دسته‌ها
شریعتی و مطهری

نظر “علی مطهری” در مورد قیاس مطهری و شریعتی

به گزارش سایت نیمه حرف به نقل از باشگاه خبرنگاران؛فردا پنج شنبه 29 خرداد سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی (1356) است.فعالیت دکتر شریعتی همزمان با فعالیت‌های استاد شهید مرتضی مطهری بود که وی نیز 12 اردیبهشت 1358 به شهادت رسید. نظر
 هستند کسانی که همواره درصدد مقایسه این دو شخصیت با یکدیگر بوده و بنا دارند به هر دلیلی یکی از این دو شخصیت برجسته را مورد مقایسه قرار داده و به تخریب آن‌ها دست بزنند.
 
در آستانه سالروز درگذشت دکتر شریعتی موضوع قیاس این دو شخصیت را با علی مطهری فرزند استاد مطهری در میان گذاشتیم.
 
علی مطهری که در حال حاضر به عنوان نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر دور دوم حضور خود در مجلس شورای اسلامی را سپری می‌کند در این رابطه به باشگاه خبرنگاران گفت: شهید مطهری یک اسلام شناس بوده و علوم اسلامی را از سرچشمه‌های اصیل گرفته بود.
 
وی افزود: هم چنین شهید مطهری اساتید بزرگی را دیده و خودش نیز از یک نبوغ خاصی برخوردار بود.
 
وی افزود: اما دکتر شریعتی یک جامعه شناس بود که با تاریخ اسلام و فلسفه تاریخ آشنایی داشت بنابراین این دو شخصیت با هم قابل قیاس نیستند.
 
نماینده تهران تصریح کرد: مطالعات اسلامی دکتر شریعتی از منابع اصیل نبوده، تحصیلاتش در اروپا بوده است بنابراین نباید انتظاری که از شهید مطهری داریم از دکتر شریعتی هم داشته باشیم.
 
وی گفت: به تصریح شهید مطهری اشتباهاتی هم در آثار دکتر شریعتی وجود دارد.
 
وی افزود: بالاخره ضمن اینکه دکتر شریعتی خدماتی را در سوق دادن جوانان به اسلام داشت اشکالاتی هم در آثارش بود.
 
مطهری گفت: گروهی مثل فرقان نیز خودش را مدیون و پیرو دکتر شریعتی می‌داند (گروه فرقان همان گروهی که استاد مطهری را به شهادت رساند).
 
وی تصریح کرد: در کارهای دکتر شریعتی آثار مثبت و منفی با هم وجود داشت. 
 
فرزند استاد مطهری در خصوص این که آیا آثاری از استاد وجود دارد که تا به حال چاپ نشده و یا در دست انتشار است گفت: بله، هنوز آثاری از این دست وجود دارد و انتشارات آن را موسسه صدرا برعهده گرفته است

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و مطهری طرحی از یک زندگی

شریعتی و مطهری

حسینیه ارشاد به تنهایی حامل یک بار مضاعف معنایی است و نسبت این همان با شریعتی پیدا کرده است1 . و به رغم آن که افرادی پیش از ورود علی به ارشاد هدایت برنامه های مذهبی را در آنجا بر عهده داشتند اما از قضای روزگار و تقدیر الهی این روح شریعتی بود که در کالبد ارشاد نشست و این دو وجه را به یک پیکره واحد تبدیل کرد . با آن که افراد بسیاری از جمله مرحوم مطهری از ابتدای بنیان گذاری ارشاد در کنار آقایان مرحوم محمد همایون و دکتر میانچی به رتق و فتق امور مذهبی در حسینیه مشغول بودند و از این رو فضل تقدم داشتند و سخنرانیهای2 بسیاری درباره موضوعات و مسائل مذهبی ارائه می کردند با این وصف این علی بود که با طرح آرا و افکارش توانست موج جدیدی در کالبد ارشاد بیندازد و با کیفیت نگاه و ظرافت بینش و عمق مطالبی که ارائه می داد گوی سبقت را از دیگران برباید و نامش بر تارک حسینیه حک شود . از این رو شناخت علی و مرحوم مطهری3 به عنوان نماد دو سنخ فکری و رفتاری بین دو رویکرد سنت گرا و نو اندیش در جامعه فرهنگی – اجتماعی ایران حائز اهمیت است .  

 

 

1. شریعتی درباره آمیختگی روح وی با کالبد حسینیه می گوید : برای من حسینیه جایی که در آن سخنرانی می کردم و یا درس می دادم نیست حسینیه با خون و فکر و شخصیتم و ایمانم عجین شده است م . آ 1 ص 143

2. یکی از منتقدان اخیر شریعتی آقای سید رسول جعفریان در کتاب اخیر خود : جریانها و جنبشهای مذهبی – سیاسی ایران ص 238 ضمن توضیحاتی درباره شکل گیری حسینیه و نقش افراد در بنیان گذاری ارشاد در نقد مطالب و اظهارات آقای میانچی آورده اند که شخصیت استاد مطهری حسینیه را حسینیه کرد و با نقل شمار سخنرانیهای مرحوم مطهری به تعداد 67 جلسه نسبت به دیگر سخنرانان از جمله شریعتی ( 24 جلسه ) خواسته اند با رویکردی کمیت گرا کفه کار در حسینیه و مطرح شدن آن را به حساب مرحوم مطهری سنگین کنند . در صورتی که ایشان به دلیل همین کمیت گرایی که در سراسر کتابشان موج می زند از تحلیل دقیق و علمی و همه جانبه پدیده ها و جریانهای تاثیرگذار در جامعه ایران غافل مانده اند . باید گفت انچه که حسینیه را حسینیه کرد کمیت سخنرانی ها و سخنرانان نبود . حسینیه با کیفیت مطالبی که علی و دیگر سخنرانان خوش فکر و نواندیش و اگاه به مسائل زمان و جامعه و نیازهای نسل مطرح می کردند حسینیه شد و اگر نام شریعتی با حسینیه این همانی پیدا کرده است به خاطر نقش بارز و تحول آفرین شریعتی بوده است و نه کسانی که از ابتدا در چند و چون کارها و امور بودند ، یا بیشتر سخنرانی داشتند و این از شگفتی روزگار است که بناها و اماکن که معمولا به اسم بانیان و موسسان آن نامیده می شود اما بنای حسینیه ارشاد نشانه ای است برای روح پر اهتراز شریعتی .

3. روابط علی و استاد مطهری فصلی مهم و تامل برانگیز بین دو برداشت و دو جریان فکر دینی در جامعه مذهبی ایران است . از این رو شناخت علی و استاد مطهری شناخت دو فرد نیست بلکه شناخت دو تیپ فکری با گرایشهای متفاوت به دین و آموزه های آن است که یکی برداشتی از دین و وجوه آن ارائه می داد که علی از آن به اسلام فرهنگی تعبیر می کرد . این نوع اسلام پرورنده فلاسفه ( فارابی ها و ابن سیناها ) متکلمان ( فخر رازی ها و غزالی ها ) فقها ( شیخ طوسی ها و شیخ انصاری ها ) محدثان ( شیخ کلینی ها و علامه مجلسی ها ) و … بود . اما روایت دیگر از اسلام به تعبیر علی اسلام ایدئولوژیک بود که اسلام محمد (ص) و علی (ع) و ابوذر و حسین (ع) و مجاهدان و مبارزان و … و تعبیری دیگر اسلام زندگی ساز و حرکت آفرین و رهایی بخش بود و هدفش تغییر شکل دادن انسان و جامعه و هدایت آنها به سمت رشد و تعالی بود .

با توجه به نوع گرایش استاد مطهری به اسلام و برداشتهای او می توان براساس تقسیم بندی علی از دو نوع اسلام ، اسلام استاد مطهری را اسلام فرهنگی دانست و اسلام ایدئولوژیک هم که به نام شریعتی رقم خورده است از این رو بر آن شدم که فصلی جداگانه را به بررسی روابط و اختلافات این دو جریان فکری اختصاص دهم تا با تکیه بر منابع و اسناد و خاطرات افرادی که از نزدیکی در کش و قوس ها و بگو مگوهای فیمابین علی و استاد مطهری بوده اند برخی وجوه و خصیصه های شخصیتی و معرفتی استاد مطهری نسبت به شریعتی بیشتر روشن شود .    

سیر آشنایی و روابط استاد مطهری با شریعتی

سیر آشنایی و روابط مرحوم مطهری با شریعتی را می توان در سه مرحله توضیح داد :

1. مرحله نخست از سال 1346 تا 1349

2. مرحله دوم از سال 1349 تا 1356 ( چهلم شریعتی )

3. و مرحله سوم از سال 1356 تا 1358 ( سال ترور استاد مطهری )  

 

1. مرحله نخست از سال 1346 آغاز می شود . در این سال به مناسبت پایان چهاردهمین قرن بعثت پیامبر اسلام از طرف حسینیه ارشاد و به مسئولیت استاد مطهری پیشنهادهایی به برخی محققان از جمله علی می شود تا جهت نوشتن مقالاتی برای درج در کتابی با عنوان محمد خاتم پیامبران همکاری نمایند . مرحوم مطهری ضمن نوشتن نامه ای در مورخه 20/7/46 از علی می خواهد که به نوشتن مقاله ای درباره یکی از مهمترین و حساسترین مراحل زندگانی پیامبر اسلام ( ص ) و نهضت اسلام یعنی از هجرت تا وفات بپردازد . 

 

نامه مرحوم مطهری به شریعتی

برادر عزیز دانشمندم جناب آقای دکتر علی شریعتی

قلب خود شما گواه است که چه اندازه به شما ارادت می ورزم و به آینده شما از نظر روشن کردن نسل جوان به حقایق اسلامی امیدوارم . خداوند مثل شما را فراوان فرماید . انتظار می رفت که قبل از مهر سفری به تهران بفرمائید و دوستان و ارادتمندان را دلشاد نمائید متاسفانه این توفیق برای دوستان حاصل نشد . بهر حال ما سلامت و سعادت و موفقیت بیشتر شما را از خداوند متعال مسئلت داریم .

چندی پیش ابوی مکرم حضرت عالی و سرور عزیز ما جناب آقای شریعتی بر حسب تقاضای اینجانب نامه ای به حضرتعالی مرقوم داشتند و نوشتند که قرار است به مناسبت پایان چهاردهمین قرن بعثت رسول اکرم صلی اله علی و اله و سلم کتابی تالیف شود که از نظر معرفی شخصیت رسول اکرم مفید باشد و تا حد امکان روی آن کار بشود . رفقا مجموعا بیست موضوع برای آن کتاب در نظر گرفته که البته لیست آن خدمتتان فرستاده خواهد شد . سه موضوع از آن بیست موضوع مربوط است به تاریخ زندگی آن حضرت از ولادت تا بعثت و از بعثت تا هجرت و از هجرت تا وفات یعنی در سه بخش . بخش اول و دوم را آقای سید جعفر شهیدی بعهده گرفتند که البته لیاقت این کار را دارند و بخش سوم آن را که از دو بخش اول مهمتر است برای حضرتعالی در نظر گرفتیم و شاید قسمت اصلی و اساسی کتاب با توجه به نویسندگان مبرز و لایقش سه بخش باشد . قهرا بخش سوم مفصلتر خواهد بود هر چند بناست که مجموعا هر بخش از سی چهل صفحه تجاوز نکند اما به عقیده من بخش مربوط به حضرتعالی اگر پنجاه صفحه هم شد مانعی ندارد . مسلما جزئیات را نمی شود در پنجاه صفحه گنجانید ولی از ذوق و ابتکار و حسن انتخاب حضرتعالی انتظار داریم که به طور فشرده و در عین حال داشتن همه نکات روشن آن قسمت از زندگی حضرت را مرقوم فرمایید و مخصوصا قسمتهایی که کمتر مورد توجه دیگران است با نظر روشن بین خود آنها را بشکافید از قبیل عللی که منتهی به هجرت شد و فایده ای که رسول اکرم از ایجاد مرکزی در خارج مکه به نفع اسلام برد . و همچنین طرز رفتار اسلام و رسول اکرم یا اتباع سایر مذاهب ، طرز حکومت و سیستم اداره مسلمین از جنبه های سیاسی و اجتماعی و غیره ، تربیت اجتماعی مسلمین ، تحلیلی از نامه ها و پیامهای آن حضرت به سران جهان آن عصر و امثال این مسائل که خود شما بهتر می دانید . بنده احتمالا تا دو هفته دیگر به مشهد خواهم آمد و پس از یک شب توقف به فریمان خواهم رفت . امیدوارم توفیق زیارت عالی را پیدا کنم . همه دوستان را سلام برسانید و السلام وعلیکم .

مرتضی مطهری

                                                                                                              20/7/46

 

 

شریعتی با نوشتن دو مقاله مورد تحسین و تمجید مرحوم مطهری قرار می گیرد . وی به خاطر نوشتن این دو مقاله از طرف مرحوم مطهری جهت سخنرانی به ارشاد دعوت می شود و به طرح مطالبی درباره موضوعات مذهبی در قالب سخنرانی می پردازد و بعد به دنبال ابراز مخالفتها و افتراها بر ضد حسینیه و شریعتی به خاطر چاپ مقالات علی در کتاب محمد خاتم پیامبران از سوی گروه ولایتی و برخی وعاظ و اهل منبر ، مرحوم مطهری هم به رغم تایید مقالات شریعتی در کتاب فوق به گشون باب انتقاد نسبت به برخی مطالبی که شریعتی در انتقاد به روحانیت در سخنرانی ها ابراز می کرد به صف مخالفان پیوست که این مرحله تا پایان سال 1349 ادامه داشت .

 

تاثیرات شریعتی بر استاد مطهری

2. مرحله دوم با رفتن مرحوم مطهری از ارشاد در پایان سال 1349 شروع می شود و تا سال 1356 سال شهادت علی ادامه می یابد . این مرحله با آنکه استاد مطهری از حسینیه دور است و علی الظاهر مرحله آشکار شدن و صریح شدن انتقادات آن مرحوم به علی است که اینجا و آنجا و در محافل خصوصی و دیدار با همفکران خود انها را بیان می دارد در عین حال مرحله تاثیرپذیری آن مرحوم از شریعتی هم هست1که ردپای آن در برخی از آثاری که ان مرحوم بعد از رفتن از حسینیه ارشاد نوشته است دیده    می شود.

 

 

1. دکتر عبدالکریم سروش درباره چگونگی تحول پذیری دیدگاه مرحوم مطهری از شریعتی می گوید : این حق را هم بگذاریم که پاره ای از کارها که بعدا امثال مطهری کردند قطعا الهام بخششان مرحوم شریعتی بود . خود مرحوم مطهری هم بدین امر معترف بود . توجه های اخیری که شهید مطهری نسبت به فلسفه اخلاق و جامعه و تاریخ و انسان و فطرت و مسائلی از این قبیل می کرد تا حدودی برانگیخته نکاتی بود که امثال شریعتی در جامعه ما مطرح کردند و گفتند که مسئله امروز بشریت اینهاست . ویژه نامه سمینار نگرشی بر اندیشه های استاد مطهری و دکتر شریعتی و بررسی اشتراکات آنها از طرف انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی پاییز 1357 ص 57 .

آقای عللیرضا علوی تبار هم درباره تاثیرپذیری مرحوم مطهری از شریعتی می گوید : واقعیت این است که بخشی از آثاری که بعدها مثلا استاد مطهری تحت عنوان مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی طراحی می کند و به جامعه ارائه می کند تحت تاثیر سوالاتی است که مرحوم شریعتی در جامعه مطرح می کند . همان ص 54

 

آثار و نشانه های این تاثیرپذیری به طور کلی در چهار محور خلاصه می شود :

1. گرایش به مسائل تاریخی – اجتماعی به جای مسائل متافیزیکی1 ( کلامی – فلسفی ) که در دوره های آغازین و میانی بدان اشتغال داشت2 .

2. نگرش ایدئولوژیک در ارائه اسلام به صورت یک مکتب که مرحوم مطهری با نوشتن کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی اوج این تاثیرپذیری را به نمایش می گذارد3

3. الهام گیری از چگونگی صورت بنید کردن مکتب به تاسی از روشی که شریعتی در اسلام شناسی ارشاد به کار برده بود مانند شاکله سازی کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی که در آن استاد مطهری تلاش می کند آموزه های مکتب اسلام را در ارتباطی هماهنگ تبیین نماید .

4. مفهوم سازی به تبع تعابیری که شریعتی به کار می برد مانند مواردی که شریعتی در توضیح و تفسیر بعضی مفاهیم و مقولات و نیز رابطه انسان و جهان آنها را به کار برده بود مانند تعبیر رابطه انسان و جهان به مثابه رابطه اندام و شعور که مرحوم مطهری تحت عنوان رابطه شاعر با اشعار بر این تاثیرپذیری صحه می گذارد یا به کار گیری تعابیری نظیر شهید قلب تاریخ است که مرحوم مطهری هم به تاسی از شریعتی گفته است شهید شمع تاریخ است و قس علی هذا .

مقایسه ای اجمالی بین آثاری که مرحوم مطهری قبل از آشنایی با شریعتی و افکارش نوشته و با آثار بعد از آشنایی با وی به خوبی تاثیر ریشه ای افکار شریعتی را به رغم مخالفتهای ظاهری نشان می دهد4 .

 

 

 

 

 

 

1. مهندس لطف اله میثمی بر مبارزه جدی ، شجاعانه و منحصر به فرد شریعتی علیه اندیشه های متافیزیکی و اسکولاستیکی اشاره جالبی دارد : راهی که دکتر باز کرد راه رهایی از متافیزیک یونان بود و این مسئله را بارها در تعلیماتشان اشاره کردند . من متفکر معاصری را ندیده ام که به اندازه ایشان از رهایی از یونان و اسکولاستیک صحبت کرده باشند . نوگرایی دینی ( گفتگوی حسن یوسفی اشکوری با لطف اله میثمی ) ص 264

2. ردپای این تاثیرپذیری را در اختصاص دادن مباحثی جداگانه به تاریخ و جامعه در کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی به آسانی می توان دید .

3. طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و به کارگیری مانند جهان بینی اسلامی در آثار استاد مطهری تازگی دارد . چرا که وی تا قبل از آشنایی با افکار شریعتی رویکردی فرهنگی به اسلام و مفاهیم آن داشت و بیشتر به مفردات مکتب اسلام می پرداخت تا آنکه تلقی ای واحد و یکدست و هماهنگ از مکتب ارائه کند .

4. مطالعه و پژوهش پیرامون این دو مرحله از حیات فکری شهید مطهری و تفاوت آشکار در آن می تواند نقش تاثیرگذار شریعتی را نه فقط در افراد بلکه در کلیت فضای فکری – فرهنگی محافل مذهبی توضیح دهد .

 

انتقادهای استاد مطهری بر شریعتی

جدا از تاثیرپذیری استاد مطهری از شریعتی انتقادهای آن مرحوم به شریعتی در این مرحله عمدتا حول مسائلی مانند : مخالفت علی با روحانیت سنتی1، انتقاد به خواجه نصیر و علامه مجلسی ، برداشت از اصل امامت ، تکیه شریعتی بر روشنفکر به جای تکیه بر روحانیت ، تقلیل تلاشهای شریعتی تحت عنوان (( فرقه سازی )) و مشابه دانستن تلاش او همانند فرقه سازی بابیه در قرن سیزدهم با برداشت نادرست از مطالب کتاب کویر2، استعماری دانستن تز اسلام منهای روحانیت3، انتقاد بر برخی دروس اسلام شناسی متد هندسی ارشاد4 تحت عنوان : اسلام شناسی یا اسلام سرایی5 . کتاب حسین وارث آدم را نوعی روضه مارکسیستی قلمداد کردن6، نقد برداشتهای دکتر از دیدگاه فلسفه تاریخ در توضیح و تفسیر و تعبیر داستان هابیل و قابیل ، مخالفت با طرح موضوعاتی مانند مذهب علیه مذهب ، ابزاری دانستن برداشتهای شریعتی از مذهب و …  

 

 

1. بنا بر سندی از اسناد ساواک روز دوشنبه 15/5/52 دکترسیدمحمدبهشتی ،سیدهادی خامنه ای و جند نفر از طلاب قم به منظور دید و بازدید مرتضی مطهری در منزل وی واقع در خیابان پهلوی،عدل پهلوی سمت راست در ششم حضور داشتند . در این مجلس سخن از دکتر علی شریعتی به میان آمد مطهری ضمن انتقاد از شریعتی گفت : صرف نظر از افکار نادرست وی و غرور و اشتباهاتش ضربه جبران ناپذیری به هماهنگی روحانیت و طبقات تحصیل کرده زد و آنها را نسبت به روحانیت سخت بدبین نمود و احساسات جمعی از جوانان خام را علیه روحانیون برانگیخت. استاد شهید به روایت اسناد تدوین مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول 1378 ص 217

2. مرحوم مطهری در این باره نوشته است : اوضاع آبستن حادثه ای نظیر حادثه قرن 13 هجری است . اتفاقا در نوشته های خود مرحوم ! بذر این انشعاب شوم وجود دارد . سیری در زندگانی استاد مطهری صص 127 و 128

3. سیری در زندگانی استاد مطهری ص 119

4. بنا به گفته آقای میانچی مطهری در درس اول اسلام شناسی که شریعتی در ارشاد تدریس می کرد دچار شبهه می شود و با خواندن جزوه های دوم و سوم شبهاتش برطرف می شود . شریعتی در آیینه خاطرات ش لامعی صص 223 و 224 به رغم این نظر آن مرحوم در مورد جزوه های 15 و 16 اسلام شناسی ارشاد این گونه نظر می دهد : این جزوه مانند غالب نوشته های نوسنده از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است ! … ن . ک به کتاب استاد مطهری و روشنفکران از انتشارات صدرا سال 72 چاپ اول ص 34

5. مرحوم مطهری بعد از خواندن جزوه های 15 و 16 اسلام شناسی ارشاد می نویسد : اولا به نظر من این جزوه چیزی که نیست اسلام شناسی است حداکثر این است که بگوییم اسلام سرایی یا اسلام شاعری است . یعنی اسلام ، موضوع و سوژه یک نوع شعر و تخیل ولی به صورت نثر شده است و البته زیبا هم سروده شده است و بیشتر از سوسیالیسم و کمونیسم و ماتریالیسم تاریخی و اگزیستانسیالیسم مایه گرفته است تا اسلام … و در ادامه می افزاید : نویسنده جزوه نظریه غرور بی حد و نهایتش همان طور که خاصیت هر مغروری است عقده ندانستن علوم اسلامی از فلسفه و کلام و فقه و عرفان و غیره دارد … ! ن . ک به استاد مطهری و روشنفکران صص 35 و 42

6. مرحوم مطهری درباره حسین وارث آدم می نویسد : آنچه دستگیرم شد از هدف این جزوه که زیر لفافه بیان شده است و به تعبیر نویسنده خواسته است تمام عقده ها و عقیده های خود را در این جزوه بگوید این است که … این جزوه نوعی توجیه تاریخ است براساس مادی – مارکسیستی ، نوعی روضه مارکسیستی است برای امام حسین که تازگی دارد . ن . ک به سلسله یادداشتهای استاد مطهری ج 3 از انتشارات صدرا ص 218

 یکی دیگر از موارد اختلاف مرحوم مطهری با شریعتی در این مرحله بر سر چگونگی موضع گیری در برابر مارکسیسم بود . شریعتی بنا به تحلیلی که از تضادهای داخلی و جهانی داشت مارکسیسم را دشمن اسلام می دانست و نه رقیب1. این اختلافات ناشی از یک اختلاف روش شناختی در فهم و تحلیل پدیده های اجتماعی – سیاسی است . بر طبق نظر علی عامل اصلی بسیاری از بدبختیها و عقب ماندگی ها استعمار است که با کمک عوامل داخلی خود یعنی رژیم استبدادی پهلوی به استثمار و سلب آزادی های فردی و اجتماعی انسان ها می پردازد . بنابراین اول باید او را هدف قرار گرفت و همه نیروها را حول مبارزه با ان بسیج کرد و از باز کردن جبهه ای جدید تحت لوای مبارزه با مارکسیسم و تبلیغ و ترویج مارکسیسم ستیزی2 و هدر دادن نیروها باید پرهیز نمود . اختلاف بر سر دشمن یا رقیب معرفی کردن مارکسیسم از سوی مرحوم مطهری و شریعتی در اسناد ساواک هم بازتاب یافته بود :  

 

برگزاری چهلم شریعتی در مشهد و مواضع صریح استاد مطهری علیه شریعتی

3. مرحله سوم از سال 1356 ( سال شهادت علی ) و برگزاری مراسم چهلم وی شروع می شود و تا سال 58 ( سال ترور استاد مطهری ) در 1358 ادامه می یابد . داستان این مرحله از برگزاری چهلم شریعتی به همت جمعی از علاقه مندان و دوستداران وی در مشهد آغاز می شود3 . با توجه به جو ملتهب آن زمان و برانگیخته شدن احساسات علاقه مندان شریعتی نسبت به شهادت وی و نیز مطرح شدن مخالفتهای مطهری با دکتر شریعتی از زبان افراد مختلف در این مجلس ، مهندس بازرگان که در مجلس بود بعد از شنیدن زمزمه مخالفتها بر ضد مرحوم مطهری4 به قصد حمایت و جانبداری از آن مرحوم سخنانی ایراد می کند که از سوی حضار و علاقه مندان شریعتی با واکنش روبه رو می شود . برای آن که از کم و کیف جو سالهای 1356 و میزان مخالفتها با مرحوم مطهری آشنا شوید ، نقل خاطره ای از سیدمحمدمهدی جعفری در این باره کاملا گویاست : تصمیم گرفتیم چهلم را در مشهد برگزار کنیم برای این مراسم از تهران عده ی زیادی آمده بودند . از جمله مهندس بازرگان و دیگران . در منزل یکی از دوستان در مشهد آقای امیرپور ، در حوضخانه ی آن جا آقای مهندس بازرگان شنید همه دارند از آیت اله مطهری و مخالفت های او با دکتر شریعتی حرف می زنند . آن موقع شهید مطهری در انگلستان بود .

 

1. برای اطلاع بیشتر از دلایلی که شریعتی مارکسیسم را رقیب معرفی می کند و نه دشمن . ن ک . م . آ 2 صص 18 و 19

2. شاید به خاطر همین مخدوش کردن تضادها از سوی مرحوم مطهری و پیروان وی در مواجهه با مارکسیسم بود که در نهایت اختلاف فکری وی و هواداران او را با یکی از اساتید و چهره های شاخص مرام مارکسیستی – دکتر امیرحسین آریانپور – در دانشکده الهیات به برخورد فیزیکی ( چاقو کشی بین طرفداران او و آریانپور ) سوق داد . ن . ک به خشت خام گفتگوی احسان نراقی با سید ابراهیم نبوی از انتشارات جامعه ایرانیان سال 1379 چاپ اول ص 88

3. این مراسم در منزل آقای امیرپور از دوستان مرحوم مطهری و شریعتی و یکی از دست اندرکاران حسینیه ارشاد برگزار شد .

4. به گفته رسول جعفریان این زمان فضای تهران به شدت جانبدار دکتر و ضد آقای مطهری بود . جریانها و جنبشهای سیاسی – مذهبی در ایران صص 294 و 295

 

 به همراه علامه طباطبایی که بیمار بود و برای معالجه به انگلستان رفته بود به انگلستان مسافرت کرده بود . در حوضخانه ی منزل آقای امیرپور که عده ای از جمله استاد شریعتی و مهندس بازرگان جمع بودند مهندس بازرگان بلند شد و خطاب به جمعیت تجلیل بسیار زیادی از دکتر شریعتی کرد و درباره آقای مطهری گفت : آقای مطهری هم یکی از افراد بسیار باارزش ماست و خدمات بسیار زیادی به اسلام در دانشگاه و بیرون از دانشگاه کرده و می کند ، ایشان با دکتر شریعتی دوست بود . شما نباید او را متهم به چیزی بکنید … شما باید دست از اتهام زدن به ایشان بردارید … استاد شریعتی ناراحت شد و وسط صحبت بلند شد و رفت . بعد از سخنان مهندس بازرگان من بلند شدم و خطاب به ایشان سخنانی گفتم دیگران هم حرفهایی در تقبیح آقای مطهری زدند1 که آقای بازرگان از این حرفها خوشش نیامد2 .

 

 

1. هادی غفاری در خاطرات خود از برگزاری مراسم چهلم شریعتی در مشهد اظهار کرده است که یکی از کسانی که به بدگویی از مزحوم مطهری پرداخت همسر دکتر پیمان بوده است وی می نویسد : ایشان بدون مقدمه شروع کرد به بدگویی از مرحوم مطهری . دیدم که اینها اصلا نسبت به مرحوم مطهری کینه دارند با این که استاد مطهری در این مراسم شرکت کرده بود با او چنین برخورد می کردند . خاطرات هادی غفاری ص 209 وی این مطالب را در مصاحبه دیگری هم عنوان کرده است بنگرید : پاره ای از خورشید صص 367-368 . به نقل از جریانها و جنبشهای مذهبی – سیاسی ایران . اما محمدمهدی جعفری بر این نظر است که آقای مطهری در زمان برگزاری مراسم چهلم شریعتی به همراه علامه طباطبایی به لندن رفته بود . وی از برخوردهای تندی که در این محفل با آقای مطهری شده یاد کرده و از دفاع بازرگان از وی سخن می گوید و این که خود او و دیگران با تندی درباره آقای مطهری حرف زده اند ن . ک شریعتی آن گونه که من شناختم ص 67 رسول جعفریان نویسنده کتاب جریانها و جنبشهای مذهبی – سیاسی ایران ، مشکل پیش آمده در ارتباط با حضور مطهری را در شرح خاطرات بدین صورت قابل حل دانسته است : ممکن است دو مراسم بوده باشد . زیرا هادی غفاری تصریح دارد که به اصرار مرحوم مطهری و مفتح نماز جماعت خوانده بعد هم منبر رفته است . احتمال آن است که اول شب آقای مطهری و مفتح در آنجا بوده اند و در پایان شب که آقای جعفری رسیده اند آن دو بزرگوار رفته بودند . آقای جعفری تلفنی به بنده گفتند که دیر به مجلس رسیدند و وقتی آمدند که آقای صبحدل شعر می خواند . خانم دکتر پیمان تلفنی به من اظهار داشتند : ما تعداد زیادی بودیم که آقای احمدعلی بابایی بلیت برای ما گرفت برای مراسم چهلم دکتر شریعتی رفتیم مشهد . ظهر فکر می کنم منزل آقای رضازاده ناهار خوردیم . اصغر صدر حاج سید جوادی ، بازرگان ، پیمان و علی بابایی بعد از نهار جلسه گذاشتند . مهندس بازرگان صحبت کردند و گفت که شریعتی را اینقدر بزرگ نکنید . اینقدر نگویید علی بزرگه علی بزرگه . بگویید علی کوچکه البته قصد توهین نداشت . مقصودش این بود که از او بت نسازید . خوب برای ما شریعتی خیلی بزرگ شده بود . به طوری که حتی بچه های انقلابی با لهجه مشهدی حرف می زدند . این بعد از اطلاعیه مشترک مطهری و بازرگان بود . موقعی که اطلاعیه زردی در خانه ما انداخته بودند که گروه فرقان منتشر کرده بود و برخورد با مخالفان شریعتی را مطرح کرده بود . بازرگان می گفت وقتی بتش کنید نمی توانید او را نقد کنید . وقتی صحبت بازرگان تمام شد من با شوری که داشتم و آن وقت که خیلی دکتر شریعتی معصومانه از دنیا رفته بود من به بازرگان گفتم که پس رسالت روشنفکر چه می شود ؟ اگر بناست روشنفکر چند سال بعد را ببیند ما باید چه کنیم . چرا ما باید آقای شریعتی را این جور برخورد کنیم که اشاره به کار آقای مطهری برای نوشتن آن نامه داشتنم . آقای بازرگان گفت : حالا می گویید آقای مطهری را بکشیم ! من گفتم : مردم هر چه بخواهند می کنند . من صحبتم بر سر اصل رسالت روشنفکری است . هادی غفاری این جمله مرا که مردم هر کاری که بخواهند با مطهری میکنند حمل بر کینه توزی کرده است . دم غروب رفتیم منزل استاد شریعتی و هادی غفاری اصلا ظهر و بعدازظهر نبود . من او را در منزل استاد شریعتی دیدم . شاید در آنجا صحبتهایی شده باشد . عصر استاد شریعتی صحبت کرد و گریه کرد . بعد صدر حاج سید جوادی صحبت کوتاهی کرد . بعد پیمان رفت صحبت کند که ساواکی ها آمدند و از در دیگر با پیمان فرار کردیم آمدیم تهران . من اصلا مطهری را ندیدم البته ما قبل از مغرب آمدیم بیرون و اصلا من بعد از مغرب نبودم . همان صص 294 و 295

2. شریعتی آن گونه که من شناختم به کوشش قاسم یاحسینی صص 66 و 67

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و حسینیه ارشاد شریعتی و مطهری

سیری در روابط شریعتی و مطهری

سیری در روابط شریعتی و مطهری

از اِنی کاظمی

آیت الله مطهری و دکتر شریعتی دو مرد تاثیر گذار در انقلاب ایران بودند. نه می توان زحمات مطهری را نادیده انگاشت و نه می شود به شریعتی بی اعتنا بود. این دو [در کنار دیگر بزرگان] بار فرهنگی انقلاب را به دوش کشیدند. ذهن ها را آماده کردند و طرحی نو در انداختند.

استاد مطهری، دکتر شریعتی و حسینیة ارشاد

این مطلب تنها دیدگاه آقای خامنه ای می باشد

…. اما مسئلة شرکت ایشان[استاد مطهری] در حسینیة ارشاد نباید گفت «شرکت»، باید گفت «مؤسس». ایشان مؤسس ارشاد است.

آن وقتی که در تهران جلسات مذهبی درست و حسابی و منظمی نبود، چند نفر به فکر افتادند که یک کار این جوری بکنند. عنصر اصلی هم آقای مطهری بود و آقای همایون که بانی مالی آنجا بود جزو پیش قدمان این کار بودند.

چند نفری نشستند و یک محلی را در یک مقداری بالاتر از محل کنونی حسینیه، زمینی بود آنجا را در نظر گرفتند و چادری زدند و دیوار مختصری دورش کشیدند واین شد حسینیه ارشاد و از گویندگان دعوت کردند.

دسته‌ها
بررسی و نقد ها

شریعتی و مطهری از نگاه یکدیگر

یت الله مطهری و دکتر شریعتی دو مرد تاثیر گذار در انقلاب ایران بودند. نه می توان زحمات مطهری را نادیده انگاشت و نه می شود به شریعتی بی اعتنا بود. این دو (در کنار دیگر بزرگان) بار فرهنگی انقلاب را به دوش کشیدند. ذهن ها را آماده کردند و طرحی نو در انداختند. گرچه تاثیر گذاری شریعتی در نسل جوان بیشتر بود و معلم انقلاب لقب گرفت اما نقش مطهری را که از بنیانگذاران حسینیه ارشاد بود نیز نمی توان در آگاهی دادن و تعلیم و تربیت آن نسل انکار کرد. شریعتی با آن بیان جذاب و گیرایش (که مارکسیسیت ها را یکضرب شیعه می کرد!) اسلام را از پستو بیرون کشید و پایه گذار یک حرکت پرخروش مردمی شد. اسلام و مذهب را بی واسطه فهمید. اینگونه شد که توانست با فهم نو از دین و مذهب سیل جوانان را به حسینیه ارشاد سرازیر کند چنانکه در هر درس ۵۰۰۰ نفر پای صحبتش می نشستند. مقصود از این نوشته نه تمجید از شریعتی است و نه تجلیل از مطهری ؛ نه تخریب شریعتی است و نه تنبیه مطهری. تنها شرح و بسط یک درگیری فکری است بین یک عالم اسلامی و یک روشنفکر دینی(1). دعوای یک ملای کور و یک خاموش فکر غربزده نیست. کشمکش فکری است میان یک روحانی علوی و یک متفکر اسلامی. قصد ما بزرگ نمایی و یا تخریب وجهه ی این دو نیست. تحقیق و تحلیلی است بر این دو بزرگوار که شاید ” فاعتبروا یا اولی الابصار…. ”