دسته‌ها
اشعار (شعر ها) عاشقانه ها

کس با زبان دلم آشنا نیست

چه امید بندم در ابن زندگانی
که در ناامیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی

بنالم زمحنت همه روز تا شام
بگریم ز حسرت همه شام تا روز
تو گویی سپندم بر این آتش طور
بسوزم از این آتش آرزوسوز

بود کاندرین جمع ناآشنایان
پیامی رساند مرا آشنایی؟
شنیدم سخن ها زمهر و وفا، لیک
ندیدم نشانی ز مهر و وفایی

چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شِکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم

ندانم در آن چشم عابدفریبش
کمین کرده آن دشمن دل سیه کیست؟
ندانم که آن گرم و گیرا نگاهش
چنین دل شکاف و جگرسوز از چیست؟

ندانم در آن زلفکان پریشان
دل بی قرار که آرام گیرد؟
ندانم که از بخت بد، آخر کار
لبان که از ان لبان کام گیرد؟

شعری از دکتر علی شریعتی

9 دیدگاه دربارهٔ «کس با زبان دلم آشنا نیست»

عـــــــــــــــــــــــــالــــــــــــیه

عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد…..

عـــــــــــــــــــــالـــــــــــــــــــیه
عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

9بهمن 1389 خوبه.اينها همه ازوجود ودل دكتربرمي خيزد براي همين دردل ميشينه .اما حيف خيليها در زمان خودش كسي ايشان درك نكردو نشناخت يا شناخت و…

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیلی خوشتل بود. با اجازتون چنتا از شعرای دکترو کپی کردم تو وبلاگم.
حلالم کنید.

سلام
مخلص همه طرفدارای دکتر .
خدایا سرنوشت مرا خیر بنویس ، تقدیری مبارک تا هر چه را که تو دیر می خواهی ،زود نخواهم و هر چه را که تو زود می خواهی، دیر نخواهم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *