دسته‌ها
سخنان کوتاه عاشقانه ها كويريات (کویر)

عشق و غرور

ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من

می سپردم که مراقب باش جنس این جام بلور است

پراز عشق و غرور است .مبادا بازیچه شود .

می شکند.

از دکتر علی شریعتی +

دفترهای سبز

582 دیدگاه دربارهٔ «عشق و غرور»

خدايا
چگونه زيستن را تو به من بياموز
چگونه مردن را خود خواهم آموخت
مرا کسي نساخت
خدا ساخت

merci doset daram

those who hate me motivate me!
آنهاييكه از من تنفر دارند نه تنها مرا متوقف نمي كنند بلكه به حركت من انگيزه مي بخشند….

هانیه جان ما صورتمون رو با سیلی سرخ نگه میداریم.پس اگر ما بخوایم سرخ بمونیم و یک زندگی خوب داشته ماباید مثل سگ کارکنیم مثل اسپ بخوریم مثل روباه فکر کنیم ومثل خرگوش بازی کنیم

اگر مي خوانم،مي جويم،مي يابم و مي گويم،انگيزه ام دردي است كه ريشه
در جانم دارد و اگر از اينهمه سر بتابم درد با جان يكي شده،خواهدم كشت .

با تو هستم
تویی که رویت را از من بر میگردانی
به چشمانم نگاه کن
اشکهایم هنوز خشک نشده اند
از چه میترسی ,من گناهت را بخشیده ام
هنوز آنقدر عاشقت هستم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم
تو را به خدا سپرده ام ,نه نگران نباش نفرینت نمی کنم
برایت دعا ی خیر میکنم
دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد وتنهایت نگذارد
دوست ندارم تو هم مثل من طعم تلخ تنهایی را حس کنی
دوست ندارم تو هم مثل من شکستن قلبت را تجربه کنی
پس هرگز نفرینت نخواهم کرد وترا به خدا خواهم سپرد
تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .در کنار هر کس وهر چیز که دوستش داری
به چشمانم نگاه کن , آنها را به خاطر بسپار
آنها همیشه نگران تو هستند

سلام//مریم خانم///مطالبتون انقدر تکان دهنده بود که درگوشه ای از وبلاگم قید کردم//بیا درگوگل باادرس دنیای خاطرات شهریار بدری///سرچ کن ..
من این مطالب شمارا تجربه کرد هام ولی جناب (دیار آشتی )این پسرای نامرد را مادرانی بوجود اورد هاند که انها هم از جنس شماییند//

میخواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکند
تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه بیاورم..اما نه چه خوب است که همین انسان خاکی باشم اما سنگ به سرم نخورد ،کسی دلم را نشکند و مشکلات مرا از پای در نیاورد

خیلی زود عصبانی میشید؛تازشم اینکه میگین این بچه هارو هم جنس ماها بوجود اوردن یادتون رفته علت وجودشون هم جنس خودتونه
بعدشم از کسایی که این حرف منو بد گرفتن معذرت میخوام من منظورم همه نبودن ؛گفتم این پسرا یعنی بعضی ها که این بعضیا هم همیشه مرد نیستن

سلام///(این کلمه هرگز ازیادتتون نره)
ازاینکه میفرمایید زود عصبانی میشم واقعا برعکس تخیلتوون!!من اصلاعصبانی نخواهم شد چون بهترین چیزهای خودرا ازدست داد هام وغم دنیا هیچ اثری زین به بعد بمن نخواهد کرد چون ما ذغال سوخته ایم../درسته علت وجود همچنین پسرا همجنس ماست اما درین وسط مادرها نقشی در تربیت فرزند ندارند؟؟پس هردو موثریم//درمورد عمومی اره راست میفرمایید بدذاتهایی بچشم مخورد ولی اونا از چنگ مکافات عمل هیچ راه گریزی نخواهند یافت../انانیکه دختر مردم را با دیده اشک الود رها کرد هاند مطمن باش روزی یا خودشو همینطور دیده اشک الود خواهند گذاشت وخواهند رفت یا ناموس یا خواهراشون به سرنوشتی تشابه دچار خواهد شد../منتظر نظرت در وبلاک خودم هستم //بای

به نام حق
در محضر خداوند مهمانی بیش نیستم
الهی از عشق بالاتر تویی
در عشق ثابت قدم بودم
ناگهان متوجه معبود شدم
و در محضر عزیز زبانم بند آمد

…. تا حالا نشده بود توی حرف زدن کم بیارم تا نتونم واژه ها رو به سبکی کنار هم قرار بدم که می خوام اما از 23 تیر ماه تا این لحظه این بلا به سرم اومده از وقتی که ترکم کرده و رفته تا امروز هر شب اشک می ریزم و از خدا می خوام قلب منو از این مرگ تدریجی نجات بده …. می خوام به همه ی دخترا بگم که مثل من نباشن و به کسی که دوسش دارن حرف دلشون رو بزنن تا عشقشون مثل علی کسی که یه زمانی من می پرستیتمش ترکشون نکنه….

بی من و بی دل غمدیده ی من گر دل تو شاد است
روز میلادت اگر امروز است
روز میلادت مبارک بادت

دیروز ازدواج کرد با کسی که امیدوارم بیشتر از من دوسش داشته باشه ….
شماهم مثل من برای خوشبختیش دعا کنید و از خدا بخواین قلب و چشمهام رو نجات بده من فقط 19 سال دارم…

فاطمه عزيزم، داشتم دنبال يه سخني از شريعتي ميگشتم، چشمم خورد به نوشتت در اين صفحه، نوشتت دلم را لرزوند ياد روزهاي افتادم كه داشتم تركش ميكردم مثل يه معتاد، خيلي سخت و دردناك…روزهاي سختي را ميگذروني واقعا دردناكه…
خوشحال ميشم در وبلاگم ببينمت….

منم نمی تونم فراموش کنم چی کار کنم. 2ساله بدون هیچ دلیلی ترکم کرده. 1بار هم اقدام به خود کشی کردم 2مشت دارو خورده بودم که خودش منو بورد بیمارستان. دیگه تحمل ندارم. دانشجوی ارشد ترم2 بودم که دیگه ادامه ندادم. صبح تا شب تو خونه کارم شده گریه و زاری. الان 2 ماهه پا از خونه بیرون نذاشتم. به نظر شما ها چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من به عنوان یه خواهر بزرگتر میخوام بگم : آخه مگه توی جوون چقدر میخوای عمر کنی ؟ چقدر میخوای زندگی کنی و لذت ببری و درد و غم و تجربه کنی ؟
چرا با خودتون این کارها رو میکنین ؟ توئی که اینهمه استعداد داری و سلامتی و بقول خودت دانشجوی ارشد هستی چرا باید یه تلنگر توی زرندگیت از خود بیخودت کنی که ترک دنیا کنی ؟ بخدا که این دو روز زندگی ارش غصه خوردن ندارن . باالاخره که تموم میشه این همه تنهایی تو و خودت ازاینکه این مدت زندگیت به بطالت گذشت پشیمون میشی . پس بخودت بیا و به زندگیت برس . خدا جای حق نشسته اینو بدون هیچوقت بد بنده اش و نمیخواد ، برای تو بهتر از اونو دارهمظمئن باش و منتظر

همیشه به تمنای دلی باش که مث دل خودت باشه
فک نکنم کسی که خیانت کنه ارزش این رو داشته باشه که به خاطرش خودت رو نابود کنی
فک نکنم تواین زمونه چیزی به اسم عشق مونده باشه همیشه یکی خیانت می کنه

hamed jan faghat en ro mikham behet begam kasi ro dost dashte bash k liaghate eshgheto dashte bashe
arzeshe khodeto niar paeen
vaghti mitoni vase ye nafar ta en had paiband bashi pas motmaen bash liaghate behtarin ha ro dari
age ba in shakhs nashod motmaen bash khoda taghdire behtari vasat mikhad ragham bezani
taghdiri k har do vase on eshgh hazer bashid joneton ro bedid na yek nafar
shad bashi dadashe golam
va ghat e edame tahsilet kamelan eshtebah bod dir ya zod pashimon mishi azizam edame bede k bad hasrate en eshtebah ro nakhori

سلام فاطمه خانم من خيلي دلم برات سوخت واقعا اون علي اقا چقدر بي رحم بود كه به راحتي با احساسات تو بازي كرده بعد رفته با كسي ديگه ازدواج كرده. تو واقعا شكست عشقي و احساسي بزرگي خوردي ولي خيلي بزرگي كه هنوز براش دعا ميكني واقعا بعد از خوندن مطلب تو قلبم به درد اومد. من ايميلم و آيدي خودمو بهت ميدم با هلم تماس بگير. mplove18@yahoo.com
mplove18

سلام آبجي فاطمه … اميدوارم هميشه شاد و لبات پر خنده باشه …! دنيا وفا نداره . خودتو هم ناراحت نكن . خواستن توانستن است . اگه بخايي ميتوني فراموشش كني .
سعيدم 17 ساله از افغانستان.
بیهوده مکن عمر گران صرف سنگدلان. عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد. امروز کسی محرم اسرار کسی نیست. ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست …! دوست دارم . باي

azizam ino yadet bashe on bood k liaghate eshghe toro nadasht.va har chandam k to bebakhshi khoda bebakhshe motmaen bash gardeshe rozegar nemibakhshe.nadidam deli beshkane o bi javab bemone

سلام .نمی خوام دل داریت بدم یا زجرت.نه سال پیش عاشق شدم الان بیست ویک سلامه تا امروز با همیم.اما از روز اول تا الان تو این فکرم که( عشق یعنی نرسیدن)

سلام فاطمه جون…نميخوام واست دلسوزي كنم اما دركت ميكنم چون الان خودم تو همچين وضعيتي ام….خيلي دردناكه وقتي هنوز قلبت واسه اون ميتپه مثل من كه يه عمربه پاش نشستم اما اون راحت رو دلم پا گذاشت……ولي با اينكه داره نامزدي ميكنه هنوز بهم ميگه دوستت دارم…من بايد چيكار كنم؟
اين ايميل منه حتما بهم سربزن تا بيشتر با هم حرف بزنيمr.f_zibandeh@yahoo.com

فاطمه جون لطفا دیگه به هیچ دختری این توصیه رو نکن که حرف دلشون رو بزنن.
تو حرف دلتو به علی نگفتی و علی رفت.
پس من چی باید بگم که صادقانه بدون هیچ ریایی بهش گفتم دوستش دارم اما برای اون ذره ای اهمیت نداشت بعد از یکسال دوباره رفتم و بهش گفتم دوسش دارم گریه کردم ازش خواهش کردم اما اون در کمال سنگدلی رفت. 4سال از اون روزا میگذره و من هر روز در کنار خودم می بینمش. اعتراف به این عشق باعث شده که اون حتی جواب سلامم رو هم به زور بده.
همیشه وضعیت بدتر از وضعیت ما هم وجود داره.
این رسم دنیاست
دل فقط جای خداست که ارزش داره نه هیچ احد دیگه ای

سلام
واقعا درکت میکنم داستان خودم همین پایین نوشتم
خیلی سخته
همه میگن بی خیال ولی خدایی نمیشه
روزای خیلی سختی برای من بود
هیچکی نمیدونه
هنوز نتونستم باهاش کنار بیام….
دوسش دارم

سلام خواهر عزیز ؛ نوشته ات را خواندم
به شما پیشنهاد میکنم داستان پادشاه و کنیز را در مثنوی معنوی بخوانید . قطعاً به آرامش از دست رفته اتان کمکخواهد کرد .

salam fateme.asan negarane chizi nabash midonam kheili sakhte dar hale hazer ke man daram vasat minevisam khodam ashegham ama hamash tars az jodaei daram .to hanoz kheili javoni va say kon be chizaye dg khodeto mashghol koni azizam.roshanak_naz5 idime hatman bem pm bede

سلام دوست خوب مطمئن باش خداوند متعال برایت بهترینهارو در نذر داره پس فکرشو نکن شاید اگه با هم ازدواج میکردید خوشبخت نمی شدی

سلام فاطمه جان عزيزم خودتو ناراحت نكن منم الان تو وضيعت تو قرار دارم پسرها اصلا احساسات را نميدونند چيه !
منم نميدونم چيكار كنم راستي هم خيلي سخته اميدوارم خدا صبر بهت بده نازم من سحر پرنيان از افغانستان كابل پيام دادم
اينم ايميل منم دوست دارم باهم رابطه داشته باشيم تا حرفهاي همديگرو درك كنيم دوتا دختر بيشتر ميتونند همديگرو درك كنند.sahar.parniyan@yahoo.com

سلام فاطی عزیزم,سخت دراشتباهی,من 7-8سال ازتو بزرگترم,همسن توکه بودم مثل توبودم اونم ازدواج کردباکسی که میشناختمش اولین عشقم بود,برای اینکه بتونم فراموشش کنم بایکی دیگه دوست شدم,باعث شدعشق پاک اولمو فراموش کنم,ولی جزبدبختی چیزی بهم نداد ازم سوء استفاده…..کرد و رفت,از اون موقع به خاطربلایی که سرم آورده اشک میریزم ونمیتونم به کسی بگم,حتی نمیتونم ازدواج کنم,نمیتونم مادربشم…….
بگذریم خواستم بگم اشتباه منوانجام نده هر پسرکه بیاد توزندگیت ازقبلی به مراتب بدتره, به اسم عشق,همه ی پاکیای وجودتو ازت میگیره و رهات میکنه, فقط خدامیتونه آرومت کنه قشنگم,به اون پناه ببر مطمئن باش بهترین راه رو جلوی پات میزاره(به جز دوستی باپسرا)

فاطمه جان سلام من هم از نوع خودت اما از جنس خودت نیستم.پسری هستم که عاشق دختری هستم به اسم فاطمه.هر کاری که میکنم هر چه که باهاش حرف میزنم تو گوشش فرو نمیرود.باهام صحبت میکنم اما از روی اجباری به نظر شما من و امثال شما باید چیکار کنم اخه مگه دوست داشتن دلیل میخواد.مگه دوست داشتن گناهه.مگه عشق باید چجوری باشد.مگه ماها انسان نیستیم.

سلام داداش جون.مادختراازشمه سنگ دل بودن و یاد گرفتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

عزیزم سلام

دوشمبه شبه ومن به اجبار قراره
پنشمبه شب از عشقم جدا بشم
خودش اینو میخواد
میگه مریضم بامن به جایی نمیرسی. اما من فقط اونو میخوام فقط او.. .
گیجم !
نمیدونم راس میگه یا نه
اما خیلی دوسش دارم
حتی بعد اینکه ترکم کنه
واسه منم دعا کنید
وبخصوص واسه عشقم وسلامتیش

فاطمه جان

تو دل خیلی بزرگی داری

.. مرجان ..

دلم براش سوزید
حالیش نکردم!
بد باشش نحرفیدم
اما چنبار که برگشت
پسش زدم قبولش نکردم
نه اونو نه هیچ نامردی رو

قربانت

میدونی چیه نمیدونم چی میشه که اکثرشون نامرد از آب در میان بعد اسمِِِِِِِِ مردو واسه همشون بکار میبرن ؛ما مردیم هه هه…

موفق باشی و ایشالا گیر هیچ نامردی نیفتی

دنیای بی رحمی است چه زود پیش عزیزانمان ارزان میشویم چاره کم کردن رابطه ست که لااقل به مفت نفروشنمان

سلام الان که دارم این متن رو میخونم 14.8.90نمیدونم باید چی بگم .من همون علیم.نمیدونم چه تقدیری بود من بعد از یک سال بیام از میون همه متنا جشم به این بخوره.فاطمه دوست دارم حتی الان .تمام کارای هم که کردم برای خاطر خودت بوده.نمیدونم شاید اشتباه میکردم.خواهش میکنم بهم بزنگ یک دفعه دیگه صداتو بشنوم .محرم داره میاد ما با هم……..

salam to dg rafti va zan dari nabayad bargardi ham be zanet khiyanat koni ham darde fatemaro tazetar koni ali agha man khodam agd kardam daram mibinam shoma pesara cheghad sang delo magrorid hazer nistin be khatere eshtebahi k kardin az gororeton begzarin o pa pish bezarin man shoharamo dost daram vali dg vasam fargi nadare on ham dosam dashte bashe ya na chon raftarai kard k sardam karde kh bi ensafidddddddddddddddddddddd

سلام فاطمه خانم
منم اسم کسی که دوستش داشتم فاطمه بود اونم تنهام گذاشت و رفت
میگه اگه یه پرندرو دوست داری رهاش کن اگه برگشت دوستت داره اگه نه که دوستت نداره . پرنده من هیچوقت برنگشت

سلام.
چقدر جالب که این همه عاشق دل شکسته وجود داره.
منم 7 سال قبل یکی دلمو شکوند و رفت.تا چند سال کارم هر شب گریه بود.
بعد چند سال که در به در دنبالش می گشتم با یکی دیگه آشنا شدم،4سال با هم بودیم و وقتی نزدیک ازدواج شد من نخواستم!!! خیلی پسر آقایی هست.اما من فرق کردم.
بابا به خدا ازدواج اون چیزی که شماها فکر می کنید نیست.
شما اول باید شرایط طرف رو برای زندگی بسنجید بعد دوسش داشته باشید.
کاری که همتون برعکسشو انجام دادید(البته خودم هم همین کارو کردما)
اینم بگم اونی که اولین بار عاشقش بودمو بعد 7 سال پیدا کردم و خدا رو شکر می کنم که به هم خورد.خدارو شکر می کنم به خاطرش خودکشی نکردم.
حکمت خدا رو نمی دونید.
خدا انقدر بزرگه.انقدر صبر داره.
انقدر وایمیسته تا شکسته بشی اما یاد بگیری و بعد حالیت می کنه حکمتش چی بوده!
برای اونایی هم که می ترسن ازدواج کنن به خاطر سواستفاده ای که ازشون شده اول اینکه دکتر برید شاید درست شد.دوم اینکه بعدها م یفهمید که عمرتون رو به خاطر یه چیز مسقره بر باد دادید و انقدر بر خودتون سخت گرفتید که نعمت مادر شدنو از خودتون محروم کردید.
با خودت رو راست باش
قوی باش!!

سلام گلم.واقعا درکت می کنم منم دارم وارد وضعیت تومی شم .خیلی سخته ولی دارم خودم رواماده می کنم واسه گذشتن وفکر کنم اشتباه من و تو این بود که عشقمون روبه خاطر غرور شکستیم والان که به کارخودم معترف هستم وازش معذرت خواهی می کنم دیگه کار از کار گذشته وبه قول معروف اب رفته گرچه بازاید به رود ماهی بیچاره امامرده بود.واست دعا می کنم توهم برام دعا کن که از دستش ندم من ارزوهام رو با اون ساختم ومثل توبزرگ نیستم که بگذرم وبراش دعا کنم اراین که با من نباشه وبادیگران می سوزم.خداکنه از دستش ندم

دله بزرگی داری ولی خاسته های کم، امیدوارم شایسته ترین کسی که وجود تورو دک کنه نصیبت بشه و خوشبختیه واقعیو تجربه کنه: هر آنچه نزد من از او خوبیست…شاید مه باشدو بادی ببرد.

فاطمه جان من هم که دوست داشتنمو گفتم بازم ترکم کرد. بعضی وقتها فکر میکنم کاش هیچوقت دوست داشتنمو نشنون نمیدادم. شاید اونجوری کمتر عذابم میداد…

سلام. من 20 سالمه و یکی دیگرو دوست دارم.اونم منو دوست داره. میشه گفت که عاشق همیم.ما قرار گذاشته بودیم ازدواج کنیم چون واقعا احساستمون پاک و عمیقه.اما زمانی که بعد از چندین سال رابطه با خانواده ام در میون گذاشتم به خاطر تفاوت فرهنگی و خیلی از چیزای دیگه که به صلاح دیدشون خوشبختی اینده ی منو! خراب میکنه ازم خواستن که این رابطه رو تموم کنم کنم. من خیلی دوسش دارم ولی نمیتونم قید خانوادمو بزنم. حالا من باید ازش جدا شم و فراموشش کنم و دلشو با تموم مهربونیاش بشکونم. اما زندگی بدونه اون واسم جهنمه. نمیدونم چیکار کنم. فکر و خیال داره دیوونم میکنه.

Salam Abji Fateme
Hamidam 18 Sale Az Afganestan

Az HArfat Delam Shekast
Mikham Behet BEgam Ke Beduni On Bud Ke Liyaghate Eshgheto Nadasht Ke Pat Vayse
فقط برای تو tu in Donya Tu In Alam Miyun In Hame Adam Bebin Man Del Be Ki Dadam Be On KAs Ke Nemikhadam Delam Shishe Delesh Sange VAse Sange Delam Tange

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن
و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن
و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!
در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

( دکتر علی شریعتی )

سلام
تا حالا در زندگی شخصی خودم هر کس حرفی بهم می زد برای اون جواب داشتم و او را دست خالی نمی گذاشتم برو ولی اینجا در مقابل حرف های دکتر شریعتی نمی توانم حرفی بزنم چون ایشون کامل وجامعه حرف خودشون رو زدن وجایی برای ما نگذاشته که بخواهیم بگوییم که حرف هایی که زده اند خراب است .خراب که نیست بلکه کاملا درست هستش وجایی برای سخن نیست.
میشه درباره گفته ای دکترشریعتی نظر داد و ایشون رو یک دانشمند بزرگ دانست ولی حیف که در ایران به این جور ادم ها بهایی نمی دهند واز شما خوانند گان عزیز می خواهم با نظر دادن به این سایت حمایت خودتون رون نسبت به دکتر شریعتی اعلام کنید که همه بداند که دکتر حامیان زیادی در ایران دارد.
ممنون از لطف شما دوستان

فاطمه عزيز سلام!
تازه اول راه زندگي هستي !
اما اين وفاداري تو را مي ستايم كه هنوز با وجود اينهمه درد برايش آرزوي خوشبختي مي كني ! اما بدان هرگز اين طعم را نخواهد چشيد ! و تو چنان خوشبخت و سرفراز خواهي شد كه او هميشه در حسرت بسوزد !

براي تو آرزوي خوشبختي و سعادت مي كنم .درس بخوان و همه چيز را فراموش كن !مطمئن باش دادگري آن بالا نشسته و هيچ چيز از نظرش نمي گذرد .يوم الحسابي هم هست !
موفق باشي !

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من….من خودم بودم و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مي ارزيد….

به قول دکتر شریعتی اگر روزی ترکت کردند بدان قیمتت بالاست .. پس مطمئن باش شخصی بهتر یه جای این دنیا منتظر توئه و قراره سررات قرار بگیره . غصه خوردن اشتباهه . فقط همینو میتونم بگم . با غصه روزای خوش زندگیتو که به خاطرش به این دنیا اومدی رو از دست میدی . و تازه تو تناسخ بعدیت دوباره باید اینو تجربه کنی . پس درسی که باید بگیری رو ازش بگیر و رهاش کن … مثل من. خداروشکر

سلام تارا جان

متنت خيلــــي زيبا و آرامش دهنده هست
خوشحالم كه هنوز انسانيم

کاش میشد که کسی می آمد/باور تیره ما را میشست
وبه ما میفهماند دل ما منزل تاریکی نیست
اخم بر چهره بسی نازیباست/بهترین وقت همان لبخند است
کاش میشد که به انگشت نخی می بستیم
تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم

با عرض سلام و خسته نباشيد.

هرچه از شريعتي بگي باز هم كم است
واقعا چه بوده اين مرد؟. روح لطيف و پاك احورايي او در اين لجن زار روزمرگي ها به هيچ لجني آغشته نشد و با خداوندان سه گانه زمين زر و زور و تزوير تا آخرين لحظه حيات مبارزه نمود و با سربلندي و افتخار دنياي فاني را وداع گفت: كه ديگر آنجا در نزد پروردگارش سرافكنده و شرمسار نباشد.
راستي اين جمله كه در فوق از دكتر شريعتي نقل كرديد “اي كاش در آن لحظه كه تقديم تو شد هستي من” در كدام آثار او است؟ ممنون ميشم اگه لطف كنيد نام اثر را بگوييد.

قفس از رنج غم من بیشتر است
تنفر من از این زندگی روز به روز بیشتر است
گر از این زندان غم آزاد شوم …
خواهد آید قفس دیگر غمم
چه فرق دارد بر این حال بدم ! ؟
که در این باشم یا در آن دیگر قفس …!!!

مهرپاکان در میان جان نشان****دل مده الا به من سر خوشان
برای اینکه زیر دست نباشم خود لاشه خود را دفن میکنم

بد ترین مکان جایی است که ادمها باهم میجنگند وکثیف ترین جا زندان است

سلام…
من امروز اینجا رو کشف کردم…!
هوا کاملا ابریه مثل روزای قشنگی که تو شمال بودم آخه من دانشجوی نور بودم…
وقتی نوشته هات خوندم دیدم چقدر شباهت…!
دقیقا دیشب 3 ماه !دلم خیلی هواشو کرده بود می خواستم چرخشی برم تو دیوار فقط دلم به فیسبوکش خوشه که هر روز میرم عکسش میبینم!بعد از 6سال خودم گند زدم اونقدر مست کردم که نفهمیدم چی شد…
الان سر کارم ولی تمام روز به سوغاتی که بهم داد خیرم…!
رفتم خونه مامانم گفت چته؟ بغلش کردم گفتم هیچی دلم فقط برات تنگ شده بود دیگه نتونستم جلوی گریم بگیرم تو بغلش کلی گریه کردم اشکام جم کردم تا بیشتر از این ناراحت نشه…
گفت آرش خوبی چیزی شده روم نشد بهش بگم دلم برای عمرم لک زده آخه آخرین بار تو همون 3ماه بیش توی مهمونی خواهرم مست کردم اونم بود گند زدم رفتم زیر سرم اون هم بالا سرم بود مهمونی خراب شد مامانم باهام قهر کرد گفت ولش کن اذیتش نکن ! اونم از تو فیس بوکش پاکم کرد و بدون خداحافظی رفت قبرس…
دیشب از مامانم خداحافظی کردم گفت مواظب خودت باش اومدم تو ماشین آهنگ باز دوباره هوای تورو دارم گذاشتم و ار زدم… به خدا خیلی دوسش دارم هنوز نتونستم با خودم کنار بیام.

دخترا به خاطر حساس بودنشون هی عاشق میشن هی…
ولی پسرا وقتی میگن یکی رو دوست دارن تا آخرش باهاش هستن
6سال باهاش بودم 6سال!
تو دانشگاه بهمن 83باهاش آشنا شدم یکماه بعد یه چیزی تو دلم وقتی میدیدمش بدجوری بالا پایین میشد…
وقتی اخم میکرد بهم دیوونش میشدم.
جفتمون دانشجوی شمال بودیم.
وقتی میگم 6سال چون زندگی کردم با هر نفسش…
جفتمون کاردانی بودیم اون کامپیوتر من مخابرات…
شب و روزای خیلی خوبی داشتیم…
میمردم براش…
زندگی بود
عمرم عشقم
بتم شده بود…
وقتی بغلش میکردم تمام مشکلاتم از ذهنم میرفت…
شده بودم همه چیزش…
البته دعوا و قهر و آشتی هم کلی داشتیم…
چون عاشق این بودم منتش بکشم.
الکی بهش گیر میدادم که یه جروبحثی را بیوفته بعد منتش بکشم میگم که دیونش بودم…
شب و روزا گذشت وقتی اساسی باهام قهر میکرد میخواستم بمیرم دیونه دیونه میشدم…
****تو عين نداريا واسه تو هر كاري كردم و بي معرفت نيومد يه بار به چشت *****
***كاري كردي

كه حتي زندگي سخته شه برام .. بگو بينم كي تو زندگيت پر نقشه الان ؟

بعضی وقت ها نمی شه حرف دل را زد شاید اونم نتونسته حرف دلش را بزنه شاید بدون خداحافظی رفت بهتر باشه اما اینا بدون عشق همیشه یک طرفه است پس سعی کن همیشه دوست داشته باشی تا اینکه عاشق بشی

واقعا فاطمه خانوم استثنا ست. منم عاشق یه دختر بودم… 3 سال همه کار واسش کردم که حتی باورش نمی شد اینقدر وفادار بودم بش.. همه دخترا دانشگامون مونده بودن اون دختر کیه که من اینقدر بش وفادار موندم… ولی اون وقتی رفت دانشگاه همه حرفاشا یادش رفت و تنهام گذاشت و به خواهشام توجهی نکرد ):

روز اول پیش خود گفتم

دیگرش هرگز نخواهم دید

روز دوم باز می گفتم

لیک با اندوه و با تردید

روز سوم هم گذشت اما

بر سر پیمان خود بودم

ظلمت زندان مرا می کشت

باز زندانبان خود بودم

آن من دیوانۀ عاصی

در درونم های وهو می کرد

مشت بر دیوارها می کفت

روزنی را جستجو می کرد

در درونم راه می پیمود

همچو روحی در شبستانی

بر درونم سایه می افکند

همچو ابری بر بیابانی

می شنیدم نیمه شب در خواب

های های گریه هایش را

در صدایم گوش می کردم

درد سیال صدایش را

شرمگین می خواندمش بر خویش

از چه رو بیهوده گریانی

در میان گریه می نالید

دوستش دارم،نمی دانی

بانگ او آن بانگ لرزان بود

کز جهانی دور بر می خاست

لیک در من تا که می پیچید

مرده ای از گور بر می خاست

مرده ای کز پیکرش می ریخت

عطر شور انگیز شب بوها

قلب من در سینه می لرزید

مثل قلب بچه آهوها

در سیاهی پیش می آمد

جسمش از ذرات ظلمت بود

چون به من نزدیکتر می شد

ورطه تاریک لذت بود

می نشستم خسته در بستر

خیره در چشمان رویاها

زورق اندیشه ام، آرام

می گذشت از مرز دنیاها

باز تصویری غبار آلود

زان شب کوچک، شب میعاد

زان اطاق ساکت سرشار

از سعادت های بی بنیاد

در سیاهی دست های من

می شکفت از حس دستانش

شکل سرگردانی من بود

بوی غم می داد چشمانش

ریشه هامان در سیاهی ها

قلب هامان، میوه های نور

یکدیگر را سیر می کردیم

با بهار باغهای دور

می نشستم خسته در بستر

خیره در چشمان رویاها

زرورق اندیشه ام، آرام

می گذشت از مرز دنیاها

روزها رفتند و من دیگر

خود نمی دانم کدامینم

آن من سرسخت مغرورم

یا من مغلوب دیرینم؟

بگذرم گر از سر پیمان

می کشد این غم دگر بارم

می نشستم شاید او آید

عاقبت روزی بدیدارم

روزها رفتند و من دیگر

خود نمی دانم کدامینم

آن من سرسخت مغرورم

یا من مغلوب دیرینم؟

بگذرم گر از سر پیمان

می کشد این غم دگر بارم

می نشستم شاید او آید

عاقبت روزی بدیدارم

سلام آقا آرش من یک دخترم ولی ناراحت نباش توهم واسه خودت یه خدایی داری اما از دخترها بدبین نشو چون هرجور آدمی پیدا میشه

,با خوندن این نوشته ها خیلی دلم گرفت.کاش واقعا دل به دل راه داشت… تا وقتی کسی رو دوست داری اونم دوست داشته باشه یا برعکس…برای اینکه یه خرده دلمون باز شه: یه چینیه رو دار میزنن بهش میگن دارچین!

مهسا یه سوال یعنی از دید شما که جنس مخلف هستید اون منو دوست نداشته…؟!!!!!!!!!!!!!!!

نمیدونم دوست داشته یانه اما اگه الان دوست داشت ولت نمیکرد.امیدوارم اگه یه خرده هم دوست داره برگرده پیشت.همیشه شادباشید

اینا رو ننوشتم تا دلتون بگیره خواستم فقط یه درد و دلی کرده باشم وگرنه من خودم آخر خندم و شوخی کردن ولی بعضی وقتا که کم میارم اینطوری میشم…
بازم ببخشید دوستان

زبان و ادبیات جلوه گاه اندیشه ، آرمان ، فرهنگ و تجارب و روحیات یک جامعه است . انسان ها در گذر زمان از زبان برای انتقال پیام ها ، عواطف و اندیشه های خویش بهره جسته اند و از ادبیات که زبان برتر است به عنو ان ابزاری در انتقال بهتر ، بایسته تر و مؤثرتر اندیشه خود استفاده کرده اند . ادبیات ، در تلطیف احساسات ، پرورش ذوق و ماندگار کردن ارزش ها و اندیشه ها سهمی بزرگ و عمده بر دوش داشته است . به همین دلیل هر اندیشه ای که در قالب مناسب خویش ریخته شود پایا و مانا خواهد بود . MANUCHER PORDEL

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *