دسته‌ها
سخنان کوتاه كويريات (کویر)

سخنان زیبا و تفکر انگیز دکتر شریعتی

رنجم نه دیگر تنهایی؛ که جدائی است    و    اضطرابم نه زاده بی کسی؛ که بی اوئی .
هبوط چاپ اول ص109

همان ناشناسی که دلم را با او آشنا می یافتم نگذاشت تا با این آشناها که دلم با آنها بیگانگی می کرد بمانم .
هبوط ، چاپ اول ، ص 116

مرا کسی نساخت، خدا ساخت
نه آنچنان که “کسی می خواست”،
که من کسی نداشتم.
کسم خدا بود،کس بی کسان.
او بود که مرا ساخت، آنچنان که خودش خواست.
نه از من پرسید و نه از “من دیگر”م.
من یک گل بی صاحب بودم.
مرا از روح خود دمید.
و بر روی خاک و در زیر آفتاب،
تنها رهایم کرد.
“مرا به خودم وا گذاشت”
کویریات-ص51

http://www.shariati.com/gallery/079.jpg

هر بار که این عکس دکتر را می بینم.. آه دِلَم تنها می شود..

 

مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم

اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتنهای من است.

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت.

اخلاص:  یکتایی در” زیستن ” یکتایی در” بودن” یکتویی در “عشق”

حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود. افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند وبزرگترین دردش رابی آبی نامیدند .

در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمشان داریم و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم شاید این است دلیل تنهایی مان.

در عجبم از مردمی که خود زیر ظلمو ستن زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاد زیست

چه بیهودگی عام و چه « برزخ» بی پایانی است « بهشتی » که در آن « او » نیست.  (هبوط چاپ اول، ص 18)

خدایا ! تو در آن بالا بر قله بلند الوهیتت ، تنها چه می کنی ؟
ابدیت را بی نیازمندی ، بی چشم به راهی ، بی امید چگونه به پایان خواهی برد؟
ای که همه هستی از تو است ، تو خود برای که هستی؟
چگونه هستی و نمی پرستی؟
چگونه نمی دانی عبودیت از معبود بودن بهتر است؟
نمی دانی که ما از تو خوشبخت تریم؟
ای خدای بزرگ ! تو که بر هر کاری توانائی !
چرا کسی را برای آنکه بدو عشق ورزی ،
بپرستی ،
بر دامنش به نیاز چنگ زنی ،
غرورت را بر قامتش بشکنی ،
برایش باشی ، نمی آفرینی؟
چرا چنین نمی کنی ؟
مگر غرورها را برای آن نمی پروریم تا بر سر راه مسافری که چشم به راه آمدنش هستیم قربانی کنیم ؟
خدایا تو از چشم به راه کسی بودن نیز محرومی ؟!   (گفتگوهای تنهایی ، ص 818)

هیچ نخواهد بود ، کلمه خواهد بود و آن کلمه خدا خواهد بود .
کلمه ای که دیگر ، هرگز وسوسه جستجوی مخاطبی را نخواهد داشت ،
کلمه ای که هرگز خود را به گفتن نخواهد آلود
(گفتگوهای تنهایی ص 761)

222 دیدگاه دربارهٔ «سخنان زیبا و تفکر انگیز دکتر شریعتی»

او که عاشقانه زیست و صادقانه رفت . وای بر ما که بی پروا می رویم و چه چندشناک زندگی می کنیم !!!

عاشق دکتر شریعتی ام مخوصا این جملش
دوست دارم کفش هایم را بپوشم و قدم زنان به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بشینم و به کفش هایم فکر کنم
واقعا جاش خالیه (این جا پره از زاهد های ریا کار)

سلام .نمونه یک انسان وارسته و عاشق میتوان از شریعتی نام برد .صحبتهای بی گزاف وپاک و بی الایش.حفظ کردن حرفهاش بسیار اسان و امیدوارم مرید خوبی براش باشیم.یا علی مدد

سلام بچه ها .نه نمونه این انسان تو این دنیا هس نه حرفاش چون تو این دوره زمونه عشقی دیگه نیس ولی اگرم هس پاک و واقعی نیس

سلام خسته نباشید
خیلی خوب بود فقط ای کاش سخنان بیشتری از دکتر شریعتی می ذاشتید
بازم ممنون

همه چیز در جهان برای بودن آدمیست
و درد این است که بودن خود برای چیست ؟
چه خنده آورند آنها که بودن خویش را در جهان
ابزار چیزی کرده اند که خود ابزار بودن آنهاست

امیدوارم بتونم همیشه ارشون استفاده کنم.خسته نباشید به لحجه محلی خودمون:خست نبشه

امیدوارم بتونم همیشه ارشون استفاده کنم.خسته نباشید به لهجه محلی خودمون:خست نبشه

نمیدونم دکتر شریعتی حرفاش چقدر به عملش نزدیک بوده…!!

اما اینو میدونم که هرکی به حرفای اون مرحوم همیشه زنده ( استاد شریعتی ) عمل کنه به عرش انسانیت تونسته خودشو نزدیک کنه…
موفق باشید.رضا

دوست عزیز چرا به کسی که دکتر او را مدح می کند چنگ نمی زنی.کسی که درک دکتر از حرف ها و رفتار او موجب نوشتن چنین جملاتیست.

تو چطور جرات میکنی به دکتر بگی… که نمیدونم مرد عمل بوده یا نه…………….
افسوس……….که نوشته دکترو احساس دکترو که شبها بیدار مانده و احساس پاکش را با خدا خلوت کرده….تو به دکتر بگی که نمیدانم .. به گفته هاش عمل میکرده…..تو کی هستی .. من میگم شیطان تو وجودته…….

ترجیح میدهم تا با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد باشم و به کفش هایم فکر کنم…

خیلی ممنون عالی بود برای فهمیدن یک جمله شریعتی باید کلی تفکر و تعمق کرد تا معنای واقعی اون رو درک کرد لطفا باز هم مطالب بیشتری رو بزارید

مرسی.خیلی عالی بود(از روزی که رفتی سفر خنده من به ظاهره*چه جوری زندگی کنم بی تو با مشتی خاطره)

سلام ازتون ممنونم خيلي عالي بود وقتي دلم بدجور واس عشقم كه تنهام گذاشت رفت آسموناسخنان دكترشريعتي به دادم ميرسه آروم ميشم

دست خودم نیست هر جا اسمی از دکتر میبینم ناخوداگاه وارد میشوم .دیوانه وار عاشقش هستم واز خدا میخوام کمکم کنه تا بتونم انچه رو که از دکتر میخونم توی زندگیم عمل کنم .

خدایا
چنان بنواز دلم را که :
هر جا نفرتی هست ,عشق باشم .
هر جا نا امیدی هست ,امید باشم .
هر جا غمی هست ,شادمانی باشم من .
امین .

“دکتر علی شریعتی “

وقتي كه بچه بودم هر شب دعا مي‌كردم كه خدا يك دوچرخه به من بده
بعد فهميدم كه اين‌طوري فايده نداره !
پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد.
دکتر علی شریعتی

شریعتی روح وجان ووجودمن است هروقت به عمق افکار واندیشهایش سیر می کنم تن وجسمم می لرزدسی و اندی سال در این انذیشه های بالنده زندگی می کنم وبه آنها می بالم.

خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است
چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است…………………!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدا وندا تو خود گفتی که گر اهریمن شهوت بر انسان حکم فرماید، من اورا با صلیب قهر خود مصلوب می سازم. ولی من خود به چشم خویشتن دیدم که چشمان هوس آلود فرزندی به ران مادرش دزدانه می لغزد.
خداوندا:
اگر مردانگی این است؟
به نامردی،نامردان قسم، نامرد،
نامردم اگردستی به قرآنت بیالایم……….

کاش بجای اینکه دلمون رو به این حرفا وسخنها خوش کنیم یه کم فکر کنیم و قدم در راه بزرگان بگذاریم.
تاکی میخوایید این جملات رو به شکل کلیشه ای بهم دیگه اس ام اس کنید.
امیدوارم روزی برسه که هر آدمی بتونه با اندیشه ای آزاد سخن بگه و عمل کنه.
موفق باشید

با سلام
قطعه ی ” پس از مرگم چه خواهد شد نمی دانم ” متعلق به دکتر علی شریعتی نیست، متعلق به آقای موسوی اهری است.
منبع: کتاب ” صدای شعر امروز ” صفحه 394

سلام
ممنون بسیار زیبا بود
من دکتر شریعتی را بسیاز دوست دارم و 80 درصد اخلاق و حرفهای ایشان را قبول دارم

با سلام به نظرمن دراین دنیا خوبی وبدی وجود ندارد خوب بودن کارما بستگی به موفقیت در ان کار دارد اگر موفق شویم همه میگویند کار خوبی انجام دادهای ولی اگرموفق نشویم میگویندکاربدی انجام دادهای

در این هوای غبارآلود چشم…چشم را نمیبیند چه رسد که دل…دل را!ممنون از مطالب دلنشینتون.

اگه ميخواي كسي رو برده ي خودت كني اول حقيرش كن بعد خودش راضي ميشه ب بردگي تو دكتر شريعتي

من 1 دوست دارم هروقت بحث ميشه اسم دكترو مياره منم تصميم گرفتم درباره ي دكتر تحقيق كنم تا جلوي دوستم كم نيارم بعد ك كمي باتفكرات دكتر اشنا شدم ديدم حق داره همش ميگه دكتر شريعتي

گاهي وقتها اختلافات پيش اومده نياز به يه فوت كردن ميخواد ولي دريغ از يك فوت كه تبديل به يك كوه ميشه اونوقت ديگه يه طوفان هم به درد نميخوره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *