دسته‌ها
نیایش های شریعتی

نیایش های شریعتی

خدایا !

رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ،
قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ،
نه از آنان که پول دین را میگیرند
و برای دنیا کار می کنند.

خدایا ! مرا همواره آگاه و هوشیار دار ، تا پیش از شناخت ِ درست و کامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

خدایا ! تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گذارم که دشنان مرا از میان احمق ها بر گزینی ، که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند به بندگان خاصش عطا می کند.

خدایا ! جهل آمیخته با خود خواهی و حسد ، مرا رایگان ابزار قتاله ی دشمن ، برای حمله به دوست نسازد.

خدایا ! شهرت ،منی را که می خواهم باشم ، قربانی منی که می خواهند باشم نکند

خدایا ! در روح من اختلاف در انسانیت را با اختلاف در فکر و اختلاف در رابطه با هم میامیز ، آنچنان که نتوانم این سه اقنوم جدا از هم را باز شناسم.

خدایا ! مرا به خاطر حسد ، کینه و غرض ، عمله ی آماتور ظلمه مگردان.

خدایا ! خود خواهی را چنان در من بکش که خود خواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم

خدایا ! مرا در ایمان اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق باشم

خدایا ! به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای ستیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم

خدایا ! مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان

اضطراب های بزرگ، غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن

لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و درد های عزیز بر جانم ریز.

خدایا! مگذار که آزادی ام اسیر پسند عوام گردد….که دینم در پس وجهه ی دینیم دفن شود…که عوام زدگی مرا مقلد تقلید کنندگانم سازد..که آنچه را حق می دانم بخاطر اینکه بد می دانند کتمان کنم

خدایا ! به من توفیق تلاش در شکست..صبر در نومیدی..رفتن بی همراه..جهاد بی سلاح..کار بی پاداش..فداکاری در سکوت..دین بی دنیا..خوبی بی نمود…دین بی دنیا…عظمت بی نام… خدمت بی نان..ایمان بی ریا…خوبی بی نمود…گستاخی بی خامی…مناعت بی غرور..عشق بی هوس ..تنهایی در انبوه جمعیت…ودوست داشتن بی آنکه دوست بداند…روزی کن

خدایا ! آتش مقدس شک را آن چنان در من بیفروز

تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد

وآنگاه از پس توده ی این خاکستر

لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی

شسته از هر غبار طلوع کند

خدایا! مرا از چهار زندان بزرگ انسان :«طبیعت»، «تاریخ» ،«جامعه » و«خویشتن» رها کن ، تا آنچنان که تو ای آفریدگار من ، مرا آفریدی ، خود آفرید گار خود باشم، نه که چون حیوان خود را با محیط که محیط را با خود تطبیق دهم.

خدایا ! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم.

خدایا ! قناعت ، صبر و تحمل را از ملتم بازگیر و به من ارزانی دار.

خدایا ! این خردِ خورده بین ِ حسابگر ِ مصلحت پرست را که بر دو شاهبال ِ هجرت از« هست »و معراج به « باشد» م ، بند های بسیار می زند ، رادرزیر گام های این کاروان شعله های بی قرار شوق، که در من شتابان می گذرد ، نابود کن.

خدایا! مرا از نکبت دوستی ها و دشمنی های ارواح ِ حقیر ، در پناه روح های پر شکوه و دل های همه ی قرن ها از گیلگمش تا سارتر و از سید ارتا تا علی و از لوپی تا عین القضاة و مهراوه تا رزاس ، پاک گردان.

خدایا ! مرا هرگز مراد بیشعور ها و محبوب نمک های میوه مگردان.

خدایا ! بر اراده، دانش ، عصیان ، بی نیازی ، حیرت ، لطافت روح ، شهامت و تنها ئی ام بیفزای.

خدایا ! این کلام مقدسی را که به روسو الهام کرده ای هرگز از یاد من مبر که :«من دشمن تو و عقاید تو هستم، اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم».

خدایا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با نداشتن و نخواستن روئین تن کن.

خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر.

خدایا ! مرا از همه ی فضائلی که به کار مردم نیاید محروم ساز . و به جهالت ِ وحشی ِ معارفِ لطیفی مبتلا مکن که در جذبه ی احساس های بلند و اوج معراج های ماوراء ، برق گرسنگی در عمق چشمی و خط کبود تازیانه را به پشتی، نتوانم دید.

خدایا ! به مذهبی ها بفهمان که آدم از خاک است

بگو که : یک پدیده ی مادی به همان اندازه خدا را معنی می کند که یک پدیده ی غیبی ، در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت . و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.

خدایا ! به من بگو تو خود چگونه می بینی ؟ چگونه قضاوت می کنی ؟

آیا عشق ورزیدن به اسم ها تشیع است ؟

یا شناخت مسمی ها؟

و بالاتر از این – یا پیروی از رسم ها؟

خدایا! چگونه زیستن را تو به من بیاموز ، چگونه مردن را خود خواهم دانست.

خدایا مرا از این فاجعه ی پلید مصلحت پرستی که چون همه گیر شده است ، وقاحتش از یاد رفته و بیماریی شده است از فرط عمومیتش ، هر که از آن سالم مانده بیمار می نماید، مصون دار تا: به رعایت مصلحت ، حقیقت را ضبح شرعی نکنم.


خدایا ! رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند ، نه از آنان که پول دین را میگیرند و برای دنیا کار می کنند.

31 دیدگاه دربارهٔ «نیایش های شریعتی»

سلام
خيلي زيبا بود….
چقدر جاي خالي اينگونه نيايش ها در مجالس خاليست….
خواندن اين جملات انسانيت را در انديشه ي آدمي يادآور ميشود…
اين سخنان به راستي يادآور آن چيزيست كه بايد باشيم …
متاسفانه در مجالس امروز به جاي گفتن اين سخنان و نيايش هاي اينگونه چه چيزهايي گفته ميشود….!!!
و آدم را مجبور ميكنند تا براي چه چيزهايي آمين بگويد….!
سخنان دكتر شريعتي را بايد با آب طلا بر سردر هر خانه نوشت…

نويسنده ي گرامي سپاس از شما براي نشان دادن افكار دكتر شريعتي به نسل امروز…

جملات زیبای دکتر برگرفته از ایمان ایشون است
برگرفته از همون دعاها و نیایش های مجالس آئینی ماست
اگه شناختی از دکتر نداری با این کامنت ها روح دکتر را نرنجون.

سلام
من اینا رو درست یک سال پیش نوشتم ولی هنوز به حرفام اعتقاد دارم .
من شناخت دارم اما متاسفانه شما متوجه مفهوم جملات من نشدید .
پس احتمالا تفاوت این نیایشها رو هم درک نمیکنید !
در دعاها و نیایش های مجالس دینی امروز از چیزی که گفته نمیشه دینه !!!اشخاص سیاسی ستوده میشوند و از اتفاقات سیاسی سخن گفته میشه و دعا ها انقدر سطحی است که انگار خطیب از مشکلات جامعه و دین و مردم و روابط انسان با دنیا و خدا با خبر نیست …
متاسفانه نمیتونم بی پرده تر از این حرف بزنم .
فقط اینکه شما از این جمله ی زیبا چه برداشتی دارید ؟؟!!

خدایا ! به من بگو تو خود چگونه می بینی ؟ چگونه قضاوت می کنی ؟
آیا عشق ورزیدن به اسم ها تشیع است ؟
یا شناخت مسمی ها؟
و بالاتر از این – یا پیروی از رسم ها؟
خدایا! چگونه زیستن را تو به من بیاموز ، چگونه مردن را خود خواهم دانست.

سلام
دستت درد نکند سخن استاد بسیارخوب ودلنشین است من هم میگویم
خدایا ! مرا هرگز مراد بیشعور ها و محبوب نمک های میوه مگردان.
الهی امین
بازهم تشکر
کورش

خدايا!
من در كلبه فقيرانه خود چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري من همچون تويي دارم كه تو چون خود نداري .
خدا قوت اني كاظمي

بارالهی مرا خردی بخش تا هرانچه که تو زود میخواهی دیر نخواهم و هرانچه که تو دیر میخواهی را زود نخواهم. آمین. امیدوارم سخنان این بزرگ را با عملکرد در زنگی استفاده کنید و از آن لذت ببرید. ممنون

…و چه دانستن تلخیست این رسم زمانه و چه اندوه بزرگیست این قصه ی عادت و این بی خبری از دل یاران!!!بسیار زیبا بود.ممنون.

سلام.
در جواب خانم مینا باید نوشت که: دکتر علی شریعتی زنده است. چون شهید هیچگاه نمی میرد. روح استاد بزرگ شاد باد.
محمد اقبال احمدی
کابل، افغانستان

سلام مرسی خیلی عالی بود

نامم را پدرم انتخاب کرد!
نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!
دیگر بس است!
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد…

اینم برای شما از استاد شریعتی
شما هم راهتونو خودتون انتخاب کنید…

به نام خدای عدل و انصاف
کلام استاد همچون روحی در کالبد بیمار گونه انسان دمیده میشود و انسان را از خواب غفلت بیدار میسازد .
خدایا به من قدرتی عطا کن که بتوانم روحی را که در کالبد بیمار گونه ام دمیده شده و اشتیاق شناخت تو را دارد با فریاد عصیان زنده نگاه دارم .
آمین

با سلام واقعا بایددر گفتارهایش بسیار اندیشید که برای چه زنده ایم واز خداوند چه بخواهیم؟؟؟ مثل نیایش آخری.خداوند روح او را قرین رحمتش گرداند

.سلام.حرفای دوستان قشنگه وتعریف وتفسیری که بر صحبت ها می کنند هم زیباست ولی ….من یه مشکلی دارم وقتی این صحبت ها وحرفارو می خونم خیلی تحت تاثیر قرارمی کیرم،ویه جورایی ازخواب غفلت بیدار می شم ولی این بیداریم باعث سرگردانیم می شه نمی دونم چی کارکنم،کاش حرفای استاد درهر زمینه ای سیر فکری داشت ،اقای کاظمی شماخیلی زحمت کشیدیدوخسته نباشید وخداقوت بهتون می گم،وشماکه مهارت دارید وشناخت بیشتر به حر فای استاد داریدحرفای استاد رو دسته بندی کنید.شاید شما بگید که خب از استاد هابپرسید ووسیر حرکتتون رو بهت نشون می دن ولی نه فکر وراه استاد باهمه فرق می کنه،وقتی از دیگران کمک می خوایم بیشتر سرگردونم میکنن.ممنون

سلام
ممنون

خیلی خیلی عالی بود امیدوارم که نیایش هایه شخصیتهای بزرگ دیگه هم همینطور جمع ودسته بندی بشن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *