دسته‌ها
اسلام شناسی بررسی و نقد ها

نظر دکتر علی شریعتی درباره ولایت فقیه

نظر شريعتى، براى رهايى از اين وضعيت اسف بار بايد به دو اصل محرك مذهب تشيع تمسّك جست که یکی از آن دو اصل ولایت فقیه می باشد

1. امامت كه تنظيم كننده سيستم «رهبرى» است. امامت به معناى تسلط معنوى و سياسى يك رهبر بر مردمى است كه داوطلبانه او را به رهبرى قبول كرده اند. از اين رو جامعه اسلامى برخلاف مسيحيت، به دليل حركتش پيرامون رهبر، متحد است.

منبع نوشته : انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن

154 دیدگاه دربارهٔ «نظر دکتر علی شریعتی درباره ولایت فقیه»

سلام
“تصمیمات و اختیارات ولى فقیه در مواردى كه مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاكم است، و این توضیح مختصرى درباره ولایت مطلقه‏است.”

منبع: http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=1&tid=8

اگر ولی فقیه تشخیص داد که کاندیدای A به نفع مصالح اسلام و مسلمین است و مردم به کاندیدای M رای دادند، طبق استفتا صورت گرفته کاندیدای A باید به هر طریقی که ممکن است رییس جمهور شود زیرا نظر ولی فقیه بر نظر آحاد مردم مقدم و حاکم است!!!!!!!
بارها و بارها در سیره پیامبران و ایمه خوانده ایم که مشورت می کرده اند یا نظر دیگران را جویا می شدند. به خصوص آیه “و امرهم شوری بینهم” که همگی شنیده ایم. در هر صورت با توجه به این که به منبع وحی متصل بودند، یک تنه نظر آحاد جامعه را باطل نمی کردند.
مثلا در جنگ احد، پیامبر در نظر داشت که در داخل شهر با کفار بجنگد ولی در رای گیری نظر اکثریت بر آن بود که در خارج از شهر با کفار بجنگند و در نهایت پیامبر تابع نظر اکثریت شد. البته قطعا قبول دارید که این موضوع مصداق بارز مصلحت اسلام و مسلمین بوده است و در نهایت به همه ثابت شد که نظر جمع غلط بوده است و در آن جنگ شکست خوردند. آما پیامبر نظر جمع را بر نظر خویش مقدم و حاکم می دانست.
گرچه اکثر علما از نظر دادن در این باب حذر دارند. اما…
در مورد مراجع متوفی(رحمه الله علیهم) بزرگترین فردی که در رابطه با ولایت فقیه علنا به مقابله پرداخت مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خویی است که مراجع بزرگ حال حاضر به شاگردی ایشان افتخار می کنند و در عصر خود بی نظیر و اعلم مسلم بوده اند. ایشان نظریهٔ ولایت فقیه را یک “بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی” می‌دانستند. همچنین از ایشان است که “ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمی‌شود. ولایت تنها به پیامبر و ائمه اختصاص دارد. آن‌ چه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوای‌شان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون ولایت است ـ ندارند مگر در امور حسبیه(مقصود از امور حسبیه کارهایی است که محسوب برای خداست و به عنوان وظیفه عبادی انجام می گیرد هم چون قبض حقوق شرعیه (خمس و زکات و…) و به مصرف رسانیدن آنها در موارد خود و حفاظت از موقوفه هایی که متولی خاصی ندارند و نگهداری از اموال مسلمانی که غایب یا قاصر است و نظایر آن.) و فقها در این محدوده ولایت دارند، اما نه به معنای ادعا شده(یعنی نه به معنای ولایت) بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش… بنابراین، آن‌چه برای فقیه، ثابت می‌باشد جواز تصرف است، نه ولایت.”. که البته خواندن دقیق این منبع خالی از لطف نیست:
http://www.al-khoei.us/books/index.php?id=120
در مورد حضرات آیات بروجردی و میلانی هم همانطور که ان شا الله می دانید، حتی از حکومت شاه در برابر آیت الله خمینی دفاع می کردند. به طوری که طبق نقل های موثق از شهید مطهری و آیت الله منتظری شنیده ایم که آیت الله بروجردی آیت الله خمینی را طرد کرده بودند و حتی نامه های اطرافیان ایشان را نیز پس می زدند (رجوع شود به کتاب خاطرات آیت الله منتظری).
در مورد حضرت آیت الله گلپایگانی هم که قطعا می دانید که بارها و بارها در مورد شعار “مرگ بر ضد ولایت فقیه” تذکر داده بودند و یا حضرت آیت الله العظمی بهجت که حتی رای هم نمی دادند.
همچنین می دانیم پس از پیروزی انقلاب که آیت الله خمینی نظریه ولایت فقیه را به عنوان رکن نظام حاکم بر ایران مطرح کرد، آیت عظام شریعتمداری، قمی، روحانی، شیرازی و برخی دیگر از روحانیون به مخالفت با این نظریه پرداختند و ادعا کردند که مخالف آموزه‌های دین اسلام و مذهب تشیع است
بدین ترتیب، آیات عظام قمی، روحانی و شیرازی با وجود سوابقی که در همراهی با آیت الله خمینی داشتند، علناً در ایران به مخالفت با نظریه ولایت فقیه پرداختند و در نتیجه تحت حبس خانگی قرار گرفته و تا پایان عمر در محدودیت زندگی کردند.
آیت الله شریعتمداری هم با وجود آن که قبل از انقلاب از آیت الله خمینی دفاع می کرد و حتی یکبار جان وی را نجات داده بود(در داستان اعلام مرجعیت آیت الله خمینی)، پس از انقلاب به دلیل مخالفت با ولایت فقیه از طرف آیت الله خمینی از مرجعیت خلع دانسته شد و آن حوادثی که ان شا الله اطلاع دارید رخ داد.
در مورد مراجع حال حاضر(دامت برکاتهم)، آقایان وحید خراسانی و سید علی سیستانی و موسوی اردبیلی ولایت فقیه را به همان میزانی که استادشان حضرت آیت الله العظمی خویی قبول داشته است، قبول دارند. کما این که در مجلسی از جناب وحید پرسیدند نظر شما در رابطه با ولایت فقیه چیست؟ ایشان پاسخ دادند”اولا که این موضوع سیاسی است نه دینی!، ولی پهلوان فقه عالم تشیع مرحوم حضرت آیت الله العظمی خویی به شدت مخالف آن بود و شیخ …(یادم نیست، یک شخصیت مجهول الهویه را نام بردند) موافق آن بود.”.
یا آن چه در سایت آیت الله سیستانی موجود است:”ولایت در آن چه – به اصطلاح فقها – امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.”.
آیت الله منتظری نیز که خود پایه گذار نظریه ولایت فقیه می باشد، ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک می داند. خواندن مطالب زیر از ایشان خالی از لطف نیست:
http://www.iranianuk.com/article.php?id=33866
در مورد مراجع تقلید دیگر هم کما بیش همین نقل ها موجود است و تنها مراجعی که در حال حاضر ظاهرا به ولایت فقیه اعتقاد دارند، آیت الله نوری همدانی و آیت الله مکارم شیرازی می باشند. که البته اقوال موثقی وجود دارد که آیت الله مکارم شیرازی نیز در ابتدای انقلاب با ولایت فقیه مخالف بوده است و حتی در مجلس خبرگان قانون اساسی بر علیه آن سخنرانی کرده است.
حال در این میان خواندن بخش هایی از سخنان آیت الله خمینی نیز جالب است:
“اگر ولی فقیه بخواهد زورگویی کند از ولایت ساقط است.”
“اگر ولی فقیه یک کلمه دروغ بگوید یک قدم خلاف بگذارد آن ولایت را دیگر ندارد.”
“اگر فقیه یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط می شود.”
“اگر بگوییم امام معصوم راجع به طلاق همسر یک مرد یا فروختن و گرفتن مال او …. ولایت دارد این دیگر در مورد فقیه صادق نیست و او در این امور ولایت ندارد.”
“به رهبر و شورای رهبری در این عصر حاضر…لغزش در آن(وظیفه سنگین رهبری) اگر خدای نخواسته با هوای نفس باشدف ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد.”
منبع:صحیفه نور و وصیت نامه آیت الله خمینی
پس به نظر نمی رسد که اختلاف علما درباره این موضوع چنان هم کوچک باشد. موضوعی که بعضا بدعت یا مصداق شرک خوانده می شود موضوع کوچکی نیست.
البته می دانید که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:‌
“نفوذ شرک در امت من، مانند حرکت مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.”
کما اینکه در عمل هم دیده اید آن رفتارهایی را که در مقابل آقای خامنه ای بروز می دهند. از دست بوسیدن گرفته تا تعظیم و تبرک جستن تا بوسیدن ردپای ایشان!
یادم هست جایی خوانده بودم علی(علیه السلام) به نقطه ای از حکومت خود رفته بود که با تعظیم به استقبالش آمدند. آن بزرگوار قریب به چنین مضمونی را فرمودند:‌
“چه گناه بی لذتی انجام می دهید و به خدای خویش شرک می ورزید.”
فکر کنید!
یا علی

با سلام خدمت شما دوست گرامی و تشکر از همه ای دوستان که با رعایت مواضین اخلاقی زمینه ای یک گفتگوی سالم را پدید می اورند

واما در جواب مسائل مطر ح شده باید عنوان شود که
اولا در خصوص روایت رسول گرامی اسلام ومشورت با مردم و استباط از ان به اینکه پس اساس اسلام در اداره حکومت نظر مردم می باشد و باید با انها مشورت کرد ولواینکه رای مردم مخالف نظر ولی خدا باشد باید از ان تمکین کرد چند مطلب را باید عنوان کرد

1- با مطالعه در سیره پیامبر گرامی اسلام متوجه می شوید که ایشان در هیچ کجا برای انتخاب حاکم بعد از خود با مردم مشورت کرده باشند مثلا درانتخاب امیر مومنان بعنوان حاکم امت اسلام بعداز خود کی با مردم مشورت کردن ( فقط بعد از اعلام ولایت ایشان مردم بیعت کردن که پر واضح است که بیعت با مشورت کاملا متفاوت میباشد )
2- حتی اگر قائل به مشورت با شیم نیز انچه محقق باید بشود همانا نظرولی خداست و همانطور که در نوشته
جنابعالی هم تصریح شده به واسطه اتصال پیامبر گرامی اسلام وائمه معصومین به منبع وحیانی ووجود عصمت به هیچ وجه امکان اشتباه وجود ندارد که در این صورت در مشورت با مردم 2حالت بیشتر وجود ندارد
1- یا نظرمردم موافق با نظرولی خداست که دراین صورت مسئلهای نیست
2- یا نظرمردم مخالف نظر ولی خداست که در این صورت نیز به واسطه جایگاه الهی و خطا ناپذیر ولی خدا مردم باید تابع نظر ولی خدا باشند ( که اگر در مسئله ای برفرض محال نظری غیر نظر ولی خدا درست باشد عصمت ولی خدا ازبین میرود که این امر خلاف رویه الهی است شاهد مثال نیز همان روایتی است که عنوان کردید )

در خصوص مطلبی که عنوان کردید ( اگر ولی فقیه تشخیص داد که کاندیدای A به نفع مصالح اسلام و مسلمین است و مردم به کاندیدای M رای دادند، طبق استفتا صورت گرفته کاندیدای A باید به هر طریقی که ممکن است رییس جمهور شود زیرا نظر ولی فقیه بر نظر آحاد مردم مقدم و حاکم است!!!!!!!)
مناقشه دقیقا برسر همین است که اگر ما بپذیریم که ولایت فقیه همان ولایت رسول الله وائمه اطهاراست
این مسئله بنا به همان دلیلی که در مورد مشورت ورای مردم گفتیم باد پذیرفته شود

اما شما در نوشته خود اینطور عنوان کردید که مسئله ولایت فقبه
اولا ساخته و پرداخته امام خمینی میباشد وهیچ عقبه فقهی ندارد
که در پاسخ باید گفت اصلا وابدا چنین نیست فقط چون مجال محدود است ابتدا اسامی علمای که در این مورد نظر دادن را عنوان میکنم (باقی انشاءالله خود دوستان مطالعه فرمایند )

محقق اردبیلی، مجمع الفائده والبرهان
شیخ طوسی، النهایه،
شیخ مفید، المقنعه،
شهید ثانی، مسالک الافهام
حاج آقا رضا همدانی، مصباح الفقیه
مولا احمد نراقی، عوائد الایام،
رجال علامه حلی،
کاشف الغطاء، الفردوس الاعلی
فخر المحققین، ایضاح الفوائد،
شهید اول، الدروس شهید مطهری، معنویت تشیع،
شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام،
شیخ انصاری، المکاسب، مبحث ولایت الفقیه.
اینها نمونه ای از کثرت نظرات علمای شیع راجبع ولایت فقیه در اخر عرایضم فقط به سه مورد از نظرات علمای که یاد کرده بودید اشاره میکنم
1- ایت الله خوی (ره)
آیت الله خویی در كتاب منهاج الصالحین كه به عنوان آخرین اثر تألیفی در حدود یكسال و اندی پیش از رحلت ایشان به چاپ رسید با صراحت از عنوان ولایت مطلقه فقیه استفاده نمودند و این در حالی است كه ایشان از جمله فقیهانی است كه دلالت ادله لفظی و روایی بر اثبات ولایت فقیه را ناتمام می‌دانست. ایشان در این اثر با طرح بحث جهاد ابتدایی در عصر غیبت و ردّ ادله مشهور ـ كه قایل به عدم مشروعیت آن می‌باشند ـ مطابق دیدگاه صاحب جواهر اذن فقیه جامع‌الشرایط را در مشروعیت ان شرط می‌دانند .[ خویی، منهاج الصالحین، ج 1، چاپ 28، انتشارات مدینه العلم، 1410، ص 365 ـ 366.] سپس در بحث تقسیم غنایم پس از آن كه غنایم را به سه دسته تقسیم می‌كنند می‌نویسند:
(آری ولی امر حق تصرف در آن غنایم را بر اساس آنچه مصلحت تشخیص دهد دارد زیرا این مقتضای ولایت مطلقه او بر آن اموال است…){ همان، ص379}

برهمین اساس حضرت آیت الله میرزا جواد تبریزی از شاگردان برجسته ایشان با تسری دادن امور حسبیه به امور کلی, تشکیل حکومت را از بارزترین مصادیق امور حسبیه دانسته اند وفرموده اند : «شارع راضی به تصدی امور مسلمانان توسط ظالم فاسق نیست . بر مسلمانان قطع ایادی ظلمه در صورت تمکن واجب است و ایجاد امنیت برای مومنان از اهم مصالح می باشد و حفظ آن واجب است .

2- ایت الله بهجت
آنچه در تماس تلفنی و ملاقات حضوری با آیت الله محفوظی (مسؤول دفتر ایشان) حاصل گشت به شرح ذیل می باشد: «ایشان اصل ولایت فقیه را قبول دارند. نظر تفصیلی ایشان پیرامون ولایت فقیه در ضمن مباحث قضا ایراد شده است .
همچنین ایشان حفظ جمهوری اسلامی و تبعیت از احکام حکومتی و مقررات و قوانین جمهوری اسلامی ایران را لازم می دانند و ارتباط نزدیک و صمیمی با مقام معظم رهبری داشته و دارند و در ایامی که مقام معظم رهبری به شهر مقدس قم مشرف می شوند با ایشان دیدار و ملاقات می نمایند. بنابراین هرگونه مطلبی برخلاف این واقعیت، به هیچ وجه صحیح نیست و مناسب است جهت بررسی دقیق این گونه مطالب، آنها را به صورت کامل و مستند برای این مرکز ارسال نمایید.

3- ایت الله بروجردی استدلال عقلى آقاى بروجردى بر ولايت فقيه
اول. انسان نيازهاى اجتماعى دارد.
دوم. دين اسلام به اين نيازها اهتمام ورزيده و اجراى آن را به مسلمانان واگذارده است.
سوم. رهبر مسلمانان در آغاز كسى جز پيامبر و جانشينان آن حضرت نبوده است.
چهارم. امامان معصوم كه شيعيان خويش را از رجوع به طاغوتها و قضاى قاضيان دستگاه ستم بازداشته اند به طور يقين فردى را به عنوان مرجع در فرونشاندن دعواها و درگيريها, تصرف در اموال غايبان و قاصران, دفاع از حوزه اسلام و ديگر امور مهمى كه شارع راضى به ترك آنها نيست گمارده اند.
پنجم. گماردن مرجع از سوى آنان ويژه است در فقيه جامع شرايط, زيرا هيچ كس به گماردن غير فقيه نظر نداده است. بنابراين, امر دائر بين گماردن و نگماردن فقيه عادل است و چون باطل بودن انگاره نخست, روشن است, گماردن فقيه قطعى است و مقبوله عمر بن حنظله, جزء شواهد و يارى كننده خواهد بود
اما در مورد ایت الله منتظری نکته جالب اینست که ایشان تا اخر عمر از ادله خود پیرامون ولایت فقیه دفاع کرده وفقط نسبت به شرایط فقیه و شخص فقیه نظرات متفاوتی داشتند نمونه ان همین کتاب البدالزهرا
(کتاب «البدرالزاهر» که به قلم آیت الله حسینعلی منتظری جمع آوری گردیده است در واقع مجموعه ای از آرای فقهی مرحوم بروجردی در باب «صلاه الجمعه و المسافر» است. در همین حال در بخشی از کتاب ایشان بحثی را تحت عنوان «اشاره الاجمالیه الی ولایه الفقیه و حدودها» مطرح می نمایند. در ابتدای این بحث مرحوم بروجردی مباحث شان را پیرامون اذن فقیه در اقامه نماز جمعه در عصر غیبت مطرح می کنند و تصریح می نمایندکه در عصر غیبت فقها ماذون به اقامه نمازجمعه هستند و جایز است که مومنین گرد او جمع شوند و نماز را در دو خطبه اقامه نمایند.۲ در اینجاست که با توجه به اذن فقیه بر اقامه نماز جمعه شرایط دیگری از ولایت فقیه و حوزه اختیارات او توسط آیت الله بروجردی استنباط می شود و آن این که با توجه به این که فقیه ماذون به اقامه و برپایی نمازجمعه می باشد، برای ارایه فتوی نیز جواز دارد، پس نتیجه آن که در جمیع امور حکومت نیز هم چون زمان پیامبر گرامی اسلام و خلفای راشدین زعامت باقی امور را برعهده خواهد داشت. متن دقیق عبارت بدین ترتیب است:
…« استفاد ذلک من ادله ولایه الفقیه و حکومته، بتقریب ان جعل الحکومه له اذن له فی ان یتصدی جمیع وظائف الحکام و منها اقامه الجمعه، فانها کما عرفت کانت فی عهد النبی (صلی الله علیه وآله)و الخلفاء الراشدین و غیرهم من الوظائف و المناصب لزعماء المسلمین و حکالهم و کان هذا المعنی مرکوزا فی اذهان جمیع المسلمین حتی اصحاب الائمه علیهم الاسلام کما می تفصیلیه، و علی هذا یکون جعل الحکومه تشخص ملازما عرفا للکونه ماذونا فی اقامه الجمعه و…» ۳
در واقع همان طور که در متن بالا نیز به آن اشاره شد کسی که حکومت برای او و اذن حکمرانی در جامعه مسلمین در نزد او رقم خورده است همانا اذن دارد تا قصدی جمیع وظایف حکام را برعهده گیرد که از آن جمله اقامه نماز جمعه است و این مقوله در زمان نبی، خلفای راستین از وظایف و مناصب زعیم مسلمانان و حکام بوده است و در ذهن جمیع اصحاب ونزدیکان ائمه که از افراد مورد اعتماد و موثق هستند این مسأله تثبیت و تسجیل گردیده است. )

واما در مورد ایت الله سیستانی
نکته آخر این که آیت الله سیستانی از علمای اصولی بوده و مانند تمامی فقهای شیعه معتقد به ولایت فقیه می باشند معظم له در این زمینه می فرمایند: «ولایت فقیه در زمان غیبت در امور عامه ثابت می شود. اموری که در نظام زندگی مردم متوقف بر تصدی فقیه عادل است اگر مقبول نزد عام مؤمنین باشد» (استفتاء از دفتر معظم له).
ودر مورد بسیاری از علمای دیگر که مجال برای بازگو کردن ان نمی باشد ولی منابع قابل اتکا بسیار فراوان ودر دسترس میباش که دوستان میتوانند با مراجعه به ان اطلاعات خودرا وسیعتر نمایند واما نکته اخر در مورد رابطه امام خمینی و مراجع یاد شده مانند ایات عظام مرعشی نجفی – گلپایگانی- اراکی- خویی –خوانساری –بهجت – موسوی اردبیلی ( که در زمان امام 8سال علاوه بر پستها وسمتهای مختلف امام جمعه موقت تهران نیز بودن از طرف امام )-صانعی – مشکینی –فاضل لنکرانی –و…….. باید عنوان شود که تمامی این عزیزان به زعامت و رهبری واعلمیت ایشان تاکید داشته و حرکت امام در خصوص ایجاد انقلاب را کاملا تایید میکنند ودر خیلی از مراحل نیز مدافع نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز بوده اند ( جهت مستندات عرایض یاد شده میتوانید از دفاتر انان استفتائ کرده یا به مراجع مورد تایید مراجعه کنید )

انتخاب حاكم نگاه كنيد پيغمبر را با چه كسي مقايسه ميكنيد با خبرگان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ايا علي ع ضعيف بود؟ ايا نميتوانست شمشير بردارد بگويد حكومت مال من است سكوت ايشان يعني چه؟
زماني كه مردم ايشان را خواستند برخاستند غير از اين است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پس شما قبول داری که اگه مردم خواستن،ولی مسلمین باید قیام کنه؟
الان به نظر شما اکثریت مردم از نظام ناراضین؟
اگه این ادعا رو دارید،به نظر من یه سر تو تعطیلات کریسمس بیاید ایران از مردم آمار بگیرید!

اگه نميدونيد بدانيد من در ايران هستم نه در خارج تو همين تهران اگر شما راست ميگيد يك رفراندوم بگذاريد با نظارت واحدهاي بين المللي كه توش تقلب نشه انوقت خودتون به حرف من ميرسيد ضمنا در سال با چند نفر برخورد ميكنيد محل كار من در سال حدود 10ميليون ارباب رجوع داشته با خيلي واحدهاي مردمي هم در تماس هستيم به قول شما امار داريم و مي بينيم چه خبره

اگریک کشوری که اکثریت مردم آن رامسلمان تشکیل می دهدحاکمیت
مسلمانان راقبول نداشته باشدبایدبیشترقرآن رامطالعه کرده وسیره
اهل بیت پیامبر اعظم صل الله علیه وآله وسلم رامطالعه کنند تازه ،این نهادهای بین المللی که حرفشان به میان آمددرطول تاریخ همیشه وسیله ای برای این بوده اندتا زورگویان عالم رابه اهداف شومشان نزدیک کنند.

بله بایست رفراندوم گذاشت، اما یکم عادلانه از این مطلب صحبت کنید. این همه مردم که پای صندوقهای رای میان میخوان بگن از این حکومت اسلام راضی هستند یا ناراضی؟ هر انتخابات یک رفراندومه برای شما که چشمهات رو بستی نه
مردم از مسئولین از رییس جمهور گرفته تا سوپور شهرداری انتقاد دارن اما برا انقلاب و ولایت فقیه و حکومت اسلامی جونشون رو میدن
بهتره م عادلانه فکر کنید وخودبین نباشید

راستي پيشنهاد ميكنم نامه چهاردهم پانزدهم و شانزدهم اقاي نوري زاد كه من ايشان را فقط منافق ميشناسم بخونيد اگر نميدونيد بدانيد ايشان تا همين چند وقت پيش نور چشمي رهبر بودن نكته جالب اينه كه مراجع هم تحت كنترل شنود شديد هستند نانمه ها را بخوانيد نكات زيادي در لابلاي نامه ها يافت ميشود

جناب اقا رسول
اتفاقا چشمهاي ما بازه بازه سر شما متاسفانه زير برفه انتخابات رياست جمهوري كه معلوم بود اما در بقيه مواردمردمي كه راي دادن چند دسته اند
1- افرادي كه سفيد انداختند تا شناسنامه سياه كنند از ترس قطع كوپن و يارانه و استخدام ….
2- افرادي كه اولين دوره سني شون براي راي دادنه و فكر ميكنند هر ليستي ادماش بيشتر باشه بهتره (جالبه براي گواهينامه بايد 18 سال داشته باشي براي راي 15 ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!)
3-افرادي كه فكر ميكنند انتخابات با راي انهاست
4-جيره خوارها
5-عوام
6- و موارد ديگر مثل ارمانگراها يا ايده اليستها و …
اگر جاني داده ميشه براي خاك و مام ميهن و خداوند متعاله نه شخصي كه ازش بت ساخته ميشه كه كساني كه در راه ميهن و خدا كشته ميشوند شهيد و انانكه براي شخص ميميرند همچون كشتگان براي بتها هستند

لطفا دیدگاه من را تایید کنید تا در معرض نقد قرار گیرد.
الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولیک هم المهتدون

اولا همواره برخي علما ولايت فقيه را رد وبرخي پذيرفته اند.ثانيا منظور از ولايت فقيه ولايت او بر امور حكومتي است نه ولايت تشريعي كه فقط مخصوص ائمه ماست.امام خميني در كتاب ولايت فقيه خود كه سلسله سخنرانهاي ايشان در نجف است مثال جالبي ميزنند.فرض كنيد قرار است كسي را حد بزنند نميتوان گفت كه چون نبي مقامش بالاتر است مثلا بايد 100 حد بزند اميرالمومنين بايد 80 حد بزنند وفقيه بايد 50 حد بزند چه ربطي دارد؟!!!قانون الهي قانون الهي است ولازم الجرا حال نبي ائمه يا فقيه باشند ثالثا به شما پيشنهاد ميكنم كتاب يادشده را بخوانيدچون اين كتاب با دلايل عقلي ونقلي درباره ولايت فقيه نظر داده است رابعاصرفا به عنوان سوال مطرح ميكنم فرض كنيد پذيرفتيم ولايت فقيه بدعت است .حال در زمان غيبت ما بايد چه كنيم به قول امام خميني بنشينيم و دست روي دست بگذاريم تا كساني مثل رضاخان وشاه برما مسلط شوند وپول وجان مردم را به سخره بگيرندوجشنهاي چندصد ميليوني برقرار كنندو… ما هم بگوييم منتظر ظهور صاحب الامر ميمانيم او خود حق ما را خواهد گرفت.يا حق موفق باشيد

چرا بايد نشست و دست روي دست گذاشت كشورهاي اسلامي دنيا كه رئيس جمهور دارند و رهبر ندارند دست روي دست گذاشته اند ؟؟؟؟؟؟؟؟!! در مسايل شرعي از فقيه نظر خواسته ميشود اينكه ولايت فقيه مطلقه هست هيج جاي اسلام نيامده است

منظور شما از كشورهاي اسلامي بحرين و عربستان و اردن و يمن و افغانستان و پاكستان و عراق است؟خدايي اش از شدت استقلال دارند تلف ميشوند.مثلا همين پاكستان خودمان از بس استقلال دارد و دست روي دست نگذاشته كه به آمريكا گفته خدا خيرت دهد هر چند وقت يكبار ما را بيخودي يك بمباراني بكن ما هم جرات نداشته باشيم نطق بكشيم كه كمي فكر كنيم استقلال نداريم حالش را ببريم…دست روي دست؟؟؟استغفر الله

همين افغانستان كه ميگين ارزش پولش هر واحدش 300 تومن است يك سر چهارراه استامبول بزنيد
تركيه يادتون رفت نگاهي به پيشرفتش در 30سال گذشته بكنيد نه نفت دارد نه گاز فقط معدن دارد
مالزي را ببينيد خيلي بهتر از ايرانيها حجاب را رعايت و اسلام را درست رعايت ميكنند
چسبيده ايد به پاكستان كه نه نفت دارد نه معدن كشورش را با كدايي مي چرخاند
اين همه كشور مسيخي پيشرفته هم حتما بخاطر رهبر فرزانه شما پيشرفت كرده اند احتمالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
خواهشن بدون مطالعه حرف نزنيد

ولایت فقیه یه اصل اساسی اسلامه.
علمای ما از زمان معصومین تا حالا در مورد اون کتاب نوشتن.
به قول آیت الله بروجردی اگه کسی اصل ولایت فقیه رو قبول نکنه ضروری دین رو انکار کرده.
لطفا به اسلام تهمت نزنید.این یه نوع تحریفه که ما مبانی اسلامی رو از متن اسلام حذف کنیم…

اگه پذیرش ولایت فقیه شرکه پس پیامبر(ص) که فرمودند العلماء ورثةالانبیاء
وائمه اطهار و علمای عظام از صدر اسلام تا امروز همه مشرک بودن و امثال شما که در مورد اسلام بجز چیزایی که تو سایتای مخالفین نظام اومده،چیزی نمیدونن و یه روایت ساده رو نمیتونن ترجمه تحت اللفظی کنن موحّدن!
ما لکم کیف تحکمون؟

بخاطر توهین شمابه بنده و نداشتن وقت کافی ، از بحث با جنابعالی پرهیز می کنم ولی قابل توجه شما که اسلام ، نظام نیست!!
اولا آیا از وارثین انبیا معنای حاکمین بعد از انبیا میگیرید؟
ثانیا چند تن از انبیا به کومت رسیدند؟
دوست گرامی ، قبل از انتساب افرادی که دل در گرو اسلام ناب دارند به معاندین لطفا بحث علمی کنید!!

تنها فقهایی که قائل به ولایت سیاسی فقیه در طول تاریخ بوده اند از تعداد انگشتان دست نمی گذرد (ملا احمد نراقی ، صاحب جواهر، آیت الله خمینی و..)
ولایت به معنای حکومت بر اساس شرع مقدس تنها بر اساس مقبولیت است!

مردوک نگهدارتان!

دوست دانشمند و فرزانه من اولا این تهمتهارا به مردم نزنید که تا یکی میاد اعتراض به ظلمی کند اونو به ریش آمرکا میبندید دومآ در حدیثی که فرمودید و احادیث دگر از این قبیل مراد اهل بیت علیه السلام هستند نه
کسان دیگر لطفآ تفسیر به راءی نکنید

ميشه فهرست منابع تو بگي
علما اوليش شهيد اول سال 768هجري قمري نه دوره معصوم ادعاي ولايت فقيه كرد كشته شد لطفا بدون مطالعه كيلويي پاسخ نديد امثال شماها خيانت بزرگي در حق انهايي كه اطلاع ندارند ميكنيد داتان شاگرد بخواب رفته و غساله است كار شما اولين كتاب اشاره شده مربوط به حديثي از اقا امام زمان عج روحي فداه در كتاب كافي است انهم ميفرمايند “در مشكلات خود بعد از ما به مفسران حديث مراجعه كنيد”كلمه اي بعنوان ولايت فقيه انهم از نوع مطلقه كه رهبري ادعا ميكند نيست ثانيا ما مشكلي با ولايت فقيه يا غير فقيه نداريم ان كه صالح باشد راستگو باشد عادل باشد اگاه باشد….. يعني شرايط مجتهد بودن را داشته باشد كه بدون شك اين صفات در ايشان وجود ندارد و شرط عالم مجتهد بودن توسط رفسنجاني با سخنراني كه در مجلس خبرگان در شرايط فوت آقاي خميني نمودند حذف گرديد ضمنا برويد تحقيق كنيد حكم مجتهدي اقاي خامنه اي را كدام مجتهد امضا كرده اصلا حكمي وجود ندارد همه مستند قابل يافت است سخنراني اقاي رفسنجاني را گوش كنيد

حکومتی که به نظر اکثر کارشناسان و اهل فن از هر آن چه خودش ادعا می کند که پیرو آن است فاصله دارد، از عدالت، صداقت و کرامت انسانی صدها فرسنگ فاصله دارد، اساس و بنیانش بر خفقان، ظلم و دروغگویی است، حکومتی که بر همه فسادهای دستگاه های مختلف خود پوششی از آیات قرآن، احادیث پیامبر اکرم(ص) و روایات اسلامی می گذارد، بدون این که اجازه تحلیل و موشکافی این جریان تلخ را به کسی حتی به بالاترین کارشناسان دینی بدهد. امام اول شیعه علی (ع) در مورد علائم دوره آخرالزمان می فرمایند: “آنگاه گروهی بر شما غلبه می کنند که هیچ ارزشی ندارند، آنها به نام پسرم مهدی (عج) بر شما حکومت می کنند در حالی که خود از او بیزار هستند”(منبع: غیبت نعمانی ـ بحارالانوار جلد 52 ـ بشارت الاسلام ـ الزام الناصب در بخش علائم ظهور).
بدیهی است این حدیث صرفا در مورد حکومت شیعه ای است که در آخرالزمان می آید چرا که به نظر اکثر کارشناسان دینی تنها این کشور ایران است که حکومت آن ادعای ولایت امام مهدی (عج) را داشته و نیز شیعیان بسیار غلیظ تر از اهل تسنن به مهدویت باور دارند. (رجوع شود به مقاله مهدویت اثر Scott Peterson و Daniel Pieps که درCapitalism Magazine به تاریخ 15 ژانویه 2007 چاپ شد، و نیز رجوع کنید به کتاب “عصر ظهور” از علی کورانی و کتاب “روزگار رهایی” اثر کامل سلیمان
بی شک شما می دانید که در دین اسلام احکام محرز و محکمی به شکل حلال و حرام وجود دارد که مبنای آن ها قرآن و احادیث نبوی (ص) و احادیث و سیره امامان در شیعه است. در این مورد حدیث بسیار مشهوری از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که هم شیعه و هم سنی آن را قبول دارند. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: حلال من تا روز قیامت حلال است و حرام من تا روز قیامت حرام است و هر کس آن را عوض کند (یعنی حلال را حرام یا حرامی را حلال کند) ملعون است ملعون است ملعون است (یعنی مورد لعن خدا و رسولش بوده و اهل جهنم است). (رجوع شود به خطبه غدیر خم یا همان خطبه الوداع در کتاب الغدیر اثر علامه امینی، همچنین کتاب “راه یافته” اثر دکتر محمد تیجانی سماوی.)
بد نیست بدانید که آقای خمینی که به نظر خود اسلام ناب محمدی را راه اندازی کرده بسیاری از احکام حلال را حرام و بسیاری از کارهای حرام الهی را حلال دانسته است تا جایی که می گوید: اگر حکومت اسلامی صلاح بداند نماز و روزه را نیز می تواند تعطیل کند(رجوع شود به سخنان آقای سیدحسن خمینی، نوه ایشان در جمع طلاب حوزه علمیه دارالشفاء در قم در سال 1376 که این مطلب از قول او و توسط آقای هاشمی رفسنجانی نیز نقل شد و در روزنامه کیهان و همشهری همان ایام چاپ گردید- لطفا رجوع کنید به مقالاتی از استاد محمدرضا حکیمی در روزنامه ایران در سال های 1379 و 1380 درباره نماز).

راستي اين را هم بگويم اگر در دوره شاه جشن هاي 2500 ساله برگزار ميشد باز حداقل توريسمي داشت كه درامدي براي كشور ايجاد كند جشنهاي دهه فجر كه از استفاده برق و چراغاني همه خيابانها اصراف كلي كاغذ … دادن سكه هاي رنگارنگ جشنهاي مختلف كه برگزار ميشود چرا چيزي نميگوييد متاسفانه شما خاري را در پاي ديگران مي بينيد اما جوال دوز را در چشم خود نمي بينيد اصل گفته ما گفته اقاي كديور است كه ميگويد استبداد همان استبداد است فقط بجاي تاج امامه گذاشته شده
خواهشا برويد مطالعه كنيد شروع ولايت فقيه در زمان قبل انقلاب غير از تاريخ قبلي ان توسط اقايان خميني و منتظري مطرح و قرار بود ولايت فقيه ناظر باشد تا هر جا خطايي ديد اخطار دهد براي اصلاح نه اينكه ولايت فقيه مطلقه كه تنها از ان ائمه س است ضمنا ما با ولايت فقيه كه شرايط داشته باشد و مجتهد واجد شرايط باشد مشكلي نداريم اولا اقاي خامنه اي مجتهد نيستند ثانيا ما با ايشان مشكل داريم نه با ولايت فقيه ايشان شرايط لازم را ندارند

من چهار تا سوال زیر رو از خیلی ها پرسیدم و حتی به سایت رهبری هم میل زدم که جوابی بگیرم ولی جواب سایت این بود «سوالات شما جوابی ندارد»، نمی دونم به این جواب که به نظرم بیشترین ضربه رو همین جور جواب ها به ولایت فقیه می زنه چی می شه گفت! البته یه سایت آیت الله سیستانی و حتی الف و تابناک هم زدم که جوبی ندادن، ولی بد نیست اگر کسی جوابی داره بده استفاده کنیم یا علی
1- اساسا عنوان ولي امر مسلمي جهان عنوان وحدت زايي بين مسلمين جهان است يا تفرقه زا! اصولا شناخت اين ولي امر “مسلمين” با چه اجماعي باید به دست بیاید و هم اکنون با چه اجماعی به دست آمده است؟ اساسا آِیا از لحاظ فقهی نیاز به اجماع دارد یا خیر؟
اگر عنوان شود که رهبری معظم، در حال حاضر مشروعيت اين مسئله را دارند ولی مقبولیت آن را ندارند آيا منطقي است در مجلس خبرگاني که نماينده مردم ايران هستند براي مسلمين جهان ولي انتخاب شود؟ و اگر اين استدلال را قبول کنيم که منتخب این مجلس به هر دلیلی مشروعیت لازم را دارد، چرا خود را محدود می کنیم و نمی گوییم ولی امر کل مردم جهان، مگر نه آنکه ولی فقیه جانشین امام زمان، و رسالت امام زمان رسالتی جهانی است؟

2- بسياري معتقدند افکار آيت الله منتظري در اوخر عمر حضرت امام تحت تاثير اطرافيانشان منحرف شد. اگر این فرض را قبول کنیم فرض کنيد حضرت امام چند سال زودتر فوت مي کردند و ايشان رهبر مي شدند. قطعا مجددا تحت تاثير اطرافيان، افکار منحرف پيدا مي کردند و به قول برخي انقلاب را منحرف مي کردند. حال فرض کنيد ايشان رهبر شدند و تحت تاثير اطرافيان منحرف، شوراي نگهبان منحرفي انتخاب کردند و آنها هم براي دور بعدی مجلس خبرگان ،همفکران خود را تاييد و غیر همفکران را رد صلاحیت کردند. به اين ترتيب آيا امکان عملي براي خلع بازگشت انقلاب به مسیر درست وجود دارد؟ آيا در اين شیوه انتخاب اساسا مسئله دور به وجود نيامده است؟
برخي مي گويند اگر ولي از عدالت خارج شود يا يکي از شروط ولایت را از دست بدهد خود به خود ساقط مي شود، اين حرف از لحاظ شرعي درست است اما از لحاظ اجرايي چه مکانيزمي با توجه به مثال بالا وجود دارد؟

3-ظاهرا حضرت امام فرموده اند اختيارات حاکميتي ولي فقيه با امام معصوم، امام معصوم با امير المومنين و حضرت امیر با رسول الله يکسان است. به عقيده من هم اين حرف درست است.
طبق نظريه ولايت فقيه ولي بودن از دو بعد قابل بررسي است مشروعيت و مقبوليت که توضيحات آن را شما به مراتب بهتر از من مي دانيد.
اساتيد مي گويند مشروعيت ولي، که هميشه هست وقتي مقبوليت هم ايجاد شد حکومت اسلامي تشکيل مي شود مثل زمان حضرت امير يا حضرت امام، حال يه سوال طلبگي، اگر به طريقي يقين حاصل شد که مقبوليت ولي، به هر دليلي، از بين رفته است، مثلا شخصي که مشروعيت ولايت را از طرف خدا دارد و در حال حاضر حاکم است، 90 درصد مردم او را قبول ندارند و مقبوليت حداکثري ندارد، از لحاظ شرعي وظيقه او چيست؟ بايد مقاومت کند يا حکومت را واگذار کند؟ تا چه مدت می تواند بدون داشتن مقبولیت حکومت کند؟

4-طبق مقدمات بند قبل وقتي مقبوليت به وجود مي آيد حکومت تشيکل مي شود. يعني حضرت امير و حضرت امام يا آيت الله خامنه اي همان اختيارات حکومتي حضرت امير را دارند، حال سوالی مطرح می شود که ديگر چه لزومي به راي مردم براي انتخاب رئيس جمهور است. مثلا چه اشکالي دارد که رئيس جمهور هم همانند رئيس قوه قضاييه با تشخیص ولی فقیه انتخاب شود؟ مگر حضرت علي پس از اثبات مقبوليت مجددا به راي مردم رجوع مي کردند؟ راي و بيعت مردم که قبلا انجام و مقبوليت به اثبات رسيده بود (در اين زمان راي مجلس خبرگان).

اگر پاسخ داده شود که اين از اختيارات ولي است که می تواند انتخاب شخص رییس جمهوری را در یک مرحله به مردم واگذار کند و پس از انتخاب مردم حکم او را تنفیذ کند و به این ترتیب به نظر مردم احترام بگذارد، پاسخ به چند پرسش ضروري به نظر می رسد:
اول آنکه چرا انتصابات دیگر مسئولیت ها با این مکانیزم انجام نمی شود؟
دوم، آيا امکان دارد روزگاری ولي تشخيص دهد که رئيس جمهور را بدون انتخابات انتخاب کند؟
اساسا قانون اساسی و رهبری چه ارتباطی با هم دارند و کدام اولی تر هستند؟
آیا از لحاظ شرعی ولی این اختیار را دارد که پس از انتخابات و رای آوردن شخصی، به دلیل مصالح اسلامی رای مردم را نادیده بگیرد و شخص دیگری را منصوب کند؟

1.عنوان ولی امر مسلمین یه عنوان قرآنیه
توضیح:ما ولایت فقیه رو ادامه ولایت پیامبر و ائمه و در طول اون میدونیم.
در قران فرموده:انما ولیکم الله و…
ضمیر”کم”به مسلمین که مخاطبین ایه ان رجوع میکنه.پس خدا ولی مسلمینه.همینطور پیامبر و ائمه.
تو این ایه خدا ولی امر مسلمین نامیده شده هرچند خدا ولی امر همه انسانهاست اما به خاطر عزت و شرافت مسلمین به اونا اسناد داده شده.
فقها هم ولی همه انسانها هستن اما به خاطر همین استعمال و فرهنگ قرانی “ولی امر مسلمین”گفته میشن.
2.ولی فقیه اگه دچار انحراف بشه خود به خود از ولایت خلع میشه.
چون شرط ولایت فقیه عدالته(همونطور که تو روایت عمر بن حنظله از امام زمان اومده)و با انجام گناه از عدالت ساقط میشه.
اما توجه داشته باشید در نظام جمهوری اسلامی اگه افرادی مثل منتظری خدای ناکرده رهبر بشن ولی توزرد از آب در بیان مراجع و حوزه های علمیه اولین گروهین که قیام میکنن.
3.امام خمینی محدوده اختیارات ولایت فقیه رو در کتب فقهیشون معلوم کردن.ایشون قائل به ولایت مطلقه فقیه نیستن.در مورد جهاد ابتدایی اذن امام معصومو شرط میدونن(آقای خویی همینم جایز دونستن یعنی فرمودن ولی فقیه میتونه اجازه جهاد ابتدایی بده!)
اما به هر حال تشکیل حکومتو از شؤون ولی فقیه میدونن.
اگه روزی-به فرض محال-مردم حکومت اسلامی رو نخواستن ولی مسلمین وظیفه از گردنش ساقطه.
(تجربه تاریخی نشون داده مردم تحمل عدالت علی رو ندارن.خیلی وقتا فضا رو جوری درست میکنن که مردم عدالت رو مصداق ظلم میبینن.)
4.اما این شیوه حکومت داری در جمهوری اسلامی که با انتخابات ریاست جمهوری و مجلس اداره میشه،از زیباترین شیوه های اعمال ولایته.
یعنی وقتی خدا ولایت به فقها داده و مردمم رأی به تشکیل حکومت دینی دادن،دیگه طراحی شیوه مملکت داری با خود فقیهه.
مجلس خبرگان قانون اساسی که بعد از انقلاب تشکیل شد و بزرگانی مثل شهید مطهری وبهشتی در اون حضور داشتن، به فرمان امام قانون اساسی رو بر اساس قوانین شرعی به گونه ای نوشتن که خود مردم هم در اداره حکومت دخیل باشن.
به نظر شما این شیوه هوشمندانه ترین شیوه نبوده؟

خودتون پاسخ خودتون را داديد
ولی فقیه اگه دچار انحراف بشه خود به خود از ولایت خلع میشه.
1-جنايات كهريزك
2-كشته شدن انسانها در خيابان تنها بخاطر اظهار نظر
3-حمايت از ادم دروغگو
4-اگر اقاي رفسنجاني دزد تشريف دارن چرا 30ساله ايشان پنهانكاري مي كنند ايا يك رهبر مي ترسد يا بازي است براي سركار گذاشتن من و شما كه اينها دارند دزد ميگيرند
5-اگر موسوي دزد است چرا علني محاكمه نميشود
6-چطور ميشود وزير كشور سابق محصولي از يك كارمند جز در كوتاه مدت ميليادر ميشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از كله گنده هاي بازار بپرسيد در سال چقدر ميتوان با درامد حلال ثروت ايشان را جمع كرد
7-حمايت از ادمهاي كلاش چون كردان كه با فوق ديپلم ادعاي دكترا ميكرد و در سر كلاس از خاطرات درس خواندن در اكسفورد ميگفت و جالبتر اينكه اين فرد انساني با شرف خوانده ميشود ايا شرف دروغ است و نان حرامي كه بابت درس دادن از دانشگاه ميگرفت
اگر اينها شرف است اقا بگذاريد ما بي شرف بمانيم و شما شرف را در زير برف جستجو كنيد
يادتان باشد معاويه هم امير مومنان خوانده ميشد و پشتش نماز جماعت حتي در مواردي مست بر سر سجاده او هم خون ناحق ميريخت زنداني و شكنجه و تجاوز ميكرد ايا علي ع هم اينگونه بود هرگز چشمانتان را بازكنيد اول اطلاعات بگيريد بسنجيد بعد تصميم

با سلام
مطلب شما بسیار کوتاه بود . این دیدگاه همون تز امت و امامت دکتر شریعتی است اما این تز نمی تونه نظری در مورد ولایت فقیه باشه و برداشت شما غلط به نظر می رسه . با نگاهی به تز دکتر شریعتی می فمیم که دکتر کاملا مخالف این دیدگاست که رهبر جامه در زمان غیبت به صورت مستقیم از جانب خود خدا انتخاب میشه این یعنی رد دیدگاه ولایت فقیه که معتقد همون ولایتی که خدا و پیامبر بر مردم دارند در زمان غیبت فقیه عادل . جامع شرایط بر مردم دارد . بلکه دکتر شریعتی معتقد بود در زمان غیبت مردم مسئولیت خدایی انجام می دهد و خود با اگاهی و علم و شورا امام جامعه رو انتخاب خواهند کرد .
با تشکر

خوب مردمي كه اين رهبر را انتخاب كردند حالا ميخوان عوضش كنند چه كسي را بايد ببينند؟يه رفراندوم اگر راست ميگوييد بگذاريدتا مردم بر اساس شماره ملي وارد سايت شده نظر بدهند

شما به یک نکته توجه ندارید و آن اینکه رهبر را نه مردم بلکه خبرگان (که در این کار تخصص دارند ) و نه انتخاب بلکه انتصاب کردند چرا که جایگاه ولایت فقیه انتصابی است یعنی خبرگان کسی را که حایز شرایط رهبری است تعیین می کنند تا به جایگاه ولایت فقیه نصب شود نه اینکه از بین چند نفر انتخابی صورت گیرد

ميشه بگي صلاحيت و اسامي خبرگان براي راي دادن توسط كي انتخاب ميشن (شوراي نگهبان)حالا شوراي نگهبان و كي انتخاب ميكنه (رهبر)يك حساب دودوتا ميشه افراد طرفدار منو را اعلام اسامي كنيد وقتي مخالفي نباشه مهلومه انتخا يا انتصاب چي ميشه
ضمنا نميدونم تاريخچه به قول شما ولايت فقيه را ميدوني يا نه پاسخ بده ببينم چند مرد حلاجي تا شرح كاملشو برات بگم

اولا اینکه رهبری فعلی را خبرگانی نصب کردند که قبلا انتخاب شده بودند و مربوط به دوره ایشان نبودند پس حداقل در این مورد هیچ ایرادی وارد نیست ضمنا مقام رهبری زیر نگاه ذره بینانه علما و فقهای شیعی قرار دارد و کوچکترین مشکل در روند رهبری مطمئن باشید از نظر آنها دور نمی ماند که خبرگان رهبری یک مجموعه برگزیده در میان آنهاست بطوریکه اگر دقت کنید اختلاف خیلی زیادی در مورد ایشان در بین فقهای زنده شیعی وجود ندارد که کسانی مثل آیت الله جوادی آملی سبحانی سیستانی و غیره بدون هیچ گونه ترسی نظرات خود را در مورد مسائل جاری (هاله نور رئیس جمهور فعلی )اعلام می کنند البته اگر فقهای فعلی را قبول داشته باشید البته قبول دارم در بین فقها هم هستند شاید کسانی که ایشان را قبول نداشته باشند ولی تعدادشان بسیار در اقلیت است کما اینکه در مجلس خبرگان نیز حضور دارند و حضور کم مخالفین نه به خاطر مسئله رد صلاحیت بلکه در اقلیت بودن در بین فقهای شیعی است .
ثانیا تارخچه ولایت فقیه به صورت نقلی به بیان نظر حضرت ولی عصر در مورد حوادث واقعه است و به صورت عقلی نیز بسیار واضح و مبرهن است که بدون وجود حکومت اسلامی بسیاری از احکام اسلام مانند احکام اقتصادی جزایی مانند ربا و حدود قابل اجرا نیست چگونه است که دینی که به کوچکترین جزئیات زندگی مسلمین مانند غذا خوردن و خوابیدن توجه کرده است می تواند در مورد مسئله بسیار مهم حکومت در عصر غیبت امام معصوم سکوت کرده باشد که این مثل این است که بگوییم قرآن مثلا در مورد جانشینی پیغمبر نیز سکوت کرده باشد مسئله ولایت فقیه یک مسئله کاملا اتفاقی بین علمای شیعه است که فقط برخی در مورد جزئیات آن اختلاف نظر دارند
ثالثا با احترام به شما، این مسائل (در مورد ولایت فقیه و مصداق آن ) اصولا از سوی افرادی بیان می شود که هیچ اعتقادی به اصل ولایت فقیه و بلکه اصول امامت و نبوت( البته نظر جنابعالی را نمی دانم که اگر واضح بگویید بهتر است) و اصل دین ندارند و الا شاید کمتر فرد مذهبی را بتوان پیدا کرد مقام ولایت را زیبنده کسی جز رهبری فعلی بداند که جالب است خودتان هم شاید تصدیق بفرمایید که اکثر طرفداران امثال آقای منتظری اصولا اعتقادی به مقوله ولایت فقیه ندارند و فقط از جهت مقابله با ولی فقیه با ایشان همراهند و و این کاملا یک مسئله شهودی و غیر قابل انکار است.

اولا خبرگاني مانند ايت الله مشكيني در دار حيات نيستند وكساني مانند كني در اين دوره اضافه شده اند ثانيا هر 4 سال عوض ميشوند كه در صورت همسو نبودن مشخص است چيست
اين كلمه ولايت فقيه از قرن هفتم هجري توسط شهيد اول با اين كلمه قيد گرديد و ميتوانيد زندگيش را بخوانيدكشته شد و ديگر تا زمان اقاي منتظري و خميني كسي اين اسم را بكار نبرد حدود سال 768 هجري تا حدود 1400
جالب اينجاست پايه گذار اين ولايت فقيه اقاي منتظري چه وضعي بسرش امد سخنرانيها و مواضعش در اين رابطه مشخص است
كل اين تفسير برميگردد به حديثي از امام زمان عج كه مي فرمايند در مسائلتان بعد از ما به كساني مراجعه نماييد كه تفسير حديث مي نمايند
تفسير مي نمايند به حكومت كه علماي بزرگي چون ايت الله بروجردي ايت الله خوئي و …. حتي شهيد بهشتي كه اگر كمي به عقب تر نگاه كنيد مخالفند و از اين حديث تفسير به حكومت ولايت فقيه نمي كنند…..
همين الان دفتر اقاي موسوي اردبيلي بياييد ببينيد ايشان چگونه مخالفند
اقاياني چون دستغيب و صانعي و جالب سخنراني اقاي وحيدي خراساني در رابطه با مداحان و سخنراني قبلتر اقاي خامنه اي در اين خصوص نشانگر اوج مشكل بين ايشان است
همان زمان كه شرط مرجعيت توسط رفسنجاني برداشته شد كانديد اول اقاي اردبيلي بود اما رفسنجاني با سخنانش اي نظر را از خبرگان به اقاي خامنه اي تغيير داد
حال يك سوال ؟
در كل تاريخ اسلام روايتي وجود ندارد حتي يك مورد كه امامي در جاي عمومي جلوي مردم دست پدر را ببوسد يا دست پيغمبر را اما در تاريخ بسيار داريم شاهان كه دست براي بوسيده شدن جلو مياوردند البته اندك فقها هم اين كار ناشايست را ميكنند اما اقاي خامنه اي دستش را حتي براي بوسيدن جلوي زنان با واسطه يك پارچه نازك براي بوسيدن جلو مياورند يا هستند كساني كه جلوي ايشان سجده ميكنند و بوسه به راه ايشان ميزنند كاري كه تنها زيبنده ان خداوند متعال است
حال اين چنين شخصي لياقت ولايت فقيه بودن را دارند
صدرصد از ايشان شايسته تر وجود دارد فقط چشم بينا ميخواهد كه انجا كه بايد باشد نيست
چون يا با پول پر شده يا خانه نشينند همچون بروجردي يا زندانيند يااز زور
اللهم اصلح كل فاسد من امور مسلمين

می توانید به علمای بزرگتری که با ولایت فقیه مخالف بوندند نیز اشاره کنید:

خاتم الفقها و المجتهدين شیخ مرتضی انصاری و شاگرد نامدارش ملامحمد کاظم آخوند خراسانی (صاحب کفایه و از رهبران جنبش مشروطه)

اين را هم بگوييم اگر علما سكوت مينمايند اولا بخاطر دلايل ذكر شده است و برخي نيز از هرج و مرج و نابودي كشور ميترسند و بخاطر همين سكوت مي نمايند

به نظر شما چرا خيلي از تاريخ و كتابها را كه براي همين دوره انقلاب است سانسور ميكنند و فيلتر
مثلا در مسئله اي اقاي خميني در تحريرالوسيله خود چاپ سالهاي قبل 64 در رابطه با رابطه يا بعبارتي نزديكي با طفل 6 ماهه نوشته اند چرا بعد فوت ايشان در هيچ سايتي پيدا نميشود و در اين خصوص سايتهاي موجود فيلتر شده اند؟؟؟؟؟؟؟؟

با سلام
من هیچگاه در نوشته هایم سعی نکردم به شما توهین کنم با هر عقیده ای که دارید و کمتر از ” بفرمایید و فرمودید ” به شما نگفتم و هیچ ادعایی هم ندارم شاید سوادم از شما هم کمتر باشد و جواب آنچه را می دانستم به شما گفتم و آنچه که نمی دانستم نگفتم حال اگر علاقه ای به بحث نداشتید نیازی نبود عبارات توهین آمیز به کار ببندید به هر حال تحمل عقیده مخالف هیچ ایرادی ندارد چون ما اینجا بحث نمی کنیم که از هم غلط املایی و ریاضی بگیریم
ان شاء الله موفق باشید

با سلام بنده هم توهين ننمودم شما متن مرا اينقدر سرسري خوانده بوديد كه شهيد اول را شهيد ثاني تغيير داده و تاريخ را دگرگون مي نموديد بنده فقط تذكر دادم كه لطفا اول از همه متن نوشته را خوب بخوانيد فايل ادرس داده شده را دانلود و تماشا كنيد حداقل به منابع سري بزنيد بعد اظهار نظر كنيد شمشير از رو بستيد بنده هم ريز سنجي در نوشته هايتان نمودم

بحث امام خمینی مربوط میشه به دوران آخر طاقوت اون موقع امام به عنوان یک مرجع تقلید قیام کردن تا اول انقلاب بشود و حکومت استبدادی از بین برود سپس قانون اساسی نوشته بشود وبعداز آن هم مسایل انتخاب رهبری و …ضمنا امام خمینی هم بنا به رجوع مردم بعنوان رهبری انتخاب شدند

دوست عزیز لطفا مطالبی را که بیان کردید به شرح زیر مدارک و مراجع خود را به طور دقیق ارائه کنید چون من گشتم و پیدا نکردم :

1- “کل این تفسیر برمیگردد به حدیثی از امام زمان عج که می فرمایند در مسائلتان بعد از ما به کسانی مراجعه نمایید که تفسیر حدیث می نمایند
تفسیر می نمایند به حکومت که علمای بزرگی چون ایت الله بروجردی ایت الله خوئی و …. حتی شهید بهشتی که اگر کمی به عقب تر نگاه کنید مخالفند و از این حدیث تفسیر به حکومت ولایت فقیه نمی کنند…..”

2- “سخنرانی اقای وحیدی خراسانی در رابطه با مداحان و سخنرانی قبلتر اقای خامنه ای”

در ضمن محض اطلاع جنابعالی شرط مرجعیت را آقای رفسنجانی برنداشتند بلکه شورای بازنگری قانون اساسی در زمان حیات حضرت امام شرط اعلمیت را که قبلا در قانون اساسی آمده بود به شرط مجتهد جامع الشرایط تغییر دادند و آنچه در آن جلسه به طور اجماع تصویب شد حکومت ولی فقیه به جای حکومت شورای فقها بود که در قانون اساسی جدید تشخیص آن به عهده فقهای خبرگان گذاشته شده بود (فیلم پخش شده از مجلس خبرگان 14 خرداد 68 از سیما)

خیلی ممنون می شوم مطالبی را که در آینده نقل می کنید منابع آن را نیز بیان بفرمایید چرا که اینگونه بحث بهتر جلو می رود در ضمن تاخیر در پاسخوگویی من نیز فقط به خاطر دیر آمدن ایمیل بود 23 آذر 90

دوست عزيز ادرس ايميل بدهيد تا اتچ كنم سخنراني ايشان را
در رابطه با اجتهاد و مجتهد شدن شرايطي دارد كه مطالعه نماييد اقاي خامنه اي در ان زمان -انتخاب رهبر-مجتهد نبودندند بعدها به ايشان گفتند مجتهد كه طبق شرايط مجتهد شدن هنوز مجتهد نيستند مطالعه كنيد لطفا
كتاب حديث مربوط ميشود به اقاي كافي
تعريف ولايت مطلقه “تصمیمات و اختیارات ولى فقیه در مواردى که مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصرى درباره ولایت مطلقه‏است.”
منبع: http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=1&tid=8
اگر ولی فقیه تشخیص داد که کاندیدای A به نفع مصالح اسلام و مسلمین است و مردم به کاندیدای M رای دادند، طبق استفتا صورت گرفته کاندیدای A باید به هر طریقی که ممکن است رییس جمهور شود زیرا نظر ولی فقیه بر نظر آحاد مردم مقدم و حاکم است!!!!!!!
بارها و بارها در سیره پیامبران و ایمه خوانده ایم که مشورت می کرده اند یا نظر دیگران را جویا می شدند. به خصوص آیه “و امرهم شوری بینهم” که همگی شنیده ایم. در هر صورت با توجه به این که به منبع وحی متصل بودند، یک تنه نظر آحاد جامعه را باطل نمی کردند.
مثلا در جنگ احد، پیامبر در نظر داشت که در داخل شهر با کفار بجنگد ولی در رای گیری نظر اکثریت بر آن بود که در خارج از شهر با کفار بجنگند و در نهایت پیامبر تابع نظر اکثریت شد. البته قطعا قبول دارید که این موضوع مصداق بارز مصلحت اسلام و مسلمین بوده است و در نهایت به همه ثابت شد که نظر جمع غلط بوده است و در آن جنگ شکست خوردند. آما پیامبر نظر جمع را بر نظر خویش مقدم و حاکم می دانست.
گرچه اکثر علما از نظر دادن در این باب حذر دارند. اما…
در مورد مراجع متوفی(رحمه الله علیهم) بزرگترین فردی که در رابطه با ولایت فقیه علنا به مقابله پرداخت مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خویی است که مراجع بزرگ حال حاضر به شاگردی ایشان افتخار می کنند و در عصر خود بی نظیر و اعلم مسلم بوده اند. ایشان نظریهٔ ولایت فقیه را یک “بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی” می‌دانستند. همچنین از ایشان است که “ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمی‌شود. ولایت تنها به پیامبر و ائمه اختصاص دارد. آن‌ چه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوای‌شان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون ولایت است ـ ندارند مگر در امور حسبیه(مقصود از امور حسبیه کارهایی است که محسوب برای خداست و به عنوان وظیفه عبادی انجام می گیرد هم چون قبض حقوق شرعیه (خمس و زکات و…) و به مصرف رسانیدن آنها در موارد خود و حفاظت از موقوفه هایی که متولی خاصی ندارند و نگهداری از اموال مسلمانی که غایب یا قاصر است و نظایر آن.) و فقها در این محدوده ولایت دارند، اما نه به معنای ادعا شده(یعنی نه به معنای ولایت) بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش… بنابراین، آن‌چه برای فقیه، ثابت می‌باشد جواز تصرف است، نه ولایت.”. که البته خواندن دقیق این منبع خالی از لطف نیست:
http://www.al-khoei.us/books/index.php?id=120
فذلكة الكلام :
أن الولاية لم تثبت للفقيه في عصر الغيبة بدليل وإنما هي مختصة بالنبي والأئمة (عليهم السّلام) ، بل الثابت حسبما تستفاد من الروايات أمران : نفوذ قضائه وحجية فتواه ، وليس له التصرف في مال القصّر أو غيره مما هو من شؤون الولاية إلاّ في الأمر الحِسبي فإن الفقيه له الولاية في ذلك لا بالمعنى المدعى ، بل بمعنى نفوذ تصرفاته بنفسه أو بوكيله وانعزال وكيله بموته ، وذلك من باب الأخذ بالقدر المتيقن لعدم جواز التصرف في مال أحد إلاّ بإذنه ، كما أن الأصل عدم نفوذ بيعه لمال القصّر أو الغيّب أو تزويجه في حق الصغير أو الصغيرة ، إلاّ أنه لما كان من الاُمور الحِسبية ولم يكن بدّ من وقوعها في الخارج كشف ذلك كشفاً قطعياً عن رضى المالك الحقيقي وهو الله (جلّت عظمته) وأنه جعل ذلك التصرف نافذاً حقيقة ، والقدر المتيقن ممن رضى بتصرفاته المالك الحقيقي ، هو الفقيه الجامع للشرائط فالثابت للفقيه جواز التصرف دون الولاية .
وبما بيّناه يظهر أن مورد الحاجة إلى إذن الفقيه في تلك الاُمور الحِسبية ما إذا كان الأصل الجاري فيها أصالة الاشتغال ، وذلك كما في التصرف في الأموال والأنفس والأعراض ، إذ الأصل عدم نفوذ تصرف أحد في حق غيره .
در مورد حضرات آیات بروجردی و میلانی هم همانطور که ان شا الله می دانید، حتی از حکومت شاه در برابر آیت الله خمینی دفاع می کردند. به طوری که طبق نقل های موثق از شهید مطهری و آیت الله منتظری شنیده ایم که آیت الله بروجردی آیت الله خمینی را طرد کرده بودند و حتی نامه های اطرافیان ایشان را نیز پس می زدند (رجوع شود به کتاب خاطرات آیت الله منتظری(
در مورد حضرت آیت الله گلپایگانی هم که قطعا می دانید که بارها و بارها در مورد شعار “مرگ بر ضد ولایت فقیه” تذکر داده بودند .
همچنین می دانیم پس از پیروزی انقلاب که آیت الله خمینی نظریه ولایت فقیه را به عنوان رکن نظام حاکم بر ایران مطرح کرد، آیت عظام شریعتمداری، قمی، روحانی، شیرازی و برخی دیگر از روحانیون به مخالفت با این نظریه پرداختند و ادعا کردند که مخالف آموزه‌های دین اسلام و مذهب تشیع است
بدین ترتیب، آیات عظام قمی، روحانی و شیرازی با وجود سوابقی که در همراهی با آیت الله خمینی داشتند، علناً در ایران به مخالفت با نظریه ولایت فقیه پرداختند و در نتیجه تحت حبس خانگی قرار گرفته و تا پایان عمر در محدودیت زندگی کردند.
آیت الله شریعتمداری هم با وجود آن که قبل از انقلاب از آیت الله خمینی دفاع می کرد و حتی یکبار جان وی را نجات داده بود(در داستان اعلام مرجعیت آیت الله خمینی)، پس از انقلاب به دلیل مخالفت با ولایت فقیه از طرف آیت الله خمینی از مرجعیت خلع دانسته شد و آن حوادثی که ان شا الله اطلاع دارید رخ داد.
در مورد مراجع حال حاضر(دامت برکاتهم)، آقایان سید علی سیستانی و وحيد خراساني و موسوی اردبیلی ولایت فقیه را به همان میزانی که استادشان حضرت آیت الله العظمی خویی قبول داشته است، قبول دارند.
یا آن چه در سایت آیت الله سیستانی موجود است:”ولایت در آن چه – به اصطلاح فقها – امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.”.
آیت الله منتظری نیز که خود پایه گذار نظریه ولایت فقیه می باشد، ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک می داند. خواندن مطالب زیر از ایشان خالی از لطف نیست:
آيت الله منتظري : ولايت مطلقه‌ فقيه شرك است
آيت الله حسينعلي منتظري، تئوري پرداز ولايت فقيه و جانشين آيت الله خميني تا آخرين سال حكومت وي، در يكي ‏از بي سابقه ترين انتقادات خود به حدود اختيارات رهبري نظام، ولايت مطلقه فقيه را از مصاديق شرك دانست. ‏
وي اين نظر را در ديدار با اعضاي ارشد نهضت آزادي ايران مطرح كرد و در ادامه مباحثي كه اخيرا در مورد ‏حدود اختيارات ولي فقيه مطرح شده است، گفت: ” نظرات فقيه به ما هو فقيه، تنها در امور فقهيه برنظرات ساير ‏مردم تقدم دارد و ورود در مسايل ديگر، مانند ايجاد رابطه با امريكا يا روابط سياسي با ساير كشورها، علي ‏الاصول در حوزه‌ي كاري ولي فقيه قرارنمي گيرد و بايد به وسيله كارشناس متخصص حل و فصل شود‏‎.‎‏” ‏
بر اساس گزارش روابط عمومي نهضت آزادي ايران، آيت الله منتظري در اين جلسه افزوده است كه “در زمان ‏بازنگري قانون اساسي، به جهت ايراداتي كه به افزايش اختيارات ‏‎ ‎ولي فقيه و شمول مطلق اين اختيارات داشته ‏است، با آن مخالفت كرده‌ و باور دارد كه حتي‎ ‎پيامبر اكرم (ص) نيز از حق ولايت مطلقه برخوردار نبوده است و ‏ولايت مطلقه‌ فقيه را از جمله مصاديق بارز شرك مي داند”. ‏
اظهارات آيت الله منتظري كه بسياري او را بالاترين مرجع تقليد شيعيان در ايران مي دانند، فارغ از اين جايگاه ‏بيشتر از آن جهت مورد توجه ناظران سياسي قرار گرفته كه وي يكي از تئوري پردازان فقهي و قانوني نظريه ‏ولايت فقيه است. او صاحب كتاب مشهور “درسهايي در باب ولايت فقيه” به زبان عربي و نيز پيشنهاد كننده ‏افزوده شدن چنين مقامي به قانون اساسي ايران در مجلس خبرگان قانون اساسي بوده است. ‏
‎‎مديريت جامعه بر اساس شوراي فقها‏‎‎
اظهار نظر آيت الله منتظري در شرايطي منتشر مي شود كه هفته گذشته، اكبر هاشمي رفسنجاني، رييس كنوني ‏مجلس خبرگان رهبري، كه گفته مي شود نقش عمده اي در متقاعد كردن خبرگان رهبري در پذيرش آيت الله خامنه ‏اي به عنوان جانشين رهبر فقيد بر عهده داشته است، بار ديگر نسبت به تشكيل “شوراي فقها” در كشور تاكيد كرد ‏و افزود: “مديريت جامعه بايد براساس شوراي فقها باشد”.‏‎ ‎
هاشمي رفسنجاني در اظهارات خود با بيان اينكه بايد “فقه مقارن” را ترويج داد به تخصصي شدن اجتهاد اشاره ‏كرده و گفت: “امروزه همه اذعان دارند كه يك مجتهد نمي‌‏تواند در تمامي ابواب زندگي مردم متخصص باشد به ‏همين دليل بايد فقه تخصصي شود و اگر فقه تخصصي را پذيرفتيم بايد تقليل تخصصي را پذيرفت و اگر هم اين دو ‏مورد را پذيرفتيم بايد شوراي فقه را بپذيريم”‏‎.‎
تاكيد هاشمي رفسنجاني بر تخصص گرايي در مباحث فقهي تقريبا مشابه يادآوري آيت الله منتظري است كه ‏‏”نظرات فقيه به ما هو فقيه، تنها در امور فقهيه برنظرات ساير مردم تقدم دارد” و اين البته به طور آشكار با ‏جايگاهي كه آيت الله خامنه اي اينك در مقام ولي فقيه براي خود تصور مي كند، تفاوت دارد. وي در يكي از ‏اظهارنظرهاي خود در ابتداي سال جاري اعلام كرده بود: “هروقت تشخيص دهد پيشقدم برقراري رابطه با آمريكا ‏مي شوم”.‏
اظهارات هاشمي رفسنجاني البته به سخنراني ابتداي هفته گذشته محدود نشد و وي جمعه گذشته در سفر به مشهد ‏نيز اين رويه را پي گرفت. او در دانشگاه جامع رضوي مشهد با طرح اين پرسش كه چگونه بايد نوآوري ايجاد ‏كرد بار ديگر اظهار داشت: “هيچ مجتهدي نيست كه در تمام ابواب علوم تخصص داشته باشد “.‏
وي همچنين از نظام آموزشي حوزه هاي علميه انتقاد كرد و گفت: “امروزه دانشگاه‌‏هاي دنيا در حال كشف اسرار ‏عالم هستند ولي ما در حوزه‌‏ها در اين زمينه چه كرده‌‏ايم ؟ امام (ره) جمله‌‏اي دارد و بايد در اين سخن ايشان تعمق ‏كرد و آن اين است كه فرمودند فقه اسلامي تئوري جامع و كامل اداره جامعه و انسان از گهواره تا گور است.”‏
در مورد مراجع تقلید دیگر هم کما بیش همین نقل ها موجود است و تنها مراجعی که در حال حاضر ظاهرا به ولایت فقیه اعتقاد دارند، آیت الله نوری همدانی و آیت الله مکارم شیرازی و می باشند. که البته اقوال موثقی وجود دارد که آیت الله مکارم شیرازی نیز در ابتدای انقلاب با ولایت فقیه مخالف بوده است وحتی در مجلس خبرگان قانون اساسی بر علیه آن سخنرانی کرده است.
حال در این میان خواندن بخش هایی از سخنان آیت الله خمینی نیز جالب است:
“اگر ولی فقیه بخواهد زورگویی کند از ولایت ساقط است.”
“اگر ولی فقیه یک کلمه دروغ بگوید یک قدم خلاف بگذارد آن ولایت را دیگر ندارد.”
“اگر فقیه یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط می شود.”
“اگر بگوییم امام معصوم راجع به طلاق همسر یک مرد یا فروختن و گرفتن مال او …. ولایت دارد این دیگر در مورد فقیه صادق نیست و او در این امور ولایت ندارد.”
ز.”
منبع:صحیفه نور و وصیت نامه آیت الله خمینی
پس به نظر نمی رسد که اختلاف علما درباره این موضوع چنان هم کوچک باشد. موضوعی که بعضا بدعت یا مصداق شرک خوانده می شود موضوع کوچکی نیست.
البته می دانید که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
“نفوذ شرک در امت من، مانند حرکت مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.”
کما اینکه در عمل هم دیده اید آن رفتارهایی را که در مقابل آقای خامنه ای بروز می دهند. از دست بوسیدن گرفته تا تعظیم و تبرک جستن تا بوسیدن ردپای ایشان!
یادم هست جایی خوانده بودم علی(علیه السلام) به نقطه ای از حکومت خود رفته بود که با تعظیم به استقبالش آمدند. آن بزرگوار قریب به چنین مضمونی را فرمودند:
“چه گناه بی لذتی انجام می دهید و به خدای خویش شرک می ورزید.”

دوست عزيز ادرس ايميل بدهيد فايل اقاي خراساني را اتچ كنم ايا در وبلاگ ميشود اتچ كرد راه كار اتچ در وبلاگ چيست؟
براي حديث مراجعه شود به كتاب رحمه الله عليه شيخ شيوخ كافي بزرگ
تعريف ولايت مطلقه “تصمیمات و اختیارات ولى فقیه در مواردى که مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصرى درباره ولایت مطلقه‏است.”
منبع: http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=1&tid=8
اگر ولی فقیه تشخیص داد که کاندیدای A به نفع مصالح اسلام و مسلمین است و مردم به کاندیدای M رای دادند، طبق استفتا صورت گرفته کاندیدای A باید به هر طریقی که ممکن است رییس جمهور شود زیرا نظر ولی فقیه بر نظر آحاد مردم مقدم و حاکم است!!!!!!!
بارها و بارها در سیره پیامبران و ایمه خوانده ایم که مشورت می کرده اند یا نظر دیگران را جویا می شدند. به خصوص آیه “و امرهم شوری بینهم” که همگی شنیده ایم. در هر صورت با توجه به این که به منبع وحی متصل بودند، یک تنه نظر آحاد جامعه را باطل نمی کردند.
مثلا در جنگ احد، پیامبر در نظر داشت که در داخل شهر با کفار بجنگد ولی در رای گیری نظر اکثریت بر آن بود که در خارج از شهر با کفار بجنگند و در نهایت پیامبر تابع نظر اکثریت شد. البته قطعا قبول دارید که این موضوع مصداق بارز مصلحت اسلام و مسلمین بوده است و در نهایت به همه ثابت شد که نظر جمع غلط بوده است و در آن جنگ شکست خوردند. آما پیامبر نظر جمع را بر نظر خویش مقدم و حاکم می دانست.
گرچه اکثر علما از نظر دادن در این باب حذر دارند. اما…
در مورد مراجع متوفی(رحمه الله علیهم) بزرگترین فردی که در رابطه با ولایت فقیه علنا به مقابله پرداخت مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خویی است که مراجع بزرگ حال حاضر به شاگردی ایشان افتخار می کنند و در عصر خود بی نظیر و اعلم مسلم بوده اند. ایشان نظریهٔ ولایت فقیه را یک “بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی” می‌دانستند. همچنین از ایشان است که “ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمی‌شود. ولایت تنها به پیامبر و ائمه اختصاص دارد. آن‌ چه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوای‌شان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون ولایت است ـ ندارند مگر در امور حسبیه(مقصود از امور حسبیه کارهایی است که محسوب برای خداست و به عنوان وظیفه عبادی انجام می گیرد هم چون قبض حقوق شرعیه (خمس و زکات و…) و به مصرف رسانیدن آنها در موارد خود و حفاظت از موقوفه هایی که متولی خاصی ندارند و نگهداری از اموال مسلمانی که غایب یا قاصر است و نظایر آن.) و فقها در این محدوده ولایت دارند، اما نه به معنای ادعا شده(یعنی نه به معنای ولایت) بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش… بنابراین، آن‌چه برای فقیه، ثابت می‌باشد جواز تصرف است، نه ولایت.”. که البته خواندن دقیق این منبع خالی از لطف نیست:
http://www.al-khoei.us/books/index.php?id=120
فذلكة الكلام :
أن الولاية لم تثبت للفقيه في عصر الغيبة بدليل وإنما هي مختصة بالنبي والأئمة (عليهم السّلام) ، بل الثابت حسبما تستفاد من الروايات أمران : نفوذ قضائه وحجية فتواه ، وليس له التصرف في مال القصّر أو غيره مما هو من شؤون الولاية إلاّ في الأمر الحِسبي فإن الفقيه له الولاية في ذلك لا بالمعنى المدعى ، بل بمعنى نفوذ تصرفاته بنفسه أو بوكيله وانعزال وكيله بموته ، وذلك من باب الأخذ بالقدر المتيقن لعدم جواز التصرف في مال أحد إلاّ بإذنه ، كما أن الأصل عدم نفوذ بيعه لمال القصّر أو الغيّب أو تزويجه في حق الصغير أو الصغيرة ، إلاّ أنه لما كان من الاُمور الحِسبية ولم يكن بدّ من وقوعها في الخارج كشف ذلك كشفاً قطعياً عن رضى المالك الحقيقي وهو الله (جلّت عظمته) وأنه جعل ذلك التصرف نافذاً حقيقة ، والقدر المتيقن ممن رضى بتصرفاته المالك الحقيقي ، هو الفقيه الجامع للشرائط فالثابت للفقيه جواز التصرف دون الولاية .
وبما بيّناه يظهر أن مورد الحاجة إلى إذن الفقيه في تلك الاُمور الحِسبية ما إذا كان الأصل الجاري فيها أصالة الاشتغال ، وذلك كما في التصرف في الأموال والأنفس والأعراض ، إذ الأصل عدم نفوذ تصرف أحد في حق غيره .
در مورد حضرات آیات بروجردی و میلانی هم همانطور که ان شا الله می دانید، حتی از حکومت شاه در برابر آیت الله خمینی دفاع می کردند. به طوری که طبق نقل های موثق از شهید مطهری و آیت الله منتظری شنیده ایم که آیت الله بروجردی آیت الله خمینی را طرد کرده بودند و حتی نامه های اطرافیان ایشان را نیز پس می زدند (رجوع شود به کتاب خاطرات آیت الله منتظری(
در مورد حضرت آیت الله گلپایگانی هم که قطعا می دانید که بارها و بارها در مورد شعار “مرگ بر ضد ولایت فقیه” تذکر داده بودند .
همچنین می دانیم پس از پیروزی انقلاب که آیت الله خمینی نظریه ولایت فقیه را به عنوان رکن نظام حاکم بر ایران مطرح کرد، آیت عظام شریعتمداری، قمی، روحانی، شیرازی و برخی دیگر از روحانیون به مخالفت با این نظریه پرداختند و ادعا کردند که مخالف آموزه‌های دین اسلام و مذهب تشیع است
بدین ترتیب، آیات عظام قمی، روحانی و شیرازی با وجود سوابقی که در همراهی با آیت الله خمینی داشتند، علناً در ایران به مخالفت با نظریه ولایت فقیه پرداختند و در نتیجه تحت حبس خانگی قرار گرفته و تا پایان عمر در محدودیت زندگی کردند.
آیت الله شریعتمداری هم با وجود آن که قبل از انقلاب از آیت الله خمینی دفاع می کرد و حتی یکبار جان وی را نجات داده بود(در داستان اعلام مرجعیت آیت الله خمینی)، پس از انقلاب به دلیل مخالفت با ولایت فقیه از طرف آیت الله خمینی از مرجعیت خلع دانسته شد و آن حوادثی که ان شا الله اطلاع دارید رخ داد.
در مورد مراجع حال حاضر(دامت برکاتهم)، آقایان سید علی سیستانی و وحيد خراساني و موسوی اردبیلی ولایت فقیه را به همان میزانی که استادشان حضرت آیت الله العظمی خویی قبول داشته است، قبول دارند.
یا آن چه در سایت آیت الله سیستانی موجود است:”ولایت در آن چه – به اصطلاح فقها – امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.”.
آیت الله منتظری نیز که خود پایه گذار نظریه ولایت فقیه می باشد، ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک می داند. خواندن مطالب زیر از ایشان خالی از لطف نیست:
آيت الله منتظري : ولايت مطلقه‌ فقيه شرك است
آيت الله حسينعلي منتظري، تئوري پرداز ولايت فقيه و جانشين آيت الله خميني تا آخرين سال حكومت وي، در يكي ‏از بي سابقه ترين انتقادات خود به حدود اختيارات رهبري نظام، ولايت مطلقه فقيه را از مصاديق شرك دانست. ‏
وي اين نظر را در ديدار با اعضاي ارشد نهضت آزادي ايران مطرح كرد و در ادامه مباحثي كه اخيرا در مورد ‏حدود اختيارات ولي فقيه مطرح شده است، گفت: ” نظرات فقيه به ما هو فقيه، تنها در امور فقهيه برنظرات ساير ‏مردم تقدم دارد و ورود در مسايل ديگر، مانند ايجاد رابطه با امريكا يا روابط سياسي با ساير كشورها، علي ‏الاصول در حوزه‌ي كاري ولي فقيه قرارنمي گيرد و بايد به وسيله كارشناس متخصص حل و فصل شود‏‎.‎‏” ‏
بر اساس گزارش روابط عمومي نهضت آزادي ايران، آيت الله منتظري در اين جلسه افزوده است كه “در زمان ‏بازنگري قانون اساسي، به جهت ايراداتي كه به افزايش اختيارات ‏‎ ‎ولي فقيه و شمول مطلق اين اختيارات داشته ‏است، با آن مخالفت كرده‌ و باور دارد كه حتي‎ ‎پيامبر اكرم (ص) نيز از حق ولايت مطلقه برخوردار نبوده است و ‏ولايت مطلقه‌ فقيه را از جمله مصاديق بارز شرك مي داند”. ‏
اظهارات آيت الله منتظري كه بسياري او را بالاترين مرجع تقليد شيعيان در ايران مي دانند، فارغ از اين جايگاه ‏بيشتر از آن جهت مورد توجه ناظران سياسي قرار گرفته كه وي يكي از تئوري پردازان فقهي و قانوني نظريه ‏ولايت فقيه است. او صاحب كتاب مشهور “درسهايي در باب ولايت فقيه” به زبان عربي و نيز پيشنهاد كننده ‏افزوده شدن چنين مقامي به قانون اساسي ايران در مجلس خبرگان قانون اساسي بوده است. ‏
‎‎مديريت جامعه بر اساس شوراي فقها‏‎‎
اظهار نظر آيت الله منتظري در شرايطي منتشر مي شود كه هفته گذشته، اكبر هاشمي رفسنجاني، رييس كنوني ‏مجلس خبرگان رهبري، كه گفته مي شود نقش عمده اي در متقاعد كردن خبرگان رهبري در پذيرش آيت الله خامنه ‏اي به عنوان جانشين رهبر فقيد بر عهده داشته است، بار ديگر نسبت به تشكيل “شوراي فقها” در كشور تاكيد كرد ‏و افزود: “مديريت جامعه بايد براساس شوراي فقها باشد”.‏‎ ‎
هاشمي رفسنجاني در اظهارات خود با بيان اينكه بايد “فقه مقارن” را ترويج داد به تخصصي شدن اجتهاد اشاره ‏كرده و گفت: “امروزه همه اذعان دارند كه يك مجتهد نمي‌‏تواند در تمامي ابواب زندگي مردم متخصص باشد به ‏همين دليل بايد فقه تخصصي شود و اگر فقه تخصصي را پذيرفتيم بايد تقليل تخصصي را پذيرفت و اگر هم اين دو ‏مورد را پذيرفتيم بايد شوراي فقه را بپذيريم”‏‎.‎
تاكيد هاشمي رفسنجاني بر تخصص گرايي در مباحث فقهي تقريبا مشابه يادآوري آيت الله منتظري است كه ‏‏”نظرات فقيه به ما هو فقيه، تنها در امور فقهيه برنظرات ساير مردم تقدم دارد” و اين البته به طور آشكار با ‏جايگاهي كه آيت الله خامنه اي اينك در مقام ولي فقيه براي خود تصور مي كند، تفاوت دارد. وي در يكي از ‏اظهارنظرهاي خود در ابتداي سال جاري اعلام كرده بود: “هروقت تشخيص دهد پيشقدم برقراري رابطه با آمريكا ‏مي شوم”.‏
اظهارات هاشمي رفسنجاني البته به سخنراني ابتداي هفته گذشته محدود نشد و وي جمعه گذشته در سفر به مشهد ‏نيز اين رويه را پي گرفت. او در دانشگاه جامع رضوي مشهد با طرح اين پرسش كه چگونه بايد نوآوري ايجاد ‏كرد بار ديگر اظهار داشت: “هيچ مجتهدي نيست كه در تمام ابواب علوم تخصص داشته باشد “.‏
وي همچنين از نظام آموزشي حوزه هاي علميه انتقاد كرد و گفت: “امروزه دانشگاه‌‏هاي دنيا در حال كشف اسرار ‏عالم هستند ولي ما در حوزه‌‏ها در اين زمينه چه كرده‌‏ايم ؟ امام (ره) جمله‌‏اي دارد و بايد در اين سخن ايشان تعمق ‏كرد و آن اين است كه فرمودند فقه اسلامي تئوري جامع و كامل اداره جامعه و انسان از گهواره تا گور است.”‏
در مورد مراجع تقلید دیگر هم کما بیش همین نقل ها موجود است و تنها مراجعی که در حال حاضر ظاهرا به ولایت فقیه اعتقاد دارند، آیت الله نوری همدانی و آیت الله مکارم شیرازی و می باشند. که البته اقوال موثقی وجود دارد که آیت الله مکارم شیرازی نیز در ابتدای انقلاب با ولایت فقیه مخالف بوده است وحتی در مجلس خبرگان قانون اساسی بر علیه آن سخنرانی کرده است.
حال در این میان خواندن بخش هایی از سخنان آیت الله خمینی نیز جالب است:
“اگر ولی فقیه بخواهد زورگویی کند از ولایت ساقط است.”
“اگر ولی فقیه یک کلمه دروغ بگوید یک قدم خلاف بگذارد آن ولایت را دیگر ندارد.”
“اگر فقیه یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط می شود.”
“اگر بگوییم امام معصوم راجع به طلاق همسر یک مرد یا فروختن و گرفتن مال او …. ولایت دارد این دیگر در مورد فقیه صادق نیست و او در این امور ولایت ندارد.”
ز.”
منبع:صحیفه نور و وصیت نامه آیت الله خمینی
پس به نظر نمی رسد که اختلاف علما درباره این موضوع چنان هم کوچک باشد. موضوعی که بعضا بدعت یا مصداق شرک خوانده می شود موضوع کوچکی نیست.
البته می دانید که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
“نفوذ شرک در امت من، مانند حرکت مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.”
کما اینکه در عمل هم دیده اید آن رفتارهایی را که در مقابل آقای خامنه ای بروز می دهند. از دست بوسیدن گرفته تا تعظیم و تبرک جستن تا بوسیدن ردپای ایشان!
یادم هست جایی خوانده بودم علی(علیه السلام) به نقطه ای از حکومت خود رفته بود که با تعظیم به استقبالش آمدند. آن بزرگوار قریب به چنین مضمونی را فرمودند:
“چه گناه بی لذتی انجام می دهید و به خدای خویش شرک می ورزید.”

ادرس ايميل بدهيد اتچ كنم
مراجعه شود به كتاب كافي بزرگ رحمه الله عليه
تعريف ولايت مطلقه “تصمیمات و اختیارات ولى فقیه در مواردى که مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصرى درباره ولایت مطلقه‏است.”
منبع: http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=1&tid=8
بارها و بارها در سیره پیامبران و ایمه خوانده ایم که مشورت می کرده اند یا نظر دیگران را جویا می شدند. به خصوص آیه “و امرهم شوری بینهم” که همگی شنیده ایم. در هر صورت با توجه به این که به منبع وحی متصل بودند، یک تنه نظر آحاد جامعه را باطل نمی کردند.
مثلا در جنگ احد، پیامبر در نظر داشت که در داخل شهر با کفار بجنگد ولی در رای گیری نظر اکثریت بر آن بود که در خارج از شهر با کفار بجنگند و در نهایت پیامبر تابع نظر اکثریت شد. البته قطعا قبول دارید که این موضوع مصداق بارز مصلحت اسلام و مسلمین بوده است و در نهایت به همه ثابت شد که نظر جمع غلط بوده است و در آن جنگ شکست خوردند. آما پیامبر نظر جمع را بر نظر خویش مقدم و حاکم می دانست.
گرچه اکثر علما از نظر دادن در این باب حذر دارند. اما…
در مورد مراجع متوفی(رحمه الله علیهم) بزرگترین فردی که در رابطه با ولایت فقیه علنا به مقابله پرداخت مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خویی است که مراجع بزرگ حال حاضر به شاگردی ایشان افتخار می کنند و در عصر خود بی نظیر و اعلم مسلم بوده اند. ایشان نظریهٔ ولایت فقیه را یک “بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی” می‌دانستند. همچنین از ایشان است که “ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمی‌شود. ولایت تنها به پیامبر و ائمه اختصاص دارد. آن‌ چه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوای‌شان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون ولایت است ـ ندارند مگر در امور حسبیه(مقصود از امور حسبیه کارهایی است که محسوب برای خداست و به عنوان وظیفه عبادی انجام می گیرد هم چون قبض حقوق شرعیه (خمس و زکات و…) و به مصرف رسانیدن آنها در موارد خود و حفاظت از موقوفه هایی که متولی خاصی ندارند و نگهداری از اموال مسلمانی که غایب یا قاصر است و نظایر آن.) و فقها در این محدوده ولایت دارند، اما نه به معنای ادعا شده(یعنی نه به معنای ولایت) بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش… بنابراین، آن‌چه برای فقیه، ثابت می‌باشد جواز تصرف است، نه ولایت.”. که البته خواندن دقیق این منبع خالی از لطف نیست:
http://www.al-khoei.us/books/index.php?id=120
فذلكة الكلام :
أن الولاية لم تثبت للفقيه في عصر الغيبة بدليل وإنما هي مختصة بالنبي والأئمة (عليهم السّلام) ، بل الثابت حسبما تستفاد من الروايات أمران : نفوذ قضائه وحجية فتواه ، وليس له التصرف في مال القصّر أو غيره مما هو من شؤون الولاية إلاّ في الأمر الحِسبي فإن الفقيه له الولاية في ذلك لا بالمعنى المدعى ، بل بمعنى نفوذ تصرفاته بنفسه أو بوكيله وانعزال وكيله بموته ، وذلك من باب الأخذ بالقدر المتيقن لعدم جواز التصرف في مال أحد إلاّ بإذنه ، كما أن الأصل عدم نفوذ بيعه لمال القصّر أو الغيّب أو تزويجه في حق الصغير أو الصغيرة ، إلاّ أنه لما كان من الاُمور الحِسبية ولم يكن بدّ من وقوعها في الخارج كشف ذلك كشفاً قطعياً عن رضى المالك الحقيقي وهو الله (جلّت عظمته) وأنه جعل ذلك التصرف نافذاً حقيقة ، والقدر المتيقن ممن رضى بتصرفاته المالك الحقيقي ، هو الفقيه الجامع للشرائط فالثابت للفقيه جواز التصرف دون الولاية .
وبما بيّناه يظهر أن مورد الحاجة إلى إذن الفقيه في تلك الاُمور الحِسبية ما إذا كان الأصل الجاري فيها أصالة الاشتغال ، وذلك كما في التصرف في الأموال والأنفس والأعراض ، إذ الأصل عدم نفوذ تصرف أحد في حق غيره .
در مورد حضرات آیات بروجردی و میلانی هم همانطور که ان شا الله می دانید، حتی از حکومت شاه در برابر آیت الله خمینی دفاع می کردند. به طوری که طبق نقل های موثق از شهید مطهری و آیت الله منتظری شنیده ایم که آیت الله بروجردی آیت الله خمینی را طرد کرده بودند و حتی نامه های اطرافیان ایشان را نیز پس می زدند (رجوع شود به کتاب خاطرات آیت الله منتظری(
در مورد حضرت آیت الله گلپایگانی هم که قطعا می دانید که بارها و بارها در مورد شعار “مرگ بر ضد ولایت فقیه” تذکر داده بودند .
همچنین می دانیم پس از پیروزی انقلاب که آیت الله خمینی نظریه ولایت فقیه را به عنوان رکن نظام حاکم بر ایران مطرح کرد، آیت عظام شریعتمداری، قمی، روحانی، شیرازی و برخی دیگر از روحانیون به مخالفت با این نظریه پرداختند و ادعا کردند که مخالف آموزه‌های دین اسلام و مذهب تشیع است
بدین ترتیب، آیات عظام قمی، روحانی و شیرازی با وجود سوابقی که در همراهی با آیت الله خمینی داشتند، علناً در ایران به مخالفت با نظریه ولایت فقیه پرداختند و در نتیجه تحت حبس خانگی قرار گرفته و تا پایان عمر در محدودیت زندگی کردند.
آیت الله شریعتمداری هم با وجود آن که قبل از انقلاب از آیت الله خمینی دفاع می کرد و حتی یکبار جان وی را نجات داده بود(در داستان اعلام مرجعیت آیت الله خمینی)، پس از انقلاب به دلیل مخالفت با ولایت فقیه از طرف آیت الله خمینی از مرجعیت خلع دانسته شد و آن حوادثی که ان شا الله اطلاع دارید رخ داد.
در مورد مراجع حال حاضر(دامت برکاتهم)، آقایان سید علی سیستانی و وحيد خراساني و موسوی اردبیلی ولایت فقیه را به همان میزانی که استادشان حضرت آیت الله العظمی خویی قبول داشته است، قبول دارند.
یا آن چه در سایت آیت الله سیستانی موجود است:”ولایت در آن چه – به اصطلاح فقها – امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.”.
آیت الله منتظری نیز که خود پایه گذار نظریه ولایت فقیه می باشد، ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک می داند. خواندن مطالب زیر از ایشان خالی از لطف نیست:
آيت الله منتظري : ولايت مطلقه‌ فقيه شرك است
آيت الله حسينعلي منتظري، تئوري پرداز ولايت فقيه و جانشين آيت الله خميني تا آخرين سال حكومت وي، در يكي ‏از بي سابقه ترين انتقادات خود به حدود اختيارات رهبري نظام، ولايت مطلقه فقيه را از مصاديق شرك دانست. ‏
وي اين نظر را در ديدار با اعضاي ارشد نهضت آزادي ايران مطرح كرد و در ادامه مباحثي كه اخيرا در مورد ‏حدود اختيارات ولي فقيه مطرح شده است، گفت: ” نظرات فقيه به ما هو فقيه، تنها در امور فقهيه برنظرات ساير ‏مردم تقدم دارد و ورود در مسايل ديگر، مانند ايجاد رابطه با امريكا يا روابط سياسي با ساير كشورها، علي ‏الاصول در حوزه‌ي كاري ولي فقيه قرارنمي گيرد و بايد به وسيله كارشناس متخصص حل و فصل شود‏‎.‎‏” ‏
بر اساس گزارش روابط عمومي نهضت آزادي ايران، آيت الله منتظري در اين جلسه افزوده است كه “در زمان ‏بازنگري قانون اساسي، به جهت ايراداتي كه به افزايش اختيارات ‏‎ ‎ولي فقيه و شمول مطلق اين اختيارات داشته ‏است، با آن مخالفت كرده‌ و باور دارد كه حتي‎ ‎پيامبر اكرم (ص) نيز از حق ولايت مطلقه برخوردار نبوده است و ‏ولايت مطلقه‌ فقيه را از جمله مصاديق بارز شرك مي داند”. ‏
اظهارات آيت الله منتظري كه بسياري او را بالاترين مرجع تقليد شيعيان در ايران مي دانند، فارغ از اين جايگاه ‏بيشتر از آن جهت مورد توجه ناظران سياسي قرار گرفته كه وي يكي از تئوري پردازان فقهي و قانوني نظريه ‏ولايت فقيه است. او صاحب كتاب مشهور “درسهايي در باب ولايت فقيه” به زبان عربي و نيز پيشنهاد كننده ‏افزوده شدن چنين مقامي به قانون اساسي ايران در مجلس خبرگان قانون اساسي بوده است. ‏
‎‎مديريت جامعه بر اساس شوراي فقها‏‎‎
اظهار نظر آيت الله منتظري در شرايطي منتشر مي شود كه هفته گذشته، اكبر هاشمي رفسنجاني، رييس كنوني ‏مجلس خبرگان رهبري، كه گفته مي شود نقش عمده اي در متقاعد كردن خبرگان رهبري در پذيرش آيت الله خامنه ‏اي به عنوان جانشين رهبر فقيد بر عهده داشته است، بار ديگر نسبت به تشكيل “شوراي فقها” در كشور تاكيد كرد ‏و افزود: “مديريت جامعه بايد براساس شوراي فقها باشد”.‏‎ ‎
هاشمي رفسنجاني در اظهارات خود با بيان اينكه بايد “فقه مقارن” را ترويج داد به تخصصي شدن اجتهاد اشاره ‏كرده و گفت: “امروزه همه اذعان دارند كه يك مجتهد نمي‌‏تواند در تمامي ابواب زندگي مردم متخصص باشد به ‏همين دليل بايد فقه تخصصي شود و اگر فقه تخصصي را پذيرفتيم بايد تقليل تخصصي را پذيرفت و اگر هم اين دو ‏مورد را پذيرفتيم بايد شوراي فقه را بپذيريم”‏‎.‎
تاكيد هاشمي رفسنجاني بر تخصص گرايي در مباحث فقهي تقريبا مشابه يادآوري آيت الله منتظري است كه ‏‏”نظرات فقيه به ما هو فقيه، تنها در امور فقهيه برنظرات ساير مردم تقدم دارد” و اين البته به طور آشكار با ‏جايگاهي كه آيت الله خامنه اي اينك در مقام ولي فقيه براي خود تصور مي كند، تفاوت دارد. وي در يكي از ‏اظهارنظرهاي خود در ابتداي سال جاري اعلام كرده بود: “هروقت تشخيص دهد پيشقدم برقراري رابطه با آمريكا ‏مي شوم”.‏
اظهارات هاشمي رفسنجاني البته به سخنراني ابتداي هفته گذشته محدود نشد و وي جمعه گذشته در سفر به مشهد ‏نيز اين رويه را پي گرفت. او در دانشگاه جامع رضوي مشهد با طرح اين پرسش كه چگونه بايد نوآوري ايجاد ‏كرد بار ديگر اظهار داشت: “هيچ مجتهدي نيست كه در تمام ابواب علوم تخصص داشته باشد “.‏
وي همچنين از نظام آموزشي حوزه هاي علميه انتقاد كرد و گفت: “امروزه دانشگاه‌‏هاي دنيا در حال كشف اسرار ‏عالم هستند ولي ما در حوزه‌‏ها در اين زمينه چه كرده‌‏ايم ؟ امام (ره) جمله‌‏اي دارد و بايد در اين سخن ايشان تعمق ‏كرد و آن اين است كه فرمودند فقه اسلامي تئوري جامع و كامل اداره جامعه و انسان از گهواره تا گور است.”‏
در مورد مراجع تقلید دیگر هم کما بیش همین نقل ها موجود است و تنها مراجعی که در حال حاضر ظاهرا به ولایت فقیه اعتقاد دارند، آیت الله نوری همدانی و آیت الله مکارم شیرازی و می باشند. که البته اقوال موثقی وجود دارد که آیت الله مکارم شیرازی نیز در ابتدای انقلاب با ولایت فقیه مخالف بوده است وحتی در مجلس خبرگان قانون اساسی بر علیه آن سخنرانی کرده است.
حال در این میان خواندن بخش هایی از سخنان آیت الله خمینی نیز جالب است:
“اگر ولی فقیه بخواهد زورگویی کند از ولایت ساقط است.”
“اگر ولی فقیه یک کلمه دروغ بگوید یک قدم خلاف بگذارد آن ولایت را دیگر ندارد.”
“اگر فقیه یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط می شود.”
“اگر بگوییم امام معصوم راجع به طلاق همسر یک مرد یا فروختن و گرفتن مال او …. ولایت دارد این دیگر در مورد فقیه صادق نیست و او در این امور ولایت ندارد.”
ز.”
منبع:صحیفه نور و وصیت نامه آیت الله خمینی
پس به نظر نمی رسد که اختلاف علما درباره این موضوع چنان هم کوچک باشد. موضوعی که بعضا بدعت یا مصداق شرک خوانده می شود موضوع کوچکی نیست.
البته می دانید که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
“نفوذ شرک در امت من، مانند حرکت مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.”
کما اینکه در عمل هم دیده اید آن رفتارهایی را که در مقابل آقای خامنه ای بروز می دهند. از دست بوسیدن گرفته تا تعظیم و تبرک جستن تا بوسیدن ردپای ایشان!
یادم هست جایی خوانده بودم علی(علیه السلام) به نقطه ای از حکومت خود رفته بود که با تعظیم به استقبالش آمدند. آن بزرگوار قریب به چنین مضمونی را فرمودند:
“چه گناه بی لذتی انجام می دهید و به خدای خویش شرک می ورزید.”

http://www.mediafire.com/?ui3r9udf338m4r7
اين هم لينك دانلود فايل اقاي وحيد خراساني لطفا دانلود و تماشا كنيد
جناب مسعود شما حتي زحمت خواندن چند خط نوشته مرا به خود نداده ايد اگر افكارتان هم همانند خواندنتان باشد كه شهيداول را ثاني ميخوانيد مشخصه طرز سطحي نگري شماست وقضيه كوري است كه كسي را گرفته و داد و فرياد راه انداخته فايل را براي دانلود آپلود نمودم ببينيد شايد فرجي در امثال شما ها باشد پاسخ نوشته هايتان را در بالا داده ام نياز به تكرار نيست قضيه ياسين خواندن است
اين را هم بگويم متاسفانه شما هنوز فرق اجتهاد با مجتهد اعلم را نميدانيد پيشنهاد ميكنم چند سالي را بدنبال مطالعه بدون تعصب باشيد تا انشالله چراغ هدايت براي شما و همه ما روشن گردد

من برای جنابعالی دلایل نقلی و عقلی برای اثبات ولایت فقیه آوردم چیزی که تمام فقها بدانها استناد می کنند البته تعداد کمی از فقها وجود دارند که مسئله ولایت فقیه را قبول ندارند که در مقابل اکثریت قرار دارند اما شما اشاره کردید که این حدیث نشانگر این مسئله نیست توجه کنید که ما دلایل نقلی را در کنار دلایل عقلی قرار می دهیم و تنها به اثبات مسئله نمی پردازیم حال اگر شما هم دلایل خوبی دارید بیان فرمایید می فرمایید که مسئله ولایت فقیه زاییده قرن هفتم است خوب به این سوال من پاسخ دهید اگر بالفرض محال چنین باشد به نظر شما آیا اسلام در مورد مسئله حکومت و جانشینی امام معصوم غایب سکوت کرده است
اگر جواب دهید آری همانگونه که در بالا اشاره کردم این یعنی اینکه دینی که به کوچکترین جزئیات زندگی مسلمین مثل خواب و خوراک و تخلی توجه کرده در مورد چنین مسئله مهمی سکوت اختیار کرده که این مثل اعتقاد اهل سنت در مورد جانشینی پیغمبر است
اگر جواب دهید نه پس راه حل ارائه فرمایید ما که گفتیم قبول نکردید شما بگویید شاید بفرمایید که دین این مسئله به عهده خود امت اسلام گذاشته که نسبت به تعیین نوع حکومت و حاکم اقدام نمایند
این یعنی یک سقیفه دیگر یعنی اینکه ممکن است یکی مثل علی(ع) بیاید یا یکی مثل معاویه آیا به نظر شما این راه درستش است؟

خير سكوت نكرده است اسلام در خصوص مشكلات و حكومت دقيق گفته است از ابتداي شروع بحث ولايت فقيه هم قرار بود همانگونه كه اسلام گفته بود انجام شود متاسفانه اين حركت به انحراف كشيده شد جايي كه جاي تاج امامه گذاشته شد بقيه همان استبداد موجود است
امام زمان روحي فداه فرموده اند در مسايل و مشكلات بعد از ما به كساني كه تفسير حديث مي كنند مراجعه شود(كتاب شيخ و شيوخ كافي بزرگ رحمه الله عليه) علماي بزرگي چون شيخ انصاري ايت الله بروجردي ايت الله خويي و تمام شاگردانشان همچون ايت الله اردبيلي ايتااله صانعي ايتالله دستغيب و علماي زيادي به غير از چند مورد همچون ايت االه مكارم شيرازي اين حديث رل به حكومت نفسير نميكنند
ولايت فقيه خوب است چه كسي گفته بد بشرط انكه 1-مجتهد باشد يعني تمام شرايط از قبيل عادل دانا راستگو و تمام شرايط مجتهد بودن را داشته باشد انهم نهايتا نظارت كند بر امور نه اينكه دستور دهد در همه موارد اگر قرار باشد خبرگاني كه رهبر را انتخاب مي كنند خود رهبر انها را برگزيند (طبق شرايطي كه قبلا شرح دادم)اين چه ولايت است. مثل انكه معاويه بگويد ولي امر مسلمين منم انوقت خبرگانش كساني باشند چون عمر و عاص -اشعري – و امثالهم واي بر امت اين ولي
ولي فقيه بايد كسي باشد كه براي مردمش شفاف كار كند
بايد در تاريخ در مورد امير كبير و كوتاه نمودن دست بادمجان دور قاپچينهاي دربار خوانده باشيد مثلا نمونه ان در حال حاضر سهم بنياد رهبري از هر خودرويي كه فروش ميرود 1.5 ميليون تومان است بنده واجباتم را انجام ميدهم در حد وسعم خيراتم را ميكنم بيشتر توانش را ندارم چرا در خريد كمترين خودرو از من به زور گرفته ميشود بدون اينكه بنده رضايتي داشته باشم ايا از شرايط ولي فقيه به زور باج گرفتن از مردم است تحقيق نكرده نگوييد نيست مراجعه كنيد خودرو سازهاي كشور بپرسيد يا رزومه ان را دريافت كنيد
راهكار رفراندوم

شما این آقا رو نمیخواید ولی ما ازش راضی ایم.سالی به دوازده ماهم تو انتخابات و راهپیمایی و کلا صحنه حضور داریم.ما با زحمت انقلاب کردیم تا این آقا و امثالش رهبر بشن.چند هزار شهید دادیم.شمام باید زحمت زیاد بکشید برا هدفتون!

اولا فقط من نميخاهم 90 درصد جامعه مي خواهند غير 10 درصد امثال شما كه يا چشمانتان را بسته ايد يا جيره خواريد كه همانند خاوري كه در تظاهراتها هم جلوتر از همه بود مشغول اختلاسيد يا همانند ابن ملجم از علي ع جلوتر زده ايد من خود در اين مملكتم نيم كيلو پلاتين تو پام دارم خانواده شهيد هستيم امثال شما به دختر و همسر شهيد باكري هم رحم نكرد چون سرتان زير برف است يا دلايل ذكر شده شامل حالتان ميشود شما دنبال اسلامي هستيد كه دروغ در ان مباح ادم كشي حلال و فساد محترم است ما نيستيم برادر يا اقا يا دشمن يا منافق ما دنبال اسلام واقعي كه مي گويد دروغ نگوييد مردم ازاري نكنيد درست حكومت كنيد چراغي كه به خانه رواست به كشورهاي ديگر ندهيد هستيم البته بگويم كمك خوب است بشرط انكه در جامعه فقر را حل كرده باشيم شكمي گرسنه نباشد انوقت بهترين كار كمك به ديگر مردم دنياست
اقاي ابو احمد چند سالتان است ميخواهم سوابق شما را در انقلاب بدانم
من دايي ام موجي ديگري جانباز است خودم از اين انقلاب پلاتين در پا دارم پسر عمو و عمويم و پسر عمه ام شهيد اين انقلابند در خانواده اي هستم كه دو اجتهاد و عمو پدر بزرگهايم همه روحاني بوده اند بگو بدانم شما براي انقلاب چه كرده ايد اختلاس 3000000000000 توماني بسم الله منتظر پاسخم
يك رفراندوم براي تعيين رهبر گذاشته شود همين

با سلام خدمت دوست عزیزم
ببخشید پاسخ شما را اینجا دادم چونکه لینک مربوط به پاسخگویی به گفته های شما غیرفعال بود و مدتی هم منتظر ماندم تا این اشکال برطرف شود که نشد به هر حال

1- این آدرس ایمیل من
masoud1999@yahoo.com

2- برای من جای سوال است که جنابعالی با این همه منابعی که ذکر کردید و قطعا انسان اهل مطالعه ای هستید پس چگونه است که اطلاع ندارید آقای خامنه ای سال 68 در هنگام انتصاب به رهبری و سالها قبل از آن اجتهاد داشته اند چرا که عضو مجلس خبرگان رهبری بوده اند و حتما می دانید که حداقل شرط عضویت در این مجلس داشتن اجتهاد است در ضمن اجتهاد تنها یک علم است و اولین شرط احراز شرایط رهبری داشتن اجتهاد است و این ربطی ندارد که به یک نفر حجت الاسلام یا آیت الله یا آیت الله العظمی بگویند

3- بالاخره ما متوجه نشدیم جنابعالی به ولایت فقیه اعتقاد دارید یا نه
چرا که یک جا می فرمایید ولایت فقیه را در قرن هفتم شهید ثانی
بیان کردند و یا می گویید که کل قرآن و ادعیه را بگردید و بیاورید سخنی از ولایت فقیه بعد می فرمایید که خیلی هم خوب است اگر فقط در حد نظارت باشد آخر چقدر تناقض؟
بر اساس چه سندی این حرف را بیان می کنید؟
اگر بحث فقط نظارت بدون قدرت اجرایی باشد که نیازی اصلا به تشکیل حکومت نیست آن وقت می شود مثل دوره طاغوت و دورهای قبل از آن که ائمه و مراجع شیعه کاملا نقش نظارتی داشتند و حتما میدانید چه کثافت کاری های در جامعه صورت می گرفت و به جز مواردی خیلی خاص مثل قضیه توتون تنباکو نمی توان انتظار اجرای احکام اسلام را داشت پس چگونه است این نقش نظارتی را می پذیرد یا باید مثل خیلی های دیگر بگویید که اصلا احکام اسلام فقط در حوزه مسائل فردی است یا اگر حوزه اجتماعی و احکام حکومتی را قبول دارید باید در نظر خود تجدید نظر بفرمایید

3- قبلا هم گفتم همیشه در مورد بحث انتصاب رهبر ، رهبری را خبرگانی انتصاب می کنند که ربطی به رهبری فعلی ندارند و در مورد بحث نطارتی مجلس خبرگان، رهبری تنها شش تن از اعضای شورای نگهبان را انتخاب می کند و شش حقوقدان بقیه را مجلس انتخاب می کند پس آن طور که می گویید دور تسلسلی وجود ندارد و نمی دانم اصولا در بین فقها و مجتهدین فعلی چند نفر ولایت و رهبری ایشان را قبول ندارند آیا اینها در مقابل اکثریت قرار ندارند؟
چند نفر مثل کدیور (البته اگر اجتهاد داشته باشند و افکار انحرافی ایشان در مورد شیعه را کنار بگذاریم ) و آقای منتظری داریم که با ولایت ایشان مشکل داشته باشند که مجلس خبرگان چکیده این قشر از جامعه است
توجه داشته باشید من در مورد کل آحاد جامعه اظهار نظر نمی کنم و فقط در مورد بخش خاصی از جامعه نظر میدهم که بحث انتصاب رهبری بدست ایشان است

4- فرموده اید رهبری از هر خودرو 1/5 میلیون تومان برداشت دارند

اولا این اخبار و اخبار مشابه که معلوم نیست منبع اشاعه آن کجاست ( احتمالا آنور آب) و بیشتر به آمال و آرزوی برخی ها می ماند تا اخبار واقعی (تا حداقل یک اتوی مناسب در دست داشته باشند) قویا توسط دفتر رهبری تکذیب گردیده است

ثانیا یکی از آرزوهای دشمنان شخص رهبری (با همه مهارتهایی که در زمینه های مختلف دارند و ایراداتی که در حوزه های دیگر به ایشان گرفته اند) ، یافتن نقطه ضعف اقتصادی در زندگی ایشان است که به جز رسیدن به شایعات چنینی که فقط دهان به دهان بچرخد و احساسات عوام را برانگیزد نتیجه ای ندا شته است که بنگاه های سخن پراکنی مثل BBC , VOA تا کنون به هیچ نتیجه ای در این مورد نرسیده اند

ثالثا حتما با آقای مهاجرانی وزیر وقت دولت اصلاحات و یکی از سرسخت ترین منتقدین شخص رهبری آشنایی دارید که هیچ ابایی در اشکال تراشی در مورد جزئی ترین نکات زندگی رهبری ندارند که چندی پیش در بیانی جالب که بازتاب بسیار وسیعی هم داشت گفتند که من سالها از نزدیک با شخص رهبر جمهوری اسلامی آشنایی دارم و به ضرث قاطع می گویم که نه تنها یک نقطه سیاه از نظر اقتصادی در زندگی ایشان بلکه هیچ نقطه خاکستری در مورد ایشان از این نظر وجود ندارد
فکر نکنم جنابعالی یا بنده به طور مستقیم به اندازه ایشان به بدنه دولت و شخص رهبری نزدیکتر باشیم که اگر مسئله ای بود قطعا از دید ایشان دور نمی ماند که امثال این شایعات در زمان صدارت آقای مهاجرانی نیز بیان می شد

5- فرموده اید یک رفراندوم برای تعیین رهبر گذاشته شود
برادر عزیز اولا کجای اسلام تعیین رهبر در جامعه اسلامی بر اساس رای مستقیم مردم گذاشته شده است که این مثل سقیفه بنی ساعده است که ممکن هر شخصی سر کار بیاید چرا که حتما تصدیق می فرمایید که آرای مردمی کاملا تابع امواج کوتاه مدت و احساسات و هیجانات آنی است یک روز یکی مثل ابوبکر و معاویه سر کار می آورند و یک روز یکی مثل علی (ع) . که کاملا در اسلام رد شده است.

البته قصد ورود به بحث را ندارم ، تنها ذکر چند نکته برای شفافیت:

1- یقینا تفاوت درجه اجتهاد و مرجعیت را باید درک کنیم ، طبق کتاب ولایت فقیه امام خمینی (ره) ، طبق روایات ولی فقیه باید مرجع اعلم باشد. ولی در تغییراتی که در بازبینی قانون اساسی که افرادی چون میرحسین موسوی ، شیخ مهدی کروبی ، آیت الله بیات زنجانی و… حضور داشتند ، شرط مرجعیت حذف گردید و اجتهاد را کافی دانستند. پس بحث از جنبه فقهی به جنبه قانون کشور تبدیل گردید.
2- به تفاوت های حکومت و دولت باید توجه شود که متاسفانه همواره این دو را یکی فرض می کنیم و از دل این اشتباه توهماتی چون انقلاب های مخملی بوجود می آید. متاسفانه برخی از بزرگان این نکته را نادیده گرفته و سعی می کنند سرنوشت حکومت را به دولت گره بزنند که کار بسیار خطرناکی است.
3- رفتار امیرالمومنین علی مبین این امر است که اتفاقا اسلام دین رفراندوم است. مولا علی با اینکه مشروعیت داشتند ولی بخاطر برخی مسائل مقبولیت نداشتند و سالها خانه نشین شدند و پس از قتل عثمان ، هنگامی که مردم برای بیعت با ایشان حاضر شدند جمله ای تاریخی و بس با عظمت فرمودند : لولا حضور الحاضر…
اگر این جمعیت نمی بود نمی پذیرفتند، البته بحث مشروعیت و مقبولیت دو بحث جداست و وقت و بحث کافی می طلبد ، ولی می توان تاکید کرد که برای حکومت حاکم احتیاج به بیعت که امروزه تبدیل به رای مردم شده دارد.

ضمن عذرخواهی مجدد و تشکر .. واقعا از بحث ها استفاده می کنم.

1-اين لينك را اپلود كردم صلاح كار اينگونه بود كه مستقيم ايميل نكنم
http://www.mediafire.com/?ui3r9udf338m4r7
این هم لینک دانلود فایل اقای وحید خراسانی لطفا دانلود و تماشا کنید
2- متاسفانه شما هنوز فرق اجتهاد با مجتهد اعلم را نمیدانید پیشنهاد میکنم چند سالی را بدنبال مطالعه بدون تعصب باشید تا انشالله چراغ
هدایت برای شما و همه ما روشن گردد
3-جناب مسعود شما حتی زحمت خواندن چند خط نوشته مرا به خود نداده اید اگر افکارتان هم همانند خواندنتان باشد که شهیداول را ثانی میخوانید مشخصه طرز سطحی نگری شماست وقضیه کوری است که کسی را گرفته و داد و فریاد راه انداخته فایل را برای دانلود آپلود نمودم ببینید شاید فرجی در امثال شما ها باشد پاسخ نوشته هایتان را در بالا داده ام نیاز به تکرار نیست قضیه یاسین خواندن است
پاسخ 3 دوم -شرح دور را در رابطه با خبرگان و شوراي نگهبان ئر نوشته هاي بالا مشروح نوشته ام نوشتن مجدد ياسين خواندن است اگر پاسخي براي دور داريد بفرماييد وگرنه سفسطه نكنيد
4- برويد تحقيق كنيد در اخرين چتي كه با دفتر اقاي انصاريان نمودم بواضح پس از تحقيق دفتر ايشان به بنده اعلام شد اين پول به بنياد رهبري براي انجام امور خيريه پرداخت ميگردد نه شخص رهبري (قضيه ملانصرالدين) منتهي پاسخ مرا ندادند كه اقا من اعمال شرعي خودرا انجام ميدهم در مستحبات نيز بقدر قدرت پيشتازم در امور خيريه هم به اندازه وسع جيب كوتاهي نميكنم خير اجباري چه صيغه اي است هنوز پاسخ نيافته ام؟ خواهشا يك سر به سايپا و ايران خودرو بزنيد روشن ميشويد انشالله
پاسخ اولا بعد از شماره 4: انور اب نيست در بند 4 اشاره شد
پاسخ ثانيا بعد از شماره 4: در پاسخ به اين سوال ابتدا وضع اقتصادي و معيشتي جامعه خود نشانگر بي عرضگي حكومت و در راس ان مدير ان يعني اقاي خامنه اي است و در ادامه برويد منبع درامد جناب مجتبي را بررسي نماييد احتمالا مدارك موجود بيمارستان انگليس براي بدنيا امدن فرزند ايشان و قرق يكماهه گرانترين هتل و بيمارستان با فيلتر شكن كوچك قابل دسترس است و منبع درامد برادر خانم اقا تحقيق كنيد منتظر هلوي پوست كنده نباشيد
پاسخ ثالثا بعد از شماره 4: اين ادم كه اسم برديد سرش در اخور است نگاه نكنيد انور اب است بعد هم انقدر سياه است كه خاكستري در سياه ديده نميشود
پاسخ 5 بعد از ثالثا و شماره 4: پس شما كلا اقاي خميني را با اين حرفتان نابود كرديد كه ميگفت : همه نوشته هاي زير از سايت اقاي خميني كپي شده است مطالعه بفرماييد اگر چشم دلي داريد
مرا خادم بخوانيد نه رهبر
ميزان راي ملت است
بارها عنوان نموده اند كه مردم ولي نعمتان ما هستند
“مسئله خدمتگزاري دولت به ملت است, نه فرمانفرمايي دولت به ملت, همين فرمانفرايي جدا مي كند شما را از ملت و ملت را از شما, و منشا مفاسد زياد مي شود” توجه ….(اين درد دل مامردم فقير و زير خط فقراست وگرنه يك كت مخملي بيايد حكومت كند درست حكومت كند قبولش داريم چه برسد به مجتهد (مردم زير خط فقر بجان امده اند-اين دگر صحبت بي ديني و دينداري نيست)
“بايد مردم را براي انتخابات آزاد گذاريم و نبايد كاري بكنيم كه فردي بر مردم تحميل شود .”
“به اطلاع هموطنان عزيز برسانيد كه عكس اينجانب دليل بر تاييد كسي نبوده چنانچه دليل بر عدم تاييد هم نمي باشد .مردم در سراسر كشور در انتخاب فرد مورد نظر خود آزادند و احدي حق تحميل خود يا كانديداهاي گروه يا گروه ها را ندارد .”
اينم همچنان از سايت اقاي خميني
مردمداري حضرت امام (ره) سبب شد تا در اولين مرحله شروع انقلاب به آگاه سازي مردم بپردازند و موجي از مخالفتها و مبارزات اجتماعي را عليه دشمنان ايران اسلامي به راه بيندازند. اين راهبرد امام امت آنچنان به ثمر نشست كه تداوم انقلاب و نظام ديني را هم تضمين كرد. بايد در نظر داشت حكومتداري و شيوه هايي كه امام راحل براي ارج نهادن به حضور و نقش مردم اسلامي در عرصه هاي سياسي واجتماعي بكار بردند دقيقا در قالب مفاهيم و موازين اسلامي و ديني بوده اند.
حضرت علي ع ميفرمايند:
رعيت اصلاح نمي شود جز آنكه زمامداران اصلاح گردند
ضمنا خواهشا كمي رياضي و شمارش اعداد را هم ياد بگيريد بد نيست پيش نياز مطالعه است ضمنا شما حتي زحمت به خود نداديد منبع را مطالعه كنيد فكر كنم اقادايي شما كمي مشكل پيدا كرده پيشنهاد ميگردد به پزشك مراجعه نماييد جواب ميگيريد اگر حل نشد پزشك قانوني دادرس خواهد بود انشالله

اين را هم راستي بخوانيد
پیام ۸ ماده ای امام خمینی درباره لزوم رعایت حقوق مردم :

امام در قسمتی از این پیام با اشاره به اینکه “احدى حق ندارد با مردم رفتار غیر اسلامى داشته باشد” در بند ششم چنین می نویسند:

هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصى کسى بدون اذن صاحب آنها وارد شود یا کسى را جلب کند، یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید، و یا نسبت به فردى اهانت نموده و اعمال غیر انسانى- اسلامى مرتکب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگرى به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند، و یا براى کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد، و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسرارى که از غیر به او رسیده و لو براى یک نفر فاش کند. تمام اینها جرم [و] گناه است و بعضى از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبایر بسیار بزرگ است، و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعى هستند و بعضى از آنها موجب حد شرعى مى‏باشد.

صحیفه نور، ج‏۱۷، ص 141

“سخنرانی اقای وحیدی خراسانی در رابطه با مداحان و سخنرانی قبلتر اقای خامنه ای در این خصوص نشانگر اوج مشکل بین ایشان است”

متاسفانه زرنگی تولید کنندگان کلیپ سخنرانی آقای وحید خراسانی در مورد مداحان شما و بسیاری دیگر را هم دچار اشتباه کرده است چرا که با یک جستجوی ساده متوجه می شوید که تاریخ سخنرانی آقای وحید خراسانی مربوط به حداقل سه یا چهار سال پیش می باشد

http://forum.imamhossein.net/index.php?topic=401.0

http://1shia.blogfa.com/post-3.aspx

زمان تاثيري در ديدگاه درست ندارد مگر اينكه عكس ديدگاه ثابت شود 1400 سال است براي حسين ع گريه مي شود.
بالاتر برايتان ازنامه نوري زاد نوشتم كه در ديدار با جناب وحيد خراساني سيستم شنود از دفترشان صحبتهاي مابين ايت الله و نوري زاد روز بعد از نوري زاد پرسيده ميشده است اين يعني سيستم شنود نامه هاي نوري زاد را بخوانيد

احتمالا نوشته هاي اقاي علايي هم مربوط ميشود به 1356 هيچ ايراني با ولايت فقيه عادل كه بتواند عدالت نسبي را برقرار سازد مشكلي ندارد مشكل سر اينست كه عدالتي ديگر وجود ندارد يكي در اين مملكت 150هزارتومان حقوق ميگيرد يكي 45ميليون تومان بعضي ها هم كه سند مملكت به نامشان خورده است

در زمان غیبت همه ما سوار بر کشتی هستیم که به سمت امام زمان مون حرکت میکنه و این کشتی با امواج پر تلاطم زیادی مواجه میشه و یه عده از کشتی به بیرون می افتند و گمراه میشوند . حال اگر این کشتی یک ناخدا خبره نداشته باشه چی ؟ مسلما همه سر نشینان جزو همون عده ای اند که از کشتی به بیرون پرت میشن !
فکر کنم این جواب دندون شکنی باشه و برای خیلی ها اهمیت ولایت فقیه رو روشن کنه .

اولا دلیلی نیست که فقط یک کشتی به سمت امام زمان در حرکته ثانیا خبره بودن نا خداش مهمه ثالثا از کجا میدونی کشتی داره درست میره؟

آدم خودش باید راه درست رو از بد تشخیص بده و با قلبش به یک چیزی اعتقاد داشته باشه . خیلی راحت بگم من به شخصه با آگاهی کامل تونستم راهمو انتخاب کنم و درش شکی ندارم ! درسته هر کس ممکن اشتباهاتی در زندگیش داشته باشه اما هر لحظه میتونه با یه تلنگر مقصد اصلیشو دوباره پیدا کنه .

تلاطم در ايمان شماست كل قران را بگرديد و كل ادعيه را حتي دعاهاي امام زمان ميفرمايند االهم اعرف رسولك و اعرف حجتك هيج جايي نميگه االهم اعرف ولايت فقيه اگر راست ميگوييد يه نمونه بياريد

دوره غیبت دوره ایست که تداوم و استمرار رهبری مبارزه امت کهقبلا دوازده نسل از طرف بالا و از طرف فرماندهی انقلاب تعیین شده بود ، با همان ایدئولوژی و هدفها و شعائر و استراتژی و جهت گیری . به خود مردم آگاه شیعه منتقل می شود تا ان عالمترین و عادل ترین رهبری را به نیابت امام انتخاب کنند که دولت مستمر رهبری امت را در امر رهبری امت اسلام و بشریت ادامه داده مبارزه آنها را در امر به معروف و نهی از منکر دائماً رهبری کند تا از این راه مردم را آنچنان در برابر نظام حاکم و مستمر تاریخ که همواره زورمندتر و مزورتر و زرمنده تر می شود بیدار و هشیار،آگاه،مومن و آماده مبارزه نگاه دارد که در جهان دیگر زور را نپذیرد فقر را تمکین نکنند و ناآگاهی را تسلیم نشوند و بر علیه آنها قیام کنند تا قائم برسد…… ان شاء الله – صفحات 92و93 شیعه حزب تمام

با درود
مطالب فوق – بخشی از تعریف امامت است و نه سندی برای تحقق “ولایت فقیه” !
طبق همین تعریف ، امامت را مردم و خلق‌ها بر اساس یک انتخاب آگاهانه و آزادانه ، آنهم به میل خویش برمی‌گزینند. چراکه اگر اساسا مردم آن فرد را برنگزینند ، چگونه می‌خواهند برای اهداف و آرمانهای خود قیام کنند – جان دهند و سختی بکشند و جهاد کنند !؟
این رهبر معنوی (بطور مثال مهاتما گاندی) بنابه لیاقت و آگاهی و جسارت و شهامتی که دارد ، به نوعی لیدر یک جامعه می‌گردد و جنبشی مردمی را برای رسیدن به اهداف غایی حمایت و هدایت می‌کند. نه کسی از بار حقوقی این شخص نسبت به مردم خبر دارد و نه در جایی از شریعت و اسلام و متم مقدس (قرآن) سخنی از چنین فرد و افرادی به میان آمده. این جایگاه (امامت) توسط شیعیان و آنهم جهت رهبری مردمانی پراکنده و نامنسجم در دوران اموی و عباسی ساخته و پرداخته شده است. از آنجا که امامان شیعه – ضمن ارتباط و اتصال نسبی و خونی با پیامبر اسلام ، افرادی خودآگاه و روشنفکر و مسئول بودند و برای نجات قوم جد خویش دائم با وضع موجود در ستیز بودند ، این افراد توسط گروه‌های مردمی نیز برگزیده می‌شدند و موردحمایت قرار می‌گرفتند. تا اینجا سخن از امامت و جایگاه آن بوده است و نه “ولایت فقیه” !
شریعتی اساسا با این نظریه (ولایت فقیه)بیگانه بود و در دوران او اساسا چنین نظریاتی نه مطرح بودند و نه کسی (حتی آقای خمینی) مدعی آن بود. این نظریه (تکرار می‌کنم – نظریه) پیش‌تر توسط علامه نائینی و بخشی از علمای شیعه و سپس توسط آیت‌ا.. خمینی طرح گشته و در نهایت توسط آیت‌ا.. منتظری تعریف و تفسیر گشت. آنچه را که شریعتی بعنوان نظریه امت و امامت مطرح کرده ، نوعی روند دموکراسی متعهد می‌باشد که توسط امام معنوی جامعه – تا زمان برقراری قطعی حکومت مردم‌سالار و دموکراتیک – بر عهده‌ي او نهاده می‌شود تا با حمایت اقشار مردمی و سایر شوراها و نمایندگان رسمی ملت ، جامعه را به سوی تثبیت آرمان های آزادی و عرفان و برابری سوق دهد. این کجا و جایگاه ولایت فقیه کجا !؟!
مرحوم آیت‌ا.. منتظری – در ماه‌های آخر عمر مبارک خویش علنا اظهار داشتند که “ولایت فقیه” شرک است ! – او در اوج دوران سیاسی خود ، قدرت را که در چند قدمی خویش بود کنار زد و حاضر نشد به عنوان امام جائر و متجاوز و دیکتاتور ، بر جان و مال و ناموس و شرف خلق‌ها حاکم شود …
شریعتی مخالف مسلم حکومت “ملایان و رجال مذهبی” دینی بود. چه رسد به رادیکال‌ترین و جنجال‌برانگیز ترین نوع منحرف آن ، یعنی مدل حکومت ولایت مطلقه‌ي فقیه !
این برچسب‌ها به او نمی‌چسبد !
با سپاس

خیلی جالبه اقای منتظری خودش ولایت فقیه رو اثبات میکنه بعد میگه ولایت فقیه مطابق است با شرک،اگه این آقا از رهبری خلع نمی شد آیا بازم می گفت ولایت فقیه مطابق شرک است،

فکر نکنم استئفا کرده باشند بهتره نامه امام “6 فروردین 1368” رو بهش بخونید البته نامه چند روز قبل از استئفاش

لطفا بدون مطالعه و فكر ننويسيد
ايشان ميگويد ولايت فقيه مطلقه تكرار ميكنم مطلقه شرك است زيرا مطلقه تنها از ان امام معصوم 12 امام مي باشد و لاغير

داستان شما داستان شاگرد و استاد و غساله است مطالعه كنيد اشكالتان رفع ميشود مطلب را كامل با دقت و موشكافانه بخوانيد

سلام علیکم من در علما بزرگ غیر از امام خمینی کسی را نمیشناسم که ولی فقیه را مطلق بداند. چون در مورد ولی فقیه هیچ روایاتی نداریم .این نظریه خود امام بود .اما تاحالا نتونستم یک دلیل خوب پیدا کنم که ولی فقیه مطلق است. این چیزها قبلا در اسلام نبود تازه امد . در حالیکه علما بزرگ ما همه غیر از امام خمینی ولایت فقیه را یک چیز سیاسی میدانند. اگر ولایت مطلق بود حداقل یک روایت از معصومین می امد . هیچ دلیل خوب نداریم که بگیم ولیت فقیه جز اسلام است .از لحاظ سیاسی من قبول دارم که خوبه اما این هیچ ربطی به ایلام نداره

بعضی از حرفی زده شده معلومه که واقعیت ندارن. کی گفته که اقای بهجت رای ندادن؟ کی گفته که از مراجع فعلی ولایت فقیه را ان اندازه که ….. قبول دارند؟
قدر مطالعه و قدری غرض کم کردن

با سلام واحترام من خودم مقلد ایشونم.
مطمئن باشید اگر برای یک بار و فقط یک بار هم رای میدادند شبکه های ایران اون را تو بوق و کرنا میکردند.
دقیقا مثل همین الانی که آقای نوری همدانی رای میدند و دوربین ها چه ها که نمیکنند.
یا علی

آقای عزیز آیت الله بهجت یرای خودش راه و روشی داشت که دوست نداشت رای دادن او در بوق و کرنا شود.شما هم کمی تحقیق کنید تا مراودات ایشان با مقام معظم رهبری را دریابید.فقط یک نمونه اینکه وقتی مقام معظم رهبری به سیستان سفر نمودند آیت الله بهجت برایشان نذر کردند تا سلامت بمانند.بد نیست نظر آیت الله حسن زاده را که آیت الله طباطبایی فرمود هیچ کس جز امام زمان حسن زاده را نشناخت درباره مقام معظم رهبری بخوانید و بشنوید

سلام
لطفا هر کی منبعی در مورد «رد» یا «قبول» ولایت فقیه داره معرفی کنه(از قرآن و نهج البلاغه با ذکر آیه وخطبه و… و از کتب با ذکر انتشارات)
ممنون

رساله رد ولایت فقیه
از آیت الله العظمی سید حسین کاظمینی بروجردی

نوشته های آقای منتظری و مطهری در رد ولایت مطلقه و همچنین ولایت اولیه فقیه هم زیباست!

از بد و بدتر یکی رو باید انتخاب کرد حالا ولی فقیه نسبت به بقیه حاکمیت ها بهتره .
لطفا دیگه زر نزنید سرم درد گرفت بزارید زندگیمونو کنیم.

این بد و بدتر را با چه استدلالی گفتی؟
البته شما که از طرز برخوردت و استفاده از جمله “لطفا دیگه زر نزنید سرم درد گرفت بزارید زندگیمونو کنیم.” معلوم میشود که زیاد برات مهم نیست کی باشی، فقط خودت راحت باشی بسه! انتظاری بیشتر نمیرود…

با درود
برادر من چرا تعبیر مسخره میکنی؟ اصلا از سخنان آقای شریعتی چنین برداشتی نمیشود… شرمنده ها… دارید جُک میگید…
آقای شریعتی از مخالفان درجه اول معم ها و آخوند ها در سیاست بوده است و همواره آنها را سر سپرده میداند ، کجا از ولایت فقیه دفاع کرده؟
رهبری مشخص چه ربطی به ولایت فقیه دارد، آقای شریعتی اعلام کرده که در رهبری ، نه رهبری فقیه! نه رهبری آیت الله!
کجا ولایت فقیه را لازم دانسته؟ بلکه اعلام نموده است که نیاز به رهبر است و این حرف با ولایت فقیه که اگر دوست داشته باشید برای شما که البته میدانید توصیحش بدهم خیلی فرق دارید/// به این کار شما میگویند سو استفاده کودکانه…
آقای شریعتی از مخالفان درجه یک روحانیت بوده است و هیچ اعتقادی به ولایت یک فقیه نداشته…

برادر من… چیزی بنویس که حداقل برات خنده نکنن…!

با سلام
فکر کنم اصلا شناختی از دکتر شریعتی ندارید
پیشنهاد میکنم کتاب امت و امامت و شیعه یک حزب تمام دکتر شریعتی رو حتما مطالعه کنید

برای مثال چند جمله براتون میذارم
+
«شيعه پيروي از امام را بر اساس آيهْ اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم توصيه ميكند و امام را ولي امر ميداند كه خدا اطاعتش را در رديف اطاعت از خود و اطاعت از رسول به شمرده است و
اين تقليد نيز براي رهبري غير امام كه نايب اوست در شيعه شناخته ميشود
( زيرا كه ) العلماء حكام علي الناس» امت و امامت – ص ۵۹۲

«به اصل رهبري چنان ايمان دارم و اين عقيدة ظاهرآ افراطي شيعه را
بشدت قبول دارم كه قبول و ارزش همة عقايد و اعمال ديني منوط به اصل ولايت است.»
اسلامشناسي – ج ۱ ص ۸۶ – م.آ ۱۶ + حسين ؛ وارث آدم — ص ۹۹

با درود
بنده آنقدر با آقای شریعتی آشنا هستم که یقینا میدانم که ایشان با نهادی به نام روحانیت مخالف بوده اند … عمل شما تحریف فاحش سخنان آقای دکتر شریعتی است که د ر هیچ خردی نمیگنجد…
در ضمن موضوع طیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فقط مختص به پیامبران و از نظر شیعه مختص پیامبران و امامان معصوم است وم هیچ ربطی به مرجعیت روحانیون به عنوان رهبر ندارد

واقعا چطور دکتر شریعتی با روحانیت مخالف بود و بعد میگه
“و اما شیعه امامیه که با کمال تعجب روحانیتش سالم ترین و پاک ترین دستگاه روحانی امروز جهان است و علیرغم محیط اجتماعی و زمانی به نیروی ایمان و تقوی که هنوز در آن زنده و نیرومند است خود را نگاه داشته است”

و فکر کنم بیشتر همچون شما هایی هستین که دارین تفکرات و نظریات دکتر شریعتی رو تحریف میکنید
فکر کنم اطلاع داشته باشین که مرجع تقلید دکتر شریعتی چه شخصی بود وگرنه یکم تحقیق کنید
شاید به شناخت بهتری از دکتر شریعتی رسیدین

معلومه شما آثاردکترو نخوندین.اولادکتربچه آخوندبوده ودرثانی ایشون باروحانیون صفوی مخالف بوده نه علوی.دکتر میگه تمامی نهضت های معاصرتوسط روحانیون شیعی به سرانجام رسیده وطبقه روشنفکرغرب زده اصلا نقشی نداشتن.شمابیشترازاین نام دکترو بدنکنین.برین آثارشو مطالعه کنین.

تورو خدا شریعتی رو وارد این بحث ها نکنید. به خاطر منافع شخصیتون. یه زمانی خیلی از اقادون شما (مصباح و…) شریعتی رو ملحد میدونستن. حالا شما کردینش طرفدار ولایت فقیه. عجبا!!!!!!!!!!!!!!!!

ببخشید خوده دکتر شریعتی از نظریه پردازان ولایت فقیه هست
بعد شما میگین قاطی نشه
و یکی از دلایلی که عده ای از روحانیان ملحد میدونستند بخاطر همین حرف ها هم بوده

« امام در كنار قدرت اجرائي نيست. هم پيمان و هم پيوند با دولت نيست. نوعي همسازي با سياست حاكم ندارد. او خود مسئوليت مستقيم سياست جامعه را داراست
و رهبري مستقيم اقتصاد؛ ارتش؛ فرهنگ؛ سياست خارجي و ادارهْ امور داخلي جامعه با اوست.
يعني امام هم رئيس دولت است و هم رئيس حكومت و …»

دکتر شریعتی

آقای محترم خودت میگویی امام… امام از نظر شریعتی فقط همان 12 نفر بوده اند نه امامان قلابی و ساختگی که عکسشان را بر ماه درج نمودید
و یا امام جدید هزاره ما… حضرت امام خامنه ای!!!

حرفتون خنده داره شاید هم کتاب های شریعتی رو نخونده باشید

براتون یه جمله از شریعتی از کتاب امت و امامت میذارم شاید یکم رفتین و تحقیق کردین
«باید اطاعتی کورکورانه و تشکیلاتی داشت…
این معنای تقلیدی است که در تشیع وجود داشت و همین تقلید نیز برای غیر امام که نایب اوست در شیعه شناخته می شود.
تقلید نه تنها با تعقل ناسازگار نیست، بلکه اساسا اقتضای عقل، تعبد و تقلید است»

شما مفهوم امام رونمیدونین.اگه دکتر منظورش آن 12 امام بوده بعدازاونا جامعه شیعی چیکارکنه.دست رودست بزاریم تا حضرت حجت بیاد این که میشه حجتیه

محمد هسم تیریپ2012/امام قلابی که می فرمایند اوشون خیلی میفرقه:شاید منظورشون امام میر حسین باشه نه؟!!بپرس ببین شفا هم میده!!؟اگه میده بگو من بواسیر دارم شفام بده!!
عاشق امام خامنه ای”
هر کی مایله باهم مباحثه داشته باشیم در خدمتم راستی سومم دبیرستان
mbrb17@yahoo.com

شفاي شما در خطه قزوين ميسر است تشريف بياوريد قزوين مشكلتان را حل ميكنيم انشالله اتفاقا چند وقتي است سوم دبيرستاني اينجا ناياب شده است قدمتان روي …..
از تمامي اعضا غير اين موجود عذر خواهي ميكنم پاسخ را بايد مينوشتم از مدير سايت خواهشمندم بچه هايي كه فاقد تربيت و عفت كلامند را در اين سايت راه ندهند

با سلام
مهم نیست که کدام روحانیت درجه اول یا دوم طرفدار ولایت فقیه است یا خیر چراکه اصولا کسانیکه مخالف اسلام و روحانیت اند برایشان فرقی نمی کند که اسلام چه می گوید روحانیت چه می گوید.( برای مثال در قران به نبوت عامه و خاصه اشاره دارد و نبوت عامه به پیامبر اکرم ( ص ) پیامبر تمام ملل استدلال گردیده و پیامبران خاصه مانند عیسی و موسی بر قوم خاص که مخالفان اسلام اصولا توجهی به این موضوعات ندارند که بخواهند از آن به نتایجی برسند که اولی الامر پس چیست .و در زمان غیبتت تکلیف اسلام و اجرای شریعت چیست ؟ )
اینکه دموکراسی مورد نظر تفکر غرب اصولا قابل پیاده شدن حتی در غرب بوده یا خیر قبلا متفکرین غربی جواب آن را داده اند .چرا که تعریف دموکراسی چه به لحاظ نقش تاریخی چه به لحاط نقش فرهنگی و چه به لحاظ تعریف ( دمو + کراتوس ) ( خلق + حاکمیت ) یعنی رای اکثریت واینکه دموکراسی حکومت است یا قضاوت است یا حکومت نمایندگان مردم دارای تئوریسین های موافق و مخالف دارد و البته دارای شاخصه های مشخص ( رقابت آزاد – برگزاری انتخابات – موجودیت آزادی های مدنی و سیاسی ) .
کدام حکومت و کشوری در دنیا می تواند ادعای پیاده سازی موفق رای اکثریت بر اساس تعریف فلسفی دموکراسی ( آزادی – برابری – همانیزم و فرد گرایی ) داشته باشد ؟ و طبق گفته خود متفکرین غرب رای اکثریت یعنی بازی دادن افکار جامعه .. چرا که چنانچه ملتها ببینند که رای آکثریت حاکمیت ندارد دست به مقاومت می زنندو تروریزم ( درست یا غلط ) بوجود می آید . سپس متفکرینی آمدند نظام نمایندگان مردم را به جای رای اکثریت مطرح کردند ( طرفداران دموکراسی مستقیم مانند (ژان ژاک روسو ) و طرفداران دموکراسی غیر مستقیم مانند کانت ) که در بین متفکرین غربی نیز مخالف و موافق داشت .
سپس تئوری دموکراسی مشارکتی را مطرح کردند یعنی اینکه عده ایی می تواند جمع شوند و عقیده و روشی را تائید کنند و حکومت نیز موظف به اجرای آن می شود . همین جریانی که در کشور ما براه انداخته اند فارغ از جناح بندی ها و سیاست بازی های موجود تا تئوری مشارکتی را در کشورهای مانند ما آزمایش کنند .
بر اساس موقعیت زمانی موجود اهمیت ولایت فقیه در زمان امروز که جهان دو قطبی اسلام و ضد اسلام در حال بروز است و حهان غیر اسلام در هرم قدرت خود برنامه سلطه و نظم نوین جهانی را چه در برنامه ریزی ها ی کلان و چه در ادبیات ( مانند سخنرانی بوش پسر در انتخابات ریاست جمهوری امریکا ) و چه در اجراء به بهترین نحوه برای چپاول سرمایه های ملتهای مسلمان تبین و اجراء می کنند و هرم آنها دارای رهبری و سلسله مراتب خاصی است و بر دنیا تسلط دارند و البته محرمانه است لازم است مقابل این هرم نیز هرم مبتنی بر محوریت ولایت فقیه به مبارزه با نظام سلطه براید که این تفکر منجر به ظهور انقلاب اسلامی شد و تئوریهای رهبری انقلاب بر اساس شناخت سلطه غرب + تئوریهای آزموده شده ناموفق غرب در بعد پاسداشت کرامت انسانی بود یا خیر قضاوتی در طول زمان را می خواهد هر چند مبرهن است .
غربی ها چون این دژ محکم را در برابر امیال و برنامه های خود مقاوم دیدند در سی سال گذشته سعی در نابودی آن به هر کار اخلاقی و غیر اخلاقی دست زدند و جوانان تحصیلکرده فاقد تجربیات تاریخی ما را کم کم به خیابانها کشاندند . چراکه طیف وسیعی در گروه سبز ( از مسلمان و غیر مسلمان و…. فاقد استراتژی حرکتی نمدانند چه می خواهند فقط می گوید رای اکثریت و ولایت فقیه را نمی خواهیم فارغ از اینکه این تفکر آیا در اکثریت جامعه جای مطرح کردن دارد یا خیر .و اگر داشت چرا مردم همانند مردم لیبی عمل نکردند .لذا تفکر سبز تفکر لیبرالی + قشر تحصیلکرده و دغدغه های آن + مردمی که مشکلات معیشتی دارند + افرادی که اصولا نظام را قبول ندارند که البته با نظام یارانه دولت ثابت کرد قصد واقعی اصلاح امور را در فالب برنامه دارد .
به هر حال دموکراسی غیر متعهد به ایدئولوژی آیا در بین جامعه مسلمانی مانند کشور ما جای دارد ؟
اگر دموکراسی یعنی رضایت اکثریت چرا حضرت پیامبر ( ص ) به شکستن بتها اقدام کرد که اکثریت مردم بت پرست بودند . لذا دموکراسی به معنای کسب رضایت اکثریت به گفته خود غربی ها دروغی بیش نیست .
اگر در آینده نظام لیبرالیزم بر کشور مسلط شد تکلیف مصوبات مجلس مغایر با روح اسلام و شریعت چه می شود ؟آخرین نوشته های دکتر شریعتی را بخوانید .
ایجاد دور باطل از نظریانت و تئوریهای غربی ها برای کشورهای دارای منابع زیر زمینی مسلمان است . به هوش باشیم
تئوری ولایت فقیه + آرامش کشور بر اساس ظرف زمانی موجود اثباتی بر محکم بودن تئوری ولایت فقیه می باشد تا ببینیم ظرف زمانه در چند صد ساله آینده چه قضاوت و روشی را ترمیم یا انتخاب خواهد کرد .اگر قاطبه مردم بر اساس شریعت عمل نمایند .با تشکر

اينم نظر جناب اقاي عسگراولادي و نوشته شما درباره پيروزي هدفمندي يارانه ها:
اسد الله عسگر اولادی رییس اتاق بازرگانی ایران و چین با بیان این‌که تورم دی‌ماه با وجود نوسانات نرخ ارز ۴۰ درصد است، گفت: “با واردات دلار ۱۶۰۰ تومانی و وضعیت فعلی تولید تا ۶ ماه دیگر در کشور قحطی داریم.”

عسگراولادی در گفت‌وگو با خبرگزاری “پانا” اظهار داشت: “قبل از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها مطرح کردم که این کار باید انجام شود و اجرای آن جرات زیادی می‌خواهد.”

وی عنوان کرد: “در همان زمان عنوان کردم که اگر دولت نتواند تورم را مهار کند، اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها کار خطرناکی است.”

رییس اتاق بازرگانی ایران و چین تصریح کرد “به‌دلیل این‌که در مرحله اول اجرای قانون نتوانستیم تورم را مهار کنیم، توفیق چندانی نداشتیم و به همین دلیل به مشکلاتی در بخش تولید برخورد کرده‌ایم.

او با بیان این‌که تورم آذر سال گذشته ۹٫۸ درصد بود و افتخار می‌کردیم که به تورم تک‌رقمی دست یافته‌ایم، گفت: “دو ماه پیش بانک مرکزی اعلام کرد که تورم ۱۹٫۸ درصد شده است، بنابراین در مهار تورم موفق نبوده‌ایم.”

او افزود همه پیش‌بینی‌ها این بود که حداکثر تورم ۱۴ درصد باشد، اما هم اکنون نه‌تنها تورم ۸/۱۹ درصد نیست، بلکه به جز تحولات ارزی ۲۷ درصد و با ارز ۴۰ درصد است.

رییس اتاق بازرگانی ایران و چین عنوان کرد: “در چنین شرایطی که تورم ۴۰ درصد است و بانک مرکزی هم آمار نمی‌دهد، مرحله دوم اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها به مصلحت نیست.”

عسگراولادی تصریح کرد: “به نظر می رسد با توجه به واردات کالا با دلار ۱۶۰۰ تومانی و مشکلات تولید در ۶ ماه آینده با کمبود بسیاری از کالاها و قحطی در کشور مواجه خواهیم شد که برای تهیه آنها یا باید متوسل به قاچاق شویم و یا این‌که هزینه بسیاری بابت قاچاق بپردازیم.”

دم خروس را باور كنيم يا قسم حضرت عباس كدام را؟؟؟؟؟؟
اينم مجري خوب كشور واي بحال بداش:
اخبار ضد و نقیض در مورد فرار مرتضی حیدری مجری معروف تلویزیون به غرب
فرار مجری معروف و ویژه تلویزیون و احمدی‌نژاد
مجری معروف سیما و ویژه ریاست جمهوری به دلیل دست داشتن در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی به خارج از کشور گریخت.
وب‌سایت «عصر ایران» در این زمینه نوشت: «یک مجری معروف صداوسیما به دلیل مشخص شدن ارتباطات وی با اختلاس سه هزار میلیاردی، از کشور فرار کرد.»
انتقاد تلویحی حسین علایی، رئیس پیشین ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از آیت الله علی خامنه ای بازتاب قابل ملاحظه ای در رسانه ها داشته است.

آقای علایی در یادداشتی به مناسبت سالگرد انتشار مقاله ای علیه آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در روزنامه اطلاعات در دی ماه ۱۳۵۶ صراحتا نامی از آیت الله خامنه ای نبرده، ولی اشاره های او تردیدی باقی نمی گذارد که مخاطب اصلی اش کیست.

طرفه این که این مقاله در همان روزنامه باسابقه اطلاعات چاپ شده که حالا مدیر مسئول آن نماینده رهبر ایران است.

او در ابتدای این یادداشت توضیح می دهد که چاپ مقاله “ارتجاع سرخ و سیاه” در شماره ۱۷ دی ماه ۱۳۵۶ روزنامه اطلاعات که “توسط یک سناتور مورد اعتماد اداره می شد”، چگونه به اعتراض طلاب حوزه علمیه قم، سرکوب مرگبار آن توسط حکومت محمدرضا شاه پهلوی، راهپیمایی های دوره ای برای قربانیان این کشتار و در نهایت خروج شاه از ایران ظرف یک سال منجر شد.

آقای علایی سپس احتمال می دهد که شاه، نویسنده کتاب “پاسخ به تاریخ”، پس از خروج از کشور با این سوالات دست و پنجه نرم می کرده است:

۱-اگر در واکنش به حضور مردم در مجالس ترحیم فرزند امام خمینی سعه صدر به خرج می ‌دادم و با مقاله توهین‌آمیز که نویسنده آن داریوش همایون وزیر اطلاعاتم با اسم مستعار بود، مردم را تحریک نمی ‌کردم، بهتر نبود؟

۲- اگر پس از انتشار مقاله در روزنامه حکومتی، اجازه پاسخ به آن مقاله را در همان روزنامه می دادم حکومتم دوام بیشتری نمی ‌یافت؟

۳- اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمت‌آمیز را می دادم و آنها را متهم به اردوکشی و زورآزمایی خیابانی نمی ‌کردم، مساله خاتمه نمی ‌یافت؟

۴- اگر به مأموران دستور می ‌دادم که به تظاهر کنندگان تیراندازی نکنند و هوشمندانه و با تدبیر آنها را آرام کنند، نتیجه بهتری نمی ‌گرفتم؟

۵- آیا اگر به جای حصر کردن بعضی از بزرگان در خانه‌هایشان و تبعید تعدادی دیگر به سایر شهرهای دوردست و زندانی کردن فعالان سیاسی، باب گفتگو و مراوده با آنها را باز می ‌کردم، کار به فرار من از کشور می ‌انجامید؟

۶- اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجی‌ها عامل تحریک شما هستند، به شعور جمعی آنها توهین نمی ‌کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجیها پناه ببرم؟

۷- آیا اگر به جای متهم کردن مخالفان خودم به اقدام علیه امنیت کشور، وجود مخالف را می ‌پذیرفتم و حتی آن را قانونی تلقی می ‌کردم و برای آنها حق قائل بودم نمی توانستم بیشتر برمسند قدرت باقی بمانم؟

مخاطب کیست؟

با سلام
مهم نیست که کدام روحانیت درجه اول یا دوم طرفدار ولایت فقیه است یا خیر چراکه اصولا کسانیکه مخالف اسلام و روحانیت اند برایشان فرقی نمی کند که اسلام چه می گوید روحانیت چه می گوید.( برای مثال در قران به نبوت عامه و خاصه اشاره دارد و نبوت عامه به پیامبر اکرم ( ص ) پیامبر تمام ملل استدلال گردیده و پیامبران خاصه مانند عیسی و موسی بر قوم خاص که مخالفان اسلام اصولا توجهی به این موضوعات ندارند که بخواهند از آن به نتایجی برسند که اولی الامر پس چیست .و در زمان غیبتت تکلیف اسلام و اجرای شریعت چیست ؟ )
اینکه دموکراسی مورد نظر تفکر غرب اصولا قابل پیاده شدن حتی در غرب بوده یا خیر قبلا متفکرین غربی جواب آن را داده اند .چرا که تعریف دموکراسی چه به لحاظ نقش تاریخی چه به لحاط نقش فرهنگی و چه به لحاظ تعریف ( دمو + کراتوس ) ( خلق + حاکمیت ) یعنی رای اکثریت واینکه دموکراسی حکومت است یا قضاوت است یا حکومت نمایندگان مردم دارای تئوریسین های موافق و مخالف دارد و البته دارای شاخصه های مشخص ( رقابت آزاد – برگزاری انتخابات – موجودیت آزادی های مدنی و سیاسی ) .
کدام حکومت و کشوری در دنیا می تواند ادعای پیاده سازی موفق رای اکثریت بر اساس تعریف فلسفی دموکراسی ( آزادی – برابری – همانیزم و فرد گرایی ) داشته باشد ؟ و طبق گفته خود متفکرین غرب رای اکثریت یعنی بازی دادن افکار جامعه .. چرا که چنانچه ملتها ببینند که رای آکثریت حاکمیت ندارد دست به مقاومت می زنندو تروریزم ( درست یا غلط بودن صرف موضوع ) بوجود می آید . سپس متفکرینی آمدند نظام نمایندگان مردم را به جای رای اکثریت مطرح کردند ( طرفداران دموکراسی مستقیم مانند (ژان ژاک روسو ) و طرفداران دموکراسی غیر مستقیم مانند کانت ) که در بین متفکرین غربی نیز مخالف و موافق داشت .
سپس تئوری دموکراسی مشارکتی را مطرح کردند یعنی اینکه عده ایی می تواند جمع شوند و عقیده و روشی را تائید کنند و حکومت نیز موظف به اجرای آن می شود . همین جریانی که در کشور ما براه انداخته اند فارغ از جناح بندی ها و سیاست بازی های موجود تا تئوری مشارکتی را در کشورهای مانند ما آزمایش کنند .
بر اساس موقعیت زمانی موجود اهمیت ولایت فقیه در زمان امروز که جهان دو قطبی اسلام و ضد اسلام در حال بروز است و حهان غیر اسلام در هرم قدرت خود برنامه سلطه و نظم نوین جهانی را چه در برنامه ریزی ها ی کلان و چه در ادبیات ( مانند سخنرانی بوش پسر در انتخابات ریاست جمهوری امریکا ) و چه در اجراء به بهترین نحوه برای چپاول سرمایه های ملتهای مسلمان تبین و اجراء می کنند و هرم آنها دارای رهبری و سلسله مراتب خاصی است و بر دنیا تسلط دارند و البته محرمانه است لازم است مقابل این هرم نیز هرم مبتنی بر محوریت ولایت فقیه به مبارزه با نظام سلطه براید که این تفکر منجر به ظهور انقلاب اسلامی شد و تئوریهای رهبری انقلاب بر اساس شناخت سلطه غرب + تئوریهای آزموده شده ناموفق غرب در بعد پاسداشت کرامت انسانی بود یا خیر قضاوتی در طول زمان را می خواهد هر چند مبرهن است .
غربی ها چون این دژ محکم را در برابر امیال و برنامه های خود مقاوم دیدند در سی سال گذشته سعی در نابودی آن به هر کار اخلاقی و غیر اخلاقی دست زدند و جوانان تحصیلکرده فاقد تجربیات تاریخی ما را کم کم به خیابانها کشاندند . چراکه طیف وسیعی در گروه سبز ( از مسلمان و غیر مسلمان و…. فاقد استراتژی حرکتی که نمیدانند چه می خواهند فقط می گوید رای اکثریت و ولایت فقیه را نمی خواهیم فارغ از اینکه این تفکر آیا در اکثریت جامعه جای مطرح کردن دارد یا خیر .و اگر داشت چرا مردم همانند مردم لیبی عمل نکردند .لذا تفکر سبز تفکر لیبرالی + قشر تحصیلکرده و دغدغه های آن + مردمی که مشکلات معیشتی دارند + افرادی که اصولا نظام را قبول ندارند که البته با نظام یارانه دولت ثابت کرد قصد واقعی اصلاح امور را در فالب برنامه دارد .
به هر حال دموکراسی غیر متعهد به ایدئولوژی آیا در بین جامعه مسلمانی مانند کشور ما جای دارد ؟
اگر دموکراسی یعنی رضایت اکثریت چرا حضرت پیامبر ( ص ) به شکستن بتها اقدام کرد که اکثریت مردم بت پرست بودند . لذا دموکراسی به معنای کسب رضایت اکثریت به گفته خود غربی ها دروغی بیش نیست .چرا که پیامبر ( ص ) با زبان خود مردم و کمک الهی توانست بتهای زمانه را بشکند .
اگر در آینده نظام لیبرالیزم بر کشور مسلط شد تکلیف مصوبات مجلس مغایر با روح اسلام و شریعت چه می شود ؟آخرین نوشته های دکتر شریعتی را بخوانید .
ایجاد دور باطل از نظریانت و تئوریهای غربی ها برای کشورهای دارای منابع زیر زمینی مسلمان است . به هوش باشیم
تئوری ولایت فقیه + آرامش کشور بر اساس ظرف زمانی موجود اثباتی بر محکم بودن تئوری ولایت فقیه می باشد تا ببینیم ظرف زمانه در چند صد ساله آینده چه قضاوت و روشی را ترمیم یا انتخاب خواهد کرد .اگر قاطبه مردم بر اساس شریعت عمل نمایند چگونه خواهد بود
با تشکر .
امیر مسعود امین پور

شكر خدا زمان نشان دهنده بزرگي است اگر نوشته هاي بالتر را ببينيد همانطور كه گفته بودم طرح يارانه تان خوب گندي به مملكت زده كه از ادامه ان فعلن براي امسال پشيمان گشته ايد براي اينكه وقتي كشوري درامد مردمش جهاني نيست نمي تواند جهاني خرج كند درغير اينصورت اين تفاوت باعث فشار مضاعف شده موجب پيش آمدن مشكلات زيادي خواهد شد كه تورم 91 گوشه اي از ان است بگذار كمي به همين منوال بگذرد دزدي و فساد ببينيد تا چه حد خواهد شد

ببخشید چون مطلب تایپ شده ( ولیت فقیه – دموکراسی ) مرا سایت قبول نمی کرد با اجازه دوستم جواد نجفی ایمیل نمودم
امیر مسعود امین پور

با سلام به همگی
اول که سعی کنیم همه مصداق آیه شریفه اطیعوا الله و الرسول و اوالامر منکم باشیم انشالله
دوم : در اسلام امت داریم نه ملت یعنی حد و مرز جغرافیایی معنی ندارد
سوم : در اسلام شیعه و سنی نداریم همه مسلمانند که شروطی داره و اون اعتقاد راسخ ، زبانآ ، قلبآ و عملآ به خدا و پیامبر و اهل بیتش است که آخریشون فرموده : در امور خود به راویان حدیث ما ( علما) مراجعه کنید
چهارم : اگه یه ارتباط کوچیک با شهدای عزیزمون داشته باشیم میبینیم که همه با ندای لبیک یا امام و با اطاعت از ولایت فقیه به فیض اکمل رسیدند
آخرش اینکه ببینیم ولی فقیه زمان ما باعث عزت اسلام شده یا خدای ناکرده ذلت آن؟ اینم از زبان دشمنان خدا و دین کاملآ مشهوده
یا لثارت الحسین

یکی از مراجع بزرگی که با ولایت مطلقه فقیه به شدت مخالف است، آیت الله العظمی مدنی تبریزی است که در این زمینه حتی کتابی بنام (الارشاد الی ولایه فقیه) دارند که دیگر مجوز چاپ ندارد و بخاطر همین امر به بسیاری از تالیفات ایشان اجازه چاپ داده نمی شود، همچنین ایشان یکی از شاگردان خلف آیت الله العظمی بروجردی هستند و برخی از تالیفات ایشان که در زمان آیت الله بروجردی به چاپ رسیده است مورد تقدیر و حاشیه نویسی توسط ایشان قرار گرفته است. حتی در حال حاضر در سایت پرسشکده در این مورد این چنین نوشته شده است:
در مقابل دیدگاه ولایت مطلقه فقیه دیدگاه دیگری است که گستره ولایت فقیه را محدود به امور حسبیه و ضروری می داند که از آن به «ولایت مقیده فقیه» تعبیر می شود. حضرت آیت الله سید یوسف مدنی تبریزی در مورد ولایت فقیه دیدگاهی همانند مرحوم آیت الله خوئی دارند و گستره ولایت فقیه را محدود به امور حسبیه می دانند. مقصود از امور حسبیه اموری است که انجام آن ها از نظر شارع مقدس ضروری است و اجازه اهمال و به زمین گذاران در ان را هرگز نمی دهد.

دوست گرامی ، علمای بزرگ و معروفی قبل از ایشان نیز بر این نکات صحه گذاشته اند همچون شیخ اعظم ، شیخ مرتضی انصاری (سلام الله علیه) و مرحوم آخوند خراسانی (صاحب کفایه و از مراجع ثلاث حامی انقلاب مشروطه و..)

برای اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه کنید:

http://1mosalman.com

به نام خدا و با سلام،

1- تاریخ به یاد ندارد که هیچ امامی امام بعد خود را انتخاب و نصب کرده باشد. حد اقل من هیچ نشانه ای نیافتم. بلکه این مردم بودند که به تشخیص خود و آگاهان امام بعدی را از بین فرزندان آن امام که طبیعتا با وجود فشار ها و مضیغه های حاکمان وقت به امام قبلی نزدیک تر بودند را انتخاب میکردند.
2- اصولا فرق اساسی راه شیعی و حاکمان وقت در همین بود که حاکمان خلافت پیامبر را به حکومت موروثی شاهان تبدیل کرده بودند اما راه شیعه که همانا را اصیل خدا و اسلام بود انتخاب آگاهانه مردم را می پسندید.
3- اگر غیر از این بود خیلی ساده پیامبر در غدیر خم صراحتا اعلام می فرمودند که علی(ع) جانشین من است و خلافت بعد ار من به او می رسد و همه بعد از من با او باید بیعت کنید و سراغ کس دیگری نروید. اما پیامبر اعلام فرمودند که به عبارتی ” اگر من بودم و می خواستم بعد خودم به کسی رای دهم ، به علی(ع) رای می دادم” در واقع علی(ع) را به عنوان بهترین گزینه به مردم پیشنهاد فرمودند تا اصل بسیار مهم نظر مردم اصل است ، چیزی که اما راحل هم در گفته مشهور خود به آن اشاره فرمودند که “میزان رای ملت است”
4- علی(ع) برای احترام به رای مردم و اجرای کامل و بی نقص مردم سالاری ، 25 سال خانه نشین شدند اما در عین حال این خانه نشینی به حالت قهر با مردم و حتی حکومت وقت نبود، بلکه ایشان طی این 25 سال هر کجا به وجود مبارکشان احتیاج بود حاضر بودند.

5- ولایت “مطلقه” فقیه فقط و فقط مخصوص پیامبر و ائمه است که معصوم بوده و به منبع وحی الهی وصل هستند این مهم در کتاب کاشف الغطا نیز امده است که بر حق است. اما ولایت فقیه در زمان غیبت امام غایب اجتناب ناپذیر است تا بوسیله فقیه عادل و آگاه خط اصلی اسلام گم نشود.اما انتخاب ولی فقیه باید به رای ملت یا منتخبین ملت انجام شود.
6-امام غایبمان (عج) نیز به نوعی منتظر نظر مردم هستند، اینکه به تمثیل گفته می شود که ایشان وقتی ظهور می کنند که 313 نفر یار داشته باشند بیانگر همین مسئله بسیار مهم است که تا زمینه ظهور ایشان که همانا اولین اصل آن خواست گروه قابل مطاحظه ای از مردم است تا بتوان به مدد آنان قیام آخر ازمان را به انجام رساند، ظهور نخواهند فرمود و ظهور منوط است به این مسئله مهم. و خواست مردم یعنی آماده بودن، یعنی عملا خواستن، عملا طلب کردن و از همه لحاظ آماده کمک بودن همانطور که اگر مهمانی را خیلی طالبیم و از دل و جان حضورش را می خواهیم خود را همانگونه مهیا می کنیم که او می پندد.

7- راستی از مولایم علی(ع) یاد کردم، گفتم همینجا بگویم که چرا ما با برادر اهل تسنن مان همیشه در این امر دعوا داریم که حق ایشان را خلیفه اول و دوم و….. ضایع کرده اند به نظر بنده اگر ایشان اول و قبل از ایشان هم خلیفه و امی المومنین می شدند با سطح فکری مردم آن زمان همان سه سال را بیشتر حکومت نمی کردندو بالاخره چه قبل و چه بعد از ایشان دیگران هرگز مانند ایشان حکومت نمی کردند. بلکه با برادران اهل تسنن مان و به جهت اتحاد بیشتر این مهم را عنوان کنیم که آیا قبول دارید که حکومت علی(ع) در واقع نزدیکترین حکومت به پیامبر و کتاب خدا نبود؟ که اکثر آنان اینرا قبول دارند به جز گروهای ملحدی مانند وهابیون که من در مسلمان بودن آنها هم شک دارم.
و با تصدیق آنان بگوییم بیایید مانند علی باشیم و حکومت را مانند علی(ع) انجام دهیم تا مسلمین از گرفتاری های این زمان نجات یابند.

شهید ابراهیم همت :
ولایت و امت … تمام و دیگر سر خط سومی وجود نداره.
به نظر من،ما باید در مسیر عرفان،و یا بهتر است بگویم دینی که سابقه ی چند هزار ساله دارد،قدم بر می داریم.دینی که آدم (ع) برای مظلومیت سبط پیامبر آن دین گریه کرد.

اگر قرار است هر کسی برای خودش دین مداری کند که نمیشود دین.
من دلایلی برای لزوم وجود ولایت دارم:

1.حفظ استقلال جامعه (جامعیت کشور از لحاظ دینی و فرهنگی)
2.حفظ امنیت جامعه در برابر تعرض کفار
3.جلوگیری از تحریف دین (یکی باید کتاب اصلی رو تو دستش نگه داشته باشه تا اگه یکی فکری به سرش زد،کتابو بکنن تو چشش)
4.تدبر در آیه ی ” و جعلنا ائمه یهدون… “

🙂
حالا اگه اونی که تو دستش کتاب بود خودش فکری به سرش زد تکلیف سایرین چیه؟

ملامحمدکاظم آخوند خراسانی صاحب کفایه و شاگرد شیخ اعظم مرتضی انصاری:

مطلق الاختیار دانستن غیر معصوم را هرکس از احکام دین شمارد لااقل مبدع خواهد بود!

پاسخ به 1
همه كشورها چه اسلامي چه غير اسلامي بدون داشتن ولايت فقيه مطلقه از كيان ملت و سرزمينشون حفاظت ميكنند
پاسخ به 2
همه كشورها چه اسلامي چه غير اسلامي بدون داشتن ولايت فقيه مطلقه از كيان ملت و سرزمينشون حفاظت ميكنند
پاسخ به 3
خداوند خودش خافظ دينشه و همانطور كه كعبه را در مقابل اصخاب فيل نگهداشت ديتنش را با فدا كردن بهترين مردمش يعني امام خسين ع زنده نگهداشته بدون تحريف اصل ساقه و ريشه است برگها شايد خطوطي پيدا كنند اما همه بسوي خدايند
پاسخ 4
«و جعلنا ائمة يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة و كانوا لنا عابدين‏
خداوند عز و جل ميفرمايد: ما حضرت ابراهيم و اسمعيل و اسحاق را ائمه‏اى قرار داديم كه به امر ما هدايت مى‏كنند، و كارهاى پسنديده را به آنها وحى كرديم، و اقامه نماز و ايتاء زكوة را به آنها وحى نموديم، و آنها از زمان قبل، روش و مسلكشان اين بود كه ما را عبادت مينمودند.
آيه مباركه قرآن مى‏فرمايد: كه ما فعل خيرات را بآنها وحى كرديم يعنى تمام افعال پسنديده كه از آنها ظهور مى‏كند، به اذن ما، و امر ما بوده، و ملكوت آنها در دست ماست، و بنابراين اعمال آنها بدون دخالت هيچ فكر نفسانى و هواى خودپسندى از آنها سر مى‏زند.

آنها اعتبارانديش نيستند و براى محافظه ‏كارى فعلى انجام نمى‏دهند و براى بجا آوردن كارى در اعتبارات واهيه نميافتند كه سپس كار خود را بر اساس مصلحت تخيليه بجاى آورند، بلكه از تمام اين مراحل عبور نموده‏اند. اراده آنها اراده خدا، و فعل آنها از ضميرى پاك و بى‏آلايش، بدون شائبه منفعت‏طلبى و ملاحظه اجر و پاداش، و عاقبت‏ انديشى، از آنها سرميزند.

آنها افرادى هستند كه خود فعل جزاى آنهاست، و در صدد جزائى خارج از نفس و حقيقت فعل خود نيستند.

اين فعل، فعل خداست كه باراده و مشيت‏خدا از آئينه وجود و صقع نفس آنان هويدا و از مجرى و مجلاى وجود آنان طلوع ميكند.
اين يعني ائمه و امامان معصوم نه هركسي كه كلاه بر سر گذارد قلندري داند

تعريف ولايت مطلقه “تصمیمات و اختیارات ولى فقیه در مواردى که مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصرى درباره ولایت مطلقه‏است.”
منبع: http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=1&tid=8
اگر ولی فقیه تشخیص داد که کاندیدای A به نفع مصالح اسلام و مسلمین است و مردم به کاندیدای M رای دادند، طبق استفتا صورت گرفته کاندیدای A باید به هر طریقی که ممکن است رییس جمهور شود زیرا نظر ولی فقیه بر نظر آحاد مردم مقدم و حاکم است!!!!!!!
بارها و بارها در سیره پیامبران و ایمه خوانده ایم که مشورت می کرده اند یا نظر دیگران را جویا می شدند. به خصوص آیه “و امرهم شوری بینهم” که همگی شنیده ایم. در هر صورت با توجه به این که به منبع وحی متصل بودند، یک تنه نظر آحاد جامعه را باطل نمی کردند.
مثلا در جنگ احد، پیامبر در نظر داشت که در داخل شهر با کفار بجنگد ولی در رای گیری نظر اکثریت بر آن بود که در خارج از شهر با کفار بجنگند و در نهایت پیامبر تابع نظر اکثریت شد. البته قطعا قبول دارید که این موضوع مصداق بارز مصلحت اسلام و مسلمین بوده است و در نهایت به همه ثابت شد که نظر جمع غلط بوده است و در آن جنگ شکست خوردند. آما پیامبر نظر جمع را بر نظر خویش مقدم و حاکم می دانست.
گرچه اکثر علما از نظر دادن در این باب حذر دارند. اما…
در مورد مراجع متوفی(رحمه الله علیهم) بزرگترین فردی که در رابطه با ولایت فقیه علنا به مقابله پرداخت مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم خویی است که مراجع بزرگ حال حاضر به شاگردی ایشان افتخار می کنند و در عصر خود بی نظیر و اعلم مسلم بوده اند. ایشان نظریهٔ ولایت فقیه را یک “بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی” می‌دانستند. همچنین از ایشان است که “ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمی‌شود. ولایت تنها به پیامبر و ائمه اختصاص دارد. آن‌ چه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوای‌شان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون ولایت است ـ ندارند مگر در امور حسبیه(مقصود از امور حسبیه کارهایی است که محسوب برای خداست و به عنوان وظیفه عبادی انجام می گیرد هم چون قبض حقوق شرعیه (خمس و زکات و…) و به مصرف رسانیدن آنها در موارد خود و حفاظت از موقوفه هایی که متولی خاصی ندارند و نگهداری از اموال مسلمانی که غایب یا قاصر است و نظایر آن.) و فقها در این محدوده ولایت دارند، اما نه به معنای ادعا شده(یعنی نه به معنای ولایت) بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش… بنابراین، آن‌چه برای فقیه، ثابت می‌باشد جواز تصرف است، نه ولایت.”. که البته خواندن دقیق این منبع خالی از لطف نیست:
http://www.al-khoei.us/books/index.php?id=120
فذلكة الكلام :
أن الولاية لم تثبت للفقيه في عصر الغيبة بدليل وإنما هي مختصة بالنبي والأئمة (عليهم السّلام) ، بل الثابت حسبما تستفاد من الروايات أمران : نفوذ قضائه وحجية فتواه ، وليس له التصرف في مال القصّر أو غيره مما هو من شؤون الولاية إلاّ في الأمر الحِسبي فإن الفقيه له الولاية في ذلك لا بالمعنى المدعى ، بل بمعنى نفوذ تصرفاته بنفسه أو بوكيله وانعزال وكيله بموته ، وذلك من باب الأخذ بالقدر المتيقن لعدم جواز التصرف في مال أحد إلاّ بإذنه ، كما أن الأصل عدم نفوذ بيعه لمال القصّر أو الغيّب أو تزويجه في حق الصغير أو الصغيرة ، إلاّ أنه لما كان من الاُمور الحِسبية ولم يكن بدّ من وقوعها في الخارج كشف ذلك كشفاً قطعياً عن رضى المالك الحقيقي وهو الله (جلّت عظمته) وأنه جعل ذلك التصرف نافذاً حقيقة ، والقدر المتيقن ممن رضى بتصرفاته المالك الحقيقي ، هو الفقيه الجامع للشرائط فالثابت للفقيه جواز التصرف دون الولاية .
وبما بيّناه يظهر أن مورد الحاجة إلى إذن الفقيه في تلك الاُمور الحِسبية ما إذا كان الأصل الجاري فيها أصالة الاشتغال ، وذلك كما في التصرف في الأموال والأنفس والأعراض ، إذ الأصل عدم نفوذ تصرف أحد في حق غيره .
در مورد حضرات آیات بروجردی و میلانی هم همانطور که ان شا الله می دانید، حتی از حکومت شاه در برابر آیت الله خمینی دفاع می کردند. به طوری که طبق نقل های موثق از شهید مطهری و آیت الله منتظری شنیده ایم که آیت الله بروجردی آیت الله خمینی را طرد کرده بودند و حتی نامه های اطرافیان ایشان را نیز پس می زدند (رجوع شود به کتاب خاطرات آیت الله منتظری(
در مورد حضرت آیت الله گلپایگانی هم که قطعا می دانید که بارها و بارها در مورد شعار “مرگ بر ضد ولایت فقیه” تذکر داده بودند .
همچنین می دانیم پس از پیروزی انقلاب که آیت الله خمینی نظریه ولایت فقیه را به عنوان رکن نظام حاکم بر ایران مطرح کرد، آیت عظام شریعتمداری، قمی، روحانی، شیرازی و برخی دیگر از روحانیون به مخالفت با این نظریه پرداختند و ادعا کردند که مخالف آموزه‌های دین اسلام و مذهب تشیع است
بدین ترتیب، آیات عظام قمی، روحانی و شیرازی با وجود سوابقی که در همراهی با آیت الله خمینی داشتند، علناً در ایران به مخالفت با نظریه ولایت فقیه پرداختند و در نتیجه تحت حبس خانگی قرار گرفته و تا پایان عمر در محدودیت زندگی کردند.
آیت الله شریعتمداری هم با وجود آن که قبل از انقلاب از آیت الله خمینی دفاع می کرد و حتی یکبار جان وی را نجات داده بود(در داستان اعلام مرجعیت آیت الله خمینی)، پس از انقلاب به دلیل مخالفت با ولایت فقیه از طرف آیت الله خمینی از مرجعیت خلع دانسته شد و آن حوادثی که ان شا الله اطلاع دارید رخ داد.
در مورد مراجع حال حاضر(دامت برکاتهم)، آقایان سید علی سیستانی و وحيد خراساني و موسوی اردبیلی ولایت فقیه را به همان میزانی که استادشان حضرت آیت الله العظمی خویی قبول داشته است، قبول دارند.
یا آن چه در سایت آیت الله سیستانی موجود است:”ولایت در آن چه – به اصطلاح فقها – امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.”.
آیت الله منتظری نیز که خود پایه گذار نظریه ولایت فقیه می باشد، ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک می داند. خواندن مطالب زیر از ایشان خالی از لطف نیست:
آيت الله منتظري : ولايت مطلقه‌ فقيه شرك است
آيت الله حسينعلي منتظري، تئوري پرداز ولايت فقيه و جانشين آيت الله خميني تا آخرين سال حكومت وي، در يكي ‏از بي سابقه ترين انتقادات خود به حدود اختيارات رهبري نظام، ولايت مطلقه فقيه را از مصاديق شرك دانست. ‏
وي اين نظر را در ديدار با اعضاي ارشد نهضت آزادي ايران مطرح كرد و در ادامه مباحثي كه اخيرا در مورد ‏حدود اختيارات ولي فقيه مطرح شده است، گفت: ” نظرات فقيه به ما هو فقيه، تنها در امور فقهيه برنظرات ساير ‏مردم تقدم دارد و ورود در مسايل ديگر، مانند ايجاد رابطه با امريكا يا روابط سياسي با ساير كشورها، علي ‏الاصول در حوزه‌ي كاري ولي فقيه قرارنمي گيرد و بايد به وسيله كارشناس متخصص حل و فصل شود‏‎.‎‏” ‏
بر اساس گزارش روابط عمومي نهضت آزادي ايران، آيت الله منتظري در اين جلسه افزوده است كه “در زمان ‏بازنگري قانون اساسي، به جهت ايراداتي كه به افزايش اختيارات ‏‎ ‎ولي فقيه و شمول مطلق اين اختيارات داشته ‏است، با آن مخالفت كرده‌ و باور دارد كه حتي‎ ‎پيامبر اكرم (ص) نيز از حق ولايت مطلقه برخوردار نبوده است و ‏ولايت مطلقه‌ فقيه را از جمله مصاديق بارز شرك مي داند”. ‏
اظهارات آيت الله منتظري كه بسياري او را بالاترين مرجع تقليد شيعيان در ايران مي دانند، فارغ از اين جايگاه ‏بيشتر از آن جهت مورد توجه ناظران سياسي قرار گرفته كه وي يكي از تئوري پردازان فقهي و قانوني نظريه ‏ولايت فقيه است. او صاحب كتاب مشهور “درسهايي در باب ولايت فقيه” به زبان عربي و نيز پيشنهاد كننده ‏افزوده شدن چنين مقامي به قانون اساسي ايران در مجلس خبرگان قانون اساسي بوده است. ‏
‎‎مديريت جامعه بر اساس شوراي فقها‏‎‎
اظهار نظر آيت الله منتظري در شرايطي منتشر مي شود كه هفته گذشته، اكبر هاشمي رفسنجاني، رييس كنوني ‏مجلس خبرگان رهبري، كه گفته مي شود نقش عمده اي در متقاعد كردن خبرگان رهبري در پذيرش آيت الله خامنه ‏اي به عنوان جانشين رهبر فقيد بر عهده داشته است، بار ديگر نسبت به تشكيل “شوراي فقها” در كشور تاكيد كرد ‏و افزود: “مديريت جامعه بايد براساس شوراي فقها باشد”.‏‎ ‎
هاشمي رفسنجاني در اظهارات خود با بيان اينكه بايد “فقه مقارن” را ترويج داد به تخصصي شدن اجتهاد اشاره ‏كرده و گفت: “امروزه همه اذعان دارند كه يك مجتهد نمي‌‏تواند در تمامي ابواب زندگي مردم متخصص باشد به ‏همين دليل بايد فقه تخصصي شود و اگر فقه تخصصي را پذيرفتيم بايد تقليل تخصصي را پذيرفت و اگر هم اين دو ‏مورد را پذيرفتيم بايد شوراي فقه را بپذيريم”‏‎.‎
تاكيد هاشمي رفسنجاني بر تخصص گرايي در مباحث فقهي تقريبا مشابه يادآوري آيت الله منتظري است كه ‏‏”نظرات فقيه به ما هو فقيه، تنها در امور فقهيه برنظرات ساير مردم تقدم دارد” و اين البته به طور آشكار با ‏جايگاهي كه آيت الله خامنه اي اينك در مقام ولي فقيه براي خود تصور مي كند، تفاوت دارد. وي در يكي از ‏اظهارنظرهاي خود در ابتداي سال جاري اعلام كرده بود: “هروقت تشخيص دهد پيشقدم برقراري رابطه با آمريكا ‏مي شوم”.‏
اظهارات هاشمي رفسنجاني البته به سخنراني ابتداي هفته گذشته محدود نشد و وي جمعه گذشته در سفر به مشهد ‏نيز اين رويه را پي گرفت. او در دانشگاه جامع رضوي مشهد با طرح اين پرسش كه چگونه بايد نوآوري ايجاد ‏كرد بار ديگر اظهار داشت: “هيچ مجتهدي نيست كه در تمام ابواب علوم تخصص داشته باشد “.‏
وي همچنين از نظام آموزشي حوزه هاي علميه انتقاد كرد و گفت: “امروزه دانشگاه‌‏هاي دنيا در حال كشف اسرار ‏عالم هستند ولي ما در حوزه‌‏ها در اين زمينه چه كرده‌‏ايم ؟ امام (ره) جمله‌‏اي دارد و بايد در اين سخن ايشان تعمق ‏كرد و آن اين است كه فرمودند فقه اسلامي تئوري جامع و كامل اداره جامعه و انسان از گهواره تا گور است.”‏
در مورد مراجع تقلید دیگر هم کما بیش همین نقل ها موجود است و تنها مراجعی که در حال حاضر ظاهرا به ولایت فقیه اعتقاد دارند، آیت الله نوری همدانی و آیت الله مکارم شیرازی و می باشند. که البته اقوال موثقی وجود دارد که آیت الله مکارم شیرازی نیز در ابتدای انقلاب با ولایت فقیه مخالف بوده است وحتی در مجلس خبرگان قانون اساسی بر علیه آن سخنرانی کرده است.
حال در این میان خواندن بخش هایی از سخنان آیت الله خمینی نیز جالب است:
“اگر ولی فقیه بخواهد زورگویی کند از ولایت ساقط است.”
“اگر ولی فقیه یک کلمه دروغ بگوید یک قدم خلاف بگذارد آن ولایت را دیگر ندارد.”
“اگر فقیه یک گناه صغیره هم بکند از ولایت ساقط می شود.”
“اگر بگوییم امام معصوم راجع به طلاق همسر یک مرد یا فروختن و گرفتن مال او …. ولایت دارد این دیگر در مورد فقیه صادق نیست و او در این امور ولایت ندارد.”
ز.”
منبع:صحیفه نور و وصیت نامه آیت الله خمینی
پس به نظر نمی رسد که اختلاف علما درباره این موضوع چنان هم کوچک باشد. موضوعی که بعضا بدعت یا مصداق شرک خوانده می شود موضوع کوچکی نیست.
البته می دانید که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
“نفوذ شرک در امت من، مانند حرکت مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.”
کما اینکه در عمل هم دیده اید آن رفتارهایی را که در مقابل آقای خامنه ای بروز می دهند. از دست بوسیدن گرفته تا تعظیم و تبرک جستن تا بوسیدن ردپای ایشان!
یادم هست جایی خوانده بودم علی(علیه السلام) به نقطه ای از حکومت خود رفته بود که با تعظیم به استقبالش آمدند. آن بزرگوار قریب به چنین مضمونی را فرمودند:
“چه گناه بی لذتی انجام می دهید و به خدای خویش شرک می ورزید.”

خواهش از مسئولين سايت لطفا نوشته هاي منو بزاريد ببينم چي نوشتم كلام از ذهنم نپرد اينجوري جسته گريخته مينويسم خيلي موارد از ذهنم ميپره بايد دوباره نوشته ها رو بخونم تا رشته كلام باز ايد ممنون از لطفتون

يك سئوال دارم:
به نظر شما چرا علي اللهي ها كافر محسوب مي شوند؟ چرا؟
شايد بگوييد چون مقام خداوند را به انسان تنزل مي دهند اين شرك ميشود و فرد كافر
مگر غير اينست كه مقام علي را بالا مي برند؟
پس درمي يابيم هر بالا بردني مناسب نيست!
حال چگونه اقاي مصباح يزدي مي گويد مقام رهبري همانند امام صادق ع مي باشد ! ايا اين همان بالا بردن و پايين اوردن مقام نيست مواظب شرك باشيد كه حايگاه بزرگان و ائمه معصوم را بخاطر پاچه خواري پايين نياوريم خداوند شاهد همه لحظات و گفتار كردار و قلوب ماست
پبشنهاد ميدم اول از همه معني قران را بخوانيد بعد به سراغ كتابهاي ديگر برويد

اینقدر اراجیف نوشتی ولی خداییش خوب خودتو ضایع کردی از صحبت هات معلومه نه تنها ضد انقلابی بلکه به احتمال 99% ضد اسلام هم هستی

اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين و اللهم اشفع كل مريض
اميدوارم خداوند فاسداني چون شما را كه سرتان را زير برف كرده و مشغول اختلاسهاي 3000000000000توماني هستيد يا به راه راست هدايت كند يا از دامان ملت بزرگ ايران پاك كند كه لكه ننگي بر اين اجتماعيد امثال شما سجده بر انسان ميكنيد لينك عكس انسانهايي خودفروش را ميگذارم ببينيد شايد وجدان خفته تان بيدار شود
http://www.mediafire.com/i/?uaxg097zfjd4htu
مولايم علي ع در بازگشت از سفري مردم شهر كه به دنبال اسب ايشان ميدويدند با تندي خطاب قرار داد و فرمود واي برشما كه با عمل اشتباهتان باعث غرور و از عدالت خارج شدن حكام ميشويد افرادي مانند شما زباله برسر مالك ميريختند و مالك نه تنها انها را مجازات نميكرد از خداي خود راه راست براي انان مي طلبيد من هم از اسوه خود كه شاگرد برتر علي ع است براي شما نور الهي براي قلبتان از خداوند منان خواهانم
ابن ملجم كه حافظ قران بود نيز روزگاري خود را از علي ع جلوتر ميدانست و مي خواست با كشتن علي ع رستگار شود با مرگ بهترين بنده خدا دين اسلام دين دوستي است دين مهرباني است نه دين مرگ كه از زبان شما نمي افتد

سلام فاسد من امور المسلمین مصداقش خود جنابعالی هستید.این داستان رو هم شبا براتون مامان بزرگتون قصه میگفتن نه!!؟تازه خود شما ها مخالف مقایسه الان با 1400 سال پیش هستید بعدش الان این داستان…..؟اینجانب موهام عند فشنه ریخت وقیافم هم کلا مدل 2012 اما عقایدم حفظ کردم اینکه به ولایت فقیه “ایمان” دارم البته اصلش فقط کاری به شخصیت های روکار ندارم و معتقدم خدا همون جور که توی خیلی از ایات قران گفته:هیچوقت شما رو بی هادی و راهنمایی کننده نمیگذاریم”پس شکی ندارم ولایت فقیه باید باشه تو جامعه, دنیای غرب رو که ماشالا همگی ماهواره دارید میبینید پس ولایت فقیه به عنوان یک هنجارقبول دارم و2 تا دیدگاه دارم هر مایله میتونه نقدش کنه1:اونایی که الان روبه روی نظام واسلام وایسادن زخم خورده این نظامن وبایه حقوق عقب افتادن و یه ساعت بی بی سی گوش گرفتن کلا نظام از فحشاشون در امان نمیمونه2:بعضیا که نظام اسلامی و ولایت فقیه رو که رکن اساسیشه قبول ندارن وخوششون نمیاد وباهاش دشمنی میکنن فقط میخوان یکی مثل خاتمی بیاد بشه رئیس جمهور و ازادی ازادی کنه ومملکتو به گند بکشه و حال وحولشو بکنه اینام حاشیش هر گند وکثافت کاری میخوان بکنن چون کسی که دین نداره و واقعا به دینش اعتقاد قلبی نداره براش هنجار و محدودیت معنی نداره میخواد راحت باشه.

جناب اقاي فشن امثال شما دينتونو هم براساس ماهواره و تيپ هاي انچناني است من با شما اصلا بحث نميكنم چون از قيافتون مشخصه چه جور تربيتي داريد هر وقت رفتيد مطالعه كرديد چيزي ياد گرفتيد بيايد بحث درست كنيم نه توهين به همديگر گند و كثافت تو وجود شماست كه تو شكلتون پيدا ميشه

جناب اقاي مرگ يا به عبارتي عزارييل
البته خدا … شناخت بهش شاخ نداد اگر ان داس بزرگ ملك الموت را به شما ميداد تنها كسي كه زنده مي ماند يكي بود ان هم خداوند متعال كه زورتان بهش نميرسيد زيرا شما خودتان را هم از دم تيغ ميگذرانديد همانگونه كه ابن ملجم گذراند
بر اساس نوشته خودت انقلاب شما 1% با اسلام تفاوت دارد؟ انقلاب من و ارمانهاي من اصل اسلام است و لاغير
لطفا با مدارك بحث كنيد وگرنه با قار قار كلاغ اسمان نميجنبد

اگه قرار باشه معنی قران رو فقط بخونیم پس جنابعالی که عقل کلی از کجا فهمیدی نماز صبح که البته نمیخونی 2 رکعته؟؟/ثانیااظهار تاسف میکنم براتون که لیاقتتون همون پارچه هاییه که به امامزاده ها میبندین فقط یه توصیه اکید:مواظب باش شما دچار شرک نشی یوخ فردا ازت شفا مریض هم میخوان اونوخ مصداق بارض مشرک خودتی..محمدm2تیریپ 2012 هستم./گفتم بگم خیال نکنی خشکه مقدسم وپاچه خوار.اما طرف حقم./راستی ما هم یه مریض داریم یاحضرت تو!!!/برو بابا

براي افرادي مثل شما كه الحمدالله از مطالعه هيچ بويي نبرديد گفتم از قران شروع كنيد تا به بالاتر اصلا نميدونيد ولايت فقيه كه خودتونو براش جر ميديد از كجا امده سابقش چيه چه كسايي شروع كنندش بودن بر چه اساسي هست فقط همانند جاهلين دوره قبل اسلام فكر ميكنيد هرچي پدرتون مي پرستيده شما هم بايد بپرستيد شما را چه به اسلام و قران خوندن شما را چه به نماز هروقت قران و با معني خوندي بيا كتاب بعدي را برات معرفي كنم البته اگه وقت كرديد چون امثال شما روزي 10 ساعت ميخابيد 10ساعت دنبال فشن و زير ابرو برداشتن و شكل دخترها شدنيد بقيه وقتتون هم شكمو زير شكم كه مطالعه نميدانيد بايد بخوريد يا بخونيد متاسفم براتون با دليل بيايد تا با ادله صحبت كنم

مدلهايي مثل شما كه فكر ميكيند عقل كل تشريف داريد فقط سفسطه و توهين را ياد گرفتيد بريد مطالعه كنيد حداقل روزنامه ها رو البته اگر وقت كرديد از سايتهاي مستهجن بيايد بيرون دنبال ناموس مردم نباشيد همين امروز اقاي مطهري گفت حق هر كسي است كه رهبري را نقد كند همينطور اقاي افروغ حق هر انسانيست كه موشكافي كند با دليل حرف بزن اگر حرفي داري وگرنه ياوه سرايان زيادند گوش اين مردم هم از ياوه ها پر تو هنوز خودتو پيدا نكردي كه تو مدلهاي غربي گمشدي تو را چه به اين حرفها برو سرتو بكن زير برف حالشو ببر اقاي سالم بزار ما از نظر شما حضرت بيمار باشيم اين بيماري هزار شرف به سلامت و تيپ شما دارد

راستي خوبه به اين نكته هم اشاره كنم تا همه دوستان بفهمند هيچي بارت نيست جواب كه دادي جواب دقيق اينو برات مينويسم كه بفهمي چيزي جز يونجه بارت نيست !!!!!!!!!
بقول خودت از كجا فهميدي نماز صبح دوركعته وبقيش چند ركعته ؟
نميخاي بگي كه اينو ولي فقيه ات رهبرت يا هرچي كه ميخاي اسمشو بزاري مشخص كرده كه اين خنده داره چون سن رهبرت به اين چيزا قد نميده كه همچين احكامي را بخواهد مشخص نمايد بگو ببينيم ؟

امام صادق عليه السلام فرمودند :

عَلِيٌّ عَن أَبِيهِ عَنِ ابنِ أَبِي عُمَيرٍ عَن زَيدٍ النَّرسِيِّ عَن عَلِيِّ بنِ مَزيَدٍ صَاحِبِ السَّابِرِيِّ قَالَ دَخَلتُ عَلَى أَبِي عَبدِ اللَّهِ عليه السلام فَتَنَاوَلتُ يَدَهُ فَقَبَّلتُهَا فَقَالَ أَمَا إِنَّهَا لَا تَصلُحُ إِلَّا لِنَبِيٍّ أَو وَصِيِّ نَبِيٍّ
راوى مى گويد خدمت حضرت رسيدم و دست آن حضرت را بوسيدم حضرت فرمودند : بوسيدن دست جز از پيامبر يا وصى او صلاح نيست .
الكافي ج2 ص185
به نظرمن بوسیدن دست ولی امرمسلمین هیچ اشکالی دارد .

اشكال دارد
1-معني روايت ميگويد :راوى مى گويد خدمت حضرت رسيدم و دست آن حضرت را بوسيدم حضرت فرمودند : بوسيدن دست جز از پيامبر يا وصى او صلاح نيست .
كجاي اين گفته است ولي امر مسلمين به قول شما وصي پيامبر مي شود امام تازه اگر ولايت فقيه شما را وصي ائمه بدانيم كه اينگونه نيست روايت نگفته وصي وصي نبي
2- يك روايت بياوريد كه امامي ع ، در ملا عام دست پدر امامش ع را بوسيده است يا روايتي بياوريد كه امامي پارچه نازكي بر روي دست ميانداخته و ميداده نامحرمان ببوسند كاري كه انجام ميشود
3- راوي شاهد هم داشته
4- از اين نوشته هاي كجدار و مريض تا دلتان بخواهد كذب وجود دارد چندين هزار حديث دروغ
علي ع مظهر سادگي است مظهر از خود گذشتگي است مظهر انسانيت است هر چه خوب بگردي در وجود نازنين ايشان به كمال است پس اين دروغها را به علي ع نبنديد براي شرعي كردن كار خود مثل ان اخوندي كه از پياز فروش پولي گرفته بوده و در مسجد مي گويد رسول خدا فرمودند هر كه از پياز … بخورد جايش در بهشت است
نكنيد از اين كارها ترويج دروغ

ضمنا طبق نوشته علي از پدرش ابنِ أَبِی عُمَیرٍ عَن زَیدٍ النَّرسِیِّ از عَلِیِّ بنِ مَزیَدٍ صَاحِبِ السَّابِرِیِّ نقل ميكند كجاي اين اسمي ازابو عبد الله جعفر صادق ابن محمد باقر بن على بن
حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام يا حضرت امام صادق وجود دارد

ضمنا اضافه كنم اين روايت حتي اگر يك درصد هم صحيح باشد كه بايد ديد از كدام كتاب نقل شده و صحتش بررسي شود باز شرط بوسيدن در ملا عام نيست مثلا ادمها دست مادر يا پدر را در خانه براي ابراز محبت مي بوسند يا حتي همسري دست همسرش را از روي محبت ببوسد خيلي هم بجاست اما بوسيدن دست همسر در ملا عام كار مناسبي است از انجا كه در كل نهج البلاغه حضرت تماما انسان را دوري از غرور امر فرموده و در جاهاي مختلفي به مردم گفته شده كه حتي دنبال اسب ليشان براي بدرقه ندوند كه اين كار باعث غرور فرمانروايان ميگردد حال چگونه اين امام همام اين محبت الهي بگويد بياييد دست مرا ببوسيد تا فرمانروايان اين كار را كنند يا نكنند كمي انديشه كنيد يا حتي بگويد اين تنها اختصاص به ائمه يا انبيا دارد كه اگر اينگونه بود در ملا عام و در مسجد در جلوي ديدگان همه امامي دست پدر خويش را مي بوسيد تا به سنت بماند از اهل فن بپرسيد هيچ روايتي وجود ندارد

با سلام . من فکر می کنم باید در قانون اساسی صفات رهبری و مکانیسم انتخاب رهبر را به نحوی تعین نمود که کسی نتواند بنفع وضرر کسی عقیده خود را تحمیل کند. مثال اکر در صفات رهبری 20 صفت قید شدولی 10 تای ان بررهبر منطبق بود باید اختیارات رهبر به همان نسبت به سایر قوا تفویض شود .واکر شخصی پیدا شد که هم صفات علی(ع) را داشت همه اختیارات به او داده شود. سیستم انتخاب مجلس خبرکان هم فقط مخصوص روحانیون نباشد و سایر اساتید غیر روحانی هم که عالم به علوم اسلامی هستند امکان انتخاب شدن داشته باشند . سیستم نظارت رهبری طوری باشد که هرگاه ولی فقیه صفات مندرج در او کاهش یافت ومرتکب خطا شد بتوان اورا عزل نمود و همواره نفرجانشین جهت جایگزینی داشته باشد

خیلی از مسائل،حدود99%، نسبی هستند،البته در دنیای ما. از مسائل ریز گرفته تا کلان.
و زمانی که در جایگاهی قرار می گیرید که تصمیمی مطلق بگیریدیا بپذیرید این مسائل گستردگی پیدا می کند شاید ظرفیت دنیا همین حد است که گاهی قانون و هدایت ها و آموزه های دینی نمی توانند سه بعدی عمل کنند،در هر صورت از بازدید این وب لذت بردم.با عرض تشکر و خدا قوت…

سلام
هرکسی به ولایت مطلقه فقیه و مقام معظم رهبری شک دارد 295منبع زیر را مطالعه کند. شاید که خداوند دل او را روشن کند و حق را بپذیرد.
الف: کتب مستقل به زبان فارسی
کتابهایی که اختصاصا در موضوع ولایت فقیه به زبان فارسی منتشر شده‏اند:
1- ولایت فقیه، امام خمینی، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی (ره) ، تهران، 1374 ه. ش، وزیری، 160ص.
قابل ذکر است که این کتاب قبل از این با عناوین “حکومت اسلامی” و “نامه‏ای از امام موسوی کاشف الغطاء” منتشر شده، و همچنین با عنوان “الحکومة الاسلامیه” به عربی ترجمه شده است.
2- ولایت فقیه، جعفر کریمی، اداره آموزشهای عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1373 ه. ش، وزیری، 120 ص.
3- ولایت فقیه، محی‏الدین حائری شیرازی، 1360ه. ش، رقعی، 154 ص.
4- ولایت فقیه، آیت‏الله یوسف صانعی، بنیاد قرآن، 1361 ه. ش، وزیری، 248 ص.
این کتاب تحت عنوان “الولایه” به عربی ترجمه شده است.
5- ولایت فقیه، آیت‏الله خزعلی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منطقه 2، بخش فرهنگی، رقعی.
6- ولایت فقیه، شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد، حزب جمهوری اسلامی مشهد، 1360 ه. ش، رقعی.
7- ولایت فقیه، سید محمد هاشم دستغیب، کانون تربیت‏شیراز، 1363 ه. ش، رقعی.
8 – ولایت فقیه، عبدالمحمد حسنی، مرکز مطالعات و تحقیقات نمایندگی ولی فقیه در جهاد سازندگی، 1376 ه. ش ، وزیری، 239ص.
9- ولایت فقیه، حسین نژاد، نشر روزبه.
10- ولایت فقیه، حکومت‏خدا بر مردم، واحد فرهنگی بنیاد شهید انقلاب اسلامی، 1362 ه. ش، عزت‏الله دهقان، وزیری، 75ص.
11- ولایت فقیه، درس خارج مکاسب حضرت آیت‏الله حاج سید ابوالفضل موسوی تبریزی، تنظیم و نگارش; احمد فرزانه، انتشارات حر، 1376 ه. ش، رقعی، 144ص.
12- ولایت فقیه از دیدگاهها، حضرات آیات: طاهری خرم‏آبادی، شهید آیت‏الله دستغیب، آیت‏الله خزعلی و شهید آیت‏الله اشرفی اصفهانی، نشر والعصر، رقعی، 111ص.
13- ولایت فقیه از دیدگاه فقهاء و مراجع، علی‏عطایی، 1364 ه. ش، رقعی، 120ص.
14- ولایت فقیه از دیدگاه فقهای اسلام، احمد آذری قمی، قم، دارالعلم، 1372 ه. ش، وزیری، 120ص.
15- ولایت فقیه از دیدگاه قرآن کریم، احمد آذری قمی، قم، دارالعلم، 1371ه. ش، وزیری، 272ص.
16- ولایت فقیه استمرار حرکت انبیاء، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تهران، 1360 ه. ش، رقعی، 79ص. (نام مولف ذکر نشده) .
17- ولایت فقیه حافظ عزت و ناظم حرکتهای جامعه، واحد آموزش ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رقعی، 20ص، تاریخ و نام مولف ندارد.
18- ولایت فقیه حکومت صالحان، صالحی نجف‏آبادی، نشر رسا، 1363ه. ش، وزیری، 305ص.
19- ولایت فقیه به زبان ساده سید محمد شفیعی، 1360 ه. ش، [پ].
20- ولایت فقیه در حکومت اسلام، علامه سید محمد حسینی تهرانی، گردآوری:
محسن سعیدیان – محمد حسین راجی، انتشارات علامه طباطبایی.
مشهد مقدس، 1414ه. ق، وزیری.
جلد اول: 289ص.
جلد دوم: 264 ص.
جلد سوم: 285 ص.
جلد چهارم: 253 ص.
21- ولایت فقیه رهبری در اسلام، آیت‏الله عبدالله جوادی آملی، نشر رجاء، 1367ه. ش، رقعی، 189 ص.
22- ولایت فقیه زیربنای حکومت اسلامی، (حضرات آیات: مشکینی، جوادی آملی، صانعی، موسوی اردبیلی، فلسفی و آقای میرحسین موسوی) .

دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه، 1368ه. ش، وزیری، 278ص.
23- ولایت فقیه و حاکمیت ملت، سید حسن طاهری خرم آبادی، دفتر انتشارات اسلامی قم، 1362 ه. ش، رقعی، 120ص.
این کتاب تحت عنوان “ولایة الفقیه و حکم الشعب ” به عربی ترجمه گردیده.
24- ولایت فقیه و دمکراسی، مسعود اسداللهی – قهرمان طاهری، سازمان تبلیغات اسلامی، 1373ه. ش، رقعی، 182ص.
25- ولایت فقیه و دمکراسی ارشاد شده، علی ابوالحسنی منذر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهر ری، 1359 ه. ش.
26- ولایت فقیه و وجود قدر متیقن در مدیریتهای جامعه، علی فایضی، 1370 ه. ش.
27- بررسی بعضی از سئوالات ولایت فقیه، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تهران، 1362 ه. ش ، رقعی، 41 ص، [ملی].
28- پیرامون ولایت فقیه، خط حاکم بر سپاه، دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جیبی، 117ص. (نام مولف و تاریخ ذکر نشده) .
29- تاملی در معنای ولایت فقیه از نظرگاه اسلام، جهانشاه ناصر، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، 1362 ه. ش، رقعی، 146ص.
30- تحقیقی پیرامون ولایت فقیه، حبیب‏الله طاهری (مازندرانی) ، دفتر انتشارات اسلامی، 1368 ه. ش، وزیری، 336 ص.
31- جریان ضد ولایت فقیه، حسین جناتی، نشر روح، 1365 ه. ش، رقعی.
32- حدود ولایت‏حاکم اسلامی، ترجمه مبحث ولایت الفقیه کتاب عوائد الایام ملا احمد نراقی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1365 ه. ش، وزیری، 151 ص.
33- خطها در برابر ولایت فقیه، حزب جمهوری اسلامی مشهد، 1359 ه. ش 34- خلافت‏یا ولایت فقیه از نظر مذاهب اسلام، عبدالکریم بی‏آزار شیرازی، 1376ه. ش، [وحدت].
35- درسهایی پیرامون ولایت فقیه یا حکومت اسلامی در عصر غیبت، محمد یزدی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، 1362 ه. ش، رقعی.
36- دمکراسی در نظام ولایت فقیه، مصطفی کواکبیان، سازمان تبلیغات اسلامی، 1370 ه. ش، وزیری، 200 ص.
37- راهنمای پژوهش ولایت فقیه، مرکز اطلاع رسانی پژوهشکده باقرالعلوم علیه‏السلام، رقعی، 32ص.
38- راهی بسوی حاکمیت ولایت فقیه، سید جعفر فاضلی بلخابی، 1361ه. ش.
39- شوون فقیه، مرحوم ملا احمد نراقی، ترجمه; دکتر سید جمال موسوی، بنیاد اسلامی بعثت، تهران، 1373 ه. ش، رقعی، 130ص.
40- شوون و اختیارات ولی فقیه، ترجمه مبحث ولایت فقیه، کتاب البیع حضرت امام خمینی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران 1365 ه. ش، وزیری، 144ص.
41- شیخ اعظم انصاری و مساله ولایت فقیه، شیخ احمد آذری قمی، کنگره شیخ انصاری، 1373 ه. ش، [پ].
42- شیخ انصاری و مساله ولایت فقیه، محمد حسن فاضل گلپایگانی، کنگره شیخ انصاری، 1373 ه. ش، [پ].
43- قوانین مرتبط با ولایت فقیه و مقام معظم رهبری، فرماندهی کل قوا در قانون اساسی و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی از اسفند 58 تا 75، اداره کل قوانین مجلس شورای اسلامی، رقعی.
44- کتابشناسی توصیفی ولایت فقیه، مرکز تحقیقات استراتژیک، 1372 ه. ش، رحلی.
45- مبانی فقهی حکومت اسلامی، ترجمه فارسی دراسات فی ولایت الفقیه آیة‏الله شیخ حسینعلی منتظری، ترجمه; محمود صلواتی، وزیری، ج‏1، ص 397، ج‏2، ص‏422، ج‏3، ص‏637، ج‏4، ص‏400 ترجمه ابوالفضل شکوری ج‏5، ص‏447.

46- مجلس شورای اسلامی وتصویب احکام ثانویه بر اساس ولایت فقیه، سید علی شفیعی، رقعی، 48ص.
47- مجموعه سخنرانیهای پیرامون ولایت فقیه (حضرات آیات: جنتی، جوادی آملی، خزعلی، صانعی، طاهری، محفوظی و یزدی) دفتر انتشارات اسلامی، 1363 ه. ش.
48- ولایت مطلقه فقیه، حسنعلی نجابت، 1371 ه. ش، رقعی.
49- نظام ولایت فقیه یا زیربنای حکومت اسلامی، آیت‏الله سید علی شفیعی، مؤسسه فرهنگی آیات، 1376 ه. ش، رقعی، 155ص.
50- نگرشی بر ولایت فقیه یا شکل سیاسی اداره جامعه، کمیته فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان مشهد، رقعی، 68ص. (نام مولف و تاریخ نشر ذکر نشده) .
51- منشور ولایت فقیه، روزنامه‏آموزشی و پژوهشی فیضیه، رقعی، 240ص. (نام مولف و تاریخ نشر ندارد) .
52 – نگرشی بر اصل ولایت فقیه، سید محمد خاتمی، (این کتاب در مجموعه کارنامه مجلس شورای اسلامی که مربوط به آشنایی با نمایندگان دوره اول مجلس بوده در ضمن تالیفات حجت‏الاسلام والمسلمین خاتمی ذکر شده بود) .
ب. کتب مستقل / عربی

کتابهایی که به زبان عربی اختصاصا در موضوع ولایت فقیه منتشر شده است:
53- الارشاد الی ولایة الفقیه، آیة‏الله سید یوسف المدنی، مطبعة العلمیه، قم، 1406 ه. ق، وزیری، 288 ص.
54- دراسة مستوعبة عن مساله ولایة الفقیه ابعادها و حدودها، محمد هادی معرفة معهد الشهید مطهری، رقعی، 242ص.
55 – دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیه آیت‏الله شیخ حسینعلی منتظری، قم، دارالفکر، 1411 ه. ق، وزیری .
جلد اول: 620 ص.
جلد دوم: 833 ص.
جلد سوم: 507 ص.
جلد چهارم: 559 ص.
(کتاب مذکور تحت عنوان مبانی حکومت اسلامی در 5 جلد به فارسی ترجمه شده است) .
56 – مسالة ولایة الفقیه فی کلام الشیخ الانصاری، طاهری خرم‏آبادی، موتمر الذکری المئویه الثانیه لمیلاد الشیخ الانصاری، قم، 1415 ه. ق، [موسوعة المصادر].
57- نظریة ولایة الفقیه، حیدر آل حیدر، دارالسروش، 1403 ه. ق، [موسوعة المصادر].
58- نقد ولایة الفقیه، محمد مال الله، دارالصحوة الاسلامیه، 1409 ه. ق، وزیری.
59- الولایه، (ترجمه فارسی کتاب ولایت فقیه آیة‏الله یوسف صانعی) ، مترجم: علی هاشمی، دارالروضه، بیروت، 1414ه. ق.
60- ولایة الامر فی عصر الغیبه، آیة‏الله السید کاظم الحسینی الحائری، مجمع الفکر الاسلامی، 1414 ه. ق.
61- ولایة الفقیه، شیخ محمد علی التسخیری، 1401 ه. ق.
62- ولایة الفقیه، میرزا ابوالمعالی بن محمد ابراهیم الکلباسی الاصفهانی، [موسوعة المصادر]، فهرست نسخه‏های خطی کتابخانه آیت‏الله مرعشی، شماره 6990، [موسوعة المصادر].
63- ولایة الفقیه، ع – نجف، طهران، مکتب الاعلامی لجماعة العلماء المجاهدین فی العراق [المصادر].
64- ولایة الفقیه، الشوری و ولایة الفقیه، حیدر آل حیدر، مجمع الفکر الاسلامی، 1409 ه. ق، وزیری، 189 ص.
65- ولایة الفقیه عند اهل السنه، محمد علی التسخیری، الموتمر العالمی للامام الرضا علیه‏السلام مشهد، 1405 ه. ق، [موسوعة المصادر].
66- ولایة الفقیه فی صحیحة عمربن حنظله و غیرها، جعفر مرتضی عاملی، 1403 ه. ق، وزیری، 94ص.
67- ولایة الفقیه فی مدرسه شیخنا الانصاری، ناصر مکارم شیرازی، موتمر الذکری المئویة الثانیه لمیلاد الشیخ الانصاری، قم، 1415 ه. ق [موسوعة المصادر].
68 – ولایة الفقیه و حکم الشعب، السید حسن طاهری خرم آبادی، مترجم: ناظم شیروانی 1405 ه. ق (این کتاب ترجمه عربی کتاب ولایت فقیه و حاکمیت ملت است) .
ج. کتب فارسی غیر مستقل
69 – اصول عقاید، محسن قرائتی، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1373 ه. ق، وزیری، صفحات (357-351) .
70- اندیشه‏های سیاسی آیت‏الله سید محمد باقر صدر، صدرالدین قپانچی ترجمه; شریعتمدار.
71- اندیشه‏های سیاسی شیخ انصاری، محسن مهاجر، کنگره شیخ انصاری، 1373 ه. ش، [پ].
72- انقلاب یا بعثت جدید، هاشمی رفسنجانی، نشر یاسر، [پ].
73- با انقلاب و حکومت دادگستر جهانی، محمد علی شمشیری میلانی، 1361 ه. ش، [پ].
74- بنیان حکومت در اسلام، سید کاظم حائری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1364 ه. ش، ص (235-149) .
(این کتاب ترجمه کتاب “اساس الحکومة الاسلامیه” است) .
75- تفسیر سوره: حدید، صف، تغابن و رساله‏ای در ولایت، حسن فرید گلپایگانی، برهان تهران، 1364 ه. ش، [ملی].
76- جلوه‏های سیاست اسلامی با الهام از اندیشه‏های سیاسی الهی امام خمینی، محمد محلوجی، تهران، 1372 ه. ش، ص (83-77) .
77- جلوه‏های فقاهت و ولایت، مهدی کامران، تهران، 1365 ه. ش، [ملی].
78- حاکمیت در اسلام، محمد موسوی خلخالی، آفاق، 1361 ه. ش.
79- حاکمیت مستضعفین بر زمین در پرتو ولایت، حسین نژاد، روزبه، [پ].
80 – حقوق اساسی در جمهوری اسلامی ایران، ج‏2، سید جلال‏الدین مدنی، [استراتژیک].
81 – حکمت‏سیاسی یا سیاست‏حکیمانه در اسلام، قادر فاضلی، 1374 ه. ش [ملی].
82 – حکومت اسلامی و ولایت فقیه، اداره سیاسی ایدئولوژیک ارتش جمهوری اسلامی ایران، رقعی، 100 ص، نام مولف ندارد.
83 – حکومت اسلامی و ولایت فقیه، اداره کل آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش، 1361 ه. ش، رقعی، 89ص، نام مولف ندارد.
84 – حکومت اسلامی و ولایت فقیه، آیت‏الله محمد تقی مصباح. سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1369 ه. ش، رقعی، 166ص.
85 – حکومت الهی، ولایت و زعامت، سید مصطفی آیت‏اللهی، شیراز، 1361 ه. ش، [پ].
86 – حکومت در اسلام، مقالات چهارمین کنفرانس اندیشه اسلامی، مقاله علی ارشاد نجفی، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1364 ه. ق، ص (455-441) .
87 – حکومت ونظام سیاسی اسلام از نظر شیخ، سید عباس حسینی قائم مقامی کنگره شیخ انصاری، 1373 ه. ش، [پ].
88 – خطوط اصلی رهبری در اسلام، محمد تقی عبدوس، 1371 ه. ش.
89 – در انتظار امام (ع) حیات و غیبت، ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی، عبدالهادی فضلی، ترجمه; دکتر حبیب روحانی، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، 1372 ه. ش.
90- دمکراسی از دیدگاه اسلام، محمد حسن مومن، دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی، 1358 ه. ش، [پ].
91- کتاب‏شناسی اجمالی حکومت اسلامی، کاظم استادی، مجمع تقریب مذاهب اسلامی، 1376 ه. ش، دهمین کنفرانس بین‏المللی وحدت اسلامی، رحلی.
زاب سیاسی یا دموکراسی مستقیم در نظام ولایت فقیه، جهانگیر محمودی نژادیان قم، 1369 ه. ش، وزیری، ص‏40.
93- رسالت علم و مسوولیت عالمان، محمد تقی رهبر، تهران، امیرکبیر، 1362، ه. ش، [ملی].
94- رهبری پرچمدار مبارزه با کفر و استکبار (رهبری و جنگ و صلح) ، احمد آذری قمی، قم، دارالعلم، 1373 ه. ش ، وزیری، ص (114-63) .
95- رهبری در اسلام، محمدی ری‏شهری، دارالحدیث، 1375 ه. ش، وزیری، 526ص.

96- رهبری در تشیع، روح‏الله حسینیان، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1371 ه. ش، رقعی، ص (234-177) .
97- ره توشه راهیان نور، ویژه ماه مبارک رمضان 1418 ه. ق/ 1376 ه. ش، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، متون طرح هجرت/16 تحت عناوین:
1- نسخ ولایت فقیه، آیت‏الله جوادی آملی، ص (301 – 296) .
2- ولایت فقیه، آیت‏الله صافی گلپایگانی، ص (312 – 303) .
98- زمینه‏های صدور فتاوی اخیر حضرت امام، مهدی نصیری، [استراتژیک].
99- سخن آفتاب، سازمان تبلیغات اسلامی، 1373 ه. ش، [ملی].
100- سیاست از دیدگاه اسلام، سید محمد شیرازی، ترجمه سید محمد فالی، قم، 1409 ه. ق ، جلد دوم، ص (318-306) .
101- سیاست‏خارجی جمهوری اسلامی ایران، بیژن ایزدی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم 1371 ه. ش، [وحدت].
102- سیری در کشف الاسرار و حکومت اسلامی، سید احمد خمینی، انتشارات سعید، تهران.
103- شورایی اسلامی، رجبعلی مظلومی، نشر آفاق، تهران، 1363 ه. ش، ص (280-270) .
104- شورا در اسلام، محمد ملکی، نهضت زنان مسلمان، تهران، 1359 ه. ش، ص (135-121) .
105- عروج آزادی در ولایت فقیه، سید علی موسوی، سروش، 1361 ه. ش، رقعی، ص (144-131) .
106- علم و ایمان، ج‏3، نشرالغدیر، 1359 ه. ش، [پ].
107- فرهنگ واژه‏های انقلاب اسلامی ایران، جلال‏الدین فارسی، بنیاد فرهنگی امام رضا علیه‏السلام، تهران، 1376 ه. ش، وزیری، ص (808 – 792) .
108- فقه سیاسی، عباسعلی عمید زنجانی، امیرکبیر، 1366 ه. ش، وزیری، جلد اول، ص (276-254) و جلد دوم، تمام کتاب.
109- فقه سیاسی شیخ انصاری، محمد حسن قانی، کنگره شیخ انصاری، 1373 ه. ش، [پ].
110- کشف الاسرار، امام خمینی، رقعی.
111- مبانی اندیشه اسلامی (اصول عقاید) ، واحد آموزش عقیدتی سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وزیری، ص (230- 225) نام مولف ندارد.
112- مبانی حکومت اسلامی، استاد جعفر سبحانی، نگارش; جعفر خوشنویس ترجمه; داود الهامی، قم، 1370 ه. ش، جلد اول، وزیری، ص (205-194) .
113- مبانی فکری حکومت و رهبری در اسلام، قدرت الله توسلی فازفانی، قم، 1369 ه. ش، رقعی.
114- مجموعه مقالات کنگره شیخ مفید، مقاله شماره 64، کنگره هزاره شیخ مفید، 1372 ه. ش، [پ].
115- مدینه فاضله در اسلام، علی تهرانی، حکمت، 1354ه. ش، [پ].
116- مرجعیت و رهبری “تفکیک یا وحدت” حمید انصاری، مؤسسه چاپ و نشر عروج 1374ه. ش، رقعی، 149ص.
117- مرجعیت و ولایت از دیدگاه علامه لاکانی، مجتبی وهابی، مرکز فرهنگی و هنری ایحا، رقعی، 86ص.
118- معارف اسلامی، ج‏2، بخش فرهنگی جهاد دانشگاهی، [پ].
119- معیارهای شناخت امام، احمد کنعانی، تهران، 1362 ه. ش.
120- مقام رهبری در فقه اسلامی، عبدالکریم بی‏آزار شیرازی، بعثت، تهران 1369 ه. ش، (با استفاده از کتاب البیع امام خمینی (ره‏» ، [استراتژیک].
121- مکتبها و فرقه‏های اسلامی در سده‏های میانه، ویلفرد ماد لونگ; ترجمه: جواد قاسمی، بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی، 1375 ه. ش، ص (195-182) .
122- مواضع ما در ولایت و رهبری، شهید دکتر محمد جواد باهنر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1373 ه. ش، رقعی، 131ص.
123- ولایت فقیه زیربنای فکری مشروطه مشروعه (سیری در افکار و مبارزات سید عبدالحسین لاری) سید محمد تقی آیت‏اللهی، امیرکبیر، تهران، 1363 ه. ش، وزیری.
124- ولایت و رهبری از دیدگاه علم و دین، غلامحسین رحیمی اصفهانی، انتشارات عسگریه تفرش، 1374 ه. ش، رقعی.
125- نظام حکومت در اسلام، سید محمد صادق روحانی، رقعی، ص (84-34) .
126- نظام حکومتی و اداری در اسلام، باقر شریف القرشی، ترجمه; عباسعلی سلطانی بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی، 1369 ه. ش، ص (347-237) .
127- نظام حکومت و مدیریت در اسلام، آیت‏الله محمد مهدی شمس‏الدین، ترجمه; سید مرتضی آیت‏الله زاده شیرازی، دانشگاه تهران، ص (493-383) .
128- نظام رهبری در اسلام، سید محمود حسنی طباطبایی بروجردی، دارالنشر قم، 1370ه. ش، وزیری، 259 ص.
129- نظام رهبری در اسلام، جواد صاحبی، انتشارات یاسر، 1361 ه. ش، رقعی، 64 ص.
130- نظام رهبری و آیین رهروی در اسلام، عزت الله دهقان، سازمان تبلیغات اسلامی 1370 ه. ش، رقعی.
131- نقدی بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نظام ولایت فقیه، پرویز دستمالچی، آلمان، برلین، 1995 م/ 1373 ه. ش، [ملی].
132- نقش روحانیت در اسلام و اجتماع، سید علی مقدم قوچانی، انتشارات مسجد علوی، 1358 ه. ش.
133- نگاهی به مساله ولایت، هادی روحانی، توحید امیرکلا، 1369 ه. ش، [ملی].
134- نگرش بر موضعگیریها بعد از رحلت امام، جناتی شاهرودی، 1370 ه. ش، [ملی].
د: کتب عربی / غیر مستقل
135- آراء فی المرجعیة الشیعیه، عبدالحسین الشهیدی الصالحی، دارالروضه، بیروت، 1415 ه. ق، ص (571- 561) .
136- الاجتهاد و التقلید وسلطات الفقیه و صلاحیاته، الشیخ محمد مهدی الاصفی مرکز الغریر للدراسات الاسلامیه، قم، 1416 ه. ق، ص (204- 112) .
137- الاجتهاد و التقلید و شوون الفقیه، محمد مهدی الاصفی، نشر توحید، 1410 ه. ق، رقعی، 99ص.
138- ارشاد الطالب الی التعلیق علی المکاسب، ج‏3، جواد تبریزی، اسماعیلیان، قم، 1411 ه. ق، ص (44 – 17) ، [استراتژیک].
139- الاسلام و الحکم، احمد زکی تفاحه، دارالتعارف، بیروت، ص (65-53) .
140- اطروحه المرجعیة الصالحه، سید محمد باقر صدر، تهران، [استراتژیک].
141- الامامة حتی ولایة الفقیه، عبدالحسین محمد علی بقال، الارشاد الاسلامی، 1360 ه. ش، [ملی].
142- الامامه و قیادة المجتمع، آیة الله السید کاظم الحائری، مکتب آیة‏الله السید کاظم الحائری، قم، 1416ه. ق (ص‏214- 205) .
143- انسجام بین ولایة الفقیه و احترام آراء الشعب، ناصر مکارم شیرازی، طهران، الموتمر الثالث للفکر الاسلامی، 1405 ه. ق، [موسوعة المصادر].
144- انوار الفقاهه، کتاب البیع، ج‏1، ناصر مکارم شیرازی، قم، مدرسه الامام امیرالمومنین (ع) ، 1411 ه. ق (ص‏600 – 437) .
145- الاصول العقائدیه لولایة الفقیه، محمد المقداد، 1409 ه. ق (ص 57- 46) ، [موسوعة المصادر].
146- بحث علمی تحقیقی حول اولی الامر والولایه، احمد الفهری، الدارالاسلامیه، بیروت 1410 ه. ق، [موسوعة المصادر].
147- البحث الفقهی لولایة الفقیه، محمد توفیق المقداد، (ص‏120-113) ، [موسوعة المصادر].
148- بحوث فی خط المرجعیه، صدرالدین القبانجی، 1405 ه. ق.
149- البدر الزاهر فی صلاة الجمعه والمسافر، تقریرات درس آیت‏الله بروجردی، به قلم حسینعلی منتظری قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1362 ه. ش، [استراتژیک].
150- بلغه الفقیه ج‏3، سید محمد آل بحرالعلوم، تحقیق سید حسین آل بحرالعلوم، تهران مکتبة الصادق، 1403 ه. ق (ص‏264- 221) .
151- بین الشوری و ولایة الفقیه، کاظم الحائری، قم، 1403ه. ق (ص‏35 – 19) ، [موسوعة المصادر].
152- التحقیق فی الاجتهاد و التقلید، احمد آذری قمی، قم، دارالعلم، 1373 ه. ش، ج‏2، (ص‏77 – 12) ، [موسوعة المصادر].
153- التطور السیاسی للقیادة الشرعیه فی عصر الغیبه الکبری، ع – نجف، 1402 ه. ق (ص 108 – 19) ، [موسوعة المصادر].
154- التکییف الدستوری لنظریه الحکومة فی‏الاسلام زمن المعصوم و بعده بغداد، 1966 م، [المصادر].
155- التنقیح فی شرح العروة الوثقی، (بحث الرویات التی تدل علی الولایة المطلقه للفقهاء فی زمان الغیبه، ج‏1: (ص 437 تا 419) ، قم، مؤسسه آل البیت، [موسوعة المصادر].
156- جواهر الکلام – محمد حسن نجفی، ج‏16 (ص‏14 – 11) (178 – 177) ج‏21 (ص‏410 – 393) ج‏22 (ص‏203 – 155) ج 40 (ص‏37 – 7) ، [استراتژیک].
157- الحاکم الاسلامی بعد زمن المعصوم. عبدالهادی الفضلی، بغداد، کلیة اصول الدین، 1387 ه. ق، (ص‏81 – 67) ، [موسوعة المصادر].
158- الحکم الاسلامی بین النظریة و التطبیق، السید محمد باقر الحکیم، مؤسسه المنار، 1412 ه. ق، (ص‏110-83) ، [المصادر].
159- حول ولایة الفقیه، عبدالله السید علی خان، رسالة الثورة الاسلامیه، تهران 1403 ه. ق، (ص‏23-20) ، [موسوعة المصادر].
160- الحکومة الاسلامیه فی احادیث الشیعه الامامیه، مولفون: غلامرضا سلطانی، حسین المظاهری ابوالحسن المصلحی، محسن الخرازی، رضا الاستادی، (ص‏238-229) .
161- الحکومة الاسلامیه و مساله الحکم و ولایة الفقیه، مرتضی حسینی صدرالافاضل تهران، 1405 ه. ق، [موسوعة المصادر].
162- خزائن الاحکام، میرزا آقا دربندی، جز پایانی کتاب ص 1 تا آخر.
163- خطاب الاسلامیین والمستقبل، حوارات مع سماحة آیة‏الله السید محمد حسین فضل‏الله غسان بن جدو، دارالملاک، بیروت; 1415 ه. ق، (ص‏35-34) .
164- خط الامام الخمینی – عرض للمبادی العامه، سلیم عزالدین، تهران، المرکز الاسلامی للدراسات السیاسیه، 1403 ه. ق، [استراتژیک].
165- خلافة الانسان و شهادة الانبیاء، سید محمد باقر صدر، بیروت، دارالتعارف 1979 م، [استراتژیک].
166- الخلافة ام ولایة الفقیه، جعفر عبدالرزاق، 1403 ه. ق، (ص 25-14) ، [موسوعة المصادر].
167- الخمینی و الدوله الاسلامیه، محمد جواد مغنیه، دارالعلم للملایین، بیروت، 1979 م.
168- الدولة الاسلامیه بحث فی ولایة الفقیه، عبدالمنعم مهنا، بیروت، الدار الاسلامیه، 1407 ه. ق، [استراتژیک].
169- رسالة فی ولایة الفقیه، علیرضا سنجری اراکی.
170- سلطة الفقهاء و السلطة عندالامام الخمینی، فرح موسی، بیروت، دارالوسیله، 1416 ه. ق.
171- السیاسة الشرعیه فی اصلاح الراعی و الرعیه، احمدبن تیمیه، تحقیق و تعلیقات از محمد ابراهیم البناء و محمد احمد عاشور، قاهره، دارالشعب، 1975 م، [استراتژیک].
172- شرح تبصرة المتعلمین ج‏5، ضیاءالدین عراقی، تحقیق: محمد الحسیون، قم، انتشارات اسلامی، ص (41 – 40) ، [استراتژیک].
173- الشوری و ولایة الفقیه، حیدر آل حیدر، مؤسسه الفجر، قم، 1403 ه. ق (ص 43-4) ، [موسوعة المصادر].
174- شورای الفقهاء – دراسة اصولیة فقهیة، ج‏1 مرتضی شیرازی، بیروت، مؤسسه الفکر الاسلامی‏1411ه، وزیری، ص 526.
175- دور العلماء فی السیاسة الایرانیة المعاصره، حامد القار، بیروت، 1980 م [موسوعة المصادر].
176- دور العلماء فی قیاده الامه، ع – نجف، مکتب الاعلامی لجماعة العلماء المجاهدین فی العراق، تهران، [موسوعة المصادر].
177- دولتناحول ولایة الفقیه، عبدالمنعم مهنا، الموتمر العالی الثانی للامام الرضا (ع) ، مشهد، 1405 ه. ق، [موسوعة المصادر].
178- دولة و ولایة الفقیه، عبدالله محمد، تهران، 1403 ه. ق، (ص‏128-97) [المصادر].
179- السمات المطلوبه للمجتهد فی الحکومة الاسلامیه، آیة‏الله محمد ابراهیم الجناتی، الفکر الاسلامی 1415 ه. ق، (ص‏56 – 41) ، [موسوعة المصادر].
180- شرح مقبوله عمر بن حنظله (مشحون بطرائف المطالب الفقهیه و الرجالیه، صدرالدین العاملی الاصفهانی) [موسوعة المصادر].
181- ضرورة وجود الحکومة او ولایة الفقهاء فی عصر الغیبه، لطف الله الصافی، دارالقرآن الکریم، 1415 ه. ق.
182- فقه الحکومة الاسلامیه بین السنه و الشیعه، توفیق محمد اشاوی، منشورات العصر الحدیث، 1415 ه. ق (ص‏299-177) .
183- الفقیه و السلطه، محمد حسین فضل‏الله، 1410ه (ص 13-6) ، [موسوعة المصادر].
184- الفقیه و المثقف، محمد حسین فضل‏الله، 1413 ه. ق (ص‏14-9) ، [موسوعة المصادر].
185- الفکر السیاسی عندالشیعه، الدکتور فهمی الشتاوی، مؤسسه الفکر الاسلامی، بیروت 1411 ه. ق، (ص‏127-120) .
186- فی انتظار الامام، یعالج قضیه الامام المنتظر (ع) و مساله الحکم الاسلامی، عبدالهادی الفضلی دارالاندلس، 1979م (ترجمه این کتاب در قسمت کتب فارسی نام برده شد) .
187- قبس من ولایة الفقیه دراسات و بحوث، ناصر مکارم الشیرازی، 1402 ه. ق (ص 49 – 41) ، [موسوعة المصادر].
188- القیاده الاسلامیه، جواد کاظم، 1400 ه. ق، (ص‏118-111) .
189- القیادة الاسلامیه فی عصر الغیبه بحث فی ولایة الامر فی زمن الغیبه، کاظم الحائری تقریر و اعداد: فواد کاظم و خالد بن حسن، 1410 ه. ق، (ص‏173-126) [موسوعة المصادر].
190- قیادة العلماء و الامة الاسلامیه، ع نجف، تهران، علمی، 1361 ه. ش [استراتژیک].
191- کتاب البیع، ج‏2، سید روح الله موسوی الخمینی، قم، اسماعیلیان (ص‏520- 459) .
192- کتاب الخمس و الانفال، حسینعلی منتظری، قم، انتشارات الاسلامی (ص 354-352) ، [موسوعة المصادر].
193- لمحة عن ولایة الفقیه، صوت الوحده، تهران، 1402 ه. ق (ص‏61 – 60) .
194- المبانی الشرعیه والدستوریه لقیاده آیة الله الخامنئی، علی المومن، الحوار الفکری و السیاسی 1415 ه. ق (ص‏285-240) ، [موسوعة المصادر].
195- المذهب السیاسی فی الاسلام، صدرالدین القبانجی، دارالاضواء بیروت 1405 ه. ق، (ص‏228-199) .
196- المرجع و الامه، صالح محمد آل ابراهیم، دارالبیان العربی، بیروت 1414 ه. ق، وزیری (ص‏157 – 111) .
197- المرجعیة و حرکة الواقع، آیة‏الله السید محمد حسین فضل‏الله، بیروت، دارالملاک، 1414ه. ق.
198- مسائل من الاجتهاد و التقلید و مناصب الفقیه، حسین نوری الهمدانی، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1415ه. ق [موسوعة المصادر].
199- مصادر الدراسة عن الدوله و السیاسه فی الاسلام، سازمان تبلیغات اسلامی عبدالجبار الرفاعی.
200- مصدر التشریع و نظام الحکم فی الاسلام، السید محمود الهاشمی، دارالاعراف، 1413 ه. ق، (ص‏81-57) .
201- معالم الاسلام، المستشار محمد سعید العشماوی، سینا للنشر، 1989م (ص‏225-221) .
202- مفاهیم القرآن فی معالم الحکومة الاسلامیه، محاضرات الاستاذ جعفر السبحانی، بقلم جعفر الهادی مؤسسه النشر الاسلامی (ص 247 – 242) .
203- مفهوم الحاکمیه و العلاقه بولایة الفقیه و الحریات السیاسیه، عباس علی عمید زنجانی (ص‏30-26) ، [موسوعة المصادر].
204- المکاسب و البیع، ج‏2، تقریرات مرحوم نائینی، بقلم شیخ محمد تقی آملی، قم، انتشارات اسلامی، [استراتژیک] (ص‏362-332) .
205- موجز فی ولایة الفقیه، ابوالقاسم گرجی، التوحید، طهران، 1404 ه. ق (ص 175-170) .
206- موسوعة مصادر النظام الاسلامی، عبدالجبار الرفاعی، مرکز الابحاث و الدرسات الاسلامیه 1417ه، الجز الثامن (ص‏350-344) (کتابشناسی ولایت فقیه) .
207- موقع الفقیه فی الدولة الاسلامیه، محمد حسین فضل‏الله، 1410 ه. ق (ص‏11-4) ، [موسوعة المصادر].
208- موقع ولایة الفقیه من نظریة الحکم فی الاسلام، جعفر مرتضی، مؤسسه النشر الاسلامی قم، 1404 ه. ق، [موسوعة المصادر].
209- الندوة الدولیه عن الدوله و السیاسة فی الاسلام، “الاسلام السیاده: فکرة ولایة الفقیه فی فکر فقهاء الشیعه الرئیسین” فرهنگ رجائی لندن، المعهد الاسلامی، 1403 ه. ق، [موسوعة المصادر].
210- نصب الحاکم فی عصرالغیبه، محمد مهدی الاصفی، الفکر الاسلامی، (ص‏56 -47) ، [موسوعة المصادر].
211- النظریة السیاسیه المعاصره للشیعه الامامیه الاثنی عشریه محمد عبدالکریم عتوم، دارالبشیر، 1409 ه. ق، ص (174-93) .
212- الولایة الهیة و ولایة الفقیه، شیخ محسن العراقی، مجمع الفکر الاسلامی 1413 ه. ق.
213- ولایة الامر، العلامه شیخ محمد مهدی الاصفی، المرکز العالمی للبحوث و التعلیم الاسلامی، 1416 ه. ق، وزیری، 199ص.
214- ولایة الحاکم الشرعی و ابعادها، حسین حقانی، موتمر الذکری المئویة الثانیه لمیلاد الشیخ الانصاری، قم، 1415 ه. ق.
215- ولایة الفقیه بین النظریة و تطبیق الدستوری، عبود سامی، بیروت، 1400 ه. ق، ص (112-101) [موسوعة المصادر].
216- ولایة الفقیه فی الکتاب و السنه، حسینعلی منتظری، التوحید، 1407 ه. ق، ص (36- 27) ، [موسوعة المصادر].
217- ولایة الفقیه فی کلام الشیخ الانصاری، حسن الطاهری الخرم آبادی، تلخیص صلاح العبیری، قم، الفکر الاسلامی، 1415 ه. ق، ص (218-193) ، [موسوعة المصادر].
218- الولایة و الشفعه و الاجاره، معروف هاشم الحسنی، بیروت، دارالقلم، [استراتژیک].
219- الهدایه الی من له الولایه، تقریر بحث آیت‏الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی به قلم احمد الصابری الهمدانی قم، علمیه، 1383 ه. ق، [استراتژیک].
کتب مستقل; فارسی:
220- بحث ولایت فقیه، متون فقهی فارسی، ج 4 و 5 از مجموعه بحث ولایة الفقیه معاونت‏اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک، 1269 ص، تعداد محدودی از این نسخ به صورت کپی تکثیر شده است.
221- تحلیلی نو و عملی از ولایت فقیه، محمد رضا اکبری، پیام عترت، 1377، 180 ص، کتابخانه تخصصی دبیرخانه مجلس خبرگان.
222- تحول تاریخی‏اندیشه ولایت فقیه، مرکز تحقیقات استراتژیک، 1373 رحلی، 307ص، کتابخانه خبرگان، (تکثیر به صورت زیراکس ومحدود) .
223- تفصیل و تحلیل ولایت مطلقه فقیه، نهضت آزادی ایران، رقعی، 156ص (بی‏تا) . کتابخانه خبرگان.
224- پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه، قسمت اول، آیت‏الله مصباح یزدی معاونت‏سیاسی تیپ 83 امام جعفر صادق (ع)، رقعی، 16ص، کتابخانه خبرگان.
225- پاسخ به شبهاتی پیرامون ولایت فقیه، علی شیرازی، قم، دارالصادقین 1377، وزیری، 113 ص، کتابخانه خبرگان.
226- پرسش و پاسخ در ارتباط با ولایت فقیه، ح. اسکندریان، انتشارات انصار.
227- پیشینه تاریخی ولایت فقیه، احمد جهان بزرگی، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی 1377، پالتویی، 48ص، کتابخانه خبرگان.

228- جایگاه ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد، مدرسه عالی شهید مطهری نویسنده: سید محمد تقی شاکری، استاد راهنما: دکتر حسین مهرپور، استاد مشاور: آیت… سید محمد حسن مرعشی، سال تحصیلی 75/74. (ص 28- 144) . کتابخانه خبرگان.
229- حکمت‏حکومت فقیه، حجت‏الاسلام والمسلمین حسن ممدوحی، مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه مجلس خبرگان، وزیری، 150ص. کتابخانه خبرگان.
230- حوزه عملکرد ولایت فقیه در تصمیم‏گیریهای سیاسی، پایان نامه کارشناسی ارشد پیوسته، نویسنده: سید محمد موسوی بیوکی، استاد راهنما: آیت… ابراهیم جناتی، استاد مشاور: دکتر حمید بهرامی احمدی، اسفند1371، 493ص، کتابخانه خبرگان.
231- چهارگفتار در مبانی فقهی و کلامی ولایت فقیه، تالیف: غلامرضا مصباحی مقدم – احد فرامرز قراملکی، غلامحسین الهام و عابدین مومنی، مرکز رسیدگی به امور مساجد رقعی، 105ص، کتابخانه خبرگان.
232- ذکری (4)، محمد جواد ارسطا، مرکز فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، (بی تا) رقعی، 112ص، کتابخانه خبرگان. (شامل مباحث ولایت مطلقه فقیه) .
233- شوون و اختیارات ولایت مطلقه فقیه، هادی توکلی، سازمان امور اداری و استخدامی کشور، 1369. (نرم افزار پایان‏نامه‏های کشور)
234- قدمت و تداوم نظریه ولایت مطلقه فقیه از دیدگاه امام خمینی (ره)، بهرام اخوان کاظمی، شرکت چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1377، 253ص. کتابخانه خبرگان.
235- ولایت فقیه، آیت‏الله محمد هادی معرفت، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی “التمهید” وزیری، 230ص، کتابخانه خبرگان.
236- ولایت فقیه تحلیل صراط‏المستقیم، سید مهدی نیارئیس، قم موسسه فرهنگی انتشاراتی ائمه، 1376، پالتویی، 63ص، کتابخانه خبرگان.
237- ولایت فقیه، قدرت و نظارت از دیدگاه امام خمینی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی، محمد باوی، استاد راهنما: دکتر باقر حشمت زاده، استاد مشاور: داوود فیرحی، بهمن 1376، 196ص.
238- ولایت فقیه – مبانی، ادله و اختیارات، مهدی هادوی تهرانی، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1377، رقعی، 148ص، ک خبرگان.
239- ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ع – سیاه پوش، تهران، انتشارات عفیف، وزیری، 48ص، (بی تا)، (ویژه نوجوانان)
240- ولایت فقیه و نظرات برخی از فقهای بزرگ درباره آن، پایان نامه کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران، علی رضا هدایی، استاد راهنما: حسین گوگانی، 1370. نرم افزار پایان نامه‏های کشور.
241- ولایت فقیه نظریه سیاسی جمهوری اسلامی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد از دانشگاه تربیت مدرس، بهرام درولی، استاد راهنما: عباس منوچهری، 1375ش، 243ص (نرم افزار پایان نامه‏های کشور) .
242- نظام ولایت فقیه و روابط بین‏الملل پایان نامه کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران، رضیه موسوی فر، استاد راهنما، نجف قلی حبیبی، 1373، 370ص، (نرم افزار پایان‏نامه‏های کشور) .
کتب غیر مستقل/ فارسی:
243- اقتصاد اسلامی، آیت الله نوری همدانی، دفنر نشر فرهنگ اسلامی، 1366، رقعی، ج 1، ص (92- 95) و ص (111- 114) . کتابخانه آستانه مقدسه حضرت معصومه (س)
244- امانتداری و امانتداران الهی در نهاد ولایت، ع – امیری تنکابنی، ناشر مولف، 1377، رقعی، ص (57- 78)
245-اندیشه‏های فقهی سیاسی امام خمینی (ره) کاظم قاضی زاده با همکاری سعید ضیایی فر، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، 1377، وزیری، ص (153- 239)
246- انقلاب اسلامی و ریشه‏های آن (ماخذ شناسی توصیفی)، نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، 1374، وزیری، ص (275- 279) . کتابخانه تاریخ و خبرگان.

247- پرسشها و پاسخها، استاد محمد تقی مصباح یزدی، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1377، رقعی، ص (45- 81) . کتابخانه خبرگان.
248- پژوهشی نو پیرامون انقلاب اسلامی، حمید دهقان، قم، موسسه انتشارات مدین 1377، ص (192- 199) . کتابخانه خبرگان.
249- بحث تفکیک قوا در متون فارسی و عربی/ از سری متون‏اندیشه اسلامی (8)، ج‏2، معاونت‏اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک، 1374، رحلی (770ص) . کتابخانه خبرگان.
250- بحث قانون گذاری در متون فارسی و عربی، از سری: متون‏اندیشه اسلامی (6)، ج‏2، معاونت‏اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک ، شهریور 1374، ص (105- 478)
251- بررسی تطبیقی مبانی مشروعیت‏حکومت مبتنی برقرارداد اجتماعی و اسلام پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق علیه السلام
نویسنده: کاظم جلالی، استاد راهنما: دکتر محمود سریع القلم، استاد مشاور: سید احمد علم‏الهدی و دکتر کاووس سید امامی، 1372 (آبان)، ص (191- 252) . کتابخانه خبرگان.
252- تازه‏های‏اندیشه – خبرگان رهبری، معاونت امور اساتید و معارف اسلامی، 1377 پالتویی، ص (54- 60) مبحث‏خبرگان از دیدگاه نظریه ولایت فقیه، محمد جواد ارسطا کتابخانه خبرگان.
253- تاثیر عدم اجرای قانون اساسی مشروطه و نقش آن در تحول‏اندیشه و مواضع روحانیت ایران، از (1320- 1343) پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، نویسنده: محمد کیانوش راد 1374، کتابخانه خبرگان.
254- تاملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی، به اهتمام: موسی نجفی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375، وزیری، ج‏2، ص (369- 446)، مبحث: رسالة فی ولایة الحاکم فقیه – آیة الله العظمی آقا نجفی اصفهانی، ترجمه: دکتر ملیح – السادات فردانی، کتابخانه خبرگان.
255- جمهوریت و انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات) سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1377، وزیری، ص (607- 619)، مقاله: جایگاه جمهوریت در نظام حکومتی ولایت فقیه، جاوید روستایی کتابخانه خبرگان.
256- حاکمیت دینی، نبی الله ابراهیم زاده آملی، اداره آموزشهای عقیدتی سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، 1377ش، وزیری، ص (95- 195) . کتابخانه خبرگان.
257- حقوق اساسی، دکتر شمس‏الدین عاملی، تهران، مشکوة، 1374، وزیری ص (138- 151) . کتابخانه دفتر همکاری حوزه و دانشگاه.
258- حکمت و حکومت، مهدی حائری تهرانی، رقعی، ص (177- 120) .
259- حکومت اسلامی، علی عطایی، نشر خرم، 1377، رقعی، ص (153- 172)، کتابخانه خبرگان.
260- خطوط کلی‏اندیشه‏های سیاسی امام خمینی (ره) مرکز تحقیقات استراتژیک پاییز 1373، رحلی، ج 1، ص (211- 319) و (407- 419) . کتابخانه خبرگان (کتاب به تعداد محدود تکثیر شده است) .
261- سیمای حکومت اسلامی در مطبوعات (مجموعه 10جلدی) دبیرخانه مجلس خبرگان، نسخه فتوکپی شده (از بهار 75 تا تابستان 77) .
262- دین و دولت، علی ربانی گلپایگانی، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، 1377 ص (122- 170) . کتابخانه خبرگان.
263- دین و سیاست از دیدگاه امام خمینی، ص (71- 346) .
264- ره توشه راهیان نور، ویژه بوستان ولایت، سطح جوانان، تابستان 1377 دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علیمه قم، وزیری، ص (323- 361) .
مبحث: جوان و ضرورت شناخت ولایت فقیه، کتابخانه عمومی دفتر تبلیغات اسلامی.
265- سیمای‏اندیشه اسلامی در مجلات ایران، معاونت‏اندیشه اسلامی مرکز – تحقیقات استراتژیک، قم، 1372، ص (از 58 تا 71) ص (61- 65) . کتاب در تعداد محدودی به صورت فتوکپی تکثیر شده است. کتابخانه خبرگان.
266- طرحی نو در تدریس عقاید اسلامی، حجج اسلام امامی و آشتیانی، سازمان تبلیغات اسلامی 1366، وزیری، ص (321- 333) .

267- فقه سیاسی اسلام، ابوالفضل شکوری، 1361، وزیری، ص (256- 266) .
268- فلسفه آزادی از دیدگاه اسلام، محمد علی نعمت اللهی، پایان نامه کارشناسی ارشد پیوسته دانشگاه امام صادق (ع)، استاد راهنما: دکتر احمد بهشتی، استاد مشاور: آیت الله سید حسن مصطفوی تیر ماه 1373، ص (145- 158)، مبحث: فلسفه سیاسی اسلام، کتابخانه خبرگان.
269- فلسفه سیاست، از سری: سلسله دروس‏اندیشه‏های بنیادین اسلام، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1377، وزیری، ص (165- 224)، کتابخانه خبرگان.
270- فلسفه سیاسی فارابی، محمد منصور نژاد، پایان نامه کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران، استاد راهنما: مصطفی محقق داماد، 1374.
(نرم افزار پایان نامه‏های کشور)
271- قدرت سیاسی در حقوق اساسی ایران، محمد جواد ارسطا، پایان نامه کارشناسی ارشد، استاد راهنما: دکتر گرجی، استادان مشاور: دکتر قاضی و دکتر سالار نصری، 1373 ش، ص (77- 170) و (325- 414)، مرکز تحقیقات استراتژیک، ضمنا این پایان نامه تحت عنوان “مهار قدرت سیاسی در حقوق اساسی ایران و اسلام” نیز تکثیر شده که دارای‏اندکی تغییرات می‏باشد، کتابخانه دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و خبرگان.
272- گزیده انقلاب اسلامی و ریشه‏های آن، عباسعلی عمید زنجانی، تهران کتاب طوبی، 1374 ه. ش، وزیری، ص (62- 66) . کتابخانه تخصصی تاریخ
273- مباحث نظری حکومت اسلامی در مطبوعات ایران، مرکز تحقیقات استراتژیک 1373، ج/مهر74- (به صورت فتوکپی شده در تعداد محدودی تکثیر شده است) . ک خبرگان تعداد مجلات (3) .
274- مباحث نظری حکومت اسلامی ولایت در مطبوعات، مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه مجلس خبرگان، مجموعه‏5 جلدی از سال (1358 تا 1374) .
275- مبانی فلسفی دولت‏یا بررسی نظری و ساختاری نهادهای جمهوری اسلامی ایران پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس، نویسنده: مصطفی مصلح زاده، استاد راهنما: دکتر احمد نقیب زاده، استاد مشاور: دکتر منوچهر محمدی، بهمن 1370، ص (125- 130) .ک خبرگان.
276- مبانی مشروعیت نظام سیاسی در اسلام، محمد رضا مرندی، تهران، موسسه انتشاراتی عطا، 1376، وزیری، ص (90- 198) شامل مباحث‏حاکم اسلامی از دیدگاه اهل سنت و شیعه، ک خبرگان.
277- مرونت در اسلام، میر مختار میر شفیعی لنگری، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق علیه‏السلام، استاد راهنما: حجت الاسلام و المسلمین محمد علی تسخیری، استاد مشاور: حجت الاسلام والمسلمین حسن مصطفوی، مهر 1369، ص (149- 174) نرم افزار پایان نامه‏های کشور، ک خبرگان.
278- مقالات حقوقی، دکتر ابوالقاسم گرجی، انتشارات دانشگاه تهران، 1369، ج‏2، ص (294- 299)، کتابخانه دفتر همکاری حوزه و دانشگاه.
279- مقایسه نظام دموکراتیک و نظام ولایت فقیه از دیدگاه فطرت انسانی، پایان نامه کارشناسی ارشد از دانشگاه امام صادق علیه السلام، نویسنده: محمد صادق حسینی کجانی، 1374، ص (105- 169) (نرم افزار پایان نامه‏های کشور) استاد راهنما: احمد علم الهدی، استاد مشاور: دکتر سید اکبر احمدی و کتابخانه خبرگان.
280- نظریه‏های دولت در فقه شیعه، محسن کدیور، تهران، نشر نی، رقعی (در صفحات مختلف)، کتابخانه خبرگان.
281- نهاد مجمع تشخیص مصلحت نظام در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران، نویسنده: حسین حسین نژاد، استاد راهنما: عباسعلی عمید زنجانی، 1375، نرم افزار پایان نامه‏های کشور.
کتب عربی/ مستقل:

282- بحث ولایت فقیه از شیخ صدوق تا سید محمد مجاهد، معاونت‏اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک، 338ص. (تعداد محدودی به صورت فتوکپی تکثیر شده) .
283- بحث ولایت فقیه – مجموعه متون فقهی عربی از محقق نراقی تا امروز، معاونت‏اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک، پاییز 1373.
ج‏1، 784 ص
ج‏2، 830 ص
(در نسخه‏های محدود به صورت کپی تکثیر شده است) .
284- بحث ولایت فقیه در متون فقهی، معاونت‏اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک، زمستان 1374، رحلی 518ص
(در نسخه‏های محدود به صورت کپی تکثیر شده است) .
285- ثلاث رسائل ولایة الفقیه (العوائد والفوائد دروس الاعلام و نقدها) العلا مدالمحقق آیة الله المجاهد الشهید السعید السید مصطفی الخمینی موسسه تنظیم و نشر آثار الامام الخمینی، وزیری، 154ص، کتابخانه خبرگان.
کتب عربی/ غیر مستقل:
286- ادارة العمل الاسلامی – الادارة التی لاتعرف الهزیمه، عباس نورالدین، دارالمداد، بیروت 1995 م، وزیری، ص (78- 85) .
287- الاسس السیاسیة، المذهب الواقعی، الشیخ الرکابی، مرکز النشر مکتب الاعلام الاسلامی، 1370 ش، وزیری ص (274- 325) و (341- 344) . کتابخانه دفتر همکاری حوزه و دانشگاه .
288- تطور الفکر السیاس من الشوری الی ولایة الفقیه، احمد الکاتب، 1997 م، رحلی، ص (277- 447)، کتابخانه خبرگان (نسخه فتوکپی شده) .
289- دراسات و بحوث فی التاریخ و الاسلام، العلامه المحقق السید جعفر مرتضی العاملی، مرکز جواد، ج 4، ص (9- 31)، کتابخانه خبرگان.
290- دراسة عن الفرق فی تاریخ المسلمین الخوارج و الشیعه، د. احمد محمد احمد جلی مرکز الملک فیصل للبحوث والدراسات الاسلامیه، الریاض، 1408 ق، وزیری ، ص (211- 216) . کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران.
291- الشیعه الامامیه والاثنی عشریه فی میزان الاسلام، ربیع بن محمد السعودی مکتبة ابن تیمیه، القاهره و مکتبة العلم، جده، 1414 ق، وزیری ص (205- 208)، کتابخانه تخصصی تاریخ.
292- الشیعه والتصحیح (مع الدکتور موسی الموسوی فی کتابه الشیعه و التصحیح) تالیف: الدکتور علاء الدین السید امیر محمد القزوینی، الغدیر، بیروت، 1415ق، ص (208- 3 22)، کتابخانه تخصصی تاریخ.
293- الفقهاء حکام علی الملوک (علماء ایران من العهد الصفوی الی العهد البهلوی) سعد الانصاری، دارالهدی، 1406 ق، وزیری، ص (407- 415) و ص (441- 446)، کتابخانه دفتر همکاری حوزه و دانشگاه.
294- فی النظام السیاسی للدولة الاسلامیه، د. محمد سلیم العوا، دارالشروق القاهره – بیروت، 1410 ق، وزیری، ص (274- 287)، ک خبرگان.
295- نظام الحکم والاداره فی الاسلام، الشیخ محمد مهدی شمس الدین، قم، دارالثقافه، 1411 ه . ق، وزیری، ص (416- 420)، کتابخانه خبرگان.

مطالعه كار خوبي است كتابهاي اشاره شده خيليهاشون برگرفته از ولايت فقيه آقاي خميني است مثل ولایت فقیه، جعفر کریمی و

لازمه بگم كتاب ولایت فقیه، امام خمینی، با عناوین “حکومت اسلامی” و “نامه‏ای از امام موسوی کاشف الغطاء” منتشر شده، و همچنین با عنوان “الحکومة الاسلامیه” به عربی ترجمه شده است. مربوط به سال 1348 مي باشد ابتدا در لبنان چاپ شد با نوشته هاي ايشان بنظر مي رسد اين بنده خدا 2 تا خط ازش هم نخوانده است
– حدود ولایت‏حاکم اسلامی، ترجمه مبحث ولایت الفقیه کتاب عوائد الایام ملا احمد نراقی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1365 ه. ش، وزیری، 151 ص اينم يكم اب و تاب دادنش همون گفته هاي ملا نراقي
است
ولایت فقیه زیربنای حکومت اسلامی، (حضرات آیات: مشکینی، جوادی آملی، صانعی، موسوی اردبیلی، فلسفی و آقای میرحسین موسوی)
جالبه بگم اقاياني مثل موسوي اردبيلي كه شاگرد اقاي خويي هستند ديدگاه استادشونو دارند و از اوردن اين كتاب است كه ميگم اين اقا فقط كپي كرده و 2تا خط ازشم نخونده
كتابهايي هم كه از حكومت اسلامي گفتند كه كاري با ولايت فقيه ندارند مثل
– سیاست از دیدگاه اسلام، سید محمد شیرازی، ترجمه سید محمد فالی، قم، 1409 ه. ق ، جلد دوم، ص (318-306) .
101- سیاست‏خارجی جمهوری اسلامی ایران، بیژن ایزدی، دفتر تبلیغات اسلامی، قم 1371 ه. ش، [وحدت].
102- سیری در کشف الاسرار و حکومت اسلامی، سید احمد خمینی، انتشارات سعید، تهران.
103- شورایی اسلامی، رجبعلی مظلومی، نشر آفاق، تهران، 1363 ه. ش، ص (280-270) .
104- شورا در اسلام، محمد ملکی، نهضت زنان مسلمان، تهران، 1359 ه. ش، ص (135-121) .
به قول ايشان
جالب اينجاست كليه كتابها همه بعد انقلاب هستند مثلا ايشان اشار اي به علامه كافي يا علامه مجلسي يا شهيد اول و كتابهاي انها نكرده چون هيج نوشته اي در اين خصوص و اين بحث نيست شروع اين بحث برميگرده به حدود سال 748 ه.ق كه شهيد اول اولين بار اين كلمه را بزبان اورد و ادعايش باعث كشته شدنش گرديد علماي بزرگ نقل احاديث كرده اند نه ولايت فقيه
براي مثال نقل حديث كميل از علي ع :
روايت سيّد رضىّ أعلى الله مقامه در «نهج البلاغة» است كه أميرالمؤمنين عليه السّلام به كُمَيل بن زياد نَخعىّ فرموده‏اند .
فَفِى «نَهْجِ الْبَلاَغَةِ» مِنْ كَلاَمٍ لَهُ عَليْهِ‏السّلاَمُ لِكُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ النّخَعِىّ :
قَالَ كُمَيْلُ بْنُ زِيَادٍ : أَخَذَ بِيَدِى أَمِيرُالْمُؤمِنِينَ عَلِىّ بنُ أَبِى طَالِبٍ عَلَيْهِ السّلاَمُ فَأَخْرَجَنِى إلَى الْجَبّانِ ؛ فَلَمّا أَصْحَرَ تَنَفّسَ الصّعَدَآءَ ثُمّ قَالَ : يَا كُمَيْلُ ! إنّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا ؛ فَاحْفَظْ عَنّى مَا أَقُولُ لَكَ .
«كميل بن زياد مى‏گويد : أميرالمؤمنين علىّ بن أبى طالب عليه السّلام دست مرا گرفت و به سوى صحرا برد . همينكه در ميان بيابان واقع شديم ، حضرت نفس عميقى كشيد و سپس به من فرمود : اى كميل ! اين دلها ظرفهائى است و بهترين اين دلها ، آن دلى است كه ظرفيّتش بيشتر ، سِعه و گنجايشش زيادتر باشد . بنابراين ، آنچه را كه من بتو مى‏گويم حفظ كن و در دل خود نگاه‏دار!» سپس ميفرمايد :
النّاسُ ثَلاَثَةٌ : فَعَالِمٌ رَبّانِىّ ، وَ مُتَعَلّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ ، وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ ؛ أَتْبَاعُ كُلّ نَاعِقٍ ، يَمِيلُونَ مَعَ كُلّ رِيحٍ ، لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَُوا إلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ .
«مجموعه أفراد مردم سه طائفه هستند : طائفه أوّل : عالم رَبّانى است . گروه دوم : متعلّمى است كه در راه نجات و صلاح و سعادت و فوز گام برمى‏دارد . و دسته سوّم : أفرادى از جامعه هستند كه داراى أصالت و شخصيّت نبوده ، و مانند مگس و پشّه‏هائى كه در فضا پراكنده‏اند مى‏باشند .
اين دسته سوّم ، دنبال كننده و پيروى كننده از هر صدائى هستند كه از هر جا برخيزد ؛ و با هر بادى كه بوزد در سمت آن حركت مى‏كنند ؛ دلهاى آنان به نور علم روشن نگرديده ؛ و قلبهاى خود را از نور علم مُنّور و مُستَضيئ و روشن نگردانيده‏اند ؛ و به رُكنِ وثيق و محلّ اعتمادى كه بايد إنسان به آنجا تكيه زند ، متّكى نشده و پناه نياورده‏اند .»
يَا كُمَيْلُ ! الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ ؛ الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ ، وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ ؛ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النّفَقَةُ ، وَ الْعِلْمُ يَزْكُوعَلَى‏الْإنْفَاقِ ؛وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ .
«اى كميل ! علم از مال بهتر است ؛ علم ، تو را حفظ و نگهدارى مى‏نمايد ، ولى تو بايد مال را نگهدارى كنى ؛ مال بواسطه خرج كردن و إنفاق ، نقصان و كاهش مى‏يابد ؛ ولى علم در أثر إنفاق و خرج كردن زياد مى‏شود و رشد و نُموّ پيدا مى‏كند ؛ و نتيجه و آثار مال ، به زوال آن مال از بين مى‏رود.»
وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ . وقتى خود مال از بين رفت ، پديده‏ها و آثارى هم كه از آن بدست آمده ـ هر چه ميخواهد باشد ـ از بين ميرود . مِنْ باب مثال : كسى كه مال دارد ، با آن مال سلطنت و حكومت مى‏كند ؛ مردم را گردِ خود جمع مى‏نمايد ؛ و بر أساس مال خيلى كارها را انجام ميدهد ؛ همينكه آن مال از بين رفت ، تمام آن آثار از بين ميرود ؛ مردم ديگر هيچ اعتنائى به وى نميكنند و شرفى براى او قائل نميشوند ؛ و اين شخص كه بر أساس اتّكاء به مال ، در دنيا براى خود دستگاهى فراهم كرده بود ، همينكه مالش از بين ميرود ، تمام آن آثار كه مصنوع و پديده مال است ، همه از بين ميرود .يَا كُمَيْلُ ! الْعِلْمُ دِيْنٌ يُدَانُ بِهِ ؛ بِهِ يَكْسِبُ الْإنْسَانُ الطّاعَةَ فِى حَيَوتِهِ ، وَ جَمِيلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ . وَ الْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ الْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ .
«اى كميل ! علم ، قانون و دستورى است كه مُتّبَع است و مردم از آن پيروى مى‏كنند . بواسطه علم ، إنسان در حيات خود راه إطاعت را طىّ مى‏كند ، و بعد از خود آثارى نيكو باقى مى‏گذارد . علم حاكم است و مال محكومٌ عليه.» هميشه علم بر مال حكومت دارد . فرق ميان علم و مال اين است كه : علم هميشه در درجه حكومت بر مال قرار گرفته است ؛ مال بدست علم تصرّف مى‏شود و در تحت حكومت علم به گردش در مى‏آيد .
يَا كُمَيْلُ ! هَلَكَ خُزّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْيَآءٌ ؛ وَالْعُلَمَآءُ بَاقُونَ مَابَقِىَ الدّهْرُ ؛ أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ و أَمثَالُهُمْ فِى الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ .
«اى كميل ! خزينه كنندگان و جمع آورندگان أموال از مردگانند ـ در حالتى كه بظاهر زنده هستند ـ أمّا علماء تا هنگامى كه روزگار باقى است پايدارند . گرچه جسدهاى آنها و هيكلهاى آنان مفقود شده و از بين رفته و در زير خاك پنهان شده باشد ، ولى أمثال و آثار آنها در دلها موجود است ؛ و حيات آنها در دلها سرمدى و أبدى مى‏باشد.»
هَا ! إنّ هَنهُنَا لَعِلْمًا جَمّا (وَ أَشَارَ إلَى صَدْرِهِ) لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً !
«آه ! (متوجّه باش!) در اينجا عِلمى است متراكم و أنباشته شده (و با هَنهُنَا حضرت إشاره به سينه شريف كرده و فرمودند:) اى كاش حاملينى براى اين علم مى‏يافتم!» أفرادى كه بتوانند علم مرا حمل كنند و به آنها بياموزم . چه كنم ، كه علم در اينجا انباشته شده و حَمَله نمى‏يابم ! كسى نيست كه اين علم مرا ياد بگيرد و أخذ كند !
بَلَى أَصَبْتُ لَقِنًا غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ ، مُسْتَعْمِلاً ءَالَةَ الدّينِ لِلدّنْيَا ، وَ مُسْتَظْهِرًا بِنِعَمِ اللَهِ عَلَى‏عِبَادِهِ ، وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَآئِهِ .
«آرى ، من به عالِمى رسيده‏ام كه بتواند از اين علوم مُتراكم و انبوه بهره گيرد ، او عالمى است كه فهم ، دِرايت ، زيركى ، هوش و استعدادش خوب است ، و ليكن من بر او إيمن نيستم ؛ و در تعليم علم به او خائفم ؛ و آرامش ندارم . چرا ؟ زيرا آن عالم ، دينش را آلت وصول به دنيا قرار ميدهد ، و با نعمتهاى پروردگار عليه بندگان خدا كار ميكند ، و با استظهار و پشت گرمى به نعمتهائى كه خدا به او داده است (از علم و درايت و فهم و بصيرت) به سراغ بندگان خدا رفته ، آنها را مى‏كوبد و تحقير مى‏كند ، و آنها را استخدام خود مى‏نمايد و به ذُلّ عبوديّت خود درمى‏آورد؛وباپشت گرمى به حجّتهاى إلهى وبيّنه‏هاى خدا كه به او ميرسد ، أولياء خدا را مى‏كوبد ؛ و آنها را به زمين مى‏زند وازبين مى‏برد .»
اينها يك عدّه از علمائى هستند كه لَقِن و با فهم و زيرك هستند ، و ليكن قلب آنها خائن است ؛ و من إيمن نيستم كه از علم خود به آنها چيزى بياموزم ؛ لذا راه تعليم خود را به آنها بسته مى‏بينم .
أَوْمُنْقَادًا لِحَمَلَةِ الْحَقّ ؛ لَابَصِيرَةَ لَهُ فِى أَحْنَائِهِ ؛ يَنْقَدِحُ الشّكّ فِى قَلْبِهِ لِأَوّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ ، أَلَا لَاذَا وَ لَاذَاكَ .
«دسته ديگر أفرادى مى‏باشند كه روح إطاعت از حاملين و پاسداران حقّ در ايشان وجود دارد ، و قلبهاى آنان خائن نمى‏باشد ، و تَجَرّى و تَهَتّك ندارند ؛ و از اينجهت موجب نگرانى نخواهند بود ؛ ولى چون بصيرت در إعمال حقّ ندارند ، و نميتوانند أطراف و جوانب حقّ را با ديده بصيرت بنگرند،وهرچيز رادرموقع خود قرار بدهند ، با أوّلين شبهه در قلب آنان ، شكّ رسوخ خواهد كرد و مطلب بر آنان مشتبه خواهد شد .
اينها افرادى هستند مقدّس مآب ، كه جنبه انقياد و إطاعتشان خوب است و تجرّى ندارند ، ولى كم درايتند ؛ بصيرت به أحناء و أطراف حقّ ندارند ، و نمى‏توانند تمام أطراف حقّ را جمع كنند و شُبُهاتى كه از هر طرف وارد مى‏شود را دفع كنند . اگر كسى بر آنها شبهه‏اى بكند ، در إمامشان و در دينشان شكّ پيدا مى‏كنند .
مثل أفراد مقدّس مآب ما ، كه رسول خدا فرمود : كَسّرَ ظَهْرِى صِنَفَانِ : عَالِمٌ مُتَهَتّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسّكٌ .
«دو طائفه پشت مرا شكستند : عالم بى‏باك و جاهل عبادت پرداز ؛ كه عبادت را وسيله كار خود قرار داده و بدون علم و درايت ، با عقل و شعور كم ، دنبال مقدّس مآبى رفته‏است.»
أَلَا ! لَاذَا وَ لَاذَاكَ . «اى كميل ! نه آن دسته أوّل مفيد خواهند بود ، و نه اين دسته دوّم.» دسته أوّل علماء مُتَهَتّك ، و دسته دوّم علماء بسيط مقدّس مآب و شبه خوارج ، كه به صورت ظاهرِ دين اعتماد و اتّكاء مى‏كنند ؛ و با همان دين ، إمام خود را مى‏كشند ؛ و با قرآن عليه إمام استدلال مى‏كنند ؛ و با آيات خدا ، ولىّ خدا و قائم خدا و حقيقت كتاب خدا را از بين مى‏برند . اينها هم گروه و جماعت كثيرى هستند ، و يك دسته از علماء را تشكيل داده‏اند .
أَوْمَنْهُومًا باللَذّةِ ، سَلِسَ الْقِيادِ لِلشّهْوَةِ .
«طائفه سوّم : أفرادى هستند كه در لذّت فرو رفته و غوطه‏ور شده‏اند . حريص و عاشق لذّت هستند ؛ و عِنان خود را در مورد شهوات ، رها كرده‏اند ؛ و يكسره بدنبال لذّات و شهوات رفته‏اند.»
أَوْمُغْرَمًا بِالْجَمْعِ وَ الِادّخَارِ .
«دسته چهارم : أفرادى هستند كه فقط دنبال جمع آورى و كثرت مال مى‏روند.»
مُغْرَم يعنى مُحبّ ؛ آن كسى كه حُبّ در او أثر كرده است و حبّ را از مقدار عادى بالاتر برده ، او را عاشق و ديوانه جمع و ادّخارِ مال نموده است ؛ اينها را مُغْرَم مى‏گويند . مُغْرم ، أفرادى هستند كه عالمند ، خيلى خوب مى‏فهمند و همه چيزشان خوب است ، آن نقاط ضعف سابق در آنها نيست ؛ فهمشان خوب است و تعليم اين علوم به آنها از اين جهت موجب نگرانى و خوف من نخواهد شد .
يعنى آنها علم من را آلت براى دنيا قرار نميدهند ، كم فهم نيستند كه بصيرتشان در دين كم باشد ؛ و ليكن اينها دنيا زده‏اند ؛ وجودشان تباه شده است . زيرا كه نفوس شريفه خود را صرف ادّخار و جمع‏آورى أموال دنيا كرده‏اند ؛ از علمشان فقط براى جمع‏آورى مال استفاده نموده‏اند .
لَيْسَا مِنْ رُعَاةِ الدّينِ فِى شَىْ‏ءٍ . «اين دو دسته أخير هم فائده‏اى ندارند . (هم آن عدّه‏اى كه مَنْهُومًا بِالْلَذّةِ ، سَلِسَ الْقِيَادِ لِلشّهْوَةِ باشند ، و هم آن دسته‏اى كه مُغرَمِ به جمع و ادّخار هستند) اينها مفيد نيستند ؛ زيرا دلهاى آنان براى دين نسوخته است.» اينها از رُعاةِ دين و حافظان و پاسداران دين نيستند . إنسان در هيچ أمرى نمى‏تواند به اينها مراجعه كند ؛ براى اينكه اينها يا أهل شهوت و لذّت ، يا أهل ادّخار و جمع‏آورى مال مى‏باشند . مقصد أقصى و هدف أسناى آنها از علم و تدريس و بحث و بدست آوردن كرسيهاى دينى ، اين مسائل است . اينها به درد نمى‏خورند ؛ من نمى‏توانم علمم را به اينها بياموزم . و إلّا آن علمى را كه من به اينها مى‏دهم ، در شهوت و لذّت و ادّخار أموال و كُنوز صرف مى‏كنند .
أَقْرَبُ شَىْ‏ءٍ شَبَهًا بِهِمَا ، الْأَنْعَامُ السّآئِمَةُ . «نزديكترين چيز ، از جهت شباهت به اين دو طائفه ، چهار پايان چرنده هستند.»
ملاحظه كنيد كه حضرت چقدر لطيف بيان مى‏فرمايند ! نمى‏فرمايند : اينها (اين دو طائفه)كه منهوم به لذّتند و دنبال شهوت مى‏باشند ، يا دنبال مال مى‏روند ، به حيوانات چرنده و چهارپايان شباهت دارند ؛ بلكه مى‏فرمايد : چهارپايان چرنده به اينها شبيه‏اند ! خيلى لطيف است ! يعنى آن حيوان معصوم را نبايد مركز نُقصان و كوتاهى قرار داده ، و اينها را در نقصان ، به آن حيوان قياس كنيم ؛ بلكه مركز نقصان و عيب و كانون تباهى اينجاست . بايد حيوانات را به اينها تشبيه كرد ! اين نظير آن تشبيه است كه مى‏گويد : «هنگام طلوع خورشيد ، إشراق شمس ، شبيه إشراق جمال محبوبه من بود».
در علم بيان آمده است كه : بعضى أوقات تشبيه معكوس را مى‏كنند ، براى عظمت و بزرگى و جلوه دادن آن مورد شباهت به نحو أعلَى و أتَمّ . بايد بگويد : صورت حبيبه من شباهت به خورشيد دارد و درخشش نور او شبيه نور خورشيد است ؛ و در هنگامى كه او در مقابل من تجلّى مى‏كند عيناً مانند إشراق خورشيد است كه سر از اُفق بيرون مى‏آورد ؛ ولى مى‏گويد : نه ، خورشيدى كه سر از اُفق بيرون مى‏آورد ، شبيه إشراق جمال محبوبه من است ! اينجا هم مى‏فرمايد : أَقْرَبُ شَىْ‏ءٍ شَبَهًا بِهِمَا الْأَنْعَامُ السّآئِمَةُ .
كَذَلِكَ يَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِيهِ . «اينطور است كه علم بواسطه مردن حاملين آن مى‏ميرد.»
علم زيادى در اينجا جمع است ، ولى چه كنم ؟! همينكه مُردم ، اين علمها همه از بين مى‏رود . زيرا كه أفراد إنسانها از اين چهار قسم بيرون نيستند . مردم همه گرفتار اين مسائل هستند .
حضرت پس از اينكه أحوال علماء و أقسام آنها را بيان مى‏كنند (كه لَقِن‏اند و غير مأمون ؛ يا منقاد به حَمَله حقّ هستند ولى بصيرت ندارند ؛ يا گرفتار مسائل شخصى و جاه طلبى و لذّات و يا بدست آوردن دنيا از راه دين مى‏باشند) مى‏فرمايند :
اللَهُمّ بَلَى ؛ لَاتَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَآئِمٍ لِلّهِ بِحُجّةٍ ، إمّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا ، أَوْخَآئِفًا مَغْمُورًا ، لِئَلاّ تَبْطُلَ حُجَجُ اللَهِ وَ بَيّنَاتُهُ ؛ وَ كَمْ ذَا ؟ وَ أَيْنَ أُولَئِكَ؟!
«بار پروردگار ! آرى ؛ چنين نيست كه در روى زمين حتّى يك يا دو نفر هم نباشند ! بلكه زمين از كسى كه براى خدا با حجّت قيام كند و با بيّنه و برهان باشد خالى نيست.»
هستند كسانى كه با حجّت إلهيّه بر سر پاى خود ايستاده ، و داراى قلبى اُستوار و عزمى متين و إراده‏اى آزاد مى‏باشند ؛ در عالم طبيعت به هيچ وجه من الوجوه دين را وسيله دنيا قرار نداده‏اند ؛ به نعمتهاى خدا استظهار بر عباد او نكرده ، و با حجّتهاى إلهى عليه أوليائش نتاخته‏اند ؛ بصيرت در أحْناء حقّ داشته‏اند ، و منهوم به لذّت و شهوت نبوده ، و مُغرَم به ادّخار و جمع مال نيستند ! أمّا كجا هستند ؟! چند نفر هستند ؟! آن كسانى كه قلبشان به نور پروردگار روشن شده است ، كجا هستند ؟! «لَاتَخْلُوالْأَرْضُ» زمين خالى نخواهد بود از چنين أفرادى كه با حُجَج إلهيّه بر سر پا ايستاده باشند ، و براى خدا كار كنند .
إمّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا أَوْخَآئِفًا مَغْمُورًا . «يا ظاهر است و در ميان مردم شهرت دارد و مردم او را مى‏شناسند ؛ يا خائف است و ترسان و مغمور و مستور . علمش را بر مَلا نمى‏كند ؛ و در ميان مردم خود را نشان نميدهد.» زمين از چنين أفرادى : إمّا ظَاهِرًا مَشْهُورًا أَوْ خَآئِفًا مَغْمُورًا ، خالى نيست . چرا ؟
لِئَلاّ تَبْطُلَ حُجَجُ اللَهِ وَ بَيّنَاتُهُ . «براى اينكه حُجج إلهيّه و بيّنات خداوند باطل نگردند.» اگر اينها نباشند ، بكلّى در روى زمين حجّت نيست و تمام أفراد مردم در روز قيامت بر خدا حكومت مى‏كنند و مى‏گويند : مطلب به ما نرسيد ؛ زيرا يك حجّت هم در روى زمين نبود كه ما بتوانيم به او دسترسى پيدا كنيم .
و أمّا اگر فى الجمله بعضى از اين أفراد در روى زمين باشند ، خداوند بر همه آنها حجّت دارد و مى‏فرمايد : چرا در روى زمين به سراغ حجّتهاى ما نرفتى و از آنها پيروى و استفاده ننمودى ؟! پس اگر اين أفراد نباشند ، حجّت و بيّنه پروردگار باطل مى‏شود . لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَ يَحْيَى‏ مَنْ حَىّ عَن بَيِّنَةٍ از بين ميرود (1) .
وَ كَمْ ذَا ؟ وَ أَيْنَ أُولَئِكَ ؟! «أمّا اينها چند نفر هستند و آن أفراد كجا هستند؟ !»
أُولَئِكَ وَ اللَهِ الْأَقَلّونَ عَدَدًا ؛ وَ الْأَعْظَمُونَ قَدْرًا ؛ يَحْفَظُ اللَهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيّنَاتِهِ حَتّى يُودِعُوهَا نُظَرَآئَهُمْ ، وَ يَزْرَعُوهَا فِى قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ .
«قسم بخدا آن أفراد ، اندك‏ترين مردمند از جهت شمارش . (نمى‏فرمايد : عددشان كم است ! بلكه مى‏فرمايد : الْأَقَلّونَ ، اندك‏ترين مردمند . اگر هر طائفه و صنف و گروه و دسته‏اى را از ميان علماء و أفراد مجتهد شمارش كنيد ، شمارش و تعداد اينها از همه كمتر است) .
وَالْأَعْظَمُونَ قَدْرًا ؛ و عظيم ترين مردم هستند از جهت قدر و منزلت و مقدار و سرمايه و ارزش . بواسطه اينهاست كه خداوند حجّتها و بيّنه‏هاى خود را حفظ و نگهدارى مى‏كند ؛ تا اينكه حُجج و بيّنات و أدلّه و دين و إسلام و قرآن و إيمان و معارف و غيرها را به نُظَراء و أمثال خود بوديعت سپرده و هر يك از اينها مطلب را بديگرى بسپارد . و آن حُجج و بيّنات را در دلهاى أشباه و أمثال خود بكارند ، تا اينكه كم‏كم روئيده شود و رشد كند ؛ و آنها هم در زمانهاى بعد ، هر كدام سُتونى از عظمت براى حُجج و بيّنات إلهيّه باشند.»
هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ ، وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ ، وَ اسْتَلاَنُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ ، وَ صَحِبُوا الدّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلّقَةٌ بِالْمَحَلّ الْأَعْلَى .
«علم ، بينائى ، إدراك صحيح و قوىّ ، حقيقتِ بصيرت و إدراك و بينش ، بر آنها از أطراف هجوم كرده و روى آور شد . و با روح يقين مباشرت كردند ؛ حقيقت يقين وجان يقين را مسّ نموده و لمس كردند ؛ با إدراكات فكرى و عقلانىّ ، با تمام شراشر وجود خود به حقيقت و جان يقين دست يافته‏اند . و آنچه را كه ناز پروردگان و أهل إتراف ، سخت و ناهموار شمرده و خشن مى‏پنداشتند ، نرم و ملائم يافته و در دنيا بدين قسم عمل كردند . و با آنچه مردم سياه دل از آن استيحاش مى‏نمودند اُنس و اُلفت پيدا كردند . و در دنيا با بدنهائى كه أرواح آنها مُعلّق به محلّ أعلى و محلّ قدس بود زيست نمودند.» يعنى فقط بدنهاى آنها در دنيا آمده ، ولى روحشان در دنيا نبود . در تمام مدّتى كه در دنيا با مردم رفت و آمد مى‏كردند و سخن مى‏گفتند و نكاح مى‏كردند و به بعضى از كارها دست مى‏زدند ، فقط بدنهاى اينها در اين اُمور تدبيريّه و عالم طبع و اعتبار ديده مى‏شد . و ليكن أرواحشان بالمَحلّ الأعلَى اتّصال داشت .
أُولَئِكَ خُلَفَآءُ اللَهِ فِى أَرْضِهِ وَ الدّعَاةُ إلى دِينِهِ ؛ ءَاهِ ، ءَاهِ ! شَوْقًا إلَى رُؤْيَتِهِمْ . انْصَرِفْ إذَا شِئْتَ (2) .
«ايشانند جانشينان خدا در روى زمين و خوانندگان به سوى خدا و دين او . آه ، آه !چقدر من آرزو و اشتياق ديدار آنانرا دارم ! حال اى كميل اگر ميخواهى بروى ، برو!»
اين خبر شريف را صدوق نيز در «خصال» از أبى الحَسن محمّدبن علىّ‏ بن شاه ، روايت مى‏ كند(بعلت طولاني شدن همين يك جرعه هم براي اهلش كافيست وگرنه 5000 كتاب هم بنويسيم كفايت براي جاهل نخواهد كرد)
در اين مطلب كجا گفته شده فقيه صفات عالم رباني شامل هر كسي نمي شود هم دانشمند باشد (عالم گرفته شده از كلمه علم) و هم رباني (گرفته شده از الهي يا كلمه رب) صفاتي كه حضرت شمرده اند در كجاي اقاي خامنه اي پيدا مي كنيد مرجعيت ايشان از كجا امده است ايشان حتي رساله اي داخل كشور ندارند البته به سوالات پاسخ مي دهند اما رساله ندارند
در زمان وفات پيغمبر همه با تشكيل حكومت اسلامي موافق بودند اينكه چه كسي خليفه شود مشكل انها بود و با دسيسه و غرور حق از علي ع اخذ شد در زمان وفات آقاي خميني همين كار را رفسنجاني نمود با توجه بشرط مرجعيت اقاي موسوي اردبيلي پيشنهاد بود اقاي رفسنجاني تغييرش داد با صحبتهايش بوقتش حقش كف دستش گذاشته شد ومكرومكرالله والله خيرالماكرين نوبت بقيه اينها هم خواهد رسيد حمايت از فرد ناشايستي چون احمدي نژاد فردي دروغگو كه بزرگترين ضربه را به مملكت و اسلام با اين گراني ها و اقداماتش زده است كه شكر خدا يكي پس از ديگري به اين موضوع اعتراف ميكنند فسادها زمين خواري ها كه اسنادش در اينترنت موجود است مربوط به لاريجاني ها كه سايت اقاي توكلي نيز تاييد نموده اختلاس و هزاران چيز ديگر و بگم بگمهايي كه فقط قضيه چماق را دارد نشاندهنده اين موضوع و خطاي كامل اقاي خامنه اي بواسطه حمايت از يك دروغگو مشهود است
ديگر چه بگويم افتاب در اسمان است و بعضي ها انكار ميكنند حق مال كسي ديگر است
اگر همان كتاب ولايت فقيه اقاي خميني را بخوانيد خود ميگويد فقيه مجتهد جامع شرايط اين شرط را در خصوص اقاي خامنه اي ثابت كنيد تا بقيه را بحث كنيم
پيشنهاد ميكنم پيام 8 ماده اي اقاي خميني در صحيفه نور صفحه 140 يا 141 بخوانيد ونقض گفته هاي ايشان در همين انقلاب را ببينيد كه از دوره ايشان جاريست (از دوستاني كه منبع ميخواهند حتي اگر پيدا نميكنيد بگوييد متن را كپي كنم يا فايل را ضميمه نمايم)
در اوايل كتاب ولايت فقيه اقاي خميني مي گويد “براى روشن شدن مطلب اين سؤال را مطرح مى‏ كنم: از غيبت صغرا(25) تا كنون كه بيش از هزار سال مى‏ گذرد و ممكن است صد هزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشريف بياورد، در طول اين مدت مديد احكام اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود، و هر كه هر كارى خواست بكند؟ هرج و مرج است؟ قوانينى كه پيغمبر اسلام در راه بيان و تبليغ و نشر و اجراى آن 23 سال زحمت طاقت فرسا كشيد فقط براى مدت محدودى بود؟ آيا خدا اجراى احكامش را محدود كرد به دويست سال؟ و پس از غيبت صغرا اسلام ديگر همه چيزش را رها كرده است؟ ”
حال اينجانب هم براي روشن شدن مطلب سوالي دارم : كورش 2500 سال قبل از ميلاد مسيح حكومت كرد علامه طباطبايي معتقد بود ايشان همان ذوالقرنين پيامبري است كه در قران اشاره شده است حكومتي عادلانه داشت كه مردم با جان دل تحت لواي ايشان ميرفتند لوح حقوق بشر كه از نوشنه هاي ايشان است بدون اينكه تشكيل حكومت زرتشتي اي در حال حاضر درجهان داده نشده است چگونه از بين نرفته سرلوحه اديان ديگر و كشورهاي جهان با اديان يا بي اديان شده است؟ ايا حكومتي زرتشتي در جهان بوجود آمده است؟ كه دست روي دست نگذارد يا خبرديگريست؟

سلام ایرانی متشکر لطفا مطالب رو باذکر منبع بیان کنید که بیشتر معتبر باشد و بهتر بشود در مباحث دیگر بیان کرد .

عليكم السلام بروي چشم سعي ميكنم بيشتر منابع را هم اشاره كنم پيشنهاد من اينست همه دوستان جستجو كنند و تفكر در هر خط نوشته بزرگان هر چيزي را كيلويي نپذيرند انشالله خداوند راهنماي همه ما خواهد بود و همه ما را به رستگاري همچون ميثم تمار و همچون مالك اشتر برساند انشالله

دست بوسی کار خوبی نیست نمیدانم چرا رهبر آن را نفی نمی کنند.روزنامه ها آرتص در اسرائیل می نویسد که مثلا نتان یاهو یا باراک چیزی نمی فهمندویا واشنگتن پست می نویسد که بوش دیوانه است که فلان کار را کرده است اما هیچ روزنامه رسمی در ایران نمی تواند خیلی مودبانه بنویسد که رهبری در فلان مو ضوع اشتباه فکر میکند که از طرق مختلف مورد تعرض قرار می گیرد من نهج البلاغه و قران خوانده ام و این وضعیت را با آنها منطبق نمیدانم اگر دوستان جوابی دارن ارائه نمایند تا روشن شوم یاد اوری مینمایم که انتقادات روزنامه های خارجی به رهبران را از تلوزیون خودمان شنیده ام

به عنوان یه عاشق رهبر البته نه افراطی بلکه مو فشن و تیریپ 2012میگم خدمتتون:ازادی بیان و ازادی قلم در ایران تقریبا خوشبینانش20درصده ولی حتما از اخبار ایران شنیدید نه؟که نتانیاهو یا اوباما بهشون تو روزنامه ها مثلا اسوشیتد پرس تو اسرائیل یا لوس انجلس تایمز تو امریکا توهین میشه یا ازادن هر حرفی بزنن نه؟!در جوابش بگم که دشمن مان وتلویزیون دولتی ایران باید ازشون بد بگن و من هم اینو تایید میکنم که جنگ نرمه وباید دروغ وراست توش باشه واین حق ماست ومهم اینکه: ما چون اونجا زندگی نمیکنیم در این مورد نمیتونیم اظهار نظر کنیم اگه اینجا ازادی بیان نباشه اونجام همچین ازادی بیان نیست.

براي اينكه اينجا ديكتاتوري مذهبي است البته انجا هم آش دهن سوزي نيست اما آزادي بيش از اينجاست اگر آزادي بيان انجا را با اسلام ما يكجا جمع كنيم ميشود به يكجاهايي رسيد
ميشود گفت انها به انسانيت رسيده اند مثلا فلان هنرپيشه با هزينه خود ميرود كشوري فقير كمك مالي ميكند بعضي ها ميگويند براي تبليغ است من سوالي دارم گيريم كه براي تبليغ است چرا از ثروتمندان ما از اين حركتهاي انساندوستانه خبري نيست حتي داخل كشور همين مستاجرها تهران خودمان همين خيابان خوابها كمكي كنند جايي را بسازند در اختيار اينگونه ادمها بگذارند تبليغ هم بكنند اشكالش چيست؟
جامعه ديني فراتر از جامعه انساني است بعبارتي ظرف جامعه انسانيت درون ظرف جامعه ديني قرار مي گيرد ولي تا پله اول را بالا نرفتيم چگونه به انتهاي پله ها برسيم تا وقتي انسان نشديم چگونه مي خواهيم مسلمان بشوييم يا فراتر شيعه بشويم انهم ان صفاتي كه مولايمان از شيعه مي گويد اري همچون مالك اشتر شدن هنر ميخواهد كار هر بز نيست خرمن كوفتن گاو نر ميخواهد و مرد كهن

ba salam.dar javabe dooste irani bayad begam be nazare shoma amsale sheykhe mofid va koleyni va sadoogh va toosi bozorgtaran ya ayatollah broojerdi? shoma bayad ye motale dar morede manabe asliye shie dashte bashin hamchenin bayad begam ke ayatollah broojerdi mokhalefe velayate faghih va hokoomate eslami naboodan va dalile eghdam nakardane eishoon na amadegi mardom bode dar morede ayatollah khooyii hamantor ke hame midoonan hodoode yek sal ghabl az rehlateshoon too ketabeshoon be ghaboolie velayate motlaghe faghih eshre kardan. ye sit ham hast ke etelate lazemo dare inam adresesh :askquran.ir

اولا تایپ فینگلیشی کاملا ممنوع است. لطفا قوانین را بخوانید:

https://shariati.nimeharf.com/rules/

اما با کمی اغماض کامنت شما تایید شد و در پاسخ تنها می توان برای این اطلاعات فوق العاده ضعیف و ناقص شما در مورد آیات عظام خویی و بروجردی متاسف بود.

پیشنهاد می شود سعی کنید بخاطر دنیای دیگران آخرت خود را خرج نفرمایید..

یا الله
@};-

اولا سايت رسمي ايت الله خويي فعاله اينم ادرسش و متن نظر ايشان درباره اين موضوع
ایشان نظریهٔ ولایت فقیه را یک “بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی” می‌دانستند. همچنین از ایشان است که “ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقهاء اثبات نمی‌شود. ولایت تنها به پیامبر و ائمه اختصاص دارد. آن‌ چه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوای‌شان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون ولایت است ـ ندارند مگر در امور حسبیه(مقصود از امور حسبیه کارهایی است که محسوب برای خداست و به عنوان وظیفه عبادی انجام می گیرد هم چون قبض حقوق شرعیه (خمس و زکات و…) و به مصرف رسانیدن آنها در موارد خود و حفاظت از موقوفه هایی که متولی خاصی ندارند و نگهداری از اموال مسلمانی که غایب یا قاصر است و نظایر آن.) و فقها در این محدوده ولایت دارند، اما نه به معنای ادعا شده(یعنی نه به معنای ولایت) بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش… بنابراین، آن‌چه برای فقیه، ثابت می‌باشد جواز تصرف است، نه ولایت.”. که البته خواندن دقیق این منبع خالی از لطف نیست:
http://www.al-khoei.us/books/index.php?id=120
فذلكة الكلام :
أن الولاية لم تثبت للفقيه في عصر الغيبة بدليل وإنما هي مختصة بالنبي والأئمة (عليهم السّلام) ، بل الثابت حسبما تستفاد من الروايات أمران : نفوذ قضائه وحجية فتواه ، وليس له التصرف في مال القصّر أو غيره مما هو من شؤون الولاية إلاّ في الأمر الحِسبي فإن الفقيه له الولاية في ذلك لا بالمعنى المدعى ، بل بمعنى نفوذ تصرفاته بنفسه أو بوكيله وانعزال وكيله بموته ، وذلك من باب الأخذ بالقدر المتيقن لعدم جواز التصرف في مال أحد إلاّ بإذنه ، كما أن الأصل عدم نفوذ بيعه لمال القصّر أو الغيّب أو تزويجه في حق الصغير أو الصغيرة ، إلاّ أنه لما كان من الاُمور الحِسبية ولم يكن بدّ من وقوعها في الخارج كشف ذلك كشفاً قطعياً عن رضى المالك الحقيقي وهو الله (جلّت عظمته) وأنه جعل ذلك التصرف نافذاً حقيقة ، والقدر المتيقن ممن رضى بتصرفاته المالك الحقيقي ، هو الفقيه الجامع للشرائط فالثابت للفقيه جواز التصرف دون الولاية .
وبما بيّناه يظهر أن مورد الحاجة إلى إذن الفقيه في تلك الاُمور الحِسبية ما إذا كان الأصل الجاري فيها أصالة الاشتغال ، وذلك كما في التصرف في الأموال والأنفس والأعراض ، إذ الأصل عدم نفوذ تصرف أحد في حق غيره .
ثانيا قبل از اقاي خميني ملا نراقي نوشته هاي در باره ولايت فقيه دارند از علمايي چون كافي مجلسي و غيره متن صريحي درباره ولايت فقيه نيست فقط احاديث و نوشته هايي كه برخي از ان به تفسير در مورد ولايت فقيه اقدام نموده اند وجود دارد مانند حديث امام زمان عج از آقاي كافي اولين كسي كه حرف از ولايت فقيه زد شهيد اول حدود سال 768 است كه بواسطه همين حرف كشته شد تا ملا نراقي و بعد اقايان خميني و منتظري
ضمنا شكي در تشكيل حكومت اسلامي نيست بحث در مورد ولايت فقيه است انچه حضرت علي ع در حديث كميل و شرايط انسانهاي رباني مي گويد با ولايت فقيه امروزي شما زمين تا اسمان اختلاف است حديث كميل را بخوانيد خود خواهيد ديد

سلام و عرض ادب وخسته نباشید خدمت جناب ایرانی ،
واقعا از گفتار و جوابها و بیانتان معلوم است بسیار اهل مطالعه دقیق وعالمانه هستید و من بسیار بسیار استفاده کردم از مطالب شما .
دمتون گرم ، خدا قوت .

چند وقت پیش در یک سایتی خوانده بودم که یک حدیثی است که مضمونش به این شرح است: اگر در یک زمان، دو فرد لایق ولایت فقیه می زیستند، هر دو می توانند حکومت جداگانه ای داشته باشند و مردم هم از هر کدام که می خواهند، می توانند پیروی کنند.
آیا این مضمون حدیث درست است؟ از کیست؟ منبعش کجاست؟

با سلام و تشکر از همه عزیزان بابت این همه مطالب زیبا و موثق که له یا علیه نظریه ولایت فقیه مطرح نمودند.بیشترش رو مطالعه و از بعضیشون استفاده کردم. فقط چند نکته:
1-در دریافت ، پردازش و نتیجه گیری از اطلاعات جانب انصاف و بی طرفی را حفظ کنیم.
2-ظاهرا این امری واضح است که مسئله ولایت فقیه لااقل در حال حاضر بسیار دستخوش انتقاد و اختلاف نظر و شبهه شده است چه در بین خواص و چه در بین عوام که این چالشی بزرگ برای این اصل اساسی حکومت در مملکت ماست و بسیاری از امور را تحت الشعاع قرار میدهد، پس باز هم تاکید میکنم که باید دقت کنیم.
3-همه امور خوب ، عقلانی ، آرمانی و… در حیطه مباحث نظری و کلامی دارای جایگاهی والا و دوست داشتنی هستند ولی در عرصه عمل و اجرا گاهی بسیار متفاوت میشوند از آنچه که مطرح شده بودند، شاید ولایت فقیه هم یکی از مثالهای بارز این مطلب باشد.
4-اینکه در رابطه با امری به دلایل سطحی و جزئی یا تمامش را بپذیریم یا به کل نفیش کنیم امری پسندیده به نظر نمی آید پس در این امر نیز نقاط قوت و ضعفش را بشناسیم و آنگاه خوب و بد و قوت و ضعف مسئله را در دو کفه ترازو ریخته در رابطه با آن نتیجه گیری کلی نماییم.
5-تاریخ بهترین شاهد برای درستی یا نادرستی امور و مسائل در عرصه نظر یا عمل خواهد بود. از تاریخ موضوع ما نیز 33 سالش سپری شده و میتوان میزان کارکرد درست ، مورد قبول و پیش بینی شده نظریه فوق را از میزان اقبال و رضایت عمومی و وضع بسامان یا نابسامان داخلی و خارجی و… کشورمان مورد بررسی قرار داد.
6-در ایجاد و انجام امور مختلف فاکتورهای زیادی دخیل هستند باید همه این فاکتورها و درصد نقش آنها را در مسئله در نظر بگیریم.
7-ما مکلف به انجام وظیفه ایم و نه کسب نتیجه.
باتشکر-التماس دعا

با سلام

به نظر من ولایت فقیه یک اصل غیر قابل انکار است و ما بدون ولایت راه و مسیر آینده خود را نمی توانیم به روشنی انتخاب کنیم

درود بر ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت الله الغظمی خامنه ای جانم فدایش

کسانی که ایمان اورده و ایمان خود را به شرک نیالوده اند رستگارند ‘ انعام ایه ۸۲ ‘ و ایمان اورندگان چه اندک شماره اند ‘
کاملا روشنه که هیچکدوم از شما نمیدونید ایمان چیه ‘ اسلام چیه ‘ شرک چیه ‘ کفر چیه و منافق به کی گفته میشه ‘?

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *