دسته‌ها
دیگران از شریعتی می گویند

دانلود هفت کتاب جدید از دکتر علی شریعتی

برای دانلود کتاب ابوذر کلیک کنید.

برای دنلود کتاب توحید و شرک کلیک کنید.

برای دانلود کتاب بسیار زیبای خودسازی انقلابی کلیک کنید.

برای دانلود کتاب فلسفه ی تاریخ کلیک کنید.

برای دانلود کتاب انسان و اسلام کلیک کنید.

برای دانلود کتاب با مخاطب های آشنا کلیک بکنید.

دسته‌ها
دیگران از شریعتی می گویند

شیطان

بهترين فرشته ها همين شيطان بود، مرد و مردانه ايستاد و گفت:
«نه،  سجده نمي كنم!»
تو را سجده مي كنم. اما اين آدمك هاي كثيفي را كه از «گل متعفن» ساخته اي
اين موجود ضعيف و نكبتي را كه براي شكم چراني اش، خدا و بهشت و پرستش و عظمت و بزرگواري و آخرت و حق شناسي و محبت و همه چيز و همه كس را فراموش مي كند.
براي يك شكم انگور يا خرما يا گندم، گوسفندوار پوزه اش را به زمين فرو مي برد و چشمش را بر آسمان و بر تو مي بندد. «سجده نمي كنم!»

اين چرند بدچشم شكم چران پول دوست كاسبكار پست را سجده كنم؟
كسي را كه به خاطر تو، براي نشان دادن ايمان و اخلاصش به تو، يك دسته گندم زرد و پوسيده را به قربانگاه مي آورد؟

نمي بيني اينها چه ميكنند؟ زمين را، زمان را به چه كثافتي كشانده اند؟ مسيح و يحيا و زكريا و علي را بي رحمانه و ددمنشانه مي كشند!

نه، سجده نمي كنم!

شريعتي
كتاب كوچك

از وبلاگ

مهاجري ديگر

دسته‌ها
دیگران از شریعتی می گویند

بخش هایی از کتاب خودسازی انقلابی دکتر علی شریعتی + دانلود

ای آزادی

تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم ؛ هستم ، اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ، سرگردان ، بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ، عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی دل ، بی روشنی ، بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو یعنی هیچ

! …

ای آزادی

!

من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم

.

ای آزادی

!

چه زندان ها برایت کشیده ام

!

و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید

.

من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟

(

دکتر علی شریعتی / خود سازی انقلابی)

دسته‌ها
دیگران از شریعتی می گویند

پروردگارم، مهربان من

پروردگارم، مهربان من

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است، و هر زمزمه ای بانگ عزایی، و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی …
در هراس دم می زنم، در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است. من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
“تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی”
“کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم”
دردم ، درد “بی کسی” بود
“دکتر شریعتی”

دسته‌ها
دیگران از شریعتی می گویند

کسی را برایم بیافرین

پروردگار مهربان من، از دوزخ این بهشت رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی رنجزای گسترده ای. در هراس دم می زنم، در بیقراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است.

هیچ کس، هیچ چیز در اینجا “به خود” هیچ نیست.

“بودن من” بی مخاطب مانده است.

من در این بهشت، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

“تو قلب بیگانه را می شناسی که خود در سرزمین وجود بیگانه بوده ای!”

کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم…

از وبلاگ

آري اين چنين بود اي برادر…

دسته‌ها
دیگران از شریعتی می گویند

اخلاص

مولا علي (ع):

عبادت كنندگان سه دسته اند : گروهي خدا را از سر ترس مي پرستند اينان عبادتشان عبادت بردگان است .
دسته اي خدا را براي رسيدن به ثواب پرستش مي كنند كه چنين عبادتي عبادت تاجر پيشگان و كاسب كاران است .
عده اي نيز خدا را از روي عشق و از سر محبت عبادت مي كنند كه چنين عبادتي عبادت احرار و آزادگان است .

دسته سوم عاشقان حقيقت و مومنين واقعي هستند. اينان در هر زماني دنيا، راحتي، آرامش و بلكه زندگي و جان خود را بخاطر حق و مردم در خطر مي افكنند.

و شريعتي چه زيبا مي گويد:

خدایا اخلاص، اخلاص، من می دانم ای خدا، می دانم که برای عشق زیستن و برای زیبایی و خیر مطلق بودن، چگونه آدمی را به مطلق می برد، چگونه اخلاص این وجود نسبی را، این موجود حقیقی را که مجموعه ای از احتیاج هاست و ضعف ها و انتظارها و ترس ها مطلق می کند، در برابر بیشمار جاذبه ها و دعوت ها و ضرر ها و خطرها و ترس ها و وسوسه ها و توسل ها و تقرب ها و تکیه گاه ها و امید ها و توفیق ها و شکست ها و شادی ها و غم های همه حقیر، که پیرامون وجود ما را احاطه کرده اند و دمادم ما را بر خود می لرزانند و همچون انبوهی از گرگ ها و روباه ها و کرکس ها و کرم ها بر مردار وجود ما ریخته اند، با یک خود خواهی عظیم انقلابی، که معجزه ذکر است و زاده کشف بندگی فروتنان خویشتن خدایی انسان است،  ناگهان عصیان می کند، عصانی که با انتخاب تسلیم مطلق به حقیقت مطلق فرا می رسد و از عمق فطرت شعله می کشد، سپس با تیغ بوداوار بی نیازی و بی پیوندی و تنهایی مجرد می شود و آنگاه از بودا هم فراتر می رود و با دو تازیانه نداشتن و نخواستن همه آن جانوران آدم خوار از پیرامون انسان بودن خویش می تارند و آنگاه آزاد، سبکبال، غسل کرده و طاهر، پاک و پارسا، خود شده و مجرد و رستگار، انسان شده و بی نیاز، به بلند ترین قله رفیع معراج تنهایی می رسد.