکه تاثیری عمیق بر عقل و روح تشنه و پر دغدغه ی جوانانی ریخت که تقریبا پرچم سپیدشان را بالا برده بودند. بعدها شریعتی سعی کرد این برداشت های مقطعی را به نوعی دیدگاه خاص بدل کرده و نظمی سیستماتیک به آن ببخشد که تا اندازه ای اندک فرصت اینکار را پیدا کرد ولی فشار ها و تهدید ها و زندان و غیره فرصت تثبیتش را او گرفت.

همین امر مبارک و با ارزش از شریعتی آغاز گر نهضتی بود که باعث شکسته شدن تابوی انحصاری تفاسیر و قرائت ها از قرآن و اسلام شد که متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز تقریبا بی حرکت و متوقف مانده است و بیشتر حرکتی متفاوت با حرکت شریعتی رواج پیدا کرده است. چه آن زمان که مجاهدین خلق می خواستند اسلام را مطابق مارکسیسم نشان دهند و در آخر به این نتیجه رسیدند که ” اسلام همچون پوستین کهنه ای است که هرجایش را وصله می زنیم از طرف دیگر پارگی و حفره ای نمایان می شود ” و چه حالا که روشنفکران بظاهر دینی ما می خواهند اسلام را به هر ترتیبی شده مطابق “لیبرالیسم با قرائت غربی ” نشان دهند.

آنچه نویسنده به عنوان ضرورت در هم نسلی هایش احساس می کند ابتدا و در بدو امر این است که همگی قرآن و در درجه ی بعدی نهج البلاغه را، با هر درجه ای از علم و آگاهی ، برای یک یا چند بار بخوانیم که این کمبودی بسیار نگران کننده است.

بی شک در رفع شبهات و ارائه ی تفاسیر و قرائت های شخصی باید با اهالی حوزه و فقه تعامل داشته باشیم تا ما دیگر اشتباه سالیان دراز فقیهان را مرتکب نشویم و افراط آنها را به تفریط پاسخ ندهیم که آنچه در این بین متضرر می شود بیش از هر چیز اسلام عزیز است.

زیرا اگر ما نیز خود را مستقل از آنها دانسته و بی تعامل و همفکری نظرات و قرائت های خام خود را منتشر کنیم آنگاه ناخواسته همان امری را مرتکب می شویم که فقیهان پیشین کرده اند.

و فضایی غالب می گردد که همگی مدت هاست در آن نفس می کشیم

” فضای بدبینی و جنگ در بین اهالی فکر حوزه و دانشگاه “

آنچه بعنوان یکی از عملی ترین راه حل ها به نظر نویسنده می رسد ایجاد شبکه و سایتی مستقل برای قرائت های نوین از اسلام و قرآن است که هم اهالی حوزه و هم اهالی دانشگاه در آن حضوری فعال داشته باشند.

سعی می شود در نوشتار های بعدی به این ایده و سایر ایده ها و راه حل ها بصورت متمرکز تر پرداخته شود

انشا الله

حق