دسته‌ها
كويريات (کویر) گفتگوهای تنهایی

کویر :مثنوی من ، چو قران مدل هادی بعضی ؛ بعضی را مضل

شریعتی: من دوست ندارم که در آبادی ، کسی از کویر گفتگو کند، کویر کتاب مجلسی نیست مثل این است که کسی با «لباس زیر»، که در «اندرون» می پوشد ، بیایید به دم در توی کوچه و بازار… و یا حتی در محفل ادبی

–          خوب، ولی شما به هر حال آمده اید،

–          بله، صدایی از بیرون شنیدم ، صدای پای رهگذری .

مردم عجب به ریا و نفاق احتیاج پیدا کرده اند، اگر یک بار ان را فراموش کنی بر تو نمی بخشند!

– این رهگذر کیست؟

همان که هر کسی در کمینگاه فطرتش ، تمام عمر را به انتظار او نشسته است

– همه چنین انتظاری را در خود احساس نمی کنند

آری ، اینها همه خوشبخت هایی هستند که به قول هانری پل سیمون :«در انتظار هیچ نیستند جز رسیدن اتوبوس»!

– کویر از نظر نویسندگی چه سبکی است؟

– سبکی است که با آن کویر نوشته شده است!

– به عقیده شما کویر اثری که بر نسل جوان روشنفکر میگذارد اثر همه ی کتاب های دیگر شما را خنثی نمی کند؟

من خیلی ها را دیده ام که چنان نشئه ی کویر شده اند که زندگی را از یاد برده اند و از راه مسئولیت و عمل و واقعیت گرایی پرت شده اند.

بله مثنوی من ، چو قران مدل هادی بعضی ؛ بعضی را مضل!

-هادی؟ اصلا در کویر ، مگر مسئله هدایت فکری هم مطرح است ؟ من فکر می کنم یک اثر بزرگ «هنر برای هنر »است و «فکر برای فکر» ،نه «هنر در خدمت اجتماع »! «از کجا آغاز کنیم » شما یک اثر هدایت کننده و مسئولیت آور است  ه چند که از نظر فکری و ادبی قابل مقایسه با کویر نیست، همانطور که گفتید، کویر مثنوی شما است ، در صورتی که شما گفته اید، امروز ما به مثنوی کمتر احتیاج تا یک «رساله علمیه»! کویر با ان قدرت خارق العاده اثر «شهادت» را می برد.

رای انهایی که کویر را بد می فهمند ، ! روحی که از ابادی شهر به برهوت کویر می افتد ، همسایه دیوار به دیوار مرگ قرار می گیرد…مردم پرستش را بد می فهمند ، نیایش را هم بد می فهمند . الان اثری را که دعا و پرستش بر روح ها می گذارد ، اثری تخدیر کننده ، اغفال کننده از واقعیت ها و سلب کننده  مسئولیت ها و فلج کننده ی عمل است ، در حالی که پرستش و نیایش ورزش روح است برای «از خود کنده شدن و در راه آرمان فدا شدن » . دعا ، روح آدمی را برای قربانی شدن پرواز می کند ! «علم» آدمی را از اسارت طبیعت آزاد می کند ، زندان بیرون را میکشد ، و تنها «عشق» قدرت و لیاقت آن دارد که آدمی را اسارت خود نجات دهد ، از زندان درون رها کند  ! خود را فدای دیگران کردن دعوتی است که جز از زبان عشق نمی توان شنید

«آنجا که عشق فرمان می دهد محال سر تسلیم فرود می اورد !»

می گویید کویر در بسیاری اثری گذاشت که زندگی را فراموش کردند ، آری، مگر نه همین «زندگی » است که در نخستین گام ، یک « مجاهد » باید فراموش کند !

برای زندگی مردم فداکاری کردن ، یعنی زندگی خود را فدا کردن ! جز این هر شکل دیگری ! یا قربانی احساسات و تبلیغات و تحریکات غریزی قرار گرفتن است و یا «معامله ای ، بده-بستان » ! یا «سودایی» یا «سوداگری»

-ممکن است بگویید اساسا در کویر می خواهید چه بگویید؟ لااقل آن جمله ای که در آغاز کتاب نقل کرده اید چه معنی دارد ؟ « تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای »!

–     تمام کویر ، حکایت همین قلب غریب است ! من معتقدم به همان اندازه که زهد می کوشد تا ، بدون حل تضادهای طبقاتی و تحقیق سوسیالیسم ، توحید و اخلاق و تکامل معنوی را در جامعه احیا کنند ، سوسیالیسم نیز ساده لوحانه می پندارد که با حل مشکلات اقتصادی و نفی استثمار مادی ، انسان را به مرحله «بی نیاز و بی رنجی » خواهد  رساند . شکست نسبی رسالت انبیا در تحقق توحید به عنوان توحید الهی و لازمه اش : توحید انسانی ، حاکمیت اسلام اشرافیت و محکومیت اسلام علی و ثابت می کند که تا قدرت د اختیار یک طبقه است ، توحید نیز در دست او ابزار شرک می شود و احساس مذهبی نیز عامل تخدیر و بیماری فلج کننده! به نیروی خود اسلام ، خانواده پیغمبر مظلوم می شود و به نیروی قرآن ، علی در صفین شکست میخورد و بالاخره  با فتوای دینی ، حسین تکفیر می شود ! از سویی رشد بورژوازی در غرب نشان می دهد که به میزانی نیازهای اقتصادی بیشتر تأمین می شود و انسان غربی به رفاه می رسد ، دغدغه روح و نیاز انسانی و عصیان و عطش بیشتر جان می گیرد.

کویر تجسم سرنوشت آدمی در طبیعت است …

من در کویر ، از لائوتزو و بودا پلی زده ام تا هادگر و سارتر و بهتر بگویم ، پلی کشف کرده ام که  ان را مدیون «قصه ی آدم » در فرهنگ ابراهیمی ام و تجسم عینی سمبلیکش : «حج » که تئاتری که در آن ، کارگردان خداست و بازیگر ، انسان و نمایشنامه؟ فلسفه ی وجود و داستان آفرینش و قصه ی خلقت آدم انسان و تکوینش در تاریخ و حرکتش در ذات ، بر مبنای جهان بینی توحید ! چقدر آرزو می کردم تا آقای سارتر را بیاورم به «میقات» و بر او احرام بپوشانم تا آن « خودی را که این همه از آن رنج  میبرد و در تلاش پوست افکندن از خویش است» ، در میقات بریزد و انگاه از نفی خویش  ، به اثبات رسیده د میان آن دو کوه بدوانمش ، به تلاش آوارگی و جستجوی گمکرده ، که دلهره ی آدمی ست ، دلهره ی وجود آدمی ، دلهره ای که او را سخت بی تاب کرده است و انگاه بگویمش که «قبله در قفا بنه» و با خیل آدمیان یکرنگ  ویک شخصیت  که دیگر نام و عنوانی ندارند ، حرکت در آن سوی قبله را آغاز کن ! به سوی عرفان مرحله ی  « شناخت » و در بازگشت به سوی کعبه ، درنگ در مشعر ، سرزمین شعور ، شعور حرام! حکومت شب ، و جمع اوری سلاح و آمادگی و انتظار حمله ، چشم در مشرق و هماهنگ آفتاب ، یورش بردن به «منی» صحنه ی جنگ و سرزمین عشق ! و کوبیدن هر سه بت تثلیث ، سه قدرتی که ادمی را در طول تاریخ قربانی استبداد و استثمار و استحمار! کرده است ، به نام سیاست ، اقتصاد و دین ! و آنگاه اسماعیلت را که نمیدانم چیست به عنوان بت نسل امروز یا… هر چه ، هر عزیزی که تو را از مسئولیت باز می دارد ،

قربانی کن ، در سرزمین عشق ، کارد بر حلقومش نه ، بفشر و…

گوسفندی ذبح کن ! لقمه ای به گرسنه ای ببخش !

وه ! که این حج کلافه ام می کند ! چهار سال است هنوز از حج باز نگشته ام !هنوز حاجی نشده ام !

–          این پل واسطه از بودا به سارتر چیست؟

 

کویر

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و روشنفکری شریعتی و مارکسیسم ضد شریعتی - نقد شریعتی طرحی از یک زندگی

شریعتی ؛ آنسوی چهره ها

 

(( درباره هیچ متفکری در ایران به اندازه دکتر شریعتی سخن گفته نشده است چنان که درباره هیچ کس به اندازه او سخنهای ناگفته نمانده است ))1 .شریعتی اندیشمندی که به او لقب (( لوتر ایران ))2 ، (( ولتر انقلاب ایران ))3 ، (( چریک فرهنگی ))4 ، (( مارکس وطنی ))5 ، (( سید جمال انقلاب اسلامی ))6 ، (( نادره عصر ))7 ، (( احیاگر اسلام راستین ))8  ، (( مردمی ترین معلم و مبلغ رادیکالیسم اسلامی ))9 ، (( ایدئولوگ اصلی انقلاب ))10 ،(( فرانتس فانون انقلاب اسلامی ))11، (( شهید جنبشهای رهایی بخش ))12 و … داده اند .

شریعتی مردی که غیر مذهبی ها او را نادیده می گرفتند و روحانیون او را سرزنش می کردند و رژیم شاه او را مجازات کرد .

گروه نخست او را کم اهمیت می دانست دومی او را آدمی مزاحم می شمرد و سومی او را مارکسیست اسلامی دردسرآفرین تلقی می کرد که می بایست او را خاموش ساخت . اما به رغم این محبوبیت و قرار داشتن در کانون توجهات نزد محافل و افراد محقق و پژوهشگر و تحلیل گران جهانی همچنان در ایران از سوی برخی محافل رسمی ، مغضوب و از سوی مصلحت اندیشان فردی است که باید با احتیاط از کنارش گذشت چرا که او دردسرآفرین ناآرامی است که با استعاره هبوط همه را به گذشت از وضع موجود به سمت کمال مطلوب فرا می خواند . از این رو به دست سانسورچیان رسمی و دستگاه ها و نهادهای علمی ، فرهنگی و رسانه ای مدام از صحنه به عقب کشانیده می شود و نامش به سکوت برگزار می شود یا نقشش در تحرک آفرینی اجتماعی و فکری در کتابهای تاریخی مدارس و کتابهای سفارشی محافل رسمی کمرنگ نشان داده می شود .  

 

1. محمد اسفندیاری مجله گوناگون شماره های 6 و 7 دوره جدید سال دوم بی تا ص 19

2. مهرزاد بروجردی ، روشنفکران ایرانی و غرب

3. روزنامه پست انتلی جانسر ( Post – Intellgencer ) در مورخه 14 دسامبر 1978 در مطالبی تحت عنوان شریعتی ولتر انقلاب ایران نوشته شده است : از نقطه نظر عقیده در تمام تاریخ ایران کسی شبیه به علی شریعتی وجود ندارد . نفوذ شریعتی در انقلاب ایران قابل مقایسه با نفوذ ولتر در انقلاب کبیر فرانسه و جفرسن و مدیسون در انقلاب امریکا می باشد . به نقل از کتاب شریعتی در جهان تدوین و ترجمه از حمید احمدی انتشارات سهامی انتشار سال 1374 چاپ چهارم ص 319

4. تعبیری از دکتر رضا رئیس طوسی از افراد ملی – مذهبی

5. تعبیری کنایه آمیز از احسان نراقی

6. آقای محمد اسفندیاری شریعتی را سید جمال انقلاب اسلامی و سید جمال را شریعتی انقلاب مشروطیت می داند . ن ک به مجله گوناگون شماره های 6 و 7 ص 25

7. تعبیر مرحوم محمدتقی جعفری درباره شریعتی

8. این تعبیر است که غالب محققان و پژوهشگران داخلی و خارجی درباره شریعتی به کار برده اند .

9. از حمید عنایت در کتاب اندیشه سیاسی در اسلام معاصر ترجمه بهاءالدین خرمشاهی انتشارات خوارزمی سال 1365 چاپ دوم ص 268

10. تعبیری از عبدالعزیز ساشه دینا از شاگردان دکتر شریعتی در دانشکده مشهد و استاد فعلی مطالعات اسلامی دانشگاه ویرجینیا . شریعتی در جهان ص 68

11. تعبیری از یرواند آبراهامیان نویسنده کتاب ایران میان دو انقلاب شریعتی در جهان ص 276

12. تعبیر منیر شفیق تئوریسین انقلاب فلسطین و عضو موسسه مطالعات فلسطینی و عنوان سخنرانی وی در مراسم چهلمین روز شهادت دکتر شریعتی در سال 1356 که در بیروت ایراد شد . شریعتی در جهان ص 290

اما به رغم این سکوت عامدانه و به کارگیری شیوه سانسور و گزینشی برخورد کردن با افکار شریعتی از سوی محافل رسمی و غیر رسمی او همچنان به حرکت و زندگی خود ادامه می دهد و در عمق و وجدان جامعه و مردم و نیز نسل آگاه و دردمند می خرامد . حجم نوشته ها و سخنهایی که اینجا و انجا درباره شریعتی منتشر می شود به قدری است که کمتر اندیشمند و متفکری بدان موهبت نائل آمده است : ان قدر کتاب درباره شریعتی نوشته شده درباره هیچ یک از دانشوران در ایران نوشته نشده است . حال ان که مجموع کتابهایی که درباره سید جمال و اقبال و طالقانی و بازرگان و مطهری در ایران منتشر شد کمتر از این مقدار است1 .

اکنون اوازه و شهرت شریعتی از مرزهای ایران فراتر رفته2 و با ترجمه آثار وی به زبانهای مختلف و به ویژه زبان عربی اندیشه ها و آرای وی در سطح محافل فکری – فرهنگی کشورهای اسلامی اشاعه می یابد3. او با تکیه بر میراث فرهنگی و بازخوانی مذهب به دنبال هویت بخشی و نیز رهایی مردم از چنگال جهل و غفلت و استبداد و استثمار و استحمار و … بود .

به جای بی توجهی به مذهب به عنوان افیون توده ها شریعتی مذهب را همچون ابزار نیرومندی در جهت تاکید بر هویت فرهنگی مستقل ایرانیان و تقویت خودآگاهی ملی شان به کار گرفت تا با چیزی که به گفته فرانتز فانون و ژان پل سارتر ، امپریالیسم فرهنگی می نامید مقابله کند4 .

 

1. محمد اسفندیاری مجله گوناگون شماره های 6 و 7 ص 27

2. دکتر ا . ح . ح عبیدی استاد مطالعات افریقایی و آسیایی مدرسه مطالعات بین المللی دانشگاه جواهر لعل نهرو در هندوستان در این باره می گوید : دکتر شریعتی اساسا یک متفکر یک معلم یک مبلغ و یک مبارز بود . او به عنوان محصول پاک و مومن عصر و زمان خود کاشف راه و زندگی جدیدی بود که تنها به ایران محدود نمی شد . شریعتی در جهان صص 41 و 42

3. کتابهای شریعتی تقریبا به تمام زبانهای عمده دنیا ترجمه شده است . در ترکیه تقریبا همه کتابهای شریعتی ترجمه شده است و از پرخواننده ترین کتابهای دینی است . نوگرایی دینی ( گفتگوی حسن یوسفی اشکوری با دکتر ابراهیم یزدی ) ص 89

4. منگل بیات استاد دانشگاه هاروارد شریعتی در جهان تدوین و ترجمه حمید احمدی ص 246

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)