دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و تاثیرش در دنیا ضد شریعتی - نقد شریعتی طرحی از یک زندگی

نظر دکتر متینی درباره شریعتی

دوران ریاست دکتر جلال متینی برای علی با یک سلسله تنشها همراه بود که در اصل ریشه در غرض ورزیها و کارشکنیهای مسئولان دانشکده و نیز بوروکراسی حاکم بر نظام آموزشی داشت که علی به شدت از آن بیزار بود . دکتر متینی هنوز پس از 23 سال که از شهادت علی می گذرد ، همچنان از سر کینه و عداوت در رادیوهای بیگانه به اظهارات مغرضانه بر ضد علی می پردازد ، هر چند که نمی تواند از ذکر سجایای اخلاقی علی خودداری کند :
… به طور کلی مردی آرام و متواضع می نمود . هر گاه در کارش مشکلی پیش می آمد و آن را با وی در میان می نهادم سخنان مرا به دقت گوش می کرد و جواب کوتاهی می داد ، نه از روی اعتراض . بدین جهت اوایل می پنداشتم که روش خود تجدید نظر خواهد کرد ولی پس از مدتی این نکته برایم روشن شد که او یا نمی خواهد یا نمی تواند شیوه کار خود را تغییر بدهد . در یک مورد نیز همراه تنی چند از استاد یارانی که درجه دکتری دانشگاهی داشتند وارد مبارزه جدی با دانشگاه و دانشکده شده و آن هنگامی بود که هیئت ممیز دانشگاه با تصویب آیین نامه ای ارتقای دارندگان دکتری دانشگاهی را به مقام دانشیاری موکول به اخذ مدرک علمی معتبری کرد1 .


ناگفته نگذارم که روابط من و دکتر شریعتی متقابلا محترمانه بود2 ، به همین سبب بود که وی چند جلد از کتابهایش را نیز از راه لطف به من هدیه کرد .
یکی از آنها نقد و ادب تالیف دکتر مندور است که وی به فارسی ترجمه کرده و در همان صفحه اول کتاب این عبارت را برایم نوشته است : ( به کتابخانه حضرت استاد متینی تقدیم می کنم با این امید که از نظرهای صائبشان در این راه که خود سالک توانا و رهشناس و صاحب نظر آنند برخوردار گردم . ارادتمند علی شریعتی 2/2/47 ) و دیگری نسخه ای از چاپ اول کتاب اسلام شناسی است که در تاریخ 11/10/47 از اداره کل فرهنگ و هنر خراسان اجازه نشر یافته است . این کتاب نیز با این عبارت محبت آمیز به نویسنده این سطور اهدا گردیده است : ( به حضرت استاد دکتر متینی ریاست محترم دانشکده ادبیات تقدیم می شود . علی شریعتی )

1. دکتر متینی مجله ایران شناسی سال پنجم شماره چهارم زمستان 72 کالیفرنیا . به نقل از شریعتی در دانشگاه مشهد ص 94.
2. صحت و صداقت گفتار آقای جلال متینی را می توان به سندی که در صفحات 352 و 353 کتاب شریعتی به روایت اسناد ساواک جلد اول مرکز اسناد انقلاب اسلامی آمده دریافت .

مشکل دکتر شریعتی با دانشکده یکی دو تا نبود . چون تعداد معلمان رشته تاریخ مثل دیگر رشته ها معدود بود ، هر استاد یاری 10 تا 12 ساعت در هفته به ارائه دروس مختلفی می پرداخت این بود که دکتر شریعتی بر طبق ( برنامه تفصیلی ) تدریس نمی کرد و این شکایت بارها و بارها تکرار می شد .
دانشجویان هم که طالب سخنان دکتر شریعتی درباره مسائل خاص بودند نه اجرای ( برنامه تفصیلی ) به ادامه این کار کمک می کردند . یک نمونه روشن از شیوه تدریس وی و عدم اجرای برنامه تفصیلی دروس همین کتاب اسلام شناسی اوست . وی در این کتاب می نویسد : (( موضوع درس ما در سال تحصیلی 46-1345 ( تاریخ ایران از اسلام تا غزنویان است ، و برای این کار باید ابتدا اسلام را شناخت )) . و آن گاه بی توجه به موضوع درس که ( تاریخ ایران ) در مدت چهار قرن اول اسلامی است برای دانشجویان از اول سال تا آخر سال فقط درباره این مباحث به شرح سخن گفته است : تاریخ اسلام به چه کار می آید ، اسلام چیست ؟ پایه های اساسی اسلام اولیه ، محمد کیست ؟ سیره محمد ، شناخت محمد ، سیمای محمد ، همین و …1
… گرچه مقررات خدمت ( تمام وقت ) ( چهل ساعت حضور در دانشکده در هر هفته ) را مطلقا رعایت نمی کرد و در تدریس مواد مختلف نیز آنچه خود مصلحت می دانست می گفت مانند تدریس ( اسلام شناسی ) به جای ( تاریخ ایران از اسلام تا غزنویان ) که به آن اشاره کرده ام . او برای ارتقا به دانشیاری هم رسما تقاضایی به گروه آموزشی تاریخ یا دانشکده تسلیم نکرد ، زیرا می دانست که حائز شرایط نیست . ولی البته برای تغییر آییین نامه هیات ممیزه در این مورد سخت در تکاپو بود2 .

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

یک پاسخ به «نظر دکتر متینی درباره شریعتی»

من حرف هاي جلال متيني را به دقت در مصاحبه بااشخاصي در تلويزيون ها بويژه در اين آخر با اقاي ميبدي گوش كردم وبجز عداوت و كينه پنهان و پيدا در صحبت هاي اين مرد (متيني) چيز ديگري نيافتم .
من شريعتي زده نيستم .اما اينهمه دشمني متيني و تا اين حد رسوا تعجب بر انگيز است
وقتي ادم در برابر توانايي يا دانش ديگري كم مياورد دو واكنش طبيعي ازوي سر ميزند
1 -يا سر تسليم وتعظيم فرود مياورد
2 و يا در اولين فرصت دام ميگستراند تا طرف را هر طور شده نابود كند
خود متيني گفت شريعتي قادر بود در مورد هرچه كه عنوان شود ساعتها سخنراني كند (البته نه مثل اقاي متيني ناجوانمردانه براي كساني كه حضور ندارند تا دفاع كنند)
اقاي متيني به دروغ گفتند فرزند ايشان داعيه جانشيني پدر را دارند
بيا اقا من نوار پسر ايشان را به شما بدهم كه در مصاحبهاي پسر ايشان اذعان كرد پدر من از شهادت ميگفت در صورتي كه بايد از زنگي و زنده بئدن حرف زد
و از اين دست سفسطه گويي ها بسيا از طرف اقاي استاد آسيب ديده بيان شد .كه به من حالت تهوع دست داد .
چرا كه در جو حاكم بر ان زمانها كه شريعتي ميگفت و يا مينوشت تو چه كردي استاد . شريعتي خوب يابد توانست دانشجو و طلبه و مردم را قلقلكي بدهد تو چي استاد ……….
به نظر ميرسد متيني با اسلام و تازيان وآخوند مسئله دارد ولي ديوار ي كوتاه تر از اين و آن پيدا ميكند و با نام استادجلال براي خود شوري ميافريند هيچ كس هم دنبال ترور ايشان نيست چراكه با هيچ زنده اي بگو مگو نمي كند فقط تو قبرستان
شريعتي ساواكي بود ….
مصدق قانون ستيز بود ….
و ………………الخ فقط استاد متيني جلال هستند
چون نيك نظر كرد …ازماست كه برماست
ويل دورانت +ولتر-ژان پل سارتر و ماركس و….ديگران خدا را شاكر باشند كه متيني خفت آنها را نگرفته و الا ويل دورانت هم سواد متيني را نداشت و هم از ساواك ساپورت ميشد .

فرهاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *