دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و امام خمینی

سه متفكر معاصر و دانشجویان(امام خمینی، استاد مطهری، دكتر شریعتی)

نويسنده: عبدالكاظم مجتبی زاده

چکیده: فعالیتهای دكتر شریعتی و استاد مطهری در دانشگاهها در سالهای قبل از انقلاب نقش بسزایی در ترویج اندیشه های اسلام انقلابی و مقابله با ترویج افكار الحادی و التقاطی داشت. این فعالیتها موجب پیوند دانشگاه با روحانیت انقلابی شد و در پذیرش رهبری حضرت امام خمینی(ره)، با ویژگی هایی كه در شخصیت و افكار ایشان وجود داشت، از سوی دانشجویان انقلابی به منصه ی ظهور رسید
دانشگاه به سبك امروزی در قرن 13 ه. ش با تأسیس دارالفنون در كشور رایج شد و در سال 1313 ه. ش نهادهای دانشكده و دانشگاه با تاسیس دانشگاه تهران شكل گرفت. به فاصله ی هشت سال از تاسیس دانشگاه به شیوه ی جدید در ایران، انجمنهای اسلامی در دانشگاهها شكل گرفت،كه منشأ آنها یك گروه آموزشی به نام «كانون اسلام» بود.
این گروه در سال 1310 ه. ش بوسیله آیت الله طالقانی در تهران بنیان نهاده شده بود. آیت الله طالقانی این مركز را به منظور نشر معارف و علوم قرآنی بنیان نهاد، تا در جهت پیوند حوزه و دانشگاه تلاشهای گسترده ای را بعمل آورد. رابطه تنگاتنگ روحانیت و دانشگاه، از سال 42 به دنبال اعلامیه ی معروف امام(ره) و قیام 15 خرداد شكل تازه ای یافت و در یك پروسه ی تكوینی به زعامت و پیشوایی سیاسی امام (ره) (علاوه بر زعامت دینی) در بین توده مردم و دانشجویان انجامید. علاوه بر ارتباط عمیق دانشجویان با امام(ره) افراد دیگری همچون مرحوم دكتر شریعتی و شهید مطهری نیز در ارتباط بین مذهبیون با تحصیلكردگان دانشگاه ها در قبل از انقلاب نقش به سزایی برعهده داشته اند.
در این نوشتار علاوه بر آشنایی با زندگی سه شخصیت بزرگ در انقلاب اسلامی (شریعتی، مطهری و امام خمینی(ره) ، به گوشه هایی از تفكرات و نحوه تعامل آنان با دانشجویان در قبل از انقلاب پرداخته میشود. همچنین یادآور میشود كه در این مقاله ترتیب ارائه مطالب بر اساس تقدم وفات این بزرگان صورت پذیرفته است.

دكتر علی شریعتی

علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان در استان خراسان بدنیا آمد و دوران كودكی را در همان روستا گذراند،اجداد شریعتی همه از عالمان دین بودند. پدرش محمد تقی شریعتی نیز از تلاشگران و اندیشمندان مذهبی معاصر ایران و بنیانگذار كانون نشر حقایق اسلامی در مشهد بوده است . شریعتی در سال 1319 برای تحصیل به مشهد آمده و پس از گذراندن دوره ابتدایی و سیكل، وارد دانشسرای عالی میشود. همزمان با بالا گرفتن مبارزات ملی شدن صنعت نفت به رهبری دكتر مصدق، شریعتی نیز با ملّییون مشهد همكاری مینماید.
شریعتی در این زمان با جمعیت خدا پرستان سوسیالیست به رهبری محمد نخشب آشنا میشود و از افكار آنها تأثیر می پذیرد. در سال 1313 به جرم طرفداری از حكومت ملی بازداشت میشود كه این اولین بازداشت وی است. در همین سال كتاب «ابوذر» نوشته (جوده السحار) را ترجمه میكند و از همین زمان تا آخر عمرش به ایده های ابوذر عشق میورزد، و پس از اتمام دوره دانشسرای عالی، در مدارس شروع به تدریس میكند و كتاب«مكتب واسطه» را نیز در همین زمان مینویسد. در سال 1335 در دانشكده ادبیات و علوم انسانی مشهد شروع به تحصیل مینماید و هم زمان به فعالیتهای سیاسی اش ادامه میدهد. به دنبال احراز رتبه ی اولی از دانشگاه، بورس تحصیلی گرفته و برای ادامه تحصیل عازم فرانسه میشود. در آنجا از محضر استادانی چون لویی ماسینیون شرق شناس و گورویچ جامعه شناس معروف و ژاك برك بهره مند میشود، این اساتید تاثیرات شگرفی بر روی شریعتی گذاشتند به گونه ای كه وی در كتاب كویر در قست معبودهای من از آنان به نیكی یاد می كند. در همین ایامِ تحصیل در فرانسه، با رهبران انقلاب الجزایر آشنا میشود و با آنان همكاری می نماید و فعالیتهای سیاسی اش را در ضمن همكاری با اعضای جبهه ملی در خارج ادامه میدهد. شریعتی در سال 1345 به عنوان استاد دانشكده ادبیات وارد دانشگاه مشهد شد،كه از همین زمان همكاری او با حسینیه ارشاد كه موسسه ای مذهبی در تهران بود شروع میشود. حیات بارور شریعتی از همین زمان آغاز میگردد در سالهای 50 ـ 1349كتابهایی نظیر «تشیع علوی، تشیع صفوی»، «مسولیت شیعه بودن»، «حسین وارث آدم» و «روشنفكر و مسولیت آن در جامعه» از وی منتشر میشود.
دكتر شریعتی را بایستی در زمره یكی از نیروهای اصلی انقلاب، پس از شخص امام(ره) به شمار آورد. این دیدگاه كه به نوعی ریشه در واقعیتهای مسلّم اجتماعی دارد بازگو كننده ی همان اصل مهم، در وقوع همهی انقلابهای اجتماعی است و آن نقش «آگاهی» در تولّد انقلابهاست. به عبارت دیگر دوره ی «ارشاد» را می توان سكوی پرتاب نسل جوان به سوی اسلام و انقلابی گری و ظرف ذهنی انقلاب اسلامی به شمار آورد، كه طی آن مفاهیم ایدئولوژیكی و حركت زای انقلاب توسط شریعتی تفسیر مجدد گردید. به اعتقاد شریعتی اسلام، به خصوص تشیع، آن گونه كه بسیاری از روشنفكران مذهبی میگویند، نه اعتقادی محافظه كار و جزمی است، و نه آن گونه كه بعضی از روحانیون مرتجع میگویند، یك عقیده شخصی غیر سیاسی است، بلكه آرمانی انقلابی است كه همه ی وجوه حیات، بویژه سیاست را در برمی گیرد، و مومنان حقیقی را وا میدارد تا به هرگونه ستم، بهره كشی و بی عدالتی اجتماعی به نبرد برخیزند. شریعتی بر این باور بود كه نابسامانیهای كشور ایران؛ امپریالیسم جهانی، صهیونسیم بین المللی، استثمار، سركوب، نابرابری طبقاتی، كارتلها، شركتهای چند ملیتی، نژاد پرستی،امپریالیسم فرهنگی و غرب زدگی هستند. شریعتی خود را ادامه دهنده و تكمیل كننده چیزی می دانست كه مسلمانان رادیكال نسل پیشین آغاز كرده بودند،یعنی تدوین دینی دنیاگرا كه برای روشنفكران نو جذابیت داشت، بیانی كه بازاریان سنتی و تودههای مذهبی را فراری دهد. دكتر شریعتی با نقد و برخورد انتقادی با مدرنیته و روشنگری قصد داشت كه الگوهای روشنفكری ایرانی را فراتر از غرب ببرد و از تبدیل شدن آن به مدینه فاضله جلوگیری كند. دكتر شریعتی در همین راستا اعلام كرد كه مذهب من یك مذهب ماوراء علمی است یعنی از علم می خواهد گذر كند، و عرفانی كه من مطرح می كنم یك عرفان ماوراء عقلی است، یعنی اینكه از بستر عقل و خرد عبور می كند و در یك موضع بالاتر می نشیند. به این ترتیب دكتر شریعتی برای دانشجویان یك فضای فكری را ترسیم كرد كه نه تنها در برابر غرب احساس حقارت نكنند بلكه احساس كند كه دارای یك ایدئولوژی برتر و كاملتر هستند.
با ظهور دكتر شریعتی و آغاز فعالیت در حسینیه ارشاد، دانشجویان مذهبی كه تا این سالها نسبت به ماركسیستها در دانشگاه در اقلیت بودند، رشد و بالندگی یافتند. در سایه نشر و گسترش افكار شریعتی و فعالیتهای حسینیه ارشاد به تدریج فعالیتهای دین ستیزی رژیم در دانشگاهها با شكست مواجه شد، و موج جدید تیپ دانشجوی مذهبی در دانشگاه شكل گرفت؛ همچنین گفتار و كردار شریعتی و تأثیر آن بر دانشگاه و دانشجویان، دید مردم نسبت به دانشگاه عوض كرد. دكتر شریعتی به دو دلیل برای دانشجویان جذابیت داشت: اول اینكه از یك خانواده مذهبی برخاسته و به رغم تحصیل در اروپا، فریفته ی مكاتب غربی نشده بود و دوم اینكه وی دارای افكار اسلامی ـ انقلابی بود.
شریعتی تلاش نمود از پایگاه اسلام انقلابی و نه اسلام سنّتی، دانشجویان را برای مقابله با رژیم مجهز نماید. او به خوبی به نقد علمی ماركسیسم پرداخت و با احیای فرهنگ مبارزه و شهادت، به پویایی دین اسلام كه گرایش دانشجویان را به همراه داشت همّت گماشت. از این زمان است كه شریعتی به منظور پیوند بین روشنفكر و روحانی وارد عمل شد. وی با شفاف كردن روحانیت و بر طرف كردن بدبینی هایی كه روحانیون و روشنفكران نسبت به هم داشتند، موجب آشتی بین این دو گروه شد. در واقع شریعتی یكی از عوامل مهم اتصال دانشجویان به روحانیون و شخص امام(ره) محسوب میشود.
دكتر شریعتی با كتاب امت و امامت خود با ترسیم رهبری متعهد انقلابی، كه در واقع برای سرنگونی یك نظام استبدادی وابسته به صحنه می آید و جامعه را برای ورود به یك دنیای تازه و یك مرحله جدید آماده می كند،نقش عمده ای در شناساندن امام(ره) در نزد دانشجویان بر عهده داشت. پیوند دانشجویان با روحانیون مبارز و به ویژه اندیشه های دكتر شریعتی موجب گردید، جایگاه امام(ره) در نزد دانشجویان رفیعتر گردد، به نحوی كه در نهایت، ایشان به عنوان رهبر یك جنبش انقلابی از طرف دانشجویان پذیرفته شدند. پذیرش امام(ره) از طرف دانشجویان دفعتاً صورت نگرفت، بلكه این امر در یك روند چند ساله تكامل یافت و در نیمه اول دهه 50 ، دانشجویان انقلابی، امام(ره) را به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب پذیرفتند.

استاد شهید مرتضی مطهری

مرتضی مطهری در سیزده بهمن 1298در روستای فریمان مشهد در یك خانواده اصیل روحانی چشم به جهان گشود. وی پس از تحصیل مقدمات علوم اسلامی در مشهد در سال 1316 عازم حوزه علمیه قم شد. در اوایل مهاجرت به قم، در دغدغهای روحی به سر میبرد و اندیشه های مربوط به خداشناسی او را سخت به خود مشغول می داشت. وی تا سالهای 3 ـ 1322 به آموختن علوم ادبیات، منطق، سطوح متوسط و عالی فقه و اصول اشتغال داشت، و سپس به تحصیلات اساسی و تحقیق و تحصیل رسمی علوم عقلی پرداخت. سال 1325 در مسیر زندگی شهید مطهری نقطه عطفی به شمار میآید، از این سال ذهن كنجكاو او به طور جدی به طرف مسائل اساسی معطوف شد، و به مسائل مهمی مانند علل عقب ماندگی مسلمین، اشكالات در حوزه علمیه و سازمان روحانیت، دوری از عمق معرفت اسلامی و صدها مشكل دیگر اندیشید. وی در سال 1331 به تهران مهاجرت كرد و اولین اثر مهم خود یعنی، مقدمه و پاورقی به جلد اول «اصول فلسفه و روشن رئالیسم» علامه طباطبایی(ره) را نگاشت. شهید مطهری در سال 1334 تدریس خود در دانشكده الهیات دانشگاه تهران شروع كرد، و به مدت 22 سال به تدریس و تحقیق در آنجا ادامه داد.
از اوایل سال 1342 فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و خدمات فرهنگی و اسلامی وی ابعاد گسترده تری گرفت. مقالات،سخنرانیها و كتابهای شهید مطهری در این زمان نقش با اهمیتی در بیداری مردم ایران علیه جنایات رژیم پهلوی داشت. در این سالها همكاری شهید مطهری با هیئتهای مؤتلفه، در عمل، ایشان را وارد مبارزات پنهانی علیه رژیم نمود.
در سال 1345 شهید مطهری هدایت حسینیه ارشاد را پذیرفت جایی كه روشنفكران دانشگاهی در آن تجمع نموده بودند. وی طی رهبری خود در حسینیه ارشاد سعی نمود كه افكار و اندیشه ها را متوجه اسلام راستین سازد و بدعتها و خرافه های وارداتی استعمارگران را از مغزها بزداید و در ابعاد گوناگون ایدئولوژی اسلامی را نمایان سازد. اوایل دهه پنجاه، سالهای مبارزه شهید مطهری علیه التقاط بود، ایشان به خطری كه متوجه روشفنكران، فضلا و محققین بود توجه نموده و به شدت با اشتباهات و انحرافات غربگرایان و به خصوص مجاهدین به مقابله برخاستند.
قبل از پیروزی انقلاب، شهید مطهری در سفری به پاریس از طرف امام(ره) مسؤل تشكیل شورای انقلاب گردیدند،در بازگشت به ایران، ایشان به همراه شش تن دیگر از یاران امام(ره) این شورا را تشكیل دادند. پس از پیروزی انقلاب،ایشان مهمترین و مورد اعتمادترین مشاور امام(ره) بودند. از جمله آثار شهید مطهری می توان به نهضتهای اسلامی درصد سال اخیر، نظام حقوق زن در اسلام، علل گرایش به مادیگر، انسان و سرنوشت، عدل الهی، خدمات متقابل اسلام و ایران، جهانبینی توحیدی، انسان و ایمان و اشاره كرد.
استاد مطهری یكی از متفكرین دینی بود كه معقتد بود اسلام مكتبی توانا است، كه میتواند مسلمانان را از این وضع انحطاطی نجات دهد، به شرط آنكه به تعالیم اولیه اسلام برگردیم و دوباره آنها را احیا كنیم. وی با ذكر این نكته كه همین مكتب بوده است كه توانسته در زمانی كه غرب در دوران تاریك خود به سر می برد دوران طلایی را خلق كند، اذعان میكند كه اگر این دین، امروز كارایی خود را از دست داده است به این دلیل است كه از تعالیم اصلی آن، جامعه به نحو احسن اجرا نمی شود، و به آن پیرایه هایی بسته شده است، شهید مطهری تفسیر تازهای از حكومت اسلامی، دموكراسی و رهبری متعهد ارائه داد، و در همه ی آنها خواهان استقلال و جدایی از افكار غرب بود. وی از غرب انتقاد می كرد و به خاطر خصوصیت استعماری و جنبه های مادی و مصرفی تمدن غرب، آن را یكی از موانع اصلی رشد و توسعه ی كشور می دانست. شهید مطهری بعنوان یك اندیشمند احیاءتفكر دینی، خواستار آن بود كه دین و مذهب دوباره به صحنه ی اجتماع بازگردانده شود، و علاوه بر اینكه خواستار شناختن غرب و اتخاذ ویژگیهای مثبت آن بود،اصل را بر باز سازی فكر دینی قرار داده و سعی نمود از اسلام یك ایدئولوژی بسازد تا راهگشای مسائل و مشكلات جامعه ی امروز مسلمین باشد. وی دین و سیاست را از یكدیگر جدا نمی دانست و خواهان آن بود كه قوانین اسلام راهنمای عمل سیاسی جامعه باشد.
شهید مطهری به دلیل حضور در دانشگاه و مدارس علوم دینی، پلی بود میان دو قشری كه سالها از هم جدا نگه داشته شده بودند. طلبه و دانشجو كه طبیعی ترین وسایل همكاری و هم فكری را در اختیار دارند، از همدیگر دور بودند. آنان در وجود شهید مطهری نقطه ارتباط و اتصال خود را دیدند و به هم نزدیك شدند، قشر دانشگاهی نیز در وجود وی، اسلام شناسی متعهد و قابل اعتماد را یافت. تلاش وی در این بود كه مدارس جدید و قدیم را به هم وصل كند.
تلاش فكری شهید مطهری برای مقابله با انحرافات دینی و خلع سلاح گروههای ماركسیستی و التقاطی، همچنین جذب جوانان به اسلام، نقش بسزایی داشت. احیای تفكر دینی توسط شهید مطهری و گرایش جوانان بویژه دانشجویان به اسلام، زمینه های مناسبی برای پیوند حوزه و دانشگاه بوجود آورد. این امر در پذیرش رهبری امام(ره) از طرف دانشجویان انقلابی به منصه ظهور رسید.

امام خمینی(ره)

سید روح الله موسوی خمینی در روز 30 شهریور 1281 ه. ش در شهرستان خمین از توابع استان مركزی، در خانوادهای روحانی تبار دیده به جهان گشود. پدر ایشان آیت الله سید مصطفی موسوی بود، و در حالیكه پنج ماه از تولد سید روح الله میگذشت، در بین راه خمین ـ اراك مورد سوء قصد مزدوران و عمال حكومت وقت قرار گرفته و به شهادت رسید. تا سن 15 سالگی فرصتی برای روح الله بود كه به فراگیری قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزههای دینی از جمله ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول در نزد معلمین و علمای منطقه بپردازد.
تبار روحانی، شهادت پدر و فضای روحانی خانواده انگیزههای قوی در رویكرد سید روح الله 15 ساله به مسلك روحانیت بود. سید روح الله در سال 1298 ه. ش برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه اصفهان رهسپار شد، اما آوازه بلند حوزه علمیه اراك كه در آن زمان تحت زعامت مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حائری یزدی رونقی یافته بود، ایشان را به اراك جذب كرد، و اندكی پس از هجرت آیت الله حائری به قم، وی نیز عازم دیار قم شد. روح حساس و جستجوگر سیدجوان باعث شد تا علاوه بر ادبیات عرب ودروس فقه و اصول به رشته های دیگر علمی از جمله ریاضیات، هیئت و فلسفه بپردازد.
در دوره ی پهلوی اول دو حادثه در شكل گیری شخصیت امام(ره) موثر بود، اول هجرت علمای اصفهان به رهبری آیت الله حاج آقا نورالله اصفهانی به قم در سال 1306 ه. ش در اعتراض به برنامه های ضد مذهبی رضاشاه؛ دوم، ماجرای درگیری و رویارویی آیت الله بافقی با رضا شاه كه یكسال پس از تحصن اتفاق افتاد. این دو حادثه به علاوه تأثیرات روحانی نامدار آیت الله سید حسن مدرس بر روح حساس و پرشور امام(ره)، فرصت مناسبی برای امام(ره) بود تا در شناخت جایگاه و اهمیت روحانیت و همچنین قدرت آن در تأثیرگذاری بر جامعه و دولت به نتایج مهمی برسد.
در مقطعی دیگر؛ در سال 41 به دنبال تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و موضع گیری روحانیت و در راس آن امام تهدید شدید اللحن ایشان و حمایت اقشار مختلف، در كمتر از دو ماه، لایحه مزبور رسماً لغو گردد. این پیروزی برای امام(ره) فرصتی جدید بود تا وجه ی اجتماعی و سیاسی حوزه را تقویت نماید. به دنبال اعلام انقلاب سفید، امام(ره) در بیانیه ای كه به مناسبت تحریم نوروز سال 42 و محكومیت همسویی شاه با اهداف اسرائیل و آمریكا صادر كردند، اعلام نمودند: من چاره را در این می بینم كه این دولت مستبد به جرم تخلف از احكام اسلام و تجاوز به قانون اساسی كنار برود و دولتی كه پایبند به احكام اسلام و غم خوار ملت ایران باشد بیاید. امام(ره) با احساس مسؤلیت بسیار بالایی كه نسبت به دیگر مراجع در جریان نهضت انجمنهای ایالتی و ولایتی و بعد در واكنش نسبت به انقلاب سفید و سرانجام لایحه كاپیتولاسیون نشان داد، ویژگیهای شخصی، مثل گستاخی انقلابی و اراده آهنین خود را به نمایش گذاشت. حمله رژیم به مدرسه فیضیه و مدرسه دینی طالبیه تبریز و پس از آن صدور اعلامیه معروف امام(ره) تحت عنوان «شاه دوستی یعنی غارتگری» منجر به دستگیری ایشان و در نتیجه قیام 15 خرداد 1342 گردید. زعامت و پیشوایی سیاسی امام(ره) نیز از سالهای41و 42 آغاز و در یك پروسه تكوینی شكل گرفت و توجه توده مردم و دانشجویان به ایشان جلب شد. امام در دوران تبعید امام(ره) به بازنگری تجربیات بدست آمده و مهمتر از آن تدوین تئوری حكومت اسلامی یا ولایت فقیه پرداخت ، اصلی كه اساسی ترین محور اندیشه سیاسی ـ مذهبی امام(ره) به شمار می رود. این دوره كه در ایران، مصادف با رشد روشنفكری مذهبی نیز بود، فرصت مناسبی برای ابلاغ اندیشه های اجتماعی امام(ره) به نسل جوان بود. از مهمترین كوششهای به عمل آمده در این دوره، بسط نظریات حكومت اسلامی در قالب كتاب مشهور ایشان یعنی «ولایت فقیه» بود كه در تیراژ وسیعی در خارج و سپس داخل كشور منتشر گردید.
تاكید اساسی امام(ره) به فعالیت فرهنگی و تغذیه فكری نسل جوان اگر چه به مذاق بعضی از هواداران برخوردهای خشونت آمیز خوش نمی آمد، اما وقایع سالهای بعد نشان داد كه امام(ره) به خوبی از خلاء جریانات فكری در مواجهه با اندیشه های مكاتب دیگر بخوبی آگاه بوده است. دانشجویان نیز در چهره امام(ره)یك رهبری دینی و در عین حال انقلابی و نوگرایی را می دیدند كه می تواند ضمن اینكه به الزامات توسعه و پیشرفت ایران و حل مسائلی مانند استبداد، استعمار و نوسازی جامعه پاسخ بدهد، در عین حال تمام این راه حلها را در یك چارچوب دینی و اسلامی عرضه میكرد. به این معنی كه دانشجویان به سطحی رسیده بودند كه هم خواهان دین و توسعه بودند، و هم میخواستند هویت ملی و اسلامی خود را حفظ نمایند، و از تاریخ، سنتها و مبانی اعتقادی خود جدا نشده و در عین حال بتوانند برپایه این دین، دنیایی نو بسازند.
همچنین دانشجویان به دلیل نوع كار، موقعیت سنی و شرایط محیطی، فراهم بودن شرایط نقد جامعه در دانشگاه روحیه پرشور، حسّ مسولیت بالا، دسترسی به اطلاعات و آگاهیها، افزایش ارتباطات، میل به ارتقا معرفت، تحلیلهای بالاتر از سطح عامه، حساس بودن نسبت به درد و رنج توده مردم و ستم نسبت به جامعه و به بن بست رسیدن سایر گفتمانهای رایج مانند گفتمان ناسیونالیستی و گفتمان سوسیالیسی، اولین مخاطبان گفتمان نواندیشی و نوگرایی امام(ره) بودند.
از سویی نیز اقبال امام(ره)در میان دانشجویان مبتنی بر مجموعه ویژگیهایی بود كه در شخص امام(ره) متجلی شده بود، هر چند امكان داشت كه اشخاص و یا گروههایی برخی از ویژگیهای امام(ره) را داشته باشند، اما تبلور این ویژگیها در آنها تك بعدی بود، گفتمان سیاسی امام(ره)كه باعث گرایش دانشجویان به ایشان گردید از ویژگیهایی همچون نوگرایی دینی، شعارهای عدالتخواهانه و شخصیت فرهمند برخوردار بود. در كنار این ویژگیها عوامل دیگری همچون بی اقبالی گفتمان ماركسیستی، ناكار آمدی مشی چریكی، خلاء رهبری جنبش انقلابی و احساس هویتی كه در گفتمان سیاسی امام(ره) مشهود بود، از دیگر علل گرایش دانشجویان نسبت به گفتمان سیاسی امام(ره) بود.
دانشجویان پس از پذیرش رهبری امام(ره)، با مردم پیوند عمیقتری یافتند. آنها به تجربه دریافته بودند كه یك حركت سیاسی اگر مردمی نشود به بن بست خواهد رسید، و از به وجود آمدن یك جنبش فراگیر كه بتواند پایه های نظام سیاسی را تغییر دهد بازمی ماند، از این رو طریقه ی بسیج سیاسی همگانی را ـ كه شیوه صحیح و منتخب روحانیت بود ـ پیشه ی خود ساختند. حضور دانشجویان در میان توده ی مردم كه حضوری پرشور در صحنه ی انقلاب داشتند موجب ارتقای موقعیت سیاسی و اجتماعی آنها بین مردم گردید و همراه با دیگر تحولات و پیوند میان مردم، دانشجویان و روحانیت -كه كاملاً وارد عرصه ی سیاسی مبارزه با رژیم شده بودند- موجب پیدایی صفهای مستحكم مبارزه گردید. و به این ترتیب انقلاب اسلامی ایران، با همت و تلاش زنان و مردان مسلمان ایران و بویژه فداكاری دانشجویان پیشتاز و مسلمان انقلابی تحت رهبری حضرت امام خمینی(ره) به پیروزی رسید.

نتیجه

فعالیتهای دكتر شریعتی و استاد مطهری در دانشگاهها در سالهای قبل از انقلاب نقش بسزایی در ترویج اندیشه های اسلام انقلابی و مقابله با ترویج افكار الحادی و التقاطی داشت. این فعالیتها موجب پیوند دانشگاه با روحانیت انقلابی شد و در پذیرش رهبری حضرت امام خمینی(ره)، با ویژگی هایی كه در شخصیت و افكار ایشان وجود داشت، از سوی دانشجویان انقلابی به منصه ی ظهور رسید؛ پذیرش رهبری امام (ره) از سوی دانشجویان، یكی از عمده ترین گروههای درگیر در انقلاب، یكی از علل مهم پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 بود.
منابع و مآخذ
1 ـ حسینزاده، علی حسین، بررسی كاركردهای اجتماعی دین در اندیشه های امام خمینی(ره) و دكتر علی شریعتی، دانشگاه تربیت مدرس، 1374
2 ـ خردمند، محمد، شهید مطهری مرزبان بیدار، مركز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی،تهران، 1375
3 ـ دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامی، مجموعه مقالات سمینار، تهران، دانشگاه تربیت مدرس، 1378
4 ـ دانشگاه و دین در ایران، دفتر برنامه ریزی اجتماعی و مطالعات فرهنگی معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، 1381
5 ـروشن، امیر، آزادی و واكنش دو اندیشهگر احیایتفكر مذهبی در ایران معاصر (دكتر علی شریعتی و استاد مرتضی مطهری) دانشگاه تربیت مدرس، 1374
6 ـ صنعت جو، حمید، مفهوم عدالت اجتماعی نزد استاد مطهری و دكتر علی شریعتی، دانشگاه تربیت مدرس ـ 1374
7 ـ ضرغامی، برزین، شریعتی و انقلاب اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس، 1377
8 ـ علی بابایی، یحیی، بررسی عوامل موثر بر وحدت نخبگان در حوزه فرهنگ، دانشگاه تربیت مدرس، 1378
9 ـ قاسمی سیانی، علی اصغر، نقش جنبش دانشجویی در شكل گیری انقلاب اسلامی، دانشگاه تربیت مدرس، 1378
10 ـ قدسی، علی محمد، بررسی دیدگاههای امام خمینی(ره) و دكتر شریعتی درباره نابرابری اجتماعی، دانشگاه تربیت مدرس، 1374
11 ـوكیلی، هادی، تأملی در موانع نظری و تاریخی تقریب حوزه و دانشگاه، مجله دانشگاه اسلامی،سال دوم،شماره هفتم، زمستان 77
منبع : فصلنامه دانشگاه‏اسلامی شماره

نويسنده: عبدالكاظم مجتبی زاده

7 دیدگاه دربارهٔ «سه متفكر معاصر و دانشجویان(امام خمینی، استاد مطهری، دكتر شریعتی)»

من 1ی از عاشقای دکتروتفکرو ایدئولوژیشون هستم ………از اطلاع رسانی خوبتون در مورد دکتر این متفکری که هیچ وقت تکرار نمیشه ممنونم و به علاقه منداشون توصیه میکنم کتاب طرحی از 1زندگی نوشته ی همسرشون رو حتما بخونن چون منو متحول کرد………بازم ممنون

بسیار ممنونم از شفاف سازی و اطلاع رسانی شما.در تمام دنیا اندیشه های متفاوتی برای بهتر زندگی کردن و روش زندکی مطرح است امیدوارم راه درست را انتخاب کنیم .روحشان شاد …

چرا اسمی از برادر امام خمینی “مرتضی پسندیده” نیست !!!!!
یا خانم دوریان مک گری مشاور اصلی اقای روح الله خمینی !!!!!!
چرا اصلا در تاریخ هم از این خانم که مشاور ارشد امام خمینی بوده چیزی ننوشته اند ؟؟!!!
وچه کسی می دونه اصلا آیت الله پسندیده برادر تنی خمینی است!!!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *