دسته‌ها
عاشقانه ها گفتگوهای تنهایی

عشق و ایمان

ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود.

ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب!

عشق بی ایمان های و هوایی است برای هیچ و عطشی است به سوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است که آن را نمیشناسی مگر به آن برسی و چون به آن برسی و چون به آن رسیدی همچون سایه ای موحوم محو می گردد و جز خاکستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند.

عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگیرد و آن عشق با وصال آغاز.

ایمان بی عشق همچون محفوظاتی است که در انبار حافظه محبوس است و علمی جامد و مرده است و با روح در نمی آمیزد و این است که عالمی پدید می آید جاهل و میبینیم که چه بسیارند و چه زشت،و ایمان بی عشق نیز زندانی است پر از زنجیر و غل و بند که روح را می میراند و دل را ویرانه می سازد و زندگی کلمه ای بی معنی میگردد و انسان لفظی مهمل و آثارش عبارت است از ریش و تسبیح و مهر نماز و انگشتر عقیق و طهارت دقیق و

وعشق بی ایمان،آثارش عبارت است از زیر ابرو برداشتن و قروغمزه استعمال کردن و رنگ های مختلفه به خود مالیدن و پشت چشم نازک کردن و اخم های مکش مرگ مادر مواقع خاصی حواله کردن و غیره که همه متوجه اسافل اعضا است و بس که قلمرو این عشق از این مرز نمی گذرد.

و اما ایمان پس از عشق!چه بگویم؟

همین ایمان بی عشق که موهوماتی زشت و بی روح و منجمد است و همین عشق بی ایمان که جوش و خروش و شر و شور های فصلی از زندگی اشت که با پیری یا ازدواج یا کم غذایی یا قرض یا پست اداری یا یک نامزد پولدار دیگری که پدری دارد حاجی و پا به مرگ منتفی میشود و چه میگوییم؟حتی در اوج طغیانش اگر توی خیابان زهرابت گرفت و ناراحتت کرد آن را فراموش میکنی.

_________

گفت گوهای تنهایی

12 دیدگاه دربارهٔ «عشق و ایمان»

سلام ممنون از نوشته ي زيبا تون الهه جون-اما كاش يكم در مورد اين نوشته توضيح ميداديد اخه درك عشق وايمان بسيار ثقيل است-ممنون

سلام اني ممنون كه در پي بيدار كردن نسل جوان وانسانهاي كه پي شناخت وآگاهي اند ،هستيد- اجر شما با يزدان نيك سرشت-
واقعا كسي رو نديدم كه به اين زيبايي عشق توام با ايمان را درك كرده وتوصيف كند جز استاد ارجمندم دكتر

واقعاممنون و زیباست اینچنین نگرش ها
و ای کاش به آرمان های خود جامه ی عمل بپوشونیم و عشق را باور کنیم در نهایت پاکی

ازبدوتولدعشق تیتردرشت و سبزدرسرلوح ورودبه باغستان سخن واندیشه وسرنوشت نوشته شده وآن نیازبه درک داردکه بایدازسرحد محدودناشده عقل آنراشناخت وباآن معنی اصیل هرحرف ازحروف زندکی را
شناخت وپی به چګونه جاویدسازی آن برد.
الهه جان من چون خیلی دروقت بسیارمحدودمطلب عمیق وپراحساس
شمارامطالعه کردم دیدواقعا عمیق داشتید
سیداحدسروش
خبرنګاررادیودهکده وکارمندشرکت مخابراتی روشن

و چه زيباست عشقي كه با ايمان اميخته شود .

دوستان من تازه دكتر رو شناختم . حرفاش برام يه چيز ديگست . از گردانندگان اين سايت صميمانه متشكرم.

نمیدونم. ولی حس میکنم با این که عاشقم اما عشق رو نمیشناسم. خدا فقط میدونه که من چه حسی دارم. حس من هوس نیست. خیلی پاکه. ولی نمیزارن که پاک بمونه. اونو خرابشز میکنن.

لعنت بر کسی که این مطلب و به اسم دکتر شریعتی اینجا نوشته شاید عوام قبول کنن ولی ما که کتابای اصلی ایشون و خوندیم هرگز

میدانی عزیزم خب کاملا طبیعی ست که انسان گاهی خشمگین شود.وقتی که مشاهده میکنم یکسری مهملات را به نام شریف زنده یاد دکتر شریعتی نگاشته اید بسیار دگرگون میشوم.
بله البته شاید عوام بپذیرند ولی ما که کتاب های ایشان را خوانده ایم هرگز .
در امر خطیر عوام فریبی موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *