دسته‌ها
شریعتی و امام خمینی

امام موسی صدر:روزنامه کیهان در نوشته های شریعتی دست می برد

امام موسی صدر در ادامه گفتگویی با صادق طباطبایی با اشاره به فعاليتهاي دکتر شريعتي در ايران در دوره اختناق رژيم شاه گفت: وقتي که مقاله اي در روزنامه کيهان چاپ شد که در آن در سخنان دکتر شريعتي دست برده شده بود، شريعتي بسيار از اين کار ناراحت شد، نقدي نوشت بر اين مقاله و روزنامه چاپ نکرد. اين کار به او سخت آمد و پس از مسايل ديگري که رخ داد استخاره کرد تا به اروپا برود.

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و امام خمینی مرگ شریعتی

دیدار استاد شریعتی با امام درباره دکتر شریعتی

سوسن شریعتی خاطرات خود از مراسم سالگرد پدر را روایت می‌كند

برداشت اول: برای من كه دختربچه‌ای 16 ساله بودم، اولین مواجهه با رویكردهای موجود نسبت به علی شریعتی در جریان برگزاری مراسم چهلم او در لبنان حاصل شد. امام موسی‌صدر با همراهی دكتر چمران و چهره‌هایی همچون صادق طباطبایی و قطب‌زاده بانی برگزاری مراسم چهلم دكتر در بیروت شدند. ما چند روز قبل از برگزاری این مراسم در منزل امام موسی صدر میهمان شدیم. در این روزها بود كه شاهد فشارهای وارده به امام موسی صدر برای لغو این مراسم بودیم. این فشارها از دو ناحیه صورت می‌گرفت، هم از جانب روحانیون ایرانی مقیم منطقه و نیز داخل ایران كه شریعتی را چهره‌ای غیردینی می‌دانستند و هم از جانب مأمورین رژیم سابق كه شریعتی را اپوزیسیون نظام می‌دانست.

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و امام خمینی

سه متفكر معاصر و دانشجویان(امام خمینی، استاد مطهری، دكتر شریعتی)

نويسنده: عبدالكاظم مجتبی زاده

چکیده: فعالیتهای دكتر شریعتی و استاد مطهری در دانشگاهها در سالهای قبل از انقلاب نقش بسزایی در ترویج اندیشه های اسلام انقلابی و مقابله با ترویج افكار الحادی و التقاطی داشت. این فعالیتها موجب پیوند دانشگاه با روحانیت انقلابی شد و در پذیرش رهبری حضرت امام خمینی(ره)، با ویژگی هایی كه در شخصیت و افكار ایشان وجود داشت، از سوی دانشجویان انقلابی به منصه ی ظهور رسید

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و امام خمینی

مالكيت؛ عامل نابرابري

دكتر شريعتي در آثار خود عوامل مورد نظر امام را به عنوان عوامل موجد نابرابري مي‏پذيرد، ولي از نكته نظر تاريخي و جامعه شناختي به عامل تعيين كننده نابرابري در ساخت اجتماعي و اقتصادي جامعه تاكيد دارد. عنصر تاريخي و جامعه‏شناختي كه دكتر به عنوان عامل تعيين كننده نابرابري در نظر دارد مالكيت است. دكتر شريعتي دو نوع مالكيت را در اين رابطه تشخيص مي‏دهد: يكي مالكيت اجتماعي و ديگري مالكيت انحصاري. (12)

دكتر برابري و نابرابري را در تاريخ جوامع براساس همين دو نوع مالكيت توضيح مي‏دهد و معتقد است كه در مالكيت اجتماعي، افراد مي‏توانند به طور مساوي از منابع و امكانات استفاده كنند، ولي در مالكيت انحصاري، منابع و امكانات را تحت عنوان حق مالكيت به صورت حقوق انحصاري خود درمي‏آورند و جامعه تبديل به دو قطب متضاد مي‏شود: كساني كه داراي مالكيت بر منابع و امكانات توليد هستند و كساني كه فاقد اين امكانات و منابع‏اند.

در مجموع عوامل موجد نابرابري را در نظر امام مي‏توان از طريق رابطؤ زير در نظر گرفت:

عامل تاريخي ـ سياسي استعمار

عامل انسانشناختي ـ روانشناختي حرص و آز انسان نسبت به قدرت و ثروت ، نابرابري

عامل عدم رعايت احكام مذهب در پرداخت مالياتهاي اسلامي

و از نظر دكتر شريعتي رابطؤ عامل موجد نابرابري را مي‏توان چنين در نظر گرفت:

مالكيت اجتماعي ، برابري

مالكيت انحصاري ، نابرابري

اجتناب پذيري يا اجتناب ناپذيري برابري اجتماعي:

در ارتباط با وجود نابرابري، اگر وجود طبقات را موجد نابرابري بدانيم، امام خميني معتقد به وجود طبقات در جامعه است (ديد كاركردي) ولي دكتر شريعتي معتقد به جامعؤ بي‏طبقه است (ديد تضادي).

از نظر امام به سبب اختلاف در سطح تواناييها و كوششها و تلاش افراد، تفاوت و اختلاف بين افراد جامعه از حيث دارايي و درآمد و ثروت ايجاد مي‏شود. اگر اين تفاوتها كه ناشي از تلاش و توانايي افراد است در چارچوب قانون شرع و نيز امكانات و شرايط مساوي باشد، نابرابريهاي ايجاد شده قابل قبول است. اما نابرابريهاي موجود كه ناشي از عدم تساوي امكانات و فرصتها همراه با عدم رعايت قوانين شرع است، قابل قبول نيست.(13)

برابري اجتماعي از نظر امام ايجاد شرايط يكسان از حيث امكانات و فرصتهاي اجتماعي و اقتصادي براي همگان و ايجاد جامعه‏اي عاري از فقر و محروميت است تا افراد براساس استعدادها و تواناييهاي خود بتوانند رشد كنند.

از ديدگاه دكتر شريعتي نابرابري اجتماعي اجتناب‏پذير است و طريق رسيدن به آن ايجاد جامعؤ بي‏طبقه است. (14) از نظر وي برابري معادل قسط است و قسط يعني سهم واقعي هركس از توليدات اجتماعي جامعه. به اعتقاد دكتر برابري اجتماعي در جامعه هنگامي ايجاد مي‏شود كه زيربناي اجتماعي و اقتصادي جامعه مبتني بر قسط باشد.

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و امام خمینی

منابع و عوامل نابرابري در نظر دکتر شریعتی و امام خمینی

امام خميني منابع و عوامل موجد نابرابري در جامعه را از رويكردهاي تاريخي ـ سياسي، مذهبي و انسانشناختي ـ روانشناختي مورد نظر دارد.

امام در رويكرد سياسي عامل استعمار را تشخيص مي‏دهد(9) كه اين عامل از طريق استثمار، جامعه را از حقوق خود نسبت به امكانات و فرصتها و شرايط رشد محروم مي‏كند. معظم له استعمار را با تشكيل جوامع جديد و شكل گرفتن دولتهاي وابسته و دست نشانده توام مي‏داند. به عبارتي امام با برشمردن عامل استعمار به عنوان عامل اساسي ايجاد جامعؤ طبقاتي به واسطؤ اين عامل به حكام دست نشانده به عنوان عامل ديگري در قبضه كردن قدرت و ثروت در جامعه و محروميت اكثريت مردم از قدرت و ثروت اشاره مي‏كند.

امام در رويكرد مذهبي، ندادن مالياتهاي اسلامي(10) را در نظر مي‏گيرد و بر اين اعتقاد است كه نپرداختن مالياتهاي اسلامي موجب تجمع ثروت و دارايي نامشروع و كلان نزد افراد مي‏شود، و از آنجا كه عدم پرداخت مالياتهاي اسلامي در حكم ادا نكردن حق خدا و حق مردم از اموال و ثروت حاصله است، منجر به محروميت عده‏اي مي‏شود كه اين مالياتها مي‏بايست در طريق رفع نياز آنها مصرف شود.

امام از رويكرد انسانشناختي ـ روانشناختي عامل حرص و آز انسان نسبت به قدرت و ثروت را در نظر مي‏گيرد (11) و در اين رويكرد، عاملي را در انسان تشخيص مي‏دهد كه او را به سمت كسب هرچه بيشتر ثروت و قدرت مي‏كشاند كه با افزايش آن هرچه بيشتر حريص‏تر مي‏شود و حرص انسان در كسب آنها بيشتر تهييج مي‏شود. از نظر امام با برانگيخته شدن حرص و آز نسبت به قدرت و ثروت و نيز مهذب نبودن انسان، او از قدرت و ثروت در جهت اميال خود استفاده مي‏كند. در ديد امام سمتگيري قدرت و ثروت در جهت ازدياد هر چه بيشتر، انسان را به تجمل‏گرايي و توجه به دنياگرايي مي‏كشاند كه اين امر موجب از بين رفتن انسانيت انسان و تبديل او به حيوان مي‏شود. از اين ديدگاه در جامعه حيواني حرف اول را قدرت مي‏زند و براين اساس است كه امكانات و منابع تقسيم مي‏شود و رابطؤ نابرابري مبتني بر قدرت است.

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و امام خمینی

عناصر مشترك در تعريف امام و شريعتي

در تعريف طبقه از سوي امام خميني و دكتر شريعتي عناصر مشتركي از جمله درآمد و شغل مشترك، فرهنگ و خلق و خوي مشترك و نيز سبك زندگي مشترك وجود دارد. دكتر در تشكيل طبقه عامل احساس طبقاتي را عمده مي‏كند كه اين عنصر در نظر امام، فرهنگ و خلق و خوي مشترك گروهي از مردم است كه با آن منش رفتاري مشترك و خاصي را نشان مي‏دهند.
طبقات ظالم و مظلوم مورد نظر امام و طبقات حاكم و محكوم مورد نظر دكتر شريعتي، بيانگر تضاد و تخاصم طبقاتي در جامعه است كه از نظر استثمار و ظلم و سلطؤ يك طبقه به عنوان طبقه حاكم و ظالم بر طبقؤ ديگر به عنوان طبقه محكوم و مظلوم داراي مضامين مشتركي هستند. تفارق بين ديدگاه امام و دكتر از اين ناشي مي‏شود كه امام به رابطؤ عامل استعمار طبقات ظالم و مظلوم معتقد است ولي دكتر به رابطؤ عامل مالكيت طبقات حاكم و محكوم اعتقاد دارد. دكتر شريعتي عامل مورد نظر امام يعني استعمار را در ايجاد جامعؤ طبقاتي مي‏پذيرد، ولي دكتر فراتر از عامل استعمار به عنصر مالكيت به عنوان عامل ايجاد كننده طبقات به صورت عاملي تاريخي و جامعه شناختي در جامعه اشاره مي‏كند. (8)

در مجموع امام و دكتر به وجود جامعه طبقاتي و تضاد ناشي از آن اذعان دارند، اما با دو ديدگاه خاص خود و به دو عنصر خاص خود در ايجاد جامعه طبقاتي و تضاد حاصله از آن مي‏رسند. امام با ديدگاهي تاريخي و سياسي به عنصر استعمار در ايجاد طبقات و تضاد طبقاتي بين دو طبقه ظالم و مظلوم نظر دارد، ولي دكتر از ديدگاه تاريخي و جامعه شناختي به عنصر مالكيت در ايجاد طبقات و تضاد طبقاتي بين دو طبقه حاكم و محكوم مي‏نگرد. ديدگاه امام و دكتر دربارؤ طبقه را مي‏توان در طرح زير ترسيم كرد.